نظریه های توطئه ، مواد مخدر یا چگونگی تلاش برای یافتن شغل در یک استارتاپ

هی فام! نام من آنا است. شما در حال خواندن این مقاله هستید زیرا اکنون به دنبال شغل هستم. اما نه فقط یک شغل ، جایی که من فقط مانند تمام وقت در اردوگاه کار می کنم ، اما یک پروژه فوق العاده COOL که بخشی از زندگی من خواهد بود و فرصت های جدیدی برای ساختن حرفه ام به من می دهد.

من Beatles را بازی می کنم

امروز اگر یک وظیفه را که به من دادند می توانم شغل رؤیایی را در یک شرکت شگفت انگیز بدست آورم - جالبترین مقاله را بنویسید. و اینجاست! و شما فرصتی دارید که به من کمک کنید تا این کار رویایی را انجام دهم ، و همچنین از تجربه من عبور کرده و یاد بگیرید که چگونه شکاف نسل می تواند بر کار تأثیر بگذارد. بنابراین اکنون یک داستان بسیار شخصی از زندگی من با شما به اشتراک می گذارم که شاید واقعاً منحصر به فرد نباشد ، اما من مطمئن هستم که هزاران نفر هستند که همان احساسات را تجربه می کنند و شاید فقط نمی دانم چه کسی را با آنها به اشتراک بگذارم. و اگر تا به حال آن را تا آخر بخوانید و پاسخی را در قلب خود به داستان من بیابید ، هرگز نمی توانم به اندازه کافی از شما تشکر کنم.

از این گذشته ، کار از راه دور نه تنها برای بازاریاب هایی مثل من بلکه برای برنامه نویسان ، طراحان ، حامیان ، فروش و غیره اهمیت دارد.

در طول سال گذشته ، من فرصتی برای دریافت تجربه شغلی از راه دور داشتم و فهمیدم که این گزینه گزینه ای ایده آل نه تنها برای من بلکه برای بسیاری از افراد دیگر در صنعت فناوری است. در اینجا محبوب ترین مزایای کار از راه دور وجود دارد که من قدردانی می کنم:

  • دفتر من می تواند در همه جا باشد: در نیمکت من یا در ویلا به تایلندی
  • آزادی عمل و برنامه خودم
  • توانایی ترکیب کار با سرگرمی
  • من می توانم هر زمان و هر کجا که می خواهم بخورم
  • اگر در بیرون باران بخورد می توانم در خانه بمانم
  • من می توانم در لباس خواب و با ماسک صورت کار کنم

اما یک مشکل وجود دارد: من اتفاق می افتد که الان با پدر و مادرم زندگی می کنم و به دلیل وجود اختلاف نسل ، با غذای صبحانه مادرم می پردازم. آنها مطمئن هستند که روشی که قبلاً زندگی کرده اند ایمن تر و مطمئن تر است فقط به این دلیل که آنها قبلاً زندگی خود را اینگونه گذرانده اند. علاوه بر این ، آنها تلویزیون زیادی را تماشا می کنند و کاملاً به اظهارات مختلفی که صحیح نیستند اطمینان دارند و هر آنچه را برای آنها غیرقابل درک است را به عنوان کیفرخواست می گیرند.

مثل "بازگشت به آینده" است ، به یاد می آورید؟ مطمئناً پرواز هورو بورد یک چیز تکان دهنده است ، اما یاد می گیرید فقط در صورت شجاعت پرواز به آنها پرواز کنید. بنابراین والدین من خیلی شجاع نیستند و هرگز یاد نمی گیرند که شناور شوند ، اما من می خواهم حداقل سعی کنم ... گرچه احتمالاً گردنم را می شکنم. علاوه بر این ، آنها چنان به گذشته وابسته اند که از پذیرفتن تقریباً همه تازه های زندگی خودداری می کنند. منظورم این است که اگر من مادرم را گوشی هوشمند خریداری نکردم ، احتمالاً او هنوز از Nokia 3310 استفاده می کرد.

بگذارید برای شما تعریف کنم که والدینم سال گذشته در حالی که من از راه دور کار می کردم ، دیوانه وار من بودند. در اینجا جالبترین نظریه های توطئه آنها در مورد کار از راه دور و اینکه چگونه باید هربار آنها را متقاعد کنم که فقط سعی می کنم شغل رویایی خود را بیابم ، آورده شده است.

کلاهبرداری در همه جا است! شما زندگی خود را به خطر می اندازید!

همانطور که ممکن است توجه کرده باشید ، والدین من از اینترنت دور هستند و تلویزیون را ترجیح می دهند ، و تلویزیون دوست دارد داستانهایی را درمورد وب تاریک ، قاچاق انسان ، داروهای صوتی و هرم های مالی "آموزش دهد". در واقع ، اگر اخبار را فقط برای یک روز مشاهده کنید ، متوجه خواهید شد که زندگی خود را به خطر می اندازید که به راحتی به فروشگاه مواد غذایی شیر می روید ...

بنابراین ، بنا به دلایلی ، مادرم مطمئن است که با مراجعه به دفاتر شهر من ، لجبازی بر شرکت های نادرست غیرممکن است. به عقیده وی ، اگر اتاقی وجود داشته باشد که 5 نفر در رایانه بنشینند تا چیزی بنویسند ، پس همه چیز کاملاً قانونی است.

اما 4 سال پیش ، من بدون پرداخت هزینه ای برای کارهایی که در کل برای یک ماه انجام دادم ، شغل خود را در چنین شرکت "قانونی" از دست دادم. آیا دلیل آن را می دانید؟ من از تحویل اسناد شخصی (نه مربوط به مشاغل) به بخش دیگری از شهر خودداری کردم. برای من خیلی ناعادلانه به نظر می رسید که آنها مرا مجبور کردند بجای اینکه وظایفی را به من اختصاص دهند که مطابق با توضیحات موقعیت من باشند ، پیک بر اساس داوطلبانه باشم.

یک سال بعد ، من در یک روز کمرنگ شدم زیرا کارکنان باید کاهش می یافتند. مطابق قانون ، وقتی کارمند کم کاری می شود ، شرکت موظف است برای مدت چند ماه از قبل به آنها جبران خسارت پرداخت کند. علیرغم اینکه من به طور رسمی صادر شده ام ، از ما خواسته شد که درخواست را بنویسیم تا داوطلبانه کار را ترک کنیم. آنها به ما مقداری پول پرداخت کردند و به ما گفتند که اگر ما به راحتی رها نشود ، ما را مجبور به انجام آن می کنند. چرا شما به دادگاه نرفتم؟ می ترسیدم چنین شخصیتی با نفوذ مانند رئیس ما روابطی برای کسب آن داشته باشد و من فقط وقت و هزینه خود را از دست می دهم و چیز زیادی هم ندارم. خوب ، به هر حال ، این شرکت دیگر وجود ندارد.

عدم تحرک ویژگی بارز فعالیتی نیست ، بلکه ویژگی هر انسانی است که در زندگی با آنها ملاقات می کنیم. واقعاً فرقی نمی کند که این فرد اهل روسیه ، چین باشد یا سیلیکون ولی - هیچ کس از فریب مصون نیست ، شما فقط باید مراقب باشید.

آیا شما استخدام شده اید؟

برای مشخص تر و واضح تر ، در سال گذشته ، من برای یک استارتاپ fintech آمریکایی که در تیم های پشتیبانی و محتوا مشغول فعالیت هستند ، کار کردم. در ابتدا من یک انتخاب داشتم: ریسک کنید و در مرحله اولیه به استارت آپ بپیوندید یا در برخی شرکت های روسی با یک سوم حقوق دریافت کنید. تصمیم گرفتم ریسک کنم من به شدت وحشت داشتم که نمی توانم خوب کنار بیایم زیرا میزان کار بسیار زیاد بود؛ اما همانطور که معلوم شد ، اگر واقعاً چیزی را می خواهید آن را دریافت خواهید کرد. همین امر برای دانش و تجربه نیز پیش می رود. اما چقدر نارضایتی و سوء تفاهم از مادرم نسبت به اینکه من برای کشور دیگری کار می کنم ، ناراحت شدم! "آیا هیچ کاری در روسیه وجود ندارد یا چه؟" او فقط نمی تواند درک کند.

جعبه احمق بد است. جدای از همه چیزهای وحشتناک ، با ایجاد تحریک مردم علیه افراد دیگر و ایالات دیگر ، این اخبار کذب الهام بخش است. اگر از ترسیدن از خونریزی از گوش های خود ندارید ، می توانید داستانهای نزولی در مورد آمریکایی های شیطانی و تحریم های خونین را از طریق تلویزیون تماشا کنید. اخیراً ، مادرم برخی از برنامه های تلویزیونی را تماشا کرده است (بدیهی است) و من شنیده ام که مردم از روسیه به ایالات متحده مهاجرت می کنند نه به این دلیل که واقعاً می خواهند در آنجا زندگی کنند ، بلکه به این دلیل که برای دخالت در امور روسیه استخدام شده اند. همچنین ، آیا می دانید آمریکایی ها فرزندان روسی را به فرزند خود پذیرفته و آنها را به آمریکا می برند تا آنها را بخورند؟ خوب ، من آن را نمی دانستم. اگر فیلتر کردن اطلاعاتی را که از تلویزیون می گیرید متوقف کنید ، به زودی فکر خواهید کرد که تلویزیون از شما الهام می گیرد و بعد از آن شستشوی مغزی آغاز می شود - wooo!

من فقط می دانم که آیا داستان های وحشتناک مانند این در تلویزیون آمریکایی درباره روسیه وجود دارد ...

یک کاغذ داشته باشید - اگر یک شخص باشید ، فقط یک اشکال هستید

این جمله ای دقیق از شعر شوروی ، ولادیمیر مایاکوفسکی است که جوهر بوروکراسی در روسیه را منتقل می کند. من یک چیز کوچک به آن اضافه خواهم کرد: یک تکه کاغذ داشته باشید - شما یک کارمند رسمی ثبت نام شده با تجربه هستید ، این شانس را دارید که یک بازنشستگی بزرگ و زندگی بهتر دریافت کنید. منظور من با "تکه کاغذ" یک کتاب سابقه کار است - سندی که رسماً برای کار صادر می شود.

در روسیه ، کتابهای مربوط به سابقه کار وجود دارد که در زمان اتحاد جماهیر شوروی وجود داشته است ، و بسیاری از مردم هنوز هم معتقدند که اگر سابقه کار ندارید - شما کسی نیستید و نمی توانید کاری انجام دهید.

علاوه بر این ، استفاده از دفترچه های کاری همچنان مورد تشویق دولت قرار گرفته است: هرچه تجربه کاری بیشتر در زمان بازنشستگی انباشته شود ، بازنشستگی بیشتری نیز خواهید داشت. اما ... من مطمئن نیستم که حقوق بازنشستگی مورد نظر خود را حفظ خواهم کرد ، و تا آن زمان ، سن بازنشستگی مانند سالهای گذشته خواهد بود. یا اصلاً اینطور خواهد بود؟

بنابراین من فکر می کنم این سند بقایای اتحاد جماهیر شوروی و بوروکراسی است که باید به فراموشی فرو رود. من در مورد دوازده نمونه از بچه ها می دانم که حتی دبیرستان را تمام نکرده اند و قادر به ایجاد یک حرفه خوب و بدون هیچ "مقالات" بودند.

یک رژیم روز!

«شما باید شب بخوابید! چرا نمی خواهید مانند سایر افراد عادی در یک دفتر کار کنید از 9 صبح تا 6 عصر؟ »

واقعاً؟ بیایید ببینیم وقتی کار می کردم ، روز من معمولاً به این صورت پیش می رفت:

10 صبح - 11 صبح بیدار کردن ، صبحانه و تلاش برای پیدا کردن شلوار من
11 صبح - 2 بعد از ظهر کار
3 PM - 5 PM دندانپزشک یا کارهای دیگری که باید در طول روز انجام دهم مانند عکس ، یا ملاقات با دوستان ، یا قدم زدن با اژدهای خیالی من یا هر چیز دیگری
6 عصر - 12 صبح کار. هربار که زمان دیگری برای رفتن به رختخواب بود ، و بله گاهی اوقات من اواخر آن را به تزیین می کردم اما ...

متأسفانه (برای والدینم) من پرنده اولیه نیستم. این تئوری که اگر ساعت 9 شب به رختخواب بروید و با آواز خواندن پرندگان از خواب بیدار شوید همیشه شاد و پر از انرژی خواهید بود برای من واقعاً کار نمی کند. من همیشه در دوره های اول مدرسه و یونیون خواب بودم و اکنون حتی پشیمان هستم که به جای کلاسهای صبحگاهی کلاسهای شب را نمی خوانم ... بعد از ظهرها و شبها حالت بیداری دارم. حتی شبانه این متن را نوشتم. من یک شب پایان نامه کامل نوشتم ، و تمام کارهای از راه دور برای سال گذشته در شب انجام شد. وقتی شهر و خانواده ام به خواب می روند ، مافیایی که در ذهنم است بیدار می شود و طوفان مغزی بی رحمانه است ، فقط به این دلیل که می تواند. علاوه بر این ، من همچنین مجبور شدم به مناطق زمانی مختلفی تنظیم شوم (روسیه و آمریکا 12 ساعت اختلاف دارند ، به یاد می آورید؟) ، بنابراین خدا را شکر که من یک پرنده اولیه نیستم. علاوه بر این ، کار از راه دور به من امکان می دهد 8 تا 9 ساعت واقعی کار کنم بدون اینکه از گفتگوهای کوچک ، قطع چای و غیره حواس پرت شود ، و بنابراین من فقط ساعت های کاری خود را به یک زمان راحت تر از روز / شب برای من منتقل می کنم. متر بیشترین تولید

و هیچ وقت برای ناهار در برنامه نمونه من وجود ندارد ، اما اگر 10 متر از یخچال کار می کنم به زمان خاصی برای غذا خوردن احتیاج دارم؟

هنوز ، البته ، من برخی سرگرمی ها را دارم تا از کار بیزار نشوم. و همانطور که در برنامه نمونه من مشاهده می کنید ، من می توانم در طول روز توجه داشته باشم که حفظ آن در حین کار در یک برنامه سخت دشوار است. چه نوع سرگرمی هایی را می توانیم در ساعات کاری در دفتر صحبت کنیم؟ و بعد از کار ، شما فقط قدرت و حتی تمایلی به انجام کاری ندارید.

بنابراین چرا من فقط از ساعت 9 صبح تا 6 عصر در دفتر نشسته ام ، خسته به خانه می آیم و فقط آخر هفته ها زندگی می کنم؟

در مورد ارتباط با مردم چطور؟ شما با لپ تاپ خود وحشی شده اید!

درونگرا هستم برای من ، یک تیم مجازی یک تیم عالی است. اما برای مادر ، این چیزی است که در ذهن او جای نمی گیرد. او مطمئن است که هر روز در دفتر بودن ، مردم را می بینید ، معاشرت می کنید و به ظاهر زندگی می کنید. اما ، خدا را شکر ، افراد درونگرا برای اینکه مانند یک شخص احساس کنند ، نیازی به یک شرکت بزرگ ندارند. لپ تاپ من (برای کار ، فیلم و موسیقی) ، 2-3 دوست و برخی سفرهای مسافرتی واقعاً برای من کافی است تا بتوانم زندگی شاد داشته باشم. و من می توانم کامپیوتر و دوستان را هنگام مسافرت به هر حال برسانم.

من تنبل هستم. نه ، من بسیار جسمی تنبل هستم. من حتی تنبل ترین شکل ورزشی را انتخاب می کنم - یوگا (مطرح کردن جسد مورد علاقه من است). کار کردن از خانه به طور مستقیم از نیمکت گزینه مناسبی بود. البته گاهی اوقات من حوصله می کشم اما کافه ها و حتی همکارهای 24/7 لغو نشده اند. و تئوری های والدین من دلیل اصلی این است که مجبورم هر از گاهی خانه را ترک کنم. پدر من پیشکسوت است و برای او اگر کار بدنی نباشد ، اصلاً کار نیست. همانطور که می گویند: مدیران خیلی زیاد هستند و هیچ کس نمی خواهد در کارخانه ها کار کند!

مامان ، من واقعاً فروشنده موادمخدر نیستم!

سال گذشته من با cryptocurrency کار کردم. بعد از خواندن پاراگراف های قبلی ، می توانیم تصور کنیم که رسوایی چه زمانی بوده است که من به او گفتم که می خواهم در چنین شرکتی کار کنم. علاوه بر برخی افراد عجیب و غریب از آمریکا (ما قبلاً فهمیدیم که همه در ایالات متحده شر هستند و می خواهند روسیه را تسخیر کنند) برای من پول ارسال می کنند ، اما همچنین برای برخی از cryptocurrency! به تازگی ، مادر در اخبار شنیده است که رمزنگاری یک پوشش مناسب برای پولشویی است. این حتی روغن درون آتش نبود ، بلکه بنزین خالص بود ، زیرا وقتی در تلویزیون گفتند که بیت کوین مقصر همه چیز است ، درست است. او شروع کرد به من درباره هرگونه ذکر رمزنگاری در تلویزیون مانند من گفت: «یک مواد مخدر جدید در آمریکا کشف شد ، آنها با این معامله گران مخفی کار کردند! اگر شرکت شما یکسان باشد ، چه می کنید؟ » یا ، «همین حالا تلویزیون را روشن کنید ، آنها تمام حقیقت را در مورد بیت کوین شما می گویند». من سعی می کنم نسبت به آن واکنش نشان ندهم ، اما همانطور که می فهمید کاملاً مشکل ساز است: والدین بلافاصله مرتکب تخلف می شوند که من به آنها توجه نمی کنم و گوش نمی دهم.

اوه ، من نمی خواهم در مورد شغل قبلی ام چیزی بد بگویم ، اما اگر شرکت ما در زمینه تجارت مواد مخدر بود ، حداقل زمستان را در مالدیو می گذراندم ، بچه ها ...

نتیجه

اینها همه استدلالهایی نیست که من باید درباره مادر و پدرم در مورد هرگونه به روزرسانی که نمی توانند بپذیرند به آنها گوش کنم. من والدینم را خیلی دوست دارم ، اما توضیح دادن بر روی انگشتان غیرممکن است که یک شخص نمی خواهد درک کند. اما من فقط یک دختر معمولی با اولویت های خودم ، که نمی خواهم قوانین جامعه را رعایت کنم. تنها کاری که من می خواهم انجام دهم این است که من واقعاً به آن علاقه مند هستم: مشارکت در توسعه و داشتن وقت زندگی. و استارتاپ ها معمولاً افرادی را به کار می گیرند که کار با آنها خوشایند است ، ایده های جدیدی ارائه می دهند ، مشکلات را حل می کنند و فقط وقت می گذارند.

امیدوارم که این فریاد قلب در نهایت وصله ای پاسخگو در قلب افرادی مانند من پیدا کند و به آن اعتصاب کند و به پاشیدن اسطوره های احمقانه مشابه در مورد کار از راه دور کمک کند. بالاخره نسل بزرگتر متوجه خواهد شد که گزینه های دیگری برای هشت ساعت کار اداری وجود دارد که می تواند از مزایای بسیار بیشتری برخوردار باشد.

سوالی دارید یا ایده دارید؟ من برای گفتگو با شما در کامنت ها سلام می کنم!

این داستان در The Startup ، بزرگترین انتشارات کارآفرینی Medium و به دنبال آن +435.678 نفر منتشر شده است.

برای دریافت داستانهای برتر در اینجا مشترک شوید.