تیمهای مهندسی ساختمان و ایجاد انگیزه

من موافقت كرده ام كه ​​براي يك كلاس در يل سخنراني كنم و آنها از من خواسته اند كه از ديدگاه راه اندازي كوچك تر در مورد "ساخت و تشويق تيم هاي مهندسي" صحبت كنم. خوانش های مربوط به بخش من شامل راهنمای درست برای توسعه دهندگان نرم افزار توسط جوئل اسپولسکی است. یادم است وقتی اولین بار نوشتم آن را خواندم. من کار جوئل را تحسین می کنم ، و قطعه قطعه ای از غذاهای با ارزش بسیاری دارد.

با این حال. این صنعت در سالهای پس از نگارش این قطعه بسیار تغییر کرده است. در سال 2007 ، گزینه های مهندسین اینجا در NYC بسیار محدودتر بود. شما برای یک بانک کار کرده اید ، یک شرکت رسانه ای ، تبلیغات در حال شروع به شکوفایی است ، برخی از تجارت الکترونیکی. اگر خوش شانس بودید Google یا Fog Creek. مشاغل زیادی وجود داشت اما حضور "شرکت فناوری" کلاسیک نسبت به امروز بسیار کمتر بود.

طی 9 سال گذشته ، ما شاهد افزایش گسترده تعداد مبتدیان در NYC هستیم. هر شرکت بزرگ فناوری در اینجا یک دفتر دارد ، دفتر Google به تنهایی هزاران مهندس دارد. ما همچنین شاهد افزایش عرضه مهندسان بوده ایم. بین دانش آموزان که ارزش یک سطح فنی را درک می کنند ، افرادی که مشاغل خود را تغییر می دهند ، و بوت کپس ها به سرعت فارغ التحصیلان فارغ التحصیل می شوند ، ترکیبی از انواع افرادی که می نویسند نرم افزار تغییر کرده است. بیشتر افرادی که من در سال 2007 نرم افزار نوشتن می دانستم دارای مدرک فنی یا مجاور (ریاضی ، فیزیک) هستند. تیم من هنگام ترک اجاره باند فرودگاه تعداد قابل توجهی از توسعه دهنده ها داشت که از مناطق دیگر به فن آوری منتقل شده بودند ، برخی از آنها بدون داشتن مدرک.

همه اینها این است که بگوییم ، بازی کردن در کلیشه های nerd 2007 همیشه روش خوبی برای ایجاد تیم در اینجا در NYC نیست. مهندسان چه می خواهند؟ من اعتقاد دارم که شما 3 محور دارید که می توانید به آن گره بزنید. بسته به شرکت خود ، می توانید بیشتر بر روی یکی تکیه دهید تا مشکلات دیگران را بپوشاند ، اما باید تعادل خود را پیدا کنید.

پول ژول این را در پایین قطعه خود پنهان می کند. درست است که بگوییم مهندسان بیش از هر چیز به پول اهمیت نمی دهند ، اما افراد زیادی خود را به این فکر می اندازند که می توانید حقوق استاندارد صنعت را معطل کنید و بر اساس برخی از عوامل دیگر تیم خوبی بسازید.

در 10 سال گذشته دستمزدها بالا رفته است. مردم می دانند که می توانند مبلغ مشخصی را دریافت کنند و اگر سعی کنید افرادی را استخدام کنید که به راحتی بتوانند 50٪ بیشتر در جایی دیگر انجام دهند ، مطمئناً قصد ندارند پیشنهاد شما را بپذیرند. بفهمید گسترش بازار چیست. در صدر شرکت هایی مانند گوگل ، فیس بوک ، برخی شرکت های مالی قرار خواهند گرفت. در انتها ممکن است نوآوری های غیر انتفاعی یا بسیار زودهنگام با کمک های قابل توجهی به سهام اختصاص یابد. حتی یک استارتاپ با 10-20 نفر نیز می خواهد بدون پرداخت نزدیک به نرخ بازار ، برای استخدام خود تلاش کند. مهندسان گران هستند. مهندسان جدید گران هستند. مهندسین ارشد واقعاً گران هستند. آنها ارزش خود را می دانند. شما باید به آنها بپردازید.

شما در حال ساختن یک شرکت هستید. شما قصد ندارید سواری کاملی و صاف داشته باشید. همه چیز خوب پیش خواهد رفت ، اوضاع ضعیف پیش خواهد رفت. تعداد بسیار کمی از تیم ها دارای شوت مستقیم به عظمت هستند و آنقدر واضح هستند که می توانند تمام مشکلات مدیریتی را پوشش دهند. هنگامی که به اندازه کافی به مردم پرداخت نمی کنید ، در مواجهه با مشکلات در کار ، به تضعیف مقاومت آنها کمک می کنید. از آن به عنوان پایه سلسله مراتب مازلو استفاده کنید. پول همه مشکلات را برای اکثر افراد حل نمی کند ، اما کمبود پول همه تحریکات را تشدید می کند.

هدف شما در حال ساختن یک شرکت هستید. شما می خواهید از مردم الهام بگیرید تا برای شما کار کنند ، بنابراین آنها را به رسمیت شرکت ، کالایی که در آن کار خواهید کرد ، می فروشید. شما باید این کار را انجام دهید زیرا در حال ساختن شرکتی نیستید که دارای مشکلات فنی بسیار سخت است. اگر هم باشید ، می توانید به این امر تکیه بزنید تا افراد را استخدام کنید ، اما واقعی باشید ، این روزها بیشتر ما اینطور نیستیم. روزهایی که همه مشکلات مقیاس پذیری فنی سختی به پایان رسیده بودند. مقیاس گذاری همان مرز جسورانه جدیدی نیست که حتی 5 سال پیش نیز داشته باشد. مطمئناً ، همیشه چالش های فنی در سازمان ها یافت می شود ، اما برای بسیاری از شرکت ها این چالش های فنی پیرامون تطبیق فناوری با محصول و تجارت است. این بدان معناست که شما باید برای فروش فرصت های یادگیری سخت تر کار کنید.

رهبری وقتی از امتناع مهندسین در فرآیندهای تصمیم گیری غیر فنی استفاده می کند ، تیم های خود را تضعیف می کند. او در مقاله جوئل درباره توسعه دهندگان می خواهد كه بخواهند اجازه دهند در حوزه تخصص خود تصمیم گیری كنند ، كه مطمئناً حداقل كم است. من شما را تشویق می کنم فراتر از آن بروید. اگر در حال ساختن یک تجارت با محوریت محصول هستید ، جایی که چالش ها صرفاً از لحاظ فنی کمتر و در مورد جذب مشتری بیشتر است ، مهندسان شما باید احساس ارتباط با آن تجارت کنند. آنها باید احساس کنند که آن را درک می کنند ، مانند اینکه می توانند در مورد آن ایده داشته باشند. به همین دلیل من طرفدار تیم های توسعه محصول عملکردی هستم. مهندسی ، مدیریت محصول ، بازاریابی ، عملیات را به عنوان گروه در کنار هم قرار دهید و بگذارید آنها به عنوان تیم برای حل مشکلات کار کنند. نه تنها کار را روی دیوار بکشید تا مهندسی شوید و انتظار داشته باشید که آنها آن را عملی کنند.

توجه. مشکلی که من حداقل در قطعه جوئل دوست دارم ، زیربنایی است که مهندسین نیاز به رمزگذاری و تفکر دارند. به جای "ابزار" به آنها "اسباب بازی" بدهید ، و آنها را از سیاست دور نگه دارید. تعداد زیادی مهندس وجود دارد که می خواهند به سختی کار کنند و تنها در دفاتر خصوصی خود ، فکر و کد کنند. اما به طور فزاینده تعداد بیشتری مهندس وجود دارند که می خواهند مشاغل ایجاد کنند و می خواهند مانند افراد بالغ در این روند رفتار شوند.

تیم های مهندسی ما بچه های بزرگ نیستند. آنها فاضلاب احمق نیستند که بتوانند نرم افزاری تولید کنند ، اما برای این کار باید به آنها کوکی کافی داده شود. آنها متخصصان پردرآمد هستند. بیایید با آنها رفتار کنیم شما باید انتظار داشته باشید که مهندسین مشاغل خود را نشان دهند. احترام ، دلهره آور نیست ، مانند تیم ستارگان نمایش ، تیم را معالجه نمی کند. در عوض ، احترام این تیم را به چالش می کشد تا ظاهر شود و رشد کند. احترام به آنها اهداف واضح ، قابل دستیابی و پاسخگو بودن آنها را می دهد. تجربه من این بوده است که بیشتر مهندسان عالی می خواهند در جایی کار کنند که به آنها الهام بخش باشد. بسیاری از ما وقتی به فکر الهام گرفتن از تیمهای مهندسی خود هستیم ، از ایده "مشکل فنی سخت" متوقف می شویم ، اما به چالش کشیدن آنها برای همکاری با افرادی که دیدگاه های مختلفی دارند ، راه دیگری است که می توانید به آنها در رشد کمک کنید.

به این مهندس احترام بگذارید که مهندسین افراد باهوشی هستند که غالباً بیشتر از استعدادهای کد نویسی خود باید به تجارت شما بیفزایند و به آنها یاد دهید که احترام بگذارند که سایر بخشهای تجارت مهارتها و دیدگاههای ارزشمندی دارند. مهندسان نیازی به احساس حقارت در شرکت ندارند تا از انجام کارهای خوب الهام بگیرند ، اما به این فرصت نیاز دارند که مانند یک شریک رفتار شوند.

این روزها شما برای استعداد رقابت زیادی دارید ، اما همچنین استعداد زیادی برای انتخاب دارید. موقعیت شرکت خود را درک کنید. اگر نتوانید از پس بازار بالایی برآیید ، باید به تعادل یافتن استعداد توسعه نیافته اعتماد کنید و به مهندسین دلایل دیگری برای تمایل به کار برای شرکت خود تکیه کنید. برای اکثر ما ، این بدان معنی است که آنها صدایی فراتر از فنی کاملاً به آنها می دهند ، و دیدن آنها و درک چشم اندازهای خارج از مهندسی به چالش کشیدن آنها است.