فصل اول: چگونه همه چیز شروع شد

نام من راشد آورروز است و بنیانگذار BABB هستم

می خواهم داستان چگونگی شروع آن را برای شما بازگو کنم. این داستان به همین دلیل است که ما دیگر نیازی به اعتماد به بانک ها نداریم و چگونه می خواهیم این امر را عملی کنیم. این یک داستان بسیار شخصی است ، اما در نهایت در مورد همه ما است. این کار با مرد جوانی در مکانی عجیب ، خاموش و تنهایی آغاز می شود. این به شما پایان می یابد ، و چگونه می توانید بخشی از بانک جهانی برای خرد اقتصاد جهانی باشید. در اینجا فصل اول داستان ما آمده است.

در سال 2009 ، من از یمن به انگلستان نقل مکان کردم. من برای کار و تحصیل به اینجا آمده ام ، بنابراین برای دریافت حقوقم ، پرداخت شهریه دانشگاهم و غیره نیاز به افتتاح حساب بانکی داشتم. از آنجا که من یک مهاجر ، تازه در انگلستان و بدون آدرس بودم ، درخواست من توسط همه رد شد بارها بانک های بزرگ انگلیس. من مجبور بودم به کارتهای پیش پرداخت تکیه کنم که بسیار گران بودند و اصلاً مناسب نبودند. بعد از اتمام دانشگاه ، سرانجام شغل پاره وقت پیدا کردم و موفق شدم یک حساب بانکی ابتدایی بگیرم ، اما نمی توانم باور کنم که کل روند کار چقدر دشوار بوده است.

به عنوان یک معامله گر پرشور و موفق FX ، تصمیم گرفتم یک شرکت انتقال پول آنلاین را راه اندازی کنم. این امر به منظور کمک به مهاجران در ارسال ایمن و ارزان پول به خانه ، واسطه ها را از بین برد. ما مجوز نقل و انتقال پول را با اداره رفتار مالی دریافت کردیم اما یک سال بعد ، پس از یک سال موفق تجارت ، بانک ها در انگلستان تصمیم به بستن حساب های بانکی کلیه مشاغل خدمات پولی (MSBs) گرفتند. تمام MSB های انگلیس تحت تأثیر این تصمیم غیرقانونی ، از جمله شرکت من قرار گرفتند. بیشتر آنها ورشکسته شدند.

اینجا متوقف نشد. حساب شخصی من ، حسابهای پس انداز و کارت اعتباری توسط Barclays ، TSB و Jordan Bank همه در همان زمان بسته شدند. این برای من شخصاً دشوار بود. به اندازه کافی بد بود که من از سیستم بانکی خارج شدم ، اما این نیز حمله به حریم شخصی من بود. هربار که برای امتحان و حل این مسئله به یکی از بانکها زنگ می زد ، مجبور شدم که تمام اطلاعات شخصی خود را فاش کنم. همه در تیم خدمات مشتری به اطلاعات من دسترسی داشتند. برای دومین بار در زندگی من ، احساس کردم که چقدر پاوربانک ها باید مردم را از سیستم خارج کنند و از این طریق این کار را آزادانه انجام دادند ، شوکه شدم.

این تصمیم بانکها ، برای بستن حسابهای بانکی همه بانکهای مرکزی ، نه موجه و عادلانه بود. بستن حسابهای بانکی برای این مؤسسات مالی تنظیم شده تأثیر منفی بزرگی داشت که موجبات افزایش یافت. MSB ها پلی بین مهاجران در انگلستان و خانواده های آنها در سراسر جهان بود. این محرومیت مالی در مقیاس گسترده و نمایش قدرت توسط بانکها بود.

برخی نمایندگان بانک های خیابان های بلند سعی در توجیه این تصمیم داشتند و گفتند که آنها سعی داشتند جلوی فعالیت های جنایی در این مشاغل را بگیرند. این استدلال معتبر نیست. بانکها باید با بهبود سیستمهای خود از فعالیتهای مجرمانه جلوگیری کنند: افزودن ابزارهای اضافی مدیریت ریسک ، تقویت روشهای KYC و AML ، افزودن فناوریهای نوین مانند بیومتریک برای هویت دیجیتال و تلفیق تجزیه و تحلیل داده ها.

این دو تجربه نگرش من به بانکداری را شکل داده است و اینکه بانکداری باید چه باشد. به همین دلیل BABB را شروع کردیم. ما معتقدیم که بانکداری باید از لحاظ اقتصادی فراگیر ، عادلانه و در سطح جهان در ارتباط باشد. ما به عنوان یک بانک تنظیم شده ، ما قدرت خود را به جای اینکه روی آن بگذاریم سهیم خواهیم بود. BABB به همه این شانس را می دهد تا بانک خود شوند. ما آینده بانکداری را می سازیم و هر کس در جهان قادر به افتتاح حساب بانکی انگلیس باشد. هرکسی در جهان فارغ از درآمد ، پیشینه یا ملیت خود به بانکداری دسترسی خواهد داشت. تمام آنچه که آنها نیاز دارند یک تلفن هوشمند است.

مثل این؟ شما جامعه تلگرام ما را دوست خواهید داشت.