راه اندازی Next Gig Economy Startup

بیایید صحبت کنیم که چه کاری باید انجام شود وقتی اقتصاد کلاهبرداری منفجر شود و شروع به عادی شدن کند.

آنچه که Uber و Lyft انجام داده اند - بیشتر از ارائه سوارکاری بدون اصطکاک با قیمت های پایین - آیا آنها یک نیروی کار احتمالی را که برای تهیه سوارهای گفته شده اختصاص داده و مشروعیت بخشیده است. نیروی کار گیگ. من این روند را طی کرده ام تا راننده Lyft بشوم. این یک نوع ساده است آیا یک ماشین مدل دیر (ish) دارید و هیچ علامتی در بررسی پیش زمینه شما نیست؟ شما وارد سیستم هستید. می توانید آخر هفته رانندگی کنید.

از مدتی دیگر ، شغل شما ممکن است یک هیاهو باشد. شما می توانید آزادی بیشتری را از کارفرمای خود بدست آورید ، که در بیشتر موارد برنامه ، یک فناوری ، یک سیستم عامل خواهد بود.

شوخی خود را در مورد برنامه های جدید ما رعایت کنید ، اما این آزادی چیزی است که اقتصاد حیرت انگیز را تقویت می کند. و هنگامی که کارآفرینان نقاط را بین پول و آزادی متصل کردند ، جنبش آغازین "Uber for X" را ایجاد کردند. بنیانگذاران ستارگان چشم ساخت ساخت فیس بوک بعدی را متوقف کردند و در عوض ساخت Uber برای غذا ، Uber for Housecleaning ، Uber for Hugs را شروع کردند. جنبش با قسمت قسمت Sliceline دره سیلیکون کوسه کوسه را پرید.

اما اکنون می بینیم که بقیه برنامه های "Uber for X" تنگ شده اند. کارآفرینان و سرمایه گذاران شرط می بندند که اقتصاد کلاه گشایی در حال عادی سازی و تبدیل شدن به سهمی حتی بیشتر از اقتصاد واقعی است.

بنابراین سیستم عامل های بازار دو طرفه در همه جا وجود دارند ، زیرا فناوری برای زنده نگه داشتن این سکوها به قدری همه جا شده است که استارتاپ ها قبل از فهمیدن اقتصاد بازار ، بازار را می سازند - که به هر حال ، هنوز هم یک مشکل بزرگ برای هر دو Lyft و حال بارگذاری

اما اگر بتوانیم حداقل یک محصول با دوام (MVP) حداقل در یک بازار دوطرفه بسازیم و اول از همه اقتصاد را بفهمیم. آن شبیه چیست؟

من در حال ساختن یکی از این سکوها هستم ، در مراحل اولیه به دو نفر دیگر مشاوره می کنم و اکنون چند سال تلاش کرده ام یک سوم از مرحله ایده را بیرون بیاورم. این چیزی است که من در مورد ساختن اصول اولیه یک پلتفرم Gig Market MVP یاد گرفته ام.

ما می توانیم همه چیز را برای اثبات مفهوم جعلی کنیم. ساختن یک بازار دو طرفه یک فرایند سه مرحله ای است.

  1. ما باید به ارائه دهندگان پردازنده برویم و آنها را در دسترس قرار دهیم.
  2. ما باید مصرف کنندگان را کشف کنیم و آنها را به ارائه دهنده متصل کنیم.
  3. ما باید اجازه دهیم که آنها معامله کنند.

یکی از ویژگی های MVP که نیاز به استحکام دارد ، ارائه اصلی است ، در این حالت ، فنی است که دو طرف را به روشی کارآمد و شفاف گرد هم می آورد. اما اگر می خواهیم یک خلبان بسازیم تا اقتصاد بازار را آزمایش کند ، می توانیم پیشنهاد اصلی را نیز به صورت دستی بازآفرینی کنیم.

ما می توانیم از صفحات گسترده برای ذخیره ارائه دهندگان و مصرف کنندگان خود و تمام اطلاعات ویژگی آنها استفاده کنیم. ما می توانیم از MailChimp برای ایجاد لیست های پستی از آن صفحه گسترده ها استفاده کنیم. برای شروع یک معامله می توانیم از ترکیبی از Zapier ، Slack و SMS استفاده کنیم. ما می توانیم از Square برای ضبط و انتقال پرداخت استفاده کنیم.

من می توانم این کار را در چند ساعت تنظیم کنم. یک مشکل. این یک کار بزرگ و با فشرده زمان است که می تواند به این روش کار کند. ما هرگز با این نوار مجرایی قصد نداریم به MVP برسیم ، اما می توانیم از POC استفاده کنیم تا دریابیم که حاشیه ها در کجا هستند.

محلی ، کوچک و طاقچه را شروع کنید. بهترین راه برای اثبات اثبات مفهوم ما این است که مرزها را بسته نگه داریم و می توانیم با محدود کردن ردپای خود ، دیوارکشی را شروع کنیم. برای ارائه کالای فیزیکی می توانیم شهر خاصی را انتخاب کنیم. برای ارائه دیجیتال ، شاید ما مشارکت را به بتا فقط دعوت شده محدود کنیم. حتی اگر می خواهیم از شبکه شخصی خود استفاده کنیم ، می توانیم از شبکه شخصی خود استفاده کنیم.

سپس ما باید به سمت طاقچه برویم و ارائه دهندگان خود را به یک محصول یا خدمات واحد محدود کنیم ، ترجیحاً کالایی که با بزرگترین حاشیه ارائه آن ساده ترین است. بیایید فضای زیادی را برای خطا و بهبودی به ما بدهیم.

حلقه بازخورد فروشنده بسیار مهم است و در کجا باید بیشتر وقت خود را بگذرانیم. اگر ما ارائه دهندگان تایید نشده ، عالی و حرفه ای را نداریم ، دچار پیچ و خم می شویم. بنابراین بیشتر وقت ما باید برای آنها هزینه شود.

ما نیاز داریم که سوار شویم ، تأیید کنیم و یک پایه را برای ارائه دهندگان معتبر ایجاد کنیم. در بعضی موارد ، ما باید آنها را بر روی سکوی خود آموزش دهیم ، نه فقط زایمان بلکه انتظارات خود را نیز انجام دهیم.

ما همچنین باید در هر زمان معامله ، عملکرد آنها را به طور دقیق امتیاز دهیم. این ظریف ترین حلقه در زنجیره ما است ، زیرا ما به سیستم بازخورد نیاز داریم که عادلانه و کامل و درست باشد. ما نمی توانیم در بین ارائه دهندگان خود سیب بد داشته باشیم ، اما باید با فراخوانی یک سیب بد سیب بد نیز بسیار مراقب باشیم.

ما نمی توانیم بخش دستی سوار شدن را رها کنیم ، اما می توانیم بخش اعظمی از آن را ساده و خودکار کنیم. ما باید اطمینان حاصل کنیم که ارائه دهندگان ما موجودی محصول یا مهارت هایی را که ادعا می کنند دارند داشته باشند. و این که آنها جنایتکار یا روانگردان نیستند.

ما باید تأیید کنیم ، شاید زمینه را بررسی کنیم ، طبقه بندی کنیم و واجد شرایط ارائه دهندگان به منظور مثبت بودن تجربه برای مصرف کنندگان باشد. اتوماسیون این روند در نهایت جایی است که مالکیت معنوی و مزیت رقابتی ما در آن خواهد بود.

اگر این منطق برای خریداران معکوس شود ، باید بتوانند با کمترین اصطکاک ممکن معامله کنند. این احساس انجام کار به عقب است ، اما باید در مورد افرادی که می پردازیم چیزهای زیادی را بشناسیم و در مورد افرادی که به ما پرداخت می کنند بسیار کم است.

اگر یک بازارچه برای مصرف کننده بد است و یا خیلی از آنها درخواست داریم ، آنها از آن استفاده نمی کنند. اطلاعات شخصی من نشان می دهد که "سهولت استفاده" از فاکتور 2 به 1 و "مهمتر از طراحی" مهمتر از "مجموعه ویژگی" با فاکتور 4 به 1 است.

پلتفرم ما باید به خریدار اجازه دهد تا با حداقل تعداد کلیک های ناچیز برای انجام تراکنش معامله کند. اگر در کارهایی که انجام می دهیم خوب هستیم ، راهی را برای آنها پیدا خواهیم کرد تا پس از اتمام معامله اطلاعات بیشتری به ما بدهند.

برای کسب درآمد و الگوبرداری ، قدم های دیگران را دنبال کنید. پیشتر خاطرنشان کردم که من راننده لیفت هستم. من رانندگی نمی کنم ، اما رفتن به من به من آموخت که چه کاری باید انجام دهم و چه کاری نکنم. همچنین این حس را به من ارائه داد که چه چیزی را به ارائه دهندگان خود می دهند و چگونگی ایجاد انگیزه و حفظ آنها.

این کار را انجام دهید در واقع ، برای هر سرویس بازار gig که می توانید ، ارائه دهنده یا مصرف کننده یا هر دو ثبت نام کنید. لازم نیست که معامله کنید ، فقط مدل را از دو طرف مهندسی معکوس کنید و کارایی خود را حفظ کنید.

ارائه دهندگان را برای کیفیت ، وفاداری و مشارکت در آن ترتیب تشویق کنید. هیچ بازار دو طرفه خوبی از ارائه دهندگان آن غافل نیست و من پیشنهاد می کنم از پول نقد استفاده کنید.

ابتدا ، برای ارائه دهندگان ، مانند دو برابر اولین معامله آنها ، به ارائه دهندگان پاداش می دهیم.

برای ارائه دهندگان که به نظر ما خوب می رسد ، پاداش بپردازید. در واقع ، مقیاس پرداخت را بر اساس کمیت و کیفیت رتبه بندی ها ایجاد کنید و آن را منتشر کنید.

برای ارائه دهندگانی که مدت زمان زیادی به آن می چسبند پاداش می دهند و قهرمان سیستم عامل ما می شوند. یک هدف کششی خوب؟ ارائه دهندگان سطح بالا ما باید بتوانند از بستر ما غنی شوند.

برای ارائه دهندگان زیادی که شرکت می کنند ، پاداش هایی را بپردازید ، حتی اگر آنها بهترین بازیگر ما نباشند. این ارائه دهندگان "چسب" ما هستند ، و شکافهایی را پر می کنند که هیچ کس دیگری قادر به آن نیست.

گزینه بوتیک باشید. این احتمالاً مهمترین توصیه ای است که می توانم به شما بدهم. یک بازار دوطرفه ، به ویژه در مقیاس ، قابل اجرا خواهد بود. این امر پیروزی در جنگ قیمت را دشوار می کند. بنابراین ، یک بازار دو طرفه از قیمت برنده نمی شود ، بر عنصری پیروز می شود که مسئولان نمی توانند آن را ارائه دهند.

مشتریان هزینه بیشتری را برای زمان ، راحتی و کیفیت پرداخت می کنند. اگر بتوانیم این موارد را تحویل دهیم ، لزوماً از فشار قیمت ها مصون نخواهیم بود ، اما این به نبردی تبدیل می شود که بتوانیم برنده شویم.

پس از فهمیدن هزینه ها و حاشیه ها ، اطمینان خواهیم داشت که بورد ، معامله و تحویل را به صورت خودکار انجام دهیم و می توانیم بقیه سکوی خود را با فناوری نسبتاً کوچک حفظ کنیم تا اینکه سریعتر از فناوری کوچک رشد خود را شروع کنیم. می تواند ادامه دهد این یک مشکل خوب برای داشتن است.