آیا روالهای صبح ارزش Hype دارند؟

چرا ممکن است آنها باعث بهره‌وری و بهزیستی شما شوند

عکس توسط 5th در Unsplash

کارهای روزمره صبح. آنها تقریباً به حکمت متعارف تبدیل شده اند. من بسیاری از آنها را امتحان کردم. من یک بار حتی یک چک لیست داشتم زیرا لیست کارهای انجام شده برای ردیابی خیلی بزرگ بود. مسخره و بی معنی شده بود. من تمام این کارهایی را انجام می دادم كه قرار بود به نفع من باشد و خلاقیتم را گسترش دهد. معلوم شد که روال من باعث استرس و سرقت وقت من از کارهای خلاقانه من شده است.

وقتی این سؤالات اساسی را از خودم پرسیدم ، شروع به زیر سوال بردن فعالیتهای صبحگاهی آیینی ام کردم.

"روزمرگی برای چیست؟ هدف آن چیست؟ "

من کج شدم من هیچ ایده ای نداشتم. من فکر کردم جواب باید این باشد که سلامت روانی خود را بهبود بخشم و عضله خلاق خود را خنثی کنم. اگر اینگونه است ، پس چرا باعث استرس بیشتر شده و مانع خروج من شده است؟

از صبح چه می خواهید؟

تا ساعت 5:30 صبح بیدار می شوم. من قبل از شروع سفر سی دقیقه ای من به دفتر ، دو ساعت با خودم وقت دارم.

این دو ساعت حدود 80٪ از زمان نوشتن روزانه من را تشکیل می دهد. چرا آن را در دم کردن چای های گیاهی ناخوشایند ، یوگا غیرممکن و جستجوی ناامید کننده سعادت مراقبتی هدر می دهید؟ از همه این موارد فوایدی وجود دارد ، اما این فعالیت ها زمان زیادی را می خورند.

همچنین مسئله ریاضی را به وجود می آورد. اگر یک ساعت را برای گذراندن مراسم روزانه خود بگذرانم ، پس از یک ساعت کار خودم را انجام می دهم - مواردی که برای من مهم است.

برای تعیین هدف از کارهای روزمره خود ، ابتدا باید تصمیم بگیرید که چه می خواهید.

اولویت شما چیست؟ چه چیزی را می خواهید بیش از هر چیز دیگری به دست بیاورید؟

من هدفم روزانه نوشتن به مدت دو ساعت است. که معمولاً به حدود دو هزار کلمه ترجمه می شود.

اکنون که من اولویت خود را می دانم بیایید به سؤالات اساسی خود بازگردیم.

"روزمرگی برای چیست؟" هدف آن چیست؟ "

یکی از این سؤالات را انتخاب کنید ، هر کدام با شما طنین انداز باشد. در اینجا نحوه پاسخ به آن است.

"من را برای رسیدن به اولویت اصلی نوشتن برای مدت دو ساعت در بهترین موقعیت من قرار دهید."

من یک کار روزانه دارم ، بنابراین وقت من محدود است. من باید از وقت آزاد خود نهایت استفاده را ببرم. هرچه بیشتر سعی می کنم و متناسب با روال صبح خود باشم ، بیشتر احتمال رسیدن به هدفم را مهار می کنم. بنابراین باید این سوال نهایی را از خودم بپرسم.

تا حد ممکن انجام دهید

"حداقل تعداد کارهایی که باید برای به دست آوردن بیشترین استفاده از صبح خود انجام دهم چیست؟"

دندان هایم را مسواک می زنم ، یک لیوان آب می نوشم و یک فنجان قهوه می ریزم. و بعد وظیفه خود را شروع می کنم. برای شروع کارم به چیزی بیش از این احتیاج ندارم. می خواهم قبل از شروع کار روزانه ، آن دو ساعت رایگان را به نوشتن اختصاص دهم. این بدان معنی است که مراسم صبحانه من را فقط به آنچه برای تحقق هدف اصلی من ضروری است محدود می کنم.

در مورد مزایای فعالیتهای سلامتی چیست؟

آیا واقعاً فایده ای دارد؟ اگر این فعالیتهای اضافی شما را از رسیدن به هدف اصلی خود باز می دارد ، چگونه احساس شما را ایجاد می کند؟

این باعث می شود احساس اضطراب و استرس داشته باشم ، با تعجب از کجا می توانم وقت لازم برای انجام کارهای شخصی را پیدا کنم. من نمی دانم که این برای همه افراد صادق است یا خیر ، اما اختلاف بین تمایل من به دنبال اهداف شخصی و کمبود وقت در دسترس یکی از مهمترین عوامل استرس زا من است.

مهمترین چیزها را اول از همه انجام دهید. بعداً همه کارها را انجام دهید

یک موضوع داستان در آنجا وجود دارد و من اطمینان دارم که دلیل دیگری از محبوبیت مراسم صبحگاهی وجود دارد. کارهای روزمره صبحگاهی بهانه ای برای جلوگیری از انجام کارهایی که مهم هستند به ما می دهد.

وی گفت: "من ساعت 5 صبح از خواب بیدار می شوم و شنا می کنم ، یوگا می گذرانم ، زندگی را مدیون هستم ، اهداف خود را با صدای بلند می خوانم ، تأییدات مثبت من را ده بار تکرار می کنم ، اسموتی جادویی ام را با یک عصاره قارچ عجیب و غریب غیرقابل توصیف آماده و مصرف می کنم ... و بعد یک فنجان را می گیرم. قهوه و با عجله به دفتر هجوم آورد. "

عالی ، برای آن کار روزمره صبح چه چیزی را باید نشان دهید؟ این احساس موفقیت را به ما می دهد. مشغول کار بودی شما کارهای زیادی انجام دادید. چه کاری برای شما انجام داد؟

اگر وقت آزاد دارید - منظورم نوع زمانی است که به شما امکان می دهد یک صبح کامل صرف نظر کردن درباره فلسفه یونان باستان و بحث در مورد تئوری های Game Of Thrones در Reddit کنید ، سپس تمام وقت مورد نظر خود را با روال صبح خود سپری کنید. به هر حال ، اگر این شما باشید ، من حسادت می کنم.

اما اگر این شما نباشید چه می کنید؟ شاید شما زودتر با امید به فشار آوردن در یک یا دو ساعت کار معنی دار از خواب بیدار شوید قبل از اینکه به سمت کار روزانه خود بروید ، یا قبل از اینکه مسئولیت های روز به روز بیش از حد شروع شود. من پیشنهاد نمی کنم که کاملاً از کارهای روزمره دور شویم. در عوض ، آن را در موارد ضروری محدود کنید.

در مورد صلح ذهن چیست؟

بعضی از افراد این استدلال را مطرح می کنند که بدون یک تمرین صبحانه قادر به استراحت یا تمرکز روی کار خود نیستند. بله ، من حدس می زنم که ممکن است برای بعضی از افراد صادق باشد.

اما این چیزی است که من فکر می کنم.

در ساعت 7:30 صبح ، من به هدف خود ادامه می دهم تا هدف اصلی نوشتن روزانه خود را انجام دهم. من نگرانی از تجارت ناتمام را که از سرم آویزان است ندارم. بقیه روزهایم را با حس موفقیت انجام می دهم. من می توانم در راه رفتن به مطب آرام شوم و نگران مناسب بودن به موقع برای انجام کارهایی که برایم مهم است باشد.

من عصرها یک تمرین مراقبتی را دنبال می کنم و هفته ای چند روز بعد از کار ورزش می کنم. این اولویت ها هستند ، اما هیچ کدام اولویت اصلی من نیست. قبل از ایجاد مراسم صبحانه خود ، باید اولویت شماره یک خود را روشن کنید و سپس روال خاصی را بنا کنید که از آن اولویت پشتیبانی کند.

روزمرگی خود را بسازید

سه سؤال را از خود بپرسید.

  1. هدف اصلی من چیست؟ آیا نوشتن ، ورزش کردن ، نقاشی کردن ، کار کردن در سمت و سوی مشاغل شماست؟ اگر آن را رد کردید ، آن را از دست می دهید یا اضطراب دارید؟
  2. هدف از روزمرگی من چیست؟ برای اینکه شما را در بهترین موقعیت تحقق هدف اصلی خود قرار دهید ...
  3. حداقل فعالیتهایی که در روزمرگی خود دارم برای به دست آوردن بیشترین استفاده از صبح خودم ، چقدر است؟ این فعالیت ها چیست؟