نقاط کور نوآوری در شرکت

مراقب آنچه در پشت سر شماست قرار بگیرید

تقریباً هفت سال پیش ، مارك آندرسن مقاله ای را در وال استریت ژورنال با عنوان "نرم افزار در حال خوردن جهان است" نوشت. Andreessen - که عمداً یا نه - از مسیر رشد نرم افزار شگفت زده و شگفت زده است ، اخطار اخطاری به شرکتهای بزرگ داد که قابلیت های نرم افزار به مصرف خطوط تولید ، سرمایه انسانی ، فرآیندهای تولید و حتی کل مشاغل ادامه می دهد.

شرکتهای میراث نبوت آندرسن را از دو طریق تفسیر کرده اند. به معنای واقعی کلمه ، سهم جهانی شرکتها از سرمایه گذاری شده در نرم افزار نسبت به سایر منابع هزینه به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. مدیر عاملان برای انجام تحولات دیجیتال تحت فشار قرار گرفته اند كه نرم افزار نقش اصلی را ایفا می كند. به طور همزمان ، شرکت کنندگان پیام آندرسن را بطور پیشگیرانه تفسیر کرده اند - اگر نرم افزار تهدیدی وجودی امروز باشد ، فردا چیست؟ هوش مصنوعی؟ هواپیماهای بدون سرنشین؟ VR؟ بلاکچین؟ شركتها در حال جابجایی این دلهره های میان مدت و بلند مدت به همراه نگرانی های فوری - مانند ضرب و شتم شماره سه ماهه درآمد یا پاسخ دادن به افت قیمت رقیب - برای راننده در آزادراه مشابه هستند و داشبورد را تماشا می كنند در حالی كه ابرهای طوفانی در جلو جمع می شوند.

به نظر منطقی ، این واکنش ها درس واقعی آندرسن را نادیده می گیرند. با تمدید قیاس اتومبیل ، شرکت ها در پاسخ به تهدید نرم افزار و اختلال پاسخ داده اند ، گویی طوفان فقط در افق ، بسیار دور است.

اما نرم افزار ده ها سال است که وجود دارد. لوتوس 1-3-3 و مایکروسافت اکسل - که زمانی "چیزی یک آزمایش بزرگ در صنعت نرم افزار" نامیده می شدند - به طور مشهور در دهه 1980 بهره وری کار را تغییر دادند. ویندوز و جاوا در دهه 1990 و اوایل دهه 2000 استاندارد های فراگیر بودند. تکامل نرم افزار از استقرار از پیش فرض تا فروش اشتراک از طریق اینترنت (که معمولاً "SaaS" نامیده می شود) با راه اندازی Salesforce در سال 1999 با جدیت شروع شد. در حالی که شیوه تحویل نرم افزار و مدل های قیمت گذاری تغییر کرده است ، ابزار اساسی نرم افزار همچنان یکسان است. شرکتها قبلاً با آن آشنا بودند. نرم افزار طوفان جدید بدی نبود. این یک چهره نادیده گرفته در آینه های دید شرکتها بود.

این امر بر لزوم نگاه شرکتها نه تنها به جلو ، بلکه در پشت - مانند چک کردن آینه های نقاط کور نیز تأکید می کند. به طور خاص ، شرکت ها باید پیشرفت های فن آوری در حال ظهور یا روند بازار را که در مسیر فعلی صنعت خود وارد می شوند یا سرعت می یابند ، نظارت کنند و مشتاق سرعت بخشیدن به آن باشند. فن آوری های بالقوه و پرمخاطب مانند AI و blockchain ممکن است آینده نرم افزار یا ذخیره اطلاعات دیجیتالی را نشان دهد ، اما اهمیت آنها به بلوغ نیاز دارد. اینها تهدیدهای افق است. در مقابل ، روندهای "آشکار" تر - از ادامه نوآوری در رایانش ابری گرفته تا افزایش تصدی سازمانی اینترنت اشیاء ("IoT") ، تا گسترش بازارهای آنلاین - امروزه تأثیر می گذارند. هر سه روند (ابر ، IoT ، بازارها) بیش از نیم دهه در حال حرکت بوده اند ، که اگر از قبل نادیده گرفته شده باشد ، تهدیدات "نقطه کور" ممکن را نشان می دهد. چالش توسط سارا تاول بنچمارک خلاصه شده است: "این به معنای پیش بینی آینده نیست بلکه دیدن حال و وضوح ... برای سرمایه گذاری در موارد استفاده که در حال حاضر وجود دارد سرمایه گذاری کند."

در واقع ، غفلت از بررسی نقاط کور می تواند فاجعه بار باشد. بلاک بوستر معروف Netflix را نادیده گرفت ، با اظهار نظر مدیرعامل جیم کیز در سال 2008 ، "من به صراحت گیج شده ام از این شیفتگی که همه با Netflix دارند ... Netflix واقعاً کاری را انجام داده که نمی توانیم یا نمی توانیم از قبل انجام دهیم. " بلاکبوستر متعاقباً در سپتامبر 2010 برای ورشکستگی در فصل 11 ثبت نام کرد. به همین ترتیب ، شرکت کانادایی Research in Motion (RIM) ، صاحب تلفن هوشمند بلک بری ، اعلامیه آیفون اپل در ژانویه 2007 را به عنوان "یک شرکت کننده دیگر در یک فضای بسیار شلوغ" رد کرد. جیم بالسلی ، مدیرعامل RIM با ابراز تردید اظهار داشت كه آیفون به معنای "تغییر دریا" برای بلك بری نیست ، زیرا این شركت كانادایی همچنان در حال خدمت به مشتریان و مشاغل دولتی و دولتی در حالی كه اپل مخاطبان گسترده ای را دنبال می كرد بود. طی 10 سال آینده ، سهم بازار RIM از پیشرو صنعت 19.8٪ به 0.0٪ رسید.

روشی مناسب برای بررسی نقاط کور وجود دارد: هر ساله با صدها نفر از راه اندازی های فناوری اولیه آشنا می شوید. شرکت های اوایل مرحله اغلب فناوری های جدید ، روش های توزیع ، فاکتورهای شکل یا بازارهای کاملاً جدید را با سرعت سریع ایجاد می کنند. با شروع چشم پوشی از قوانین و مقررات مربوط به صنعت ، شرکت های نوپا می توانند رویکردهای تجاری جدیدی را اتخاذ کنند ، یا بینش هایی را کشف کنند که شرکت های معتبر از طریق تماس زود هنگام می توانند از آن بهره مند شوند. گوش دادن به این استارتاپ ها با ذهن آزاد می تواند رهبران صنعت را نسبت به روندهایی که ممکن است به زودی در حال پیشی گرفتن از آنها باشد هشدار دهد.

روشهای زیادی برای برآورده کردن میزان شروع کار با حجم وجود دارد. هر کدام نقاط قوت و ضعف دارند:

کنفرانس های صنعت: برخی کنفرانس های با محوریت فناوری مانند CES ، SXSW یا IAB سالانه هزاران نفر از شرکت کنندگان را جذب می کنند ، از راه اندازی ها تا روزنامه نگاران گرفته تا مدیران Fortune 500. کنفرانس های بزرگتر می توانند حجم بالایی داشته باشند - تقریباً 4000 غرفه دار در CES در سال 2018 غرفه سازی داشتند. اشکالات اصلی شامل کیفیت مختلط (هر کارآفرین خود اعلام شده می تواند در آن حضور داشته باشد) و جریان معاملات غیر اختصاصی (رقیب یک شرکت ممکن است در همان کنفرانس باشد. برای تنظیم همان جلسه با همان استارتاپ هدفمند).

Grant Challenges: بسیاری از شرکتها ، مانند جانسون و جانسون ، ورایزون و استنلی ، چالش های اعطای کمک به فعالیت در یک بخش خاص یا منطقه مورد علاقه را ارائه می دهند. مزایا شامل انتقال منابع خارجی به یک موضوع خاص و قرار گرفتن در معرض شرکتهای مرحله اولیه یا بذر است. با این حال ، این فرصتها فقط به "ناشناخته شناخته شده" می پردازند و پیگیری با گذشت زمان ممکن است دشوار باشد. از آنجا که تیم داخلی چالش را مطرح کرده است ، ممکن است این رویکرد مستعد انتخاب سوگیری باشد.

سرمازدگی: این روش ساده به یک تیم تحقیقاتی ، اینترنت و تلفن نیاز دارد. کاستی ها شامل تعصب انتخاب است (طبق تعریف ، فقط با شرکتهایی که در داخل دیده شده اند یا با آنها ارتباط برقرار شده اند) ، نرخ پاسخ متغیر و به طور کلی تعامل با کیفیت پایین تر (شرکتهایی که به دنبال اخلال در یک صنعت هستند ممکن است از تعامل با مشاغل جلوگیری کنند).

مراجعه به شبکه قابل اعتماد: مانند مراجعه به سرما ، مراجعه به سایت ها ساده و ارزان هستند و اغلب از طریق ایمیل یا تلفن وارد می شوند. مراجعه به منابع معتبر غالباً می تواند از کیفیت بالایی برخوردار باشد ، زیرا شبکه شما ممکن است بهترین ایده را در مورد آنچه در واقع به تجارت شما مرتبط است داشته باشد. با این وجود ، یک شبکه قابل اعتماد برای ساختن چندین دهه زمان نیاز دارد. روابط شبکه همچنین نیاز به کار واقعی در قالب توسعه ، پرورش و منافع متقابل دارد.

سرمایه گذاری شرکتی: سرمایه گذاری در شرکت ("CVC") تمام روش های ذکر شده را شامل می شود و می تواند حجم بالا ، تعامل با کیفیت بالا ، کاهش تعصب انتخاب را فراهم کند (استراتژی های سرمایه گذاری به خوبی دستکاری شده اغلب در شبکه های مرحله ای و آگونیستی و در سطح صنعت). و سرمایه گذاری سهام عدالت برای تراز کردن استارت و مشوق های شرکت ها. همانطور که در سرمایه گذاری سنتی صادق است ، CVC یکی از خطرناکترین کلاسهای دارایی سرمایه گذاری است و نیاز به تعهد ، آموزش و تخصص دارد.

هیچ یک از روش های نامزدی بالا نقاط کور را کاملاً از بین نمی برد. بنابراین شرکت ها می توانند شیوه های اضافی را برای تعامل موثر با راه اندازی ها و گسترش پوشش نقاط کور پیاده سازی کنند. سه روش از این دست شامل 1) ایجاد فرهنگ متنوع ، 2) استفاده از بانک اطلاعاتی رهگیری و 3) در مورد CVC ، اعمال واحدهای تجاری داخلی است.

1) فرهنگ همکاری و بحث و تبادل نظر از طریق تنوع حاصل می شود. برای به دست آوردن دیدگاه های متعدد اگر تیم شما متنوع نیست ، سعی کنید یک مدافع شیطان را تعیین کنید تا نظر گروهی را به حداقل برسانید. به عنوان مثال ، در سرمایه گذاری ، سرمایه گذاران به طور معمول بازار کار ، فن آوری ، مردم و ریسک های تأمین مالی را انجام می دهند. اگر همه افراد تیم شما فرصتی را دوست دارند ، تأمل کنید و بپرسید ، "چرا ما می توانیم اشتباه کنیم؟" به عنوان مثال ، شرکت ها می توانند از این رویکرد استفاده کنند ، از جمله کارمندان بخش های مختلف برای بحث درباره KPI های پیشنهادی برای یک چالش کمک هزینه شروع به کار. تنوع و بحث و گفتگوهای آزاد احتمالاً تهدیدات نقطه کور را پوشش می دهد که در غیر این صورت ممکن است بدون توجه باقی بمانند.

2) بانک اطلاعاتی که به مرور زمان راه اندازی ها را بهبود می بخشد ، دانش نهادی را بهبود می بخشد و از بین رفتن ترک های بینش مفید کمک می کند. بسیاری از بنگاهها دارای ابزارهای نرم افزاری پیشرفته ای هستند ، اما حتی یک بانک اطلاعاتی ساده برای ردیابی نرخ رشد و فعالیت بازار می تواند کافی باشد. مهم است که فرصت ها را به مرور زمان برای ردیابی روندها ردیابی کنید ، زیرا کنفرانس ها و دسترسی های سرد ، تصاویر "نقطه به زمان" از یک استارتاپ را ایجاد می کنند. ابزارهای پایگاه داده فقط به اندازه پیگیری تیم شما مناسب هستند.

در این یادداشت ، CVC غالباً پست های بازرسی منظمی را ایجاد می کند ، از چرخه تأمین اعتبار گرفته تا گزارش نمونه کارها تا مشارکت تجاری قبل از سرمایه گذاری ، همانطور که همکار من اریک بودین در اینجا جزئیات دارد.

3) CVC برای نقاط کور "آینه" جایزه ای دارد: واحدهای تجاری داخلی شرکت. واحدهای تجاری می توانند با شناختن تهدیدات قریب الوقوع ، اعتبار بازار را از طریق صنعت و روابط با مشتری ارائه دهند. اگر شرکت شما در حال "تهیه غذا" است ، که سیگنال مثبتی را ارسال می کند مبنی بر اینکه ممکن است تجربه شرکت شما نشان دهنده هدف مشتری گسترده تر استارتاپ باشد ، و ممکن است مدیران شرکت شما نسبت به شناخت روندهای مربوطه بازتر باشند. برعکس ، اگر واحدهای تجاری کشش تجاری کمی را ببینند ، ممکن است استارتاپ مناسب بازار محصول را پیدا نکند. اما اگر یک استارتاپ به سرعت با سایر مشتریان در صنعت شما در حال رشد است و تیم داخلی شما هنوز هم این فرصت را رد می کند ، ممکن است شما یک نقطه کور خطرناک را شناسایی کرده باشید.

هیچ روش مشارکتی راه اندازی تنها یا حتی ترکیبی از روش ها نوعی پاناسه برای نقاط کور نیست. همچنین شرکت ها نباید تهدیدات قابل مشاهده در افق را نادیده بگیرند. با این حال ، یک رویکرد آگاهانه به نقاط کور می تواند به تنظیم آینه های استعاره ای شرکت برای ردیابی روندهای مجاور ، سرعت بخشیدن به آن کمک کند.

از آنچه می خوانید دوست داشتید؟ برای کمک به دیگران در یافتن این مقاله ، روی کلیک کنید.

جک تیلور یک همکار ارشد در Touchdown Ventures ، یک مشاور سرمایه گذاری ثبت شده است که "سرمایه گذاری به عنوان خدمات" را برای کمک به شرکت های پیشرو در راه اندازی و مدیریت برنامه های سرمایه گذاری خود فراهم می کند.

این مقاله شامل اطلاعاتی از منابع شخص ثالث است که معتقدند قابل اطمینان است. با این حال ، ما هیچ صحبتی در مورد صحت یا کامل بودن آن نداریم. ارجاع به استراتژی ها فقط برای اهداف مصور است و نباید به عنوان توصیه ای برای مشارکت در هر استراتژی خاص یا سرمایه گذاری در هرگونه امنیت خاص از آنها استفاده کرد. نظرات بیان شده در اینجا مبتنی بر شرایط فعلی بازار است و ممکن است بدون اطلاع قبلی تغییر کند و ما این حق را داریم که بدون اطلاع قبلی هر بخشی از این مواد را تغییر دهیم و هیچگونه تعهدی برای ارائه به روزرسانی بر عهده ما نیست. به گیرندگان توصیه می شود استنباط نكنند یا تصور كنند كه هرگونه اوراق بهادار ، استراتژی ، شركتها ، بخشها یا بازارهای توصیف شده سودآور خواهد بود یا خسارت به وجود نخواهد آمد. هرگونه توضیحات یا اطلاعاتی در مورد فرآیند یا استراتژی های سرمایه گذاری فقط برای اهداف مصور ارائه شده است ، ممکن است کاملاً نمایانگر سرمایه گذاری های فعلی یا آینده نباشد و ممکن است به صلاحدید مدیر تغییر یابد. کارایی گذشته ضمانتی برای نتایج آینده نیست.