چرندن

من به تازگی در مورد این دو کلمه فکر کردم قبل از اینکه فهمیدم که کلمه اختصاری دقیق است و با خوانش ها و افکار اخیر من بسیار طنین انداز است ، بنابراین فهمیدم که زمان نوشتن پستی در موضوع است ، خصوصاً در یک صنعت تبانی :)

اولین چیزها ، اول یک یادآوری سریع: کارآفرینان با پشتوانه سرمایه گذاری در اینجا برای ایجاد شرکت ها ، نه موزه ها و نه مشاغل کوچک ، فعالیت می کنند. آنها باید بپذیرند كه فرصتی كه در آن پرش می كنند به زودی مسئولیت خواهد شد در صورت عدم تعهد نسبت به كارمندان ، كاربران ، مشتریان ، شرکای خود و در نتیجه سهامداران آنها. از آنها به عنوان بنیانگذاران ، انتظار می رود که در کنار سازمان خود رشد کنند و عملکرد خود را انجام دهند تا در واقع سهام خود را در اختیار داشته باشند. آنها نباید خود را گول بزنند زیرا آنها یک روز کاری را آغاز کردند ... مالکیت و رهبری بیشتر از آنکه بخاطر مواقع بدست آورند ، به دست می آیند ، به حدی که منافع شرکت همیشه در اولویت است.

بنابراین مسئولیت بنگاههای سرمایه گذاری در این همه چیست؟

خوب ، من اغلب از همه نوع کارآفرینانی که یا داستانهای عالی را با خروجی های مناسب و معقول تجربه کرده اند ، تجربه کرده اند ، اتفاقات افتضاحی را با سرمایه گذاران خود و یا در مقابل سرمایه گذاران خود تجربه کرده اید ، یا حتی هنوز هم با سرمایه داران سرمایه گذار یا فرشتگان تجارت کار نکرده ام: چه چیزی باعث می شود بسیاری از سرمایه گذاران مانند آماتورها به نظر بیایند ، در بهترین حالت بی طرف بودن ، در بدترین شرکت ها و کارآفرینان کاملاً پیچیده و عواقب ناشایست؟

قبل از هر چیز ، آگاه باشید که داستانهای بسیار واقعی به ندرت عمومی می شوند ، زیرا بسیاری از اطلاعات و علایق نامتقارن در معرض خطر قرار دارند. تا آن زمان که گه ها واقعاً به فن برخورد می کنند ، خیلی دیر شده است و تنها نتیجه این است که به جای تلاش برای گفتن حقیقت واقعی ، طولانی ، پرتنش ، یک داستان ساده تر را تهیه کنید. همچنین ، ترجیح داده می شود که گاهی اوقات یک ظروف غول پیکر را بپوشانید که همه طرف ها مسئولیت های خود را با یکدیگر دارند.

در حال حاضر ، در مورد Venture Crap شما اغلب در مورد ...

فقط اگر بتوانم به شما بگویم که کارآفرینان این کار را به خودشان می آورند ، که باید درس های خود را بیاموزند و به کار گیرند. متأسفانه ، حتی اگر کارآفرینان باید درک کنند که همیشه رشته هایی وجود دارد که به پذیرش پول سرمایه گذاری می پردازند ، سرمایه گذاران بهتر از هر کس دیگری قوانین بازی را می دانند و بنابراین باید آنها را به توجه کارآفرینان بکشاند. متأسفم که کارآفرینان مجبورند این موارد را به تنهایی بیاموزند ، برخی از سرمایه گذاران در وقت گذرانی و ارائه منابع مناسب برای فهمیدن آنچه در جستجوی آنها هستند ، ناکام هستند. فکر نمی کنم عمدی باشد ، اما این یک اشتباه گران است که بنیانگذاران ممکن است روزی قیمت آن را بپردازند.

سرمایه گذاران در ماموریت خود شکست می خورند ، صبر کنید اما چرا ...

اول ، این یک قانون طبیعی است که در بیشتر صنایع اعمال می شود. در هر بخش ، بسیاری از مردم به دلایل مختلف ، عملکرد خوبی ندارند ، زیرا به طور تصادفی در آنجا فرود آمده و در معرض خطر ، تنبلی و فرصت قرار می گیرند. مردم یا سعی می کنند پیش بینی ، بهبود و بیش از حد تحویل دهند ، یا تمایل به صفر دارند. این امر به ویژه در محیط های بدون محدودیت صادق است که افراد می توانند کارهای خود را آنطور که در بیشتر وقت انجام می دهند سازمان دهند. بنابراین تعجب نکنید که برخی سرمایه گذاران سطح تعالی خلبانان جنگنده یا ابر قهرمانان را ندارند. آنها فقط می خواهند اوقات خوبی داشته باشند.

دوم ، سرمایه گذاری یک شرکت تجاری است. منظورم این است این امر به دوز بالای هوش هیجانی نیاز دارد ، چیزی که غالباً توسط آموزش اجتماعی ما نابود می شود ، نفس نابجا و ناخودآگاه در حال رشد است. با این وجود ، این همان چیزی است که به سرمایه گذاران امکان می دهد تا با بنیانگذاران ، روابطی قوی و قابل اعتماد برقرار كنند ، كلیدی برای تأمل ، تبادل و ایجاد مسیری مشترک با عدم تقارن بسیار كم. و به هر حال ، عدم تنوع و شفافیت در صنعت ما به عدم هوش هیجانی کمک می کند. هشدار: این نیز با بزرگی برای بنیانگذاران صدق می کند.

سوم ، یک زنجیره ساختاری دلایل و پیامدهای ناشی از این طرح که مدل سرمایه گذاری در آن ساخته شده است ، وجود دارد. برای کوتاه کردن داستان طولانی ، به تیمهای سرمایه گذاری این امکان را می دهد که حداقل 15 سال یا بیشتر (1) درآمد تضمین شده را دریافت کنند. نتیجه این است که شما به افرادی که مسئول سرمایه گذاری پول هستند ، راحتی نسبی می دهید. ممکن است فکر کنید که این امر به شما اجازه می دهد تا روی مأموریت تمرکز کنید ، اما در واقع برخی از آنها از داشتن این منبع عود درآمد بسیار تنبل می شوند در حالی که مجموعه محدودیت های آنها بسیار محدود به بازاریابی و کاغذبازی نسبت به سرمایه گذاران خود است نه بررسی واقعی آنها. کار این افراد تنبل به دلیل ناسازگاری و عدم نظم و انضباط خود تمایل به میانه روی دارند. سرانجام ، یک شخص متوسط ​​و متوسط ​​در موقعیت قدرت به دلیل تمام پولی که باید برای سرمایه گذاری داشته باشد ، در بدترین حالت ممکن است فقط به یک بستر غول پیکر تبدیل شود.

چهارم ، دستور کار نامتقارن. بنیانگذاران در قبال سرمایه گذاران خود مسئولیت دارند و فقط می توانند یک بار در طول عمر یک شرکت شکست بخورند. Venture Capital یک بازی متفاوت است ، شکست ها بخشی از طرحی است که به LP ها ارائه می شود (سازمان هایی که در این صندوق ها سرمایه گذاری می کنند) و غالباً با ارائه J-Curve روبرو می شوند (تبریک می گویم به فردی که با آن سر و کار دارد. و همه را به این مفهوم برای بازنده ها فرو برد) یا سود غیر واقعی شرکت های نمونه کارها که با ارزش های بالاتر پول در آورده اند. بنابراین سرمایه گذاران تا پایان بازی پاسخگو نیستند. برنامه های شما مطابقت ندارند ، متاسفم.

پنجم ، از دست دادن علایق. بازده سرمایه گذاری فقط از معدود سرمایه گذاری حاصل می شود. سرمایه گذاران پس از نتیجه بازده بالا از قانون قدرت هستند. از دیدگاه تجارت ، این شرط بسیار پر مخاطره و ضد انعطاف پذیر است. هیچ کس هنوز آماده رشد بیش از حد و مدیریت انتظارات بسیار زیاد نیست. برخی افراد باورنکردنی موفق می شوند ، اما برخی از آنها چنین نمی کنند. به طور کلی ، این فقط freaking سخت و شدید است. در این میان برخی از سرمایه گذاران تمایل دارند که علاقه شرکت ها و کارآفرینانی را که دیگر به آنها اعتقاد ندارند ، از دست بدهند.

ششم ، اقدام مجدد در مقابل Pro-Action. این یک کار بسیار غیرقابل پیش بینی است. سرمایه گذاران در حال تلاش برای ایجاد پیشگویی های خود برآورده در محیط های بسیار نامشخص هستند. شرکت پیشرفته تر است و پیش بینی آینده ای احتمالی آسان تر است. اما قبل از آن ، همه چیز در مورد توانمندسازی سرمایه گذاران عمیق بر این باور است که چه کسی فرصت های بزرگ و هیجان انگیز بازار را هدف قرار می دهد ، باعث می شود آنها در آنچه می سازند تأمل کنند ، آنها را به افراد مناسب برای آنها متصل کنند تا بتوانند مسیر شرکت را به سمت موفقیت شتاب بگیرند ... و صریحاً ، خیلی سرمایه گذاران معدودی واقعاً این کار را می کنند. احتمالاً به این دلیل که کارآفرینان سؤال نمی کنند بلکه مهمتر از آن است زیرا سرمایه گذاران زیادی تمایل دارند واکنشی نشان دهند نه طرفدار فعال.

در حال حاضر ، من اینجا است

دوست دارم باور داشته باشم که کار سرمایه گذار با تصمیمات و اقدامات ساده در محیط های پیچیده هموار شده است. و برای انجام این کار ، به وضوح دید ، دوز بسیار بالایی از ایمان و اعتقاد ، کنجکاوی و صبر ، ترکیبی از هوش هیجانی با قابل فهم ، همدلی و نظم و انضباط و هم انعطاف پذیری و انعطاف پذیری و هم جاه طلبی و فروتنی نیاز دارد. از دید من آسان نیست.

ما امیدواریم که سرمایه گذاران بیشتری با یک مقدار کمی از تعالی سعی در انجام کار خود داشته باشند. مطمئناً برای بسیاری از کارآفرینان ناامید کننده و ناامیدکننده است ، اما این واقعیت را تغییر نمی دهد که مجبورند با آن مقابله کرده و مسئولیت سرنوشت شرکت خود را به عهده بگیرند.

موفق باشید :)

(1) Venture Capital یک بازی بلند مدت است حتی اگر خیلی از افراد تمایل به فراموش کردن آن داشته باشند ... بنابراین ، اکثر سرمایه گذاران پول جمع می کنند (از آنچه ما LP ها می نامیم ، شرکای محدود) که با تشکر از مدیریت تضمین شده آنها تقریباً 8 تا 10 سال مدیریت خواهند کرد. هزینه (2.5 2.5 یا بیشتر در سال از پول تحت مدیریت ، برای تعداد محدود سال). ترفند این است که در حالی که ارزیابی های شرکت های پرتفوی آنها از دوره های سرمایه گذاری در حال افزایش است ، آنها صندوق دیگری را جمع می کنند و 8 تا 10 سال دیگر از هزینه های مدیریتی به آنها می دهند. در صورت موفقیت به این هزینه های عملکرد بالقوه اضافه کنید (موسوم به منافع حمل شده ، تقریباً 20٪ عملکرد بالاتر از نرخ بازده معینی است).