جالب است بدون سن: ویلیام برووس و مت دیلون در داروخانه گاوچران

جالب است بدون سن: تبعیض هیچ کس درباره آن صحبت نمی کند

"این خانم بیست دلار خواهد بود."

"خواهش می کنم من را به خانم جوان زنگ نزنید ،"

او گیج به نظر می رسید ، بنابراین من سعی کردم توضیح دهم. "این ... حمایت می کند."

او با آرامش گفت: "سن شما در ذهن شماست".

من شروع به اعتراض کردم ، اما ارزش آن را ندارد. با استفاده از دستگاه EFX به لیدی گاگا و آنجلیكو كیدجو گوشزد كردم و سعی كردم بفهمم چرا اینقدر ناراحت شدم. وقتی پنجاه و نه ساله می شوید ، زن جوان خوانده می شوید ، زیرا این فرض بر این اساس است که پیر بودن پایین است. (اشاره ای به کلمه هولناک خانم نیست ، اما این ستون دیگری است.)

من به دلیل اینکه احساسات غیرقابل توجیه نبودند ، بلکه به این دلیل که نابرابری به مراتب مخرب تر در آفریقا دیده ام ، در مورد تجاوزات رزمنده عدالت اجتماعی درمورد تجاوزات خرد فکر کردم. از کجا باید انرژی خود را خرج کنیم؟ احساسات را آزار می دهید یا ازدواج اجباری و مثله کردن زنان؟ جواب بدیهی به نظر می رسید.

سپس برای من پیش آمد ، یکی از آن دسته از فلاش های نور سفید Baby Boomers که قبلاً شوخی می کرد. اگر تبعیض سنی عواقب ملموس نداشته باشد ، من تلاش غلط آن مرد را به ادب می گفتم. در عوض ، من تقریباً یک دهه مصاحبه شغلی بی ثمر و مبارزات مالی را تجربه کردم.

در سال 2010 من به تازگی از آفریقا بازگشتم ، جایی که من به عنوان استادیار مدعو در پردیس ماهواره ای دانشگاه آمریكا مشغول به كار بودم ، شغلی كه تقریباً بدون هیچ زحمت به آن سر زده بودم. من در اطراف یک اردوگاه ایستاده بودم که در مورد سن من به یک زن گوش می دادم ، کسی در تمام دنیا زندگی کرده بود و کارهای جالب توجهی انجام می داد: فیلم ، سیاست ، نوشتن.

او با صدای کم گفت: "من قبلاً برای کار شغلی نداشته ام." من تاریکی اطرافمان را به یاد می آورم و این احساس را که ما با او مخفی می شویم ، صدایش را فقط درون دایره چراغ آتش حمل می کرد.

من این مکالمه را بارها به خاطر می آورم ، معمولاً بعد از اینکه برای شغل مصاحبه کردم و به نتیجه نرسیدم. این برای من نیز اولین بار بود. در دهه 1990 ، من یکی از بهترین روزنامه نگاران محیط زیست کشور بودم. من کتابهایی را می نوشتم که دنباله های فرقه ای داشته باشد ، اما من همیشه در مورد روزنامه نگاری مبهم بوده ام ، بنابراین من مسیر سنتی کار برای Time یا Newsweek یا صعود از نردبان از روزانه های کوچک تا بزرگترها را دنبال نکردم. من اشتیاق واقعی خود را در نوشتن داستان و تدریس پیدا کردم ، اما بعد از سقوط اقتصادی سال 2008 ، دانشگاه ها علوم انسانی را از بین بردند. این طوفان عالی بود: شغل های دانشگاه سخت تر بود ، رمان من برای نگارش برای همیشه طول می کشد ، و من هر نانو ثانیه از من پیرتر می شد.

منطقی نبود که به روزنامه نگاری برگردیم ، زمینه ای که در حدود شغلی که بازاریابی و ارتباطات به دست می آورد ، شغل های خود را از دست می داد. من مانند اکثر خبرنگاران ، فحشای افراد PR را در نظر گرفتم ، اما اگر مجبورید طرفی بگیرید ، حداقل می توانید این کار را برای یک دلیل خوب انجام دهید. من یک تلاش نیمه قلبی انجام دادم تا بتوانم شغل ارتباطی را در بنیادی که برای تسلط بر سیاست های محیط زیست با تلاش برای رویکردی مانند شغل انجام شده بود ، به زمین بزنم. آنها یک همکلاسی دبیرستانی را که به یک کارگزار برق واشنگتن تبدیل شده بودند ، استخدام کرده بودند و هنگام ناهار ، بعد از گوش دادن به اسم او و صحبت در مورد دستاوردهای او - یک لیست بی پایان از هر دو ، ظاهرا - از من پرسیدم که آیا او می شود؟ مایل به تشکیل جلسه با مدیر ارتباطات بنیاد است. سفت شد و لحن گفتگو ناگهان تغییر کرد.

او گفت: "او بسیار شلوغ است." "شما باید دو یا سه کار کمدی را زیر کمربند خود داشته باشید."

اوه کارمندان این بنیاد همان افرادی بودند که من را به یک ستاره راک جزئی تبدیل کرده بودند و برای من لابی می کردند که در مورد مبارزاتشان بنویسم و ​​به من بگویند که کتابهای من چقدر از آنها الهام گرفته است. اما همکلاسی من برای تماس های سیاسی خود استخدام شده بود ، نه اشتیاق او به محیط زیست.

علاوه بر این ، من مرتکب یک معراج بزرگ شدم. با فرض اینکه او یکی از ما - غیرقابل توصیف ، جستجوی حقیقت بود - من از آغوش جنبش زیست محیطی "معیارها" خنده ای می خندیدم که من آن را ضد ارزش های جنبش می دانستم.

خندیدم: "این خیلی شفاف است". آنها فقط برای دریافت بودجه در حال جذب مشاغل فنی هستند. "

به نظر مبهوت ، او مخالفت کرد. در واقع ، او گفت ، او معیارهایی را برای سرگرمی شخصی خود ، یک گروه موسیقی باخ ، اعمال می کرد.

معیارهای؟ باخ؟ اینطور نیست ، آه ، هنر؟

او به من می گفت: "شما خیلی منفی هستید".

درست. منفی بودن در زندگی شرکتها و همچنین در شبکه اپرا وینفری به معنای واقعی گفتگو است. از هر یک از این افراد سؤال کنید که چگونه هستند و آنها شکوفا می شوند: "باشکوه!"

اما همه چیز در آمریکا پر زرق و برق نیست. و آنها برای من پر زرق و برق نبودند.

من بدون بیمه درمانی از آفریقا برمی گشتم. تمام آنچه که من به طرز معقول می توانستم از آن استفاده کنم برنامه ای به نام سالم سان سان فرانسیسکو بود که پوشش عالی به من داد اما فقط در سطح شهر. وقتی در یک پیاده روی پیاده روی در خارج از نپا ، ضعف بینی ، آرنج و دندانهایم بیشتر از آنچه که فکر می کنم ، غش کردم و جمجمه ام را با یک ضربه مغزی خرد کردم ، 16 هزار دلار اسکناس های پزشکی و دندانپزشکی را جمع کردم. من نمی توانستم آنها را بپردازم.

من نمی خواستم از همکلاسی خود برای کار بپرسم ، اما یک دوست خوب از روزهای گزارش DC من به من گفت که چاره ای ندارم. این کاری معقول بود که انجام شود.

معقول هرگز برای من کار نکرد ، و مطمئناً آن زمان نبود. بعد از ترک رستوران ، گریه کردم ، درست در خیابان.

من نمی خواهم مدت طولانی در شغل در بنیاد دوام داشته باشم ، اما یک یا دو سال با درآمد 70 هزار دلاری من را از بدهی می گرفتم. دانش من در مورد آمریکای غربی ، چشم انداز بین المللی ای که در آفریقا به دست آوردم ، توانایی نوشتن من به علاوه اعتبار خیابان من برای بنیاد مفید بود. آنها نمی فهمیدند که چقدر نارضایتی در میان محیط بانان درجه یک پرونده ایجاد کرده اند - یا حالا که به آن فکر می کنم ، اهمیتی نمی داد. از آنجا که مردم عادی در زمین می جنگند برای رودخانه ای در آیداهو یا جنگلی در کالیفرنیا ، پول و قدرت واقعی ندارند ، آیا این کار را می کنند؟

در دهه 1980 یا شاید دهه 1990 ، نویسندگان فمینیست در مورد احساس نامرئی صحبت می کردند ، اما آنها در مورد زندگی عشق خود اعتراض می کردند نه کتابهای جیبی آنها. این شکایت اکنون تقریباً بی گناه به نظر می رسد. مطالعات نشان داده است که تبعیض سن برای مردان و زنان بالای پنجاه سال وجود دارد ، اما زنان با دو برابر میزان تبعیض نسبت به مردان روبرو هستند. اگر زنی در سن خاصی هستید یا در جوانی ازدواج نکرده اید و به خوبی به یک نوع موسسه مبتلا نشده اید ، احتمال دارد که هزینه های و مزایای زندگی را در یک RV مقابل خودکشی بسنجید. .

پس از زندگی در آفریقا ، که در آن سن احترام گذاشته شده است ، من برای تجربه رفتارهای پیر در آمریکا آمادگی نداشتم. به طرز فجیعی ، این تجربه من از بزرگ شدن در یک خانواده الکلی را منعکس کرد. در زمانی که من از شغل خود بهتر از گذشته بودم ، جامعه به من می گفت من بی ارزش هستم. این یکی از کسانی بود که "من دیوانه ام یا جهان دیوانه است؟" چیزها

مطالعات نشان می دهد که تبعیض سنی شایع است ، و نهادها در مورد نژاد و حتی جنسیت نسبت به سن گرایی محتاط تر عمل می کنند ، زیرا قانون منع تبعیض سنی نسبتاً ضعیف است. تا همین اواخر ، مردم تمایلی به پذیرش این موضوع ندارند. Baby Boomers خود را گول زد تا اعتقاد داشته باشیم مردم متوجه خطوط روی صورت ما نخواهند شد. اما این در حال تغییر است: میزان تبعیض سنی شکایات EEO از سال 2008 به طرز چشمگیری افزایش یافته است.

حمل و نقل عاطفی پیریسم همان نژادپرستی یا هر عرف دیگر است: تحقیر ، خشم ، بیگانگی و ناامیدی. اما صدمات به جامعه نیز ملموس است ، نه فقط در از دست دادن بهره وری به خودی خود ، بلکه در چیزی که نمی توان آن را تعیین کرد: حاشیه نشینی افرادی که هم خلاقیت و هم بافت تاریخی را برای کارهایشان به ارمغان می آورند.

در ماه آگوست ، چهار کارمند سابق هیولت پاکارد با تشکیل پرونده قانونی اقدام فدرال ، این شرکت را به هدف قرار دادن کارگران مسن تر متهم کردند در حالی که توزیع دستورالعمل کتبی ایجاب می کردند که 75 درصد از استخدام های خارجی را به عنوان "فارغ التحصیل" یا "کار در اوایل کار" ، بخشی از یک تلاش عمومی تشکیل دهد. برای تبدیل شرکت از "قدیمی" به "جوان".

آنچه بیشتر در مورد اسناد دادگاه آشکار می شود ، توصیف گروه های سنی است: هر کسی که بین سالهای 1930 و 1946 متولد شد ، "سنتی" "کند و پایدار" و کسی بود که "به دنبال کار پاره وقت" بود. Baby Boomers ، متولد سال 1946 ، به عنوان "قانون شکن" خوانده شد و از این رو نامطلوب است

شایان ذکر است مدیرعامل شرکت مگ ویتمن در آن زمان پنجاه و پنج سال داشت. ویتمن عنوان هایی را ایجاد کرد که وارث HP او را متهم به تخریب فرهنگ و ارزش های شرکت کرد. بعداً او برای فرماندار کالیفرنیا ناموفق دوید.

البته ویتمن خود یک Boomer است که به ما یادآوری می کند که این مقوله ها ، نشریات روزنامه نگاری هستند که جایگزین تحلیل متفکرانه دانشمندان علوم اجتماعی و مورخان شدند.

به عبارت دیگر ، همانطور که هر خواننده ای از تولستوی می تواند به شما بگوید ، در هر نسلی مشکی وجود دارد.

هزاره؟ بیا دلیل این امر نیازی به بیان نیست: هزاره ها هرگز زمانی را تجربه نکرده اند که شغل های فراوان ، اتحادیه ها قوی بوده و هزینه های زندگی کم باشد. پرداخت وام دانشجویی آنها جهنمی را از این طریق می ترساند ، و در انتخاب آنها از مشاغل تا صحبت در مورد شغل تأثیر می گذارد.

اما ، سلام ، من فقط یک بچه بومر مضطرب هستم ، از این رو بی ربط نیستم. مهمتر از آن ، من یک ژنرالیست گران قیمت هستم - یکی دیگر - نه برای تهیه گوشت "منابع انسانی" - بنابراین ممکن است در واقع زمینه ای برای ایده های خود داشته باشم. (به همین دلیل من کار خودم را شروع کردم ، اما این داستان دیگری است.)

این چیز دیگری است که باعث می شود Baby Boomers نامطلوب نباشد. ما به یاد می آوریم که آمریکا آنقدر عقب نمانده بود ، و ما ایده هایی در مورد دوباره ساختن این راه داریم. (ممکن است برخی از شما در مورد فردی به نام برنی ساندرز شنیده اید؟) طبق گفته های حرفه ای خود منصوب JT O'Donnell of WorkItD Daily ، که با وجود نداشتن گواهی نامه قابل تشخیص در تجارت یا روزنامه نگاری ، در شرکت های فوربز و فست فود فرود آمد. متخصصان ارزان قیمت به آن "ژنرال گران".

اودونل می گوید ، این فقط تجارت است.

من می گویم تجارت بد.

کنار گذاشتن صندوق ها برای استخدام افراد به این معنی است که استیو جابز از یکی از این مزایده ها شغل نمی گیرد. ریچارد لیکی ، بهترین محافظه کار معروف آفریقا ، که هرگز دبیرستان را تمام نکرده بود.

به طرز عجیبی ، افراد باهوش واقع در شرکتهای فناوری این امر را بدست می آورند ، بنابراین آنها انسان شناسان و روزنامه نگاری را استخدام می کنند تا شرکت های خود را بهتر کنند. اما ژنرال های باتجربه استخدام نمی شوند. نه اغلب ، به هر حال.

اخیراً یک شرکت مشاوره ای به نام Red به چاپ کتابی با عنوان Sensemaking: قدرت علوم انسانی در عصر الگوریتم پرداخته است. تا زمانی که توضیحات برنامه آموزشی آنها را بخوانید ، با کد تبعیض سنی پر می شوید بسیار عالی به نظر می رسد:

این زمینه استخدام مشاوران جدید و پایه راه اندازی برای حرفه ای در ReD یا فراتر از آن است. این برنامه برای فارغ التحصیلان اخیر با دوره های تحصیلات تکمیلی در علوم اجتماعی و علوم انسانی و سایر افراد با علاقه به مشاوره است (افرادی با چندین سال سابقه کار که به دنبال تغییر شغلی و فارغ التحصیل سالمندان هستند).

آیا می خواهید آلمانی های خوبی و مگ ویتمن ها که سفارشات خود را صادر می کنند؟ تبعیض سن را ادامه دهید.

اگر رهبران فن آوری می خواهند چالش های اصلی بودن فن آوری در زندگی معاصر را برآورده کنند ، یک پیشنهاد متوسط ​​است: هک استخدام. (این برای خبرنگاران عامیانه است.) اخبار جعلی ما را به بحران مشروطه ای بی سابقه در تاریخ آمریکا سوق داده است. چه کسی صلاحیت بیشتری برای کمک به شما در درک نحوه برخورد با اخبار جعلی نسبت به افرادی که در واقع خبر دارند ، به شما کمک می کند؟ زیرا واضح است که فیس بوک و توییتر مسئولیت جو سمی را که دونالد ترامپ را انتخاب کرده اند ، مسئولیت دارند.

اگر Baby Boomers متلاشی کننده قانون هستند (حداقل Boomers که مسیر مگ وایتمن را طی نکرده است) روزنامه نگاران در راس آن هرم قرار دارند. نه چندان محصول اخیر ، که تمایل به بورژوازی و به سمت بالا حرکت کردن دارند - به همین دلیل آنها نتوانستند مسیر باد را در انتخابات گذشته ریاست جمهوری گشودند - بلکه مردمی بودند که به دلایل مناسب وارد آن شدند.

استخدام کارآفرینان ، بهترین افراد دهه 60 و 70 ، با عاشقانه های دهه 80 و 90 ، افرادی که هرگز به پول اهمیت نمی دادند. ما از ایده ها رانده شده بودیم ، و این شانس را برای رهایی از آسایش و آسایش افراد مبتلا فراهم می آورد.

هزاره ها ، کشاورزان و معترضین را هم به هزاره ها برسانید. افرادی مانند ناتاشا وارگاس کوپر را که سی و سه سال دارد و جیم کاریر که دو برابر سنش است ، استخدام کنید. زیرا این مربوط به زمان تولد شما نیست ، بلکه شما چگونه فکر می کنید.

افراد HR شما این را نمی دانند. آنچه آنها می دانند معیارها است. استیو جابز آن را می دانست. و چه کسی ترجیح می دهید؟ استیو جابز یا مگ ویتمن؟

من با جابز هستم

اینجا به افراد دیوانه است. نادرست شورشیان. مشکل سازان میخ های گرد در سوراخ های مربع. کسانی که چیزها را متفاوت می بینند. آنها عاشق قوانین نیستند. و آنها هیچ احترامی به وضع موجود ندارند. می توانید آنها را نقل قول کنید ، با آنها اختلاف نظر داشته باشید ، آنها را جلال دهید یا آنها را تهییج کنید. در مورد تنها کاری که نمی توانید انجام دهید این است که آنها را نادیده بگیرید. زیرا آنها امور را تغییر می دهند. آنها نسل بشر را به جلو سوق می دهند. و در حالی که ممکن است برخی آنها را دیوانه ببینند ، ما نبوغ را می بینیم. زیرا افرادی که به اندازه کافی دیوانه هستند فکر می کنند می توانند دنیا را تغییر دهند ، کسانی هستند که انجام می دهند.
هاستون ، روزولت و گاندی: برای استخدام شدن خیلی پیر هستید؟