دروس کسب و کار از پیتر تیل

پیتر تیل بنیانگذار PayPal ، Palantier و صندوق های مختلف سرمایه گذاری از جمله صندوق پرچین و یک شرکت سرمایه گذاری است. او یک متفکر متعصب و تبلیغ شده است که از یک قاب مرجع بسیار اصیل و منطقی به دنیای تجارت نگاه می کند. به همین دلیل نظرات و مشاهدات بسیاری از طرف تیل وجود دارد که یافتن آن در جاهای دیگر دشوار است. من به پیتر خیلی علاقه دارم و مدتی است که مطالب وی را مطالعه می کنم. در اینجا چند مورد از کسب و کار است که من هنگام مطالعه Thiel جذب کرده ام.

پیتر تیل

یک انحصار بسازید

تیل استدلال می کند که موفق ترین شرکت های فناوری ، انحصارها در مبدل هستند. او معمولاً از گوگل به عنوان نمونه ای از این موضوع استفاده می کند. گوگل جستجو را در انحصار خود قرار می دهد ، اما آنها در رقابت شدید با سایر شرکت های عظیم فناوری ، خود را به عنوان یک شرکت فناوری تبلیغ می کنند. این در مورد برخی از محصولات آنها مانند اتومبیل های خودران (Uber ، Detroit ، Tesla) و رایانش ابری (AWS ، لاجورد) صادق است ، اما محصول اصلی آنها که این شرکت را ساخته است جستجو است. گوگل 90٪ از سهم بازار موتور جستجو را در سرتاسر جهان دارد. سخت استدلال کنید که این انحصار نیست. نمونه های بی شماری دیگر از جمله مایکروسافت و IBM.¹ وجود دارد

برخلاف این ، شرکتهایی که وارد یک بازار رقابتی شدید می شوند ، غالباً برعکس حرکت می کنند و خود را به عنوان انحصار معرفی می کنند. به عنوان مثال ، یک رستوران خود را به عنوان تنها رستوران انگلیسی در منطقه سیاتل بزرگ دعوت می کند. آنها سعی می کنند این ایده را تبلیغ کنند که ممکن است بتوانند هنگامی که وارد تجارت رستوران های شدیدا رقابت می شوند ، انحصار یک بازار (بازار رستوران بریتانیا) را انحصار دهند. این به اظهار نظر تیل منجر می شود که ، "اگر انحصار گرایان وانمود می کنند که انحصار نداشته باشند و غیر انحصارها وانمود کنند که انحصار دارند ، تفاوت ظاهری بسیار ناچیز است."

مردم تمایل دارند که در تجارت رستورانها پولی نگیرند زیرا تمام سود حاصل از آن رقیب است. شرکت هایی که بازارشان را انحصار می گذارند به دلیل عدم رقابت می توانند سود کلانی داشته باشند. از این رو بزرگترین و موفق ترین شرکت های فناوری انحصارها هستند. این یک نگرش اساساً متناقض از تجارت است. آنچه را که هر کس دیگری نیست انجام دهید.

هنگام راه اندازی یک شرکت ایده آل برای انحصار یک بازار کوچک در ابتدا است. به عنوان مثال ، فیس بوک با هاروارد شروع به کار کرد ، پی پال با فروشندگان برق در eBay شروع به کار کرد ، تسلا با اتومبیل های اسپرت برقی بالا و غیره شروع کرد. پس از اینکه درصد خوبی از سهم بازار را در بازار کوچک بدست آوردید به دنبال گسترش این بازار هستید.

یك شركت x دلار ارزش و ضبط می كند و٪ y آن x و y متغیرهای مستقل هستند

به عبارت دیگر ، امکان تولید یک تن از ارزش وجود دارد ، اما هیچ یک از آنها را تسخیر نمی کند. در مقابل ، می توان مقدار معقولی از ارزش تولید کرد و درصد زیادی از آن را ضبط کرد. تیل از دانشمندان به عنوان نمونه ای برای اولین مورد استفاده می کند. آنها می توانند مقادیر عظیمی از ارزش را با اکتشافات ایجاد کنند ، اما معمولاً درصد کمی از این مقدار را ضبط می کنند. به عنوان مثال ، اکتشافات انیشتین مقدار غیرقابل محاسبه ای را ارائه می دهند ، اما وی درصد بسیار کمی از این ارزش را به دست آورد.

شرکتهای هواپیمایی نمونه دیگری از این امر هستند. اگر می توانستید از بین داشتن موتور جستجو یا داشتن خطوط هوایی ، احتمالاً خطوط هوایی را انتخاب کنید. درآمد این را منعکس می کند. درآمد ترکیبی از چهار شرکت هواپیمایی بزرگ ایالات متحده در مقایسه با 31.15B گوگل در کشور 142.37B است. بنابراین ، x (دلار ارزش تولید شده) برای شرکتهای هواپیمایی بیشتر از جستجو برای آن است. با وجود این ، درپوش بازار گوگل (805.40B) تقریباً 8 برابر کلاه چهار شرکت بزرگ هواپیمایی در آمریکا (108.95B) است. - بنابراین ، ارزش دستیابی شما (y) به طور قابل توجهی از ارزش تولید شده مهمتر است. (ایکس). برای به دست آوردن ارزش بیشتر (افزایش y) از رقابت جلوگیری کنید و به دنبال انحصار آن باشید

اولین نفر نباشید ، آخرین باشید

قبل از گوگل موتورهای جستجوگر زیادی بودند ، اما گوگل آخرین بود. بنابراین چگونه "آخرین" می شوید؟ تیل استدلال می کند که اگر بتوانید چیزی را که مرتبه ای از بزرگی (10 برابر) بهبود از آنچه در حال حاضر وجود دارد ، ایجاد کنید ، باید بتوانید رقابت را شکست دهید (من شنیده ام که ماسک همین حرف را می زند). علاوه بر این ، داشتن راز رقبای شما فایده ای ندارد. الگوریتم PageRank گوگل راز آنها بود. این ترتیب از بزرگی بهتر از الگوریتم های سایر موتورهای جستجو در آن زمان بود. گوگل از بالا به بازار آمد و در واقع آخرین موتور جستجو است.

عدم موفقیت بیش از حد است

امروزه در جامعه استارتاپ ، شکست به عنوان روشی برای یادگیری چیزهای جدید و رشد به عنوان یک شخص شناخته می شود. من با این نظر موافقم ، و از شکستهایم بسیار آموخته ام ، اما در عین حال می شنوم که تیل از کجا می آید. من ترجیح می دادم هر وقت شکست بخورم. شکست می تواند بسیار شرم آور باشد و از جهات مختلفی می تواند شما را کند کند. نمونه ای از این زندگی من زمانی است که من به عنوان یک مهندس نرم افزار در جستجوی اولین شغل خود بودم. من در اوایل مصاحبه با شرکتهای بزرگی مصاحبه داشتم که من دیگر از دریافت پیشنهادات خودداری کردم. بله ، من از شرکت در پروسه مصاحبه با آن شرکتها چیزهای زیادی آموختم ، اما من نیز بسیار ناامید و افسرده از شکست / رد شدم. احتمالاً زندگی من بهتر می شد اگر این شکست ها را تجربه نکردم. گفته می شود ، فکر می کنم بسیار مهم است که از شکست نترسید ، و ساختار چشم انداز خود در مورد شکست به عنوان یک چیز خوب ممکن است به شما در غلبه بر آن ترس کمک کند.

  1. در مورد مداخله دولت در مشاغل ، تیل خاطرنشان می کند که دولت معمولاً دیر به حزب احتیاج دارد. به عنوان مثال ، دولت پرونده ضد انحصار خود را علیه مایکروسافت در سال 2001 به اتهام انحصار سیستم عامل ها و مرورگرهای وب ارائه داد. در سال 2001 ، بیشتر تمرکز مردم به اینترنت تغییر یافته بود ، نه سیستم عامل. او استدلال مشابهی برای مداخله IBM دارد. این بینش جالبی از ریشه های آزادیخواهانه تیل است.
  2. به منظور جلوگیری از دام این فکر که شما هنگام ورود به بازار رقابتی ، در انحصار یک بازار هستید ، بنیانگذاران باید تمام تلاش خود را برای تعیین دقیق بازار واقعی وارد شده انجام دهند.
  3. درآمد چهار شرکت هواپیمایی بزرگ در آمریکا: 41.24B (دلتا) + 21.17B (Southwest) + 37.74B (متحد) + 42.21B (آمریکایی) = 142.37B
  4. کلاه بازار چهار هواپیمایی بزرگ آمریکا: 38.44B (دلتا) + 29.89B (Southwest) + 20.22B (متحد) + 20.4B (آمریکایی) = 108.95B
  5. این که آیا این برای مصرف کننده خوب است ، بحث کامل دیگری است.