ایجاد اجتماعات فراگیر

به چالش کشیدن وضع موجود از طریق اتحاد

warning هشدار شروع: این مقاله شامل ذکر آزار و اذیت و تصویرگری یا بحث در مورد نگرش ها یا اقدامات تبعیض آمیز است. اگر در هر لحظه از مطالب ناراحت هستید ، لطفاً از خواندن دست بکشید و از خود مراقبت کنید

این متن برای گفتگوی ارائه شده در Nordic.js است.

به یاد می آورم روزی که والدینم اولین دستگاه کامپیوتر ثابت را کاملاً عمیق خریداری کردند. من هنوز هم می توانم صداها ، صدای بوق و مضراب های مودم شماره گیری را به خاطر بیاورم که مرا به این پلتفرم جادویی و نامحدودی که به اینترنت می نامیم وصل می کند.

در میان افراد بی شماری دیگر که مرتباً خود را بیان می کنند ، یاد می گیرند ، می آفریند و به اشتراک می گذارند ، مکانی پیدا کردم. من به شگفتی هایش گیر افتادم.

امروز احساس متفاوتی می کند.

اینترنت به صورت نمایی در حال رشد است ، و سیستم عامل هایی که ما برای جمع آوری آنها انتخاب می کنیم ، به همین ترتیب است. متأسفانه ، در مقایسه با فناوری که به سرعت در حال حرکت است ، بشریت به کندی پیشرفت می کند.

منافع رهبران به اصطلاح فناوری اغلب با آنچه که ما به عنوان یک جامعه به آن احتیاج داریم متفاوت است. انگیزه آنها تجاری است. منحنی سود به جای رونق و سلامت جامعه موفقیت را تعیین می کند.

سکویی که قبلاً از آن بسیار هیجان زده بودیم ، بدنام کردن است و ما را ترغیب می کند که در هنجارهای کلیشه ای و اغلب سرکوبگرانه جامعه قرار بگیریم.

ما جدا ، جدا و تنهایی هستیم. ما ، مایل یا نه ، از آسیب پذیری خودداری می کنیم و واقعی و واقعی خود را به سفره می آوریم. بیشتر اوقات غیر از این آسان است که احساس کنیم اصلاً جایی برای ما وجود ندارد. ما متعلق نیستیم من متعلق نیستم

انسانها همیشه احساس نیاز ذاتی برای تجمع و همزیستی در قبایل را احساس می کردند - این غریزه است. از خانواده ها ، دوستی گرفته تا روابط اجتماعی در یک محل کار یا مدرسه. انسان های ماقبل تاریخ ، گروه های کوچکی را تشکیل می دادند تا شانس بقا را افزایش دهند. امروزه تعلق یک نیاز اساسی و برجسته است که باید به دلایل زیادی غیر از بقا برآورده شود. عضویت در گروه با تقویت عزت نفس ، تقویت هویت و حمایت اخلاقی ارتباط دارد. تمایل به حفظ اوراق بهادار اجتماعی برای رفاه ما بسیار مهم است. بودن در یک جامعه باعث می شود احساس خوبی داشته باشیم.

پیتر بلوک ، متخصص در زمینه های مشغله مدنی و ایجاد جامعه ، دلیل اصلی عدم تعلق خاطر را تشریح می کند:

جوامع ما به سیلوها تفکیک می شوند. آنها مجموعه ای از موسسات و برنامه هایی هستند که در نزدیکی یکدیگر کار می کنند اما با هم تداخل ندارند و لمس نمی کنند. درک این امر بسیار مهم است زیرا این تقسیم بندی که ایجاد آینده مثبت یا جایگزین تر را دشوار می کند - به ویژه در فرهنگی که بیشتر از وابستگی متقابل به فردی و استقلال علاقه دارد. کار برای غلبه بر این قطعه قطعه است.
- پیتر بلوک

اگر تعلق چنین تأثیر عمیقی در زندگی ما دارد چرا ما اینقدر تقسیم شده ایم؟ یکی از دلایل این است که سوء تفاهم در معنای وجود در یک جامعه نهفته است. جوامع بسیار بیشتر از مشترکات و منافع مشترک هستند. طبق تعریف ، جوامع باید بسترهای متعلق به همه ما باشند. ما وقتی در اجتماع احساس راحتی می کنیم در بیان خود احساس راحتی می کنیم اما از مالکیت مشترک و مسئولیت های گروه خود نیز آگاه هستیم. برای پرورش جامعه و تقویت همان احساس ایمنی در بین دیگران ، مسئولیت پذیری وجود دارد.

به سرعت آشکار می شود که پیش نیازهای اجتماعات عمدی ، معنادار شمول و تنوع است. و این دقیقاً همان چیزی است که ما فاقد آن هستیم.

تنوع و شمول شامل دو مفهوم متفاوت است. متأسفانه ، آنها به قدری در کنار هم جمع می شوند که تصور می شود معنای یکسانی دارند.

تنوع شامل تفاوت ها و شباهت های پیچیده ای بین افراد از قبیل جنسیت ، نژاد ، سن ، توانایی ، وضعیت اقتصادی اقتصادی ، مذهب و جنبه های دیگر است. این بدان معنی است که هر فرد منحصر به فرد است و تفاوت ها را تشخیص می دهد. این امکان را برای کشف اختلافات در یک محیط امن ، مثبت و تغذیه فراهم می کند. اما تنوع بدون درج نتیجه مطلوب نمی دهد.

شمول شامل احترام و قدردانی از تنوع افراد است. این مشارکت گروه های کم نماینده را تشویق و تضمین می کند. شمول ، احساس تعلق است که همه افراد را درگیر می کند و آنها را قادر می سازد تا با ظرفیت کامل کار کنند.

عدالت به مجموعه ای از سیاستها و شیوه های آگاهانه نیاز دارد ، که به طور عمدی برای ارتقاء فرصت و اصلاح نابرابری ها طراحی شده اند ، و همچنین افراد آگاه مستقر در اجرای موثر آنها. این امر بدون توجه به اختلافات و مبارزه فعالانه با آنچه که ما را تقسیم می کند - محرومیت - فرصت برابر را تضمین می کند.

محرومیت به گونه ای از تبعیض به وجود می آید که منکر دسترسی کامل به حقوق ، فرصت ها و منابعی است که به طور عادی در دسترس دیگران است ، جایی در جوامع و جامعه ما ندارد. محرومیت باعث جدا شدن اجتماعی می شود و ما نمی توانیم بدون تعهد فعال آینده ای بهتر را بسازیم. پیشرفت حتی اگر کمترین میزان از ما مستثنی باشد ، پیشرفت به عنوان یک جامعه غیرممکن خواهد بود. این تقسیمات ذکر شده توسط پیتر بلوک است که ما باید در کنار هم غلبه کنیم.

آیا صنعت ما متنوع و فراگیر است؟ بگذارید امروز تصویری از صنعت فناوری نقاشی کنم.

وضعیت صنعت فناوری

زنان بین 40 تا 60 درصد از نیروی کار جهانی را به خود اختصاص می دهند. در صنعت ما 20٪ نقش مهندسی در بهترین حالت توسط زنان انجام می شود. فقط 6٪ از مدیران ارشد فورچون 500 زن هستند. 98٪ از VC ها نرهای سفید پوست یا آسیایی هستند. این آمار برای افراد رنگارنگ وحشتناک تر می شود. برای بدتر شدن شرایط ، زنان بسته به نقش خود ، یک شکاف دستمزد 21 تا 29٪ را تجربه می کنند.

ما از تعداد کمتری و دستمزد دریافت می کنیم.

متأسفانه ، زنده ماندن در فن آوری بسیار بیشتر از مقابله با تنهایی و نبود الگوهای نقش است. 60٪ از خانمها گزارش داده اند که پیشرفت های جنسی ناخواسته داشته اند. بسیاری از این داستان ها هرگز نور روز را نمی بینند ، اما مواردی که ما دیده ایم ، تصویری فجیع از صنعت و فرهنگ ما به تصویر کشیده است. مورد آزار و اذیت همكاران ، سرپرستان و باجگردی زنان سرمایه دار برجسته و سایر گروه های حاشیه نشین اغلب در سكوت رنج می برند و به آرامی از دنیای فناوری عقب نشینی می كنند تا امیدوارم صلح در جای دیگری پیدا شود (ضرورتاً نه انتخاب). تعدادی از افراد شجاع به دور خود (الن پائو ، سوزان فاولر و بسیاری دیگر) صحبت می کنند تا شغل و بهداشت روانی خود را در معرض خطر بزرگی قرار دهند.

78٪ از كاركنان تكنولوژی گزارش كرده اند كه به نوعی رفتار ناعادلانه را تجربه كرده اند. 30٪ از زنان رنگ برای ارتقاء داده شده اند ، که دو برابر بیشتر از سایر صنایع است. زنان به ندرت در نقشهای ارشد پیش می روند. تنها 8 درصد از کارگران فن آوری می گویند که آنها هرگز تعصب جنسیتی را تجربه نکرده اند. هزینه گردش مالی کارمندان 16 میلیارد دلار است.

دنیای منبع آزاد حتی یکنواخت تر است - گزارش بررسی منبع آزاد گیتوب 95 درصد از مردان را شگفت زده می کند. درصد کم زنان شرکت کننده در متن باز احتمالاً رفتارهای ناخواسته ای مانند محتوای نامناسب ، کلیشه سازی یا دوباره ، پیشرفت های جنسی ناخواسته را تجربه می کنند.

گروه های کمتری که جامعه منبع آزاد از دست رفته اند ، سرمایه گذاری بیشتری در ایجاد بستر استقبال و رمزگذاری انتظارات رفتاری از طریق کد رفتار دارند. متأسفانه ، آنها خودشان را انتخاب می كنند یا هرگز سعی نمی كنند وارد دنیای رقابتی ناسالم و تحت سلطه مردانه از منبع آزاد شوند.

مردم چشم بسته به مسائل سیستماتیک ما با آنها روبرو هستند.

40٪ از مردان از شنیدن مشكلات در جامعه فناوری خسته شده اند. تفاوت بزرگی در سرمایه داران با رعایت آزار و اذیت وجود دارد (80٪ سرمایه داران زن در مقابل 28٪ مردان مورد آزار و اذیت قرار گرفتند).

متأسفانه بدتر شده است. گرایشهای محرمانه گسترش می یابد. صنعت فناوری فقط به یک نوع جمعیتی تبدیل شده و به یک بندر امن تبدیل شده است و مردان سفید پوست و سفید پوست هستند. جوامع ما از ترس بازاریابی استفاده می کنند. در مورد آن جه می توانیم انجام دهیم؟

چگونه می توان جوامع خود را پیش برد؟

مسئولیت پذیری برای آینده از همه ما شروع می شود. صنعت ما مباشر فرهنگي ندارد. این قانون فقط تاکنون به نتیجه رسیده است ، که معمولاً محیط کار را شامل می شود و حتی در همه موارد نیز اینگونه نیست.

ما رهبران خود را تجلیل می کنیم ، و به آنها اطمینان دارند که آنها تنها عوامل تغییر هستند. این برنامه عمیقاً مردسالارانه ظرفیت ما را برای پیشرفت محدود می کند. اعضای گروه های حاشیه نشین برای مبارزه با نابرابری که اینقدر به آنها صدمه می زند ، سازمان می دهند ، اما غیرممکن است که انتظار داشته باشیم که این بار این فشارها را به تنهایی انجام دهد - و آنها نباید چنین کنند. کسی مجبور است دستکش را بگیرد.

که کسی شما و من هستید.

هیچ پیش نیازی وجود ندارد. عدم دسترسی یا قرار گرفتن در معرض ضروری است. تغییر از اینجا شروع می شود. جامعه بدون تعهد مداوم همه اعضای آن بهبود نخواهد یافت. دیگر از پشت سرگذشتان ساکت نیست. دیگر به دنبال دور نیست.

قبل از اینکه من به توصیه‌های عملی درباره چگونگی مشارکت فردی در جوامع بهتر و فراگیرتر بپردازم ، دوست دارم چند لحظه طول بکشم تا مفهوم عمومی را که همه آن را به هم وصل می کند - توضیح دهد.

متحد بودن یک فرایند مداوم از یادگیری و ارزیابی مجدد است. همانطور که میا مک کنزی می گوید: روشی برای زندگی بدون تقویت رفتارهای سرکوبگرانه که ادعا می کنیم مخالف آن هستیم.

اتحاد یک سفر است ، نه یک هویت. این خود تعریف نیست بلکه توسط هر کسی که خودمان را با آنها متحد می کنیم شناخته شده است. این علاقه واقعی به چالش کشیدن وضع موجود سرکوبگر است. بنابراین ، چگونه می توان متحدین؟

مرحله اول: آموزش

همه ما با مجموعه ای از تعصبات ، اعتقادات و کلیشه های خود متولد و بزرگ شده ایم. برای دیدن گذشته از آنها ، ما باید به یک عمل مداوم درون نگرانی ، تأمل و یادگیری متعهد شویم. این یک فرایند پر زحمت و خواستار است. شما خود را به چالش کشیده و ناراحت کننده خواهید دید ، اما هرچه این احساسات شدیدتر باشند ، احتمال بیشتری وجود دارد که در مسیر درست قرار بگیرید.

درک عواقب و حتی بیشتر از آن ، علل عدم ورود و تنوع در صنعت ما بسیار مهم است. جهل بخشی از ظلم است. از اعضای گروه های کم نماینده انتظار نداشته باشید که شما را راهنمایی کنند. زندگی آنها یک مبارزه مداوم برای مقاومت در برابر سوءاستفاده است. این وظیفه ماست که خودمان را در مورد فمینیسم تقاطع تربیت کنیم و مطالب زیادی برای کمک به این هدف در دسترس است.

با استفاده از منابع آنلاین مانند فرهنگ مشاهده مدل بازنشسته ، ویکی فمینیسم ویکی ، ویکی فمینیسم روزمره ، راهنمای همسویی یا پروژه شروع کنید. در ادامه کتاب های بسیار خوبی مانند "مردان برای من چیزهایی توضیح دهند" (ربکا سولنیت) ، "چیزهای غیرقابل توصیف" (لوری پنی) ، "همه ما باید فمینیست باشیم" (Chimamanda Ngozi Adichie) ، "بد فمینیستی" (روکسان گی) یا " تبدیل شدن به یک متحد: شکستن چرخه سرکوب در مردم "(آن بیشاپ) (این فقط چند نمونه از بسیاری است). گذشته از این اما نکته مهم ، شرکت در کارگاه مشاوره Ally FrameShift ، LGBTQI و آموزش تعصب ناخودآگاه را در نظر بگیرید. اگر توانایی پرداخت هزینه آن را ندارید ، سعی کنید کارفرمای خود را متقاعد کنید تا از آموزش های داخلی حمایت مالی کند. این دانش تازه پیدا شده را به دیگران که ممکن است به آن احتیاج دارند ، قرض دهید.

مرحله دوم: گوش دهید

در حالی که خواندن ممکن است یک پایه دانش جامد به ما بدهد ، اما نمی تواند جایگزین شنیدن داستان های زندگی واقعی گروه های کم نماینده شود. همانطور که میا مک کنزی از دختر سیاه خطرناک می گوید: "خاموش و گوش کن".

گوش دادن نهفته در هسته اتحاد است - نیاز به یک تلاش آگاهانه برای خارج شدن از عادت صحبت کردن مداوم و وقت گذاشتن برای شنیدن دقیق داستانها دارد. این خواستار همدلی با آنها است. این را بپذیریم که چقدر چالش برانگیز یا رویارویی با آنها ممکن است به تعصب و تعصب ما باشد. این امر مستلزم اعتماد به حقیقت آنها است (اما همه آنها را به عنوان انجیل در نظر نمی گیرد). گوش دادن اجتناب از کانون توجه است.

حساب های متنوع تری که در معرض دید آنها قرار می گیریم ، بیشتر درک می کنیم که با چه کسی خود متحد می شویم. ما شروع به درک تجربیات و موانع آنها می کنیم. جستجوی داستان ها بسیار حیاتی است (و موارد بسیاری در آنجا وجود دارد). به اشتراک گذاشتن آنها ممکن است یک روند بسیار فرسودکننده باشد ، بنابراین اطمینان حاصل کنید که به افراد احترام گذاشته و فضای امنی را برای این کار ایجاد می کنید.

مرحله سوم: امتیاز را درک کنید

امتیاز ، مجموعه ای از فواید غیرقابل یادگیری است که با ویژگی های هویتی مانند نژاد ، مذهب ، گرایش جنسی ، طبقه یا توانایی ، همراه است تا چند نمونه از آنها را ذکر کنیم. اجتناب ناپذیر و همه جا است. امتیاز مخالف ظلم است ، اما این دو می توانند با هم همزیستی باشند (این بدان معنی است که عضویت در یک گروه تحت نمایندگی کاملاً ممکن است و هنوز هم در برخی مناطق امتیازاتی را تجربه می کنید). این سمبل قدرت بر ستمدیدگان است. حق امتیاز بودن به معنای عدم تحمل سختی در زندگی شما نیست بلکه واقعیتهایی را برجسته می کند که از بعضی جهات برای ما راحت تر و سودمندتر از دیگران بوده است.

وظیفه ما این است که امتیازی را که داریم ، بشناسیم و شناسایی کنیم. اگر ساده تر از به خاطر آوردن آن است ، لیستی را نگه دارید. آن را شفاف کنید. روی آن عمل کنید هنگامی که می خواهید متحد شوید به عنوان گروه متحدین از این تجملات برخوردار نشوید.

مرحله چهارم: مبارزه با تعصب ناخودآگاه

تعصبات ناخودآگاه یا ضمنی میانبرهایی هستند که مغز ما در پردازش مقدار عظیمی از اطلاعات دریافت می کند. این خارج از کنترل و آگاهی ما اتفاق می افتد. همه ما مقصر هستیم. این می تواند ما را از تصمیم گیری موفق و عینی ترین و منفی ترین تأثیر در محیط کار و بخش آموزش جلوگیری کند ، در صورتی که پتانسیل و آینده شغلی افراد را محدود کند. تعصبات نژادی و جنسیتی گسترده است. ما به طور ضمنی مردان را در موقعیت های اقتدار ترجیح می دهیم یا افرادی را شبیه به خودمان نسبت به دیگران (تعصب میل) انتخاب می کنیم.

مبارزه با این کلیشه کاملاً ممکن است. تعصب خود را آگاه کنید: اولین برداشت های خود را زیر سوال ببرید. سعي كنيد تصميمات خود را توجيه كنيد يا آنها را به صورت جمعي انجام دهيد ، زيرا راحت تر نگه داشتن يكديگر. به همه توانمند شوید که تعصب ناخودآگاه را صدا کنند.

مرحله پنجم: سازماندهی کنید

هر ساله هزاران رویداد فناوری گرا اجرا می شود. از برنامه های ملاقات های گاه به گاه ، از طریق کارگاه های آموزشی تا کنفرانس های پر طرفدار با بودجه های شش رقمی. مشارکت در هر نوع و هر اندازه و نوع دیگری مسئولیت دارد نه تنها از یک بستر ایمن و فراگیر برای شرکت کنندگان ، سخنرانان و کارکنان اطمینان حاصل کند بلکه خواهان افزایش تعهد به تنوع است. وظیفه ما به عنوان سازمان دهندگان است که لحن و انتظارات صنعت را به طور کلی تعیین کنیم.

این تعهد حتی بیشتر می شود - به پروژه های منبع باز یا هر شکل یا تجمع رسمی تر. یک آیین نامه اجرایی قابل اجرا که بیانگر رفتار غیرقابل قبول است باید به یک استاندارد تبدیل شود. اظهارات دستیابی و تنوع ضروری برای تقویت شمول گروه های حاشیه ای است. صفحات بلندگو و پانلیست باید متنوع باشد و فراتر از جنسیت باشد.

ما باید به تسهیل رویدادها برای افراد حاشیه نشین در فناوری کمک کنیم.

مرحله ششم: اهدا و اهدا کنید

سازمانهایی که بر تقویت تنوع و گنجاندن آنها در صنعت ما تمرکز می کنند ، اغلب کمبود و کمبود مالی ندارند. غالباً این تلاش ها به عنوان پروژه های جانبی شروع می شوند ، اما می توانند تأثیر شگرف و مثبتی بر گروه های کم نماینده و کل جامعه داشته باشند.

کمک مالی به زنانی که کدگذاری می کنند ، دختران آنرا تهیه کنند ، کد دختران سیاه را تهیه کنید یا به دنبال معادل محلی در هر کجا که باشید باشید. از نظر مالی از افراد در تنوع و فضای گنجاندن از طریق Patreon یا هر بستر تأمین مالی جمعیتی که ممکن است از آنها استفاده کند پشتیبانی می کند. برای فعال کردن مخاطبان متنوع ، بلیط های متنوع کنفرانس را خریداری کنید. اگر امکان پذیر نیست ، در نظر بگیرید که به صورت مربیگری در قالب یک به یک یا کارگاه ، پس بدهید. کارفرمایان خود را ترغیب کنید که بودجه خود را برای این اقدامات اختصاص دهند.

مرحله هفتم: تنوع و تقویت

ما به عنوان اعضای صنعت فناوری ، ما به ویژه از طریق رسانه های اجتماعی با یکدیگر ارتباط فوق العاده ای برقرار کرده ایم. متأسفانه ، آسانتر از آنچه فکر می کنید با مخاطب همگن همراه باشید آسان تر است. در حالی که تنوع بخشیدن به پیروان دشوار است ، تصمیم گیری برای صداهایی که برای تقویت استفاده می کنیم کاملاً بر عهده ماست. غالبا محصول جانبی این فرآیند نیز مخاطبان را متنوع می کند.

انتخاب بیشتر برای تقویت صدای افراد بدون امتیاز بسیار مهم است. شانس دیدن کارها و داستانهای خود را توسط خیلی ها بیشتر کنید. متوقف کردن بازخورد بیشتر مردان. آگاهانه افراد بیشتری را با عقاید و پیشینه متفاوت از شما دنبال کنید. با خیال راحت یک بستر برای آنها ایجاد کنید تا بتوانید با خیال راحت به اشتراک بگذارید. این وظیفه شماست که تصمیم بگیرید چه چیزی تقویت شود.

مرحله هشتم: مسئولیت را به عهده بگیرید

هر چقدر هم که تلاش کنیم ، اشتباه خواهیم کرد. رفتار نامناسب را به عنوان یک شوخی بنویسید. دفاعی رفتار کنید وقتی از اعمال ناشایست ما فراخوانده شد شلاق بزنید. انجام این کار در ذات انسان است. یادگیری نحوه مقابله با اشتباهات یکی از پایه های اتحاد است.

همانطور که جیمی اوت می گوید: "متحدین گوش می دهند ، عذرخواهی می کنند ، با مسئولیت پذیری رفتار می کنند و به گونه ای متفاوت پیش می روند". تشخیص و پذیرفتن اشتباه اشتباه لازم است. از وسوسه تعقیب و پرخاشگری خودداری کنید. از صمیمانه عذرخواهی کنید و اقدامات پیشگیرانه ای را برای جلوگیری از وقوع همان لغزش ها در آینده انجام دهید. آثار را پاک نکنید و از مسئولیت خودداری کنید. اینترنت در به خاطر سپردن چیزها در ابدیت فوق العاده است. ما باید از عهده اشتباهات خود برآییم.

اینها فقط چند نکته شروع است که هرکدام از شما امروز می توانید برای ایجاد جوامع بهتر و فراگیر بهتر عمل کنید. ما باید خودمان را آموزش دهیم ، گوش کنیم ، با امتیاز و تعصب ناخودآگاه مبارزه کنیم ، متنوع سازی کنیم ، همدلی و مهمتر از همه را تمرین کنیم - هر روز خود را نشان دهیم.

انتخاب های تکنولوژیکی که امروز می کنیم ، نرم افزاری که ایجاد می کنیم طی مدت چند سال کوتاه اهمیتی نخواهد داشت. کد ما منسوخ خواهد شد و تنها چیزی که پیروز می شود ، تأثیری است که ما روی افراد دیگر داشتیم.

این نرم افزار مهم نیست که مهمترین موضوعاتی است كه بشریت با آن روبرو است ، مهم نیست كه رهبران خود اعلام شده در صنعت می خواهند ما به چه چیزی اعتقاد داشته باشیم.

ماندگارترین و فوری ترین سؤال در زندگی این است: 'چه کاری را برای دیگران انجام می دهید؟
- مارتین لوتر کینگ

مردم مهمترین ماده اصلی جوامع ما هستند و ما نمی توانیم در آینده ای بهتر را بسازیم در حالی که محرومیت از سوء استفاده را محکوم می کنیم. من از شما می خواهم که بستر بهتری را برای ما فراهم آورید تا بتوانیم پیشرفت کنیم. اول مردم

می پیوندی؟