ساختن مخاطبان شما جادو نیست

حتی جادوگران هم این را می دانند

عکس عزیز آچاری در Unsplash

سانفرانسیسکو ، 14 اوت 1921 -

مرد جوان مجارستانی به تازگی به شهر رفته بود و مشتاق بود كه همه را به او اطلاع دهد كه رسیده است. او نیاز به دوستی با مطبوعات داشت و او ایده ای برای چگونگی تحقق این امر داشت.

بعداً در همان روز ، او وارد یک ساختمان شد ، هفت پرواز از پله ها را صعود کرد ، روی یک راه راه قرار داد و سریعا خود را از پنجره بیرون انداخت.

کمی نمایشی ، بله ، اما مرد می خواست مطبوعات باشد. بنابراین او از هیچ پنجره ای بیرون پرید ، و او فقط از هیچ ساختمان نمی پرید - او از پنجره دفاتر روزنامه پرید.

روز بعد ، به لطف هر روزنامه نگاری که گزارش دست اول خود را دارد ، همه افراد در سانفرانسیسکو نام این مرد را می دانستند. بعداً در آن شب ، مرد ترفندهای جادویی بیشتری انجام داد - این بار به یک جمعیت فروخته شده.

صد سال سریع پیش بروید و نام هری هودینی هنوز اولین ارتباطی است که مردم با شنیدن کلمه "جادوگر" می سازند - به دلایل خوب. کمتر کسی این کار را بهتر انجام داده است.

اما اجازه ندهید که Houdini شما را فریب دهد - به همان خوبی که در سحر و جادو بود ، او حتی در فروش روزنامه ها نیز بهتر بود.

2 کلید ایجاد مخاطب:

هودینی استاد فریب بود. با این حال ، او همچنین در ساختن مخاطب و رانندگی در فروش استاد بود.

در حالی که بیشتر سرگرمی ها گوشه ای می نشینند و برای هر تام ، دیک و سالی در هر شهر جدید که بازدید می کردند ترفندهایی انجام می دادند و امیدوار بودند "کلمه دهان" گسترش یابد ، هودینی زمان لازم را برای شناسایی دهان هایی که می تواند روند کار را سرعت ببخشید ، انجام داد.

وقتی دیگران به طور کلی رفتند ، هودینی خاص شد و با این کار ، از قضا ، نفوذ او افزایش یافت.

با این حال ، شناسایی مخاطبان هدفش تنها کاری نبود که هاودینی قبل از پرتاب خود از پنجره وقت لازم را برای انجام این کار داشت. وی همچنین نقشه هایی را که به کمک آنها می توان زندگی آنها را آسان تر ترسیم کرد ، ترسیم کرد.

اگر می خواهید محصولات یا خدمات خود را بفروشید ، اگر افرادی که قبلاً به دنبال آنها هستند را هدف بگیرید. هودینی این را فهمید. در نتیجه ، او به مطبوعات این چیزهایی را داد که هر روزنامه نگار به ارزش سنگ های آنها همیشه می خواهد - یک داستان.

مخاطبان مورد نظر خود را شناسایی کنید ، سپس زندگی آنها را آسان تر کنید ، این چیزها را در کنار هم قرار دهید و شما یک معجون جادویی Houdini برای رشد مخاطبان او داشته باشید.

خبر خوب این است که می توانید با همان ترفند کنار بیایید.

کوچک بروید یا به خانه بروید:

امروزه بیشتر افراد می خواهند در این دنیا دندان قدم بزنند و کار خود را تغییر دهند - این اتفاق با شناسایی شخص ایده آل رخ می دهد. بیشتر تأثیر گذاران با این نظر موافق هستند - "1000 طرفدار واقعی خود را پیدا کنید" ، به قول کوین کلی.

زیبایی دنیایی که امروز در آن زندگی می کنیم این است که برای پیدا کردن مخاطبان خود ، لازم نیست از هر پنجره پرش کنیم. آنها یک کلیک دور هستند و به نقل از آقای کلی ، "تا آنجا که من می توانم بگویم هیچ چیز - هیچ محصولی ، ایده ای ، بدون میل - بدون پایه فن در اینترنت وجود ندارد."

این بدان معناست که نکته اصلی برای باز کردن قفل تأثیرگذاری شما این است که قطعه زمین کوچک خود را به زمین بزنید و پرچم خود را کاشته کنید. سپس وقتی مخاطبان شما در حال چریدن هستند ، هر کاری را می توانید انجام دهید تا مطمئن شوید که آنها به خوبی تغذیه می شوند.

خلاصه اینکه ، کار شما اگر می خواهید افراد را تحت تأثیر قرار دهید ، این است که هر شخص را بهتر از آنچه پیدا کردید ، ترک کنید. اینگونه جلب توجه می کند. اینگونه اعتماد می کنید. به این ترتیب مردم را به سمت تغییر و تحول مورد نظر خود سوق می دهید.

و اگر کسی را بشناسید ، به جای تلاش برای خوشحال کردن همه ، این بسیار ساده تر می شود.

سریع تست کنید یا آهسته حرکت کنید:

شانس زیاد است که شما در آنچه انجام می دهید خوب هستید ، اما چندان خوب نیست که نتوانید نادیده گرفته شوید. جهنم ، هودینی خیلی خوب بود ، با این حال با هر شهر جدیدی که از وی بازدید کرد ، او هنوز هم یک مسیر صاف را تا هفت پرواز از پله ها قفل کرد و خودش را از یک پنجره آویزان کرد.

او این کار را کرد زیرا می دانست که این کار می کند. زیرا آن روز اوت ، در سال 1921 سانفرانسیسکو ، اولین بار نبود که او این کار را انجام داد. در سال 1915 ، او این کار را برای اولین بار در کانزاس سیتی انجام داد ، و در طی یک دهه دیگر ، او دوباره و دوباره این کار را کرد ، زیرا راه خود را به سراسر آمریکا رساند.

هودینی بزرگترین جادوگر جهان بود. Houdini بزرگترین فروشنده روزنامه های جهان بود. اما دلیل این امر این بود که هودینی بزرگترین توکن جهان بود. سالها تلاش کرد نامی برای خودش بسازد. او ترفندهای کارت را در خیابان انجام داد. سوزنها را در مقابل افرادی که او را از آنجا عبور می دادند ، بلعید. در هر یک از این تلاشها ، او نتوانست نام خود را برای انتشار پیدا کند.

آنچه باعث شد Houdini ، "Houdini" شود ، این بود که او هرگز خود را ناکامی قلمداد نکرد. او طرز فکر یک "tinkerer" را اتخاذ کرد - او با هر شکست می دانست که به موفقیت نزدیک می شود.

تعظیم روی آن:

اکثر مردم می خواهند که کارشان توسط توده ها دیده شود. با این حال ، اکثر مردم مایل به انجام کار نیستند. آنها به اندازه کافی صبور نیستند تا بتوانند به بهترین وجه مناسب خدمت خود را پیدا کنند و به اندازه کافی مصمم و مداوم نیستند تا دریابند که چگونه بهترین پیشنهاد آنها می تواند به افراد صحیح در مسیری که می خواهند برسند کمک کند.

اگر این شما هستید ، دو گزینه دارید:

1. شما می توانید مانند اکثر مردم باشید و با هدف همه ، ایمن بازی کنید ، به امید اینکه به کسی ضربه بزنید.

2. شما می توانید برخلاف بیشتر مردم باشید و با قرار دادن صدای خود در مقابل افرادی که منتظر شنیدن سخنان شما هستند ، موضع گیری کنید.

پیشنهاد می کنم مثل اکثر مردم نباشید. درعوض ، من توصیه می کنم Houdini را دنبال کنید و وقت خود را برای شناسایی مخاطبان خود اختصاص دهید. سپس با بهتر کردن زندگی آنها برای شناخت شما ، یک قدم جلوتر بروید.

ست گودین آن را به درستی مرده است - "مردم کالا و خدمات نمی خرند. آنها روابط ، داستان و جادو می خرند. "

بخاطر بسپار: جادو همیشه راز دارد و بیشتر اوقات غیر از این ، کار بسیار سختی به نظر می رسد.