3 نکته مهم در مورد مشتریانی که من از Bartending یاد گرفتم

شماره 1 - در مورد محصول هرگز اینگونه نیست

کار روزانه من در بازاریابی دیجیتال است. شب ، من بارت می کنم.

و این نوع قابل توجه است که چقدر این دو سازگار هستند - بیشتر به این دلیل:

مردم مردم هستند.

1- هرگز مربوط به محصول نیست

مردم نوشیدن نمی کنند زیرا به الکل احتیاج دارند. مردم برای معاشرت ، نوشیدن وقت ، سرگرمی ، تناسب اندام ، نوشیدن نوشیدنی های نوشیدنی می نوشند. آنها می نوشند تا چیزی را حس کنند - یا احساس چیزی را متوقف می کنند. (این حتی در مورد افرادی که برای زندگی مشروب الکلی درست می کنند نیز صادق است - برخی از صاحبان کارخانه آبجوسازی و تقطیر محلی من گاهی اوقات شب های تعطیل خود را به نوار می ریزند و حتی برای نوشتن یک بار نیز می نوشند ، نه خود نوشیدنی). همه انجام میدهند.)

برعکس ، تجارت قبلی من در زمینه پوشاک زنان بود. هیچ یک از مشتریان من در واقع و واقعاً به لباس دیگری احتیاج نداشتند. همه آنها برای برخی دیگر از مشکلات حل می کردند - احساس مهم بودن ، احساس زیبایی ، احساس ویژه بودن ، احساس راحتی بیشتر یا اعتماد به نفس در پوست او ، احساس جوانی یا پختگی بیشتر یا هر چیز دیگری. این مورد حتی در شرایطی که هر روز با زنان دیگر در صنعت کار می کردم ، که لباس و زندگی را تنفس می کردند - به عنوان محصولات - هر روز. وقتی نوبت به لباس پوشیدن رسید ، آنها مانند همه ما بودند. هرگز مربوط به لباس نمی شود - لباس فقط وسیله ای برای رسیدن به هدف است و حل سایر مشکلات بزرگتر.

با هر محصولی یکسان است مگر اینکه در حال فروش برق یا گرما یا مطلق ترین مواد غذایی و پوشاک به کسی در شرایط سخت باشید ، هرگز هرگز محصولی نمی فروشید. و نیاز هرگز آن چیزی نیست که به نظر می رسد.

درک این نیازها خیلی طول می کشد. شما تقریباً هرگز نمی خواهید با توجه به این نیازها صحبت کنید و یا مستقیماً از بازار بازاریابی کنید ، زیرا باعث می شود افراد به بیرون حمله کنند و "سحر و جادو" از آنچه انجام می دهند را بشکنند ، اما درک انگیزه های عمیق تر در ساختن مناسبات گام برمی دارد.

2. مردم می خواهند راهنمایی شوند

مردم نمی خواهند کارهای سنگین تصمیم گیری را انجام دهند. به ندرت مشتری ها به میز نمی آیند و دقیقاً می دانند چه می خواهند - و اگر این کار را انجام دهند ، این به این دلیل است که (الف) آنها تجربه خود را در زمینه موضوع ایجاد کرده اند یا به احتمال زیاد ، (ب) قبلاً از منبع دیگری دریافت کرده اند. زمان (یعنی "دوست من به من گفت ..." یا "من شنیدم ...")

خارج از این ، بیشتر مردم راهنمایی می خواهند.

آ. مردم می خواهند تخصص شما را بدانند

"شما چه پیشنهاد می کنید؟"

این تا حدودی سوالی است که از من پرسیده می شود - هم به عنوان متصدی بار و هم در کار روزانه من در بازاریابی دیجیتال.

مردم می دانند که این دامنه شماست. آنها می دانند که شما هر روز یکبار مبادلات بی شماری می بینید. آنها به تخصص شما اعتماد دارند. و از همه مهمتر ، آنها بیش از آنچه که بخواهند خودشان را به مسئولیت تصمیم گیری واگذار کنند به این اعتماد دارند.

صادقانه بگویم ، این سؤال می تواند در مورد نوار کمی ناامید کننده باشد ، بیشتر به دلیل این که معمولاً از آن سرد می شود - یعنی اولین چیزی که مشتری به شما می گوید ، بدون اینکه زمینه دیگری داشته باشد. بنابراین من همیشه مخالفم ، "چه چیزی را دوست داری؟" از آنجا که ما باید از جایی شروع کنیم ، مردم - ویسکی و پینولا کلادا نوشیدنی های بسیار متفاوتی هستند و من هرگز آن را به جمعیت دیگر توصیه نمی کنم.

در شغل روزانه آسان تر است - زیرا (الف) تقریباً همیشه زمینه ای دارید - حداقل می دانید قبل از درخواست این کار ، مشاغل آنها چه کاری انجام می دهد - و (ب) هنگامی که به این نتیجه رسیدید ، گزینه های بی نهایت کمتری وجود دارد. قدرت واقعاً در اجرا است.

اما در هر صورت ، مردم همیشه به دنبال توصیه شما هستند.

ب مردم می خواهند بدانند که دیگران چه می کنند

"دیگران چه می کنند؟"

باز هم ، یکی از متداول ترین سؤالاتی که من هم در نوار و هم در کار روزانه خود می شنوم. من تخمین می زنم محبوب ترین نوشیدنی در نوار 30 تا 50٪ کوکتل هایی است که می ریزیم. و تقریباً هر کسی که این کار را انجام می دهد ، زیرا آنها شنیده اند که محبوب ترین بود.

نکته جالب در این باره این است که به صورت دایره ای و خود عملی است. "محبوب ترین" شانس خوبی برای ماندن در محبوب ترین افراد دارد ، زیرا دقایقی که مردم این را می شنوند ، می خواهند آن را نیز داشته باشند.

البته ، برای کسانی که به خانه توجه می کنند: این همچنین بدان معنی است که می توانید به سادگی با گفتن مردم محبوب ترین مورد ، "محبوب ترین" موردی را ایجاد کنید. این بعضی اوقات حقیقت موجود در لیست های "محصولات برجسته" است.

اثبات اجتماعی یک چیز قدرتمند است. و با قدرت زیاد مسئولیت بزرگی به همراه دارد.

3. همخوانی در مقابل تازگی

ثبات

از یک طرف ، مردم عاشق قوام هستند. آنها می خواهند باور کنند که سازگار هستند - و اغلب رفتارهای تاریخی را برای نشان دادن این موضوع ادامه خواهند داد - و می خواهند در محیط های خود سازگاری داشته باشند. آنها می خواهند درک کنند که به چه چیزی وارد می شوند.

تقریباً همیشه می توانید بگویید که اولین بار کسی است که در نوار است ، زیرا همیشه مانند آنها که قبلاً در ملاء عام نبوده اند ، به چهره خود نگاه می کنند و بوی بد سگ می دهند. آنها سلام و تبریک بانوان را نمی شنوند. آنها نمی دانند کجا بنشینند. آنها مانند منفی که نمی توانند بخوانند ، به این منو نگاه می کنند و از دیدن دیوار آشامیدنی و آبجو خیره می شوند. آنها گم شده اند ، از هم گسسته شده اند و به جای جای آنها احتیاج دارند.

این احتمالاً اینگونه است که مردم هنگام برقراری ارتباط با یک نام تجاری آنلاین احساس می کنند - هربار که به نظر می رسد قبلاً هرگز از اینترنت استفاده نکرده اند. و نگاهی به چهره آنها مانند بوی مدفوع است.

مشتریان می خواهند با شما ارتباط برقرار کنند. و خودشان.

آیین نامه ها با اطمینان هستند؛ امن است؛ خوشحال. آنها راه می روند و می دانند کجا می خواهند بنشینند. آنها می دانند حمام کجاست. آنها نام شما را می دانند و از همه مهمتر ، آنها می دانند چه چیزی را می خواهند سفارش دهند - حتی اگر فرقی با دفعه قبل باشد. از آنجا که نوشیدنی آنها افزودنی از شخصیت ، خلق و خو یا نیازهای آنهاست ، و برای آنها مهم است که این دو سازگار باشند؛ که یکی دیگر خدمت می کند و راضی می کند. و آنها را به آنجا خواهید برد.

تازگی

اگر چیزی را در مقابل مردم قرار دهید ، آنها با آن درگیر خواهند شد.

من به تازگی در حالی که در یک سفر کاری (برای شغل روزانه) مشغول کار در یک نوار (متفاوت) بودم ، مشروب فروشی کردم و به فکر خودم بودم. اواسط ظهر بود ، بنابراین مکان خیلی خالی بود. اما این یکی از رستوران های بزرگ بود ، این یکی از "رستوران های کارائیب" با مضمونی بود ، بنابراین متصدی نوشیدنی های مخلوط درست می کرد.

من طرفدار نوشیدنی های مختلط نیستم. و من قطعاً طرفدار نمونه رایگان نیستم (احمقانه - آن را عجیب نکنید.) اما لعنت می کنم اگر وقتی چند اونس اضافی را از آخرین مزاحمت خود در مقابل من قرار دهد ، من لعنت می کنم. آن راز سفید و شربت را آنگونه که من آن را سفارش داده ام پایین نبرد.

مردم عاشق گه های جدید هستند.

من قطعاً این سوال را می گیرم - "چه چیز جدیدی است؟" - خیلی بیشتر در کار روزم. مشتریان همیشه می خواهند بدانند که چه ویژگی های جدیدی را ارائه می دهیم که دفعه قبل همه ما با هم ملاقات نکردیم - و به طور خاص:

"آیا می توانید سلیقه ای از آنچه دیگران سفارش می دهند به من بدهید؟"
"بچه های دیگه چی می کنی؟"
"چه چیزی را از دست داده ام؟"

و این دقیقاً به مشتریهای خود می خورد ، که انتظار داشتند هر بار که به سایت شما ضربه بزنند ، اتفاق جدیدی رخ دهد. این سازگار و یکسان است.

مردم عاشق جدید هستند. آنها عاشق تازگی هستند.

سهولت رایگان ، قیمت های کامل ، گزارش و بازپرداخت

اکنون زمان خوبی است که یادداشت های مربوط به "گهواره های رایگان" را درج می کنیم.

مردم عاشق گه کردن رایگان هستند آنها عاشق نمونه های آبجو هستند. آنها عاشق هدیه دادن هستند. آنها عاشق تخفیف هستند.

هنگامی که شرکت ها - و بازرگانان - گول های کمی به دست می آورند ، افراد را به خود مشغول می کند و به آنها الهام می بخشد که از طریق قدرت متقابل بازگردند و هزینه کنند. آنها احساس می کنند شما بچه ها واقعاً چیز خاصی داشته اید.

با این وجود ، احتیاط این است که باید هدفمند ، ویژه و غیر منتظره به نظر برسد. اگر مشتریان بدانند که شما به همه نمونه آبجو - یا 10٪ تخفیف می دهید - جادو خراب است. آنها مطمئناً بازهم تلافی می کنند - اما در نوع خود قرار خواهد گرفت. آنها قصد دارند با شما به عنوان منبع تخفیف رفتار کنند. اگر می خواهید این ، عالی باشد - به نظر می رسد که برای Costco خوب کار می کند. اما اگر این را نمی خواهید ، به آرامی بچرخید. در عوض روابط را ایجاد کنید - یا در کنار هم.

یک دفتر کوچک محلی دو بلوک از دفتر ما فاصله دارد و گروهی از ما تقریباً هر روز برای ناهار به آنجا می روند. آنها ساندویچ های خوبی درست می کنند ، قیمت ها خوب است ، و کارمندان همیشه ما را به یاد می آورند - و سفارشات ما.

من شنیده ام که آنها "ساندویچ رایگان به ما داده اند!" کارتهای شناور در اطراف - حداقل یکی از همکاران من یکی از آنها را دریافت کرده بود - اما آنها آنها را مانند آب نبات تحویل نمی دهند. آنها هنگام پیاده روی در پیاده رو آنها را به صورت شما نمی لرزاند. آنها روی پیشخوان نمی گذارند. این افراد به شخص داده می شود ، احتمالاً با نام های اوليه و غیر منتظره. و هنگامی که من در نهایت یک مورد ، احتمالاً در 100 بازدید من ، آن را به سادگی شیرینی کیک - یک اذعان تقریباً فوق العاده - و نه چیزی است که من به دست آوردم.

مردم می خواهند شما را دوست داشته باشند

و آنها می خواهند شما آنها را دوست داشته باشید. و شاید از همه مهمتر ، آنها می خواهند که دیگران آنها را دوست داشته باشند. و آنها می خواهند خودشان را دوست داشته باشند.

هرچه به آنها کمک کنید تا به همه این اهداف برسند ، به اهداف خود نیز نزدیک خواهید شد.

این داستان در The Startup منتشر شده است ، جایی که 258،400+ نفر جمع می شوند تا داستانهای اصلی Medium درباره کارآفرینی را بخوانند.

برای دریافت داستانهای برتر در اینجا مشترک شوید.