میز Entreprenuer's

هر روز که روی میز کارم می نشینم به سه مورد که در کنارم نمایش داده می شود نگاه می کنم. یک مورد لایحه 20 دلاری قاب دار است که در هر گوشه دارای دو کارت کوکی ثروتمند است. این دو بخت می گویند: "به دنبال آن بروید. شما هرگز نمی دانید چه اتفاقی خواهد افتاد. " و دیگری می گوید "از مشاغل غیرقابل چالش جلوگیری کنید - آنها استعدادهای بزرگ شما را هدر می دهند." هر دو این نقل قول کارآفرینی را تعریف می کنند و به من یادآوری می کنند که چرا من کاری را که می کنم انجام می دهم. این لایحه 20 دلاری اولین فروش من زمانی بود که سفر کارآفرینی خود را به سال 2010 آغاز کردم.

20 دلار اول

این مهمترین و پرمعناترین 20 دلاری است که من تاکنون بدست آورده ام زیرا ثابت کرد که کسی حاضر است برای چیزی که من ایجاد کرده ام به دست آورده پول سخت خود را پرداخت کند. کارآفرینی فقط نباید درمورد کسب درآمد باشد بلکه باید در حل مشکلات و کمک به مردم باشد. یک کارآفرین ، سرمایه گذار و نویسنده گای کاوازاکی ، یک بار گفت ، "بهترین دلیل برای ایجاد یک سازمان ایجاد معناست - ایجاد یک محصول یا خدمات برای اینکه جهان به مکانی بهتر تبدیل شود." این 20 دلار نشان داد که شخصی نیز موافق است. با این وجود ، فقط به دلیل داشتن یک محصول یا خدمات عالی ، موفقیت را تضمین نمی کند. بسیاری از عوامل مهم دیگر وجود دارد که موفقیت یک شرکت را تعیین می کند. افراد مناسب ، توزیع ، بازاریابی ، فرهنگ همه مهم هستند. با این حال ، یک رهبر کارآفرینی بدون رشادت هرگز قادر به زنده ماندن نخواهد بود.

سفر من به کارآفرینی از سال 2010 شروع شد که من در آتش سوزی بی نظم شدم. به عنوان مأمور آتش نشانی ، کشف یك مشكل متداول است كه شما فقط با آن مقابله می كنید. این برای من قابل قبول نبود ، من می دانستم که باید راه های بهتری برای آتش نشانان برادر و خواهرم برای پیدا کردن راه ما در تاریکی وجود داشته باشد. من در مورد نوع جدیدی از درخشش در ماده تاریک که بسیار سریع شارژ شده و آنقدر درخشان است که می توانم به تاریکی و دود غالباً در زمین آتش سوزی نفوذ کند ، فهمیدم. چند نمونه اولیه ساختم و شروع کردم به حرکت از ایستگاه آتش نشانی به ایستگاه آتش نشانی که این محصولات را از صندوق عقب ماشینم می فروختم.

با داشتن اولین مأمور آتش نشانی به من مبلغ 20 دلار به من نشان داد كه او نه تنها می داند كه این محصول می تواند او را ایمن تر كند ، حتی او حاضر بود دلارهای درآمدی سخت خود را برای آن پرداخت كند. این بسیار معنی دار بود زیرا آن معامله تأیید می کرد که من چیزی را ایجاد می کردم که دیگران برای آن ارزش قائل بودند. هشت سال بعد ، اکنون ما بیش از 70،000 آتش نشان دیگر را نیز شمرده ایم که همچنین توافق کرده اند که این ارزش به ارزش پول سخت آنها را بدست آورده است. در حال حاضر تجارت با استفاده از همان فناوری پیشرفته فوتولومینسانس فن آوری برای ایجاد علائم EXIT که هرگز به باتری ، لامپ یا برق نیاز ندارد. با تشکر از مارک های ما ایجاد شده است (Foxfire® www.mn8foxfire.com برای آتش نشانان و LumAware® www.lumawaresafety.com برای EXIT و محصولات ایمنی ما) اکنون این علائم الکتریکی EXIT رایگان در سراسر جهان استفاده می شود. اشخاص مختلف از وزارت امور خارجه آمریكا گرفته تا Fortune 500 شركت تا سه از پنج بزرگترین خرده فروش در ایالات متحده ، هم اكنون مشتری هستند.

این صورتحساب 20 دلاری یک یادآوری ثابت است که همه سفرهای عالی با اولین قدم آغاز می شود. هرگز در یک میلیون سال نمی خوابیدم که این سفر مرا در چنین ماجراجویی وحشی با بالاترین ارتفاع و پایین ترین بلاها قرار می داد. اکثر مردم فقط دستاوردها ، افتخارات و تحسین ها را می بینند ، اما در پشت همه اینها استرس ، اضطراب و دل درد وجود دارد. من در نیروی دریایی ایالات متحده آموختم که هیچ چیز نباید شما را از انجام مأموریت خود باز دارد. همیشه برای هر مشکلی راه حلی وجود دارد ، اما گاهی اوقات این راه حل می تواند بسیار دشوار باشد. شکست آسان است ، موفقیت همان چیزی است که سخت است. با نگاهی به آن لایحه 20 دلاری و فکر کردن در مورد اینکه چقدر به ما رسیده ایم ، چراغ درخشان است که در برخی از آن زمان های تاریک به من انگیزه می دهد.

اینفوگرافیک آنا ویدال در سفر کارآفرینی

دومین موردی که من به آن نگاه می کنم عکس های خانواده ام است. پدربزرگ من کارآفرین بود ، مادرش نیز در دهه 1800 در زمانی که پیش از بسیاری از زنان حتی کار می کردند کارآفرین بود. هر دو مجموعه پدربزرگ و مادربزرگ من آمریکایی های درجه یک بودند که والدین آنها از اروپا مهاجرت کردند تا آنها و اجداد آنها بتوانند در بزرگترین کشور جهان زندگی کنند و فرصتی برای تعقیب رویاهای خود دارند. کارآفرینان رویایی هستند و با آن آرزوها می توانند فداکاری های قابل توجهی انجام دهند. معمولاً قرار دادن مشاغلتان بالاتر از هر چیز یکی از این فداکاری ها است ، اما اگر رویایی دارید ، هم خود و هم خانواده خود را مدیون آن هستید که آن را تعقیب کنید. همانطور که مارک تواین معروف گفت: "از بیست سال دیگر ، شما از کارهایی که انجام ندادید ناامیدتر از کارهایی که انجام دادید". سالگردهای از دست رفته ، تولدها و رویدادهای مدرسه تلفات معمولی هستند که به عنوان یک کارآفرین اتفاق می افتد زیرا کارهایی که بیشتر افراد هرگز انجام نمی دهند. شخصی گفته است که "کارآفرینی چند سال از زندگی شما را می گذراند ، مانند بیشتر مردم ، بنابراین شما می توانید بقیه عمر خود را مانند بسیاری از مردم نتوانید بگذرانید." در چند سال گذشته من به همان اندازه که در خانه خودم دارم ، در هتل ها و فرودگاه ها گذرانده ام. من مجبور شدم تا منسوجات شخصی ، مالی و عاطفی بسازم که بسیاری از مردم نسبت به آن هشدار دادند. دانستن اینکه روزی قادر به آینده بهتر خانواده ام هستم همان چیزی است که مرا در آن شبهای تنهایی و دور از خانه می راند. وقتی به آن تصاویر نگاه می کنم ، به من یادآوری می شود که من وظیفه خود را برای احترام به کسانی که راه را پیش روی من گذاشته اند ، احترام می گذارم و بدون حمایت خانواده ام نتوانستم کاری را انجام دهم.

عکسهای خانوادگی

مورد سوم در کنار میز من یک نسخه کپی شده از یکی از نقل قول های مورد علاقه من از یکی از رهبران مورد علاقه من است. تئودور روزولت. سخنرانی The Man In The Arena عباراتی است که هر بار که می خواندم هنوز به من لرز می دهد. با روح واقعی یک کارآفرین صحبت می کند. آن را می شناسد و افتخار می کند که آنچه مهم است پیروزی یا شکست نیست بلکه جرات جرات زیادی است. این نقل قول هم از خودم و هم رؤیای رؤیای من افتخار می کند که فهمیدند که اگر خواب داشته باشند ، آن را مدیون خودشان ، خانواده و جامعه خود هستند تا آن را تعقیب کنند.

این منتقد نیست که حساب کند. نه مردی که نشان می دهد چگونه مرد نیرومند می ایستد ، یا جایی که انجام اعمال می توانست آنها را بهتر انجام دهد. اعتبار متعلق به مردی است که واقعاً در صحنه است ، که صورتش توسط گرد و غبار و عرق و خون خسته شده است. که با جدیت تلاش می کند؛ چه کسی خطا می کند ، چه کسی دوباره و دوباره کوتاه می آید ، زیرا هیچ تلاشی بدون خطا و کاستی وجود ندارد. اما چه کسی در واقع سعی در انجام اعمال دارد. کسی که مشتاقان بزرگ ، فداکارهای بزرگ را می شناسد. که خودش را در یک امر ارزشمند می گذراند. چه کسی در پایان بهترین پیروزی را می داند و چه کسی در بدترین حالت اگر شکست بخورد ، حداقل در جرات جسورانه ناکام می ماند ، به گونه ای که جای او هرگز با آن روحهای سرد و ترسو نخواهد بود که نه پیروزی می دانند و نه شکست. "

-تئودور روزولت