راهنمای 9 دقیقه ای برای سفر کارآفرینانه کمتر دردناک

در ابتدا در JOTFORM.COM منتشر شد

هر وقت داستان زندگی من در مورد ساخت JotForm را به 3.5 میلیون کاربر بدون سرمایه گذاری در خارج به اشتراک می گذارم ، اغلب یک عبارت خاص را می شنوم:

"خوشحالم که روح خود را به سرمایه گذاران فروختی."

عبارت "فروش روح شما" کمی قوی است.

من می دانم که مردم به معنای مقایسه سرمایه گذاران با دزدگیرها نیستند. فقط به اطراف شناور می گردید و به دنبال روح می گشت تا از بین برود.

به علاوه ، سرمایه گذاران شر نیستند ، همانطور که علی مسی اخیراً نوشت. بسیاری از آنها واقعاً علاقمند به قرار دادن نه تنها پول هستند بلکه برای سرمایه گذاری خود ارزش قائل هستند.

سرمایه گذاران بزرگ مشاوره ، مشاوره و ورود به بازارها و شبکه هایی را ارائه می دهند که در غیر این صورت غیرقابل دسترسی هستند.

اما این نیز صحیح است که سرمایه گذاران تنها راهی برای سرمایه گذاری شما نیستند.

بدیل سرمایه گذاری راهی سخت تر و کم سفر است.

بعد از 12 سال راه اندازي با JotForm ، مي خواهم آنچه را که معتقدم براي ساختن اين جاده کم سفري مسير کم خوني تر است ، به اشتراک بگذارم.

بیایید با واضح اما اساسی ترین نادیده گرفته شده شروع کنیم:

1. وقت خود را با اشتیاق تلف نکنید

کارآفرینی این روزها مرسوم ، مد روز و باحال است. همین کار برای اشتیاق انجام می شود. این دو را کنار هم قرار دهید و شما یک دستورالعمل برای یک پست عالی در اینستاگرام بدست آورده اید - اما شاید برای یک تجارت نباشد.

بهترین مشاغل جهان به این روش دست می یابند ، نه لزوما به این دلیل که بنیانگذاران آنها از اشتیاق آنها پیروی می کنند ، بلکه به این دلیل که به سؤالات واقعی پاسخ می دهند. آنها مشکلات آزار دهنده ای را که همیشه علاقه مند نیستند ، حل می کنند.

آنها چیزی را می سازند که در واقع از آن استفاده می کنند.

پولس گراهام که همیشه قابل نقل است به ما می گوید بهترین راه برای رسیدن به یک ایده خوب برای شروع این است که به طور منظم به مشکلاتی بپردازید که با آنها روبرو هستید.

این عامل اصلی در آنچه او فرمول موفقیت آمیزترین راه اندازی ها را در نظر می گیرد است:

  1. آنها چیزی هستند که بنیانگذاران می خواستند ...
  2. ... که آنها می توانند بسازند ...
  3. … که تعداد معدودی دیگر ارزش انجام آن را (در آن زمان) دانستند.

البته ممکن است چند استارتاپ عالی وجود داشته باشد که از اشتیاق منفجر می شوند. اما آن گونه که شما فکر می کنید نیست.

درو هیوستون از یک چیز متنفر و پرشور بود: به اشتراک گذاری فایلهای ناخوشایند.

من هرگز نخواستم این مشکل را داشته باشم. و من ویرایشگر را باز کردم و نوشتن کد را شروع کردم. نمی دانستم چه چیزی تبدیل می شود. اما اینها آغازها بودند. "

درو ناامید شد زیرا او دوباره رانندگی انگشت شست خود را فراموش کرده بود. به دلیل وجود درایو شست مفقود شده ، کار دیگری برای انجام این کار نداشت ، وی کامپیوتر خود را در اتوبوس باز کرد و به کار خود مشغول شد.

بقیه تاریخچه میلیارد دلاری Dropbox است.

2. "کبیسه های ایمان" را انجام ندهید

برخلاف تصور اصلی کارآفرینی ، کنار گذاشتن شغل خود برای زندگی در آستانه ورشکستگی واقعاً تفریحی نیست.

در واقع کاملاً فرسوده است. نه تنها از نظر جسمی و عاطفی به شما آسیب می رساند؛ کار شما نیز رنج خواهد برد

وی گفت: "قبل از حل مشكل ، كار خود را ترك كنید و فقط به هفته های 80 ساعت کاری خود فشار بیاورید زیرا تماشای پول شما در حال تخلیه است كه مدت كوتاهی از عقل شما پیروی می كند.
درعوض ، بیشتر بوت استرپها فعالیت خود را به عنوان یک پروژه جانبی شروع می کنند ، در حالی که همچنین در نقش های تمام وقت در پس زمینه کار می کنند. " - علی مسی

آیا "زندگی را با توپ نمی گیرید" ، "فقط این کار را بکنید" ، یا توصیه های مربوط به زندگی را از هر چیزی که خوانده اید روی یک تی شرت انجام دهید. درعوض ، با دادن وقت و مکانی به خود ، ایده خوب خود را بزرگتر کنید تا آن را به یک ایده عالی تبدیل کنید.

مثلاً من را بگیر بیشتر "معلمان" کارآفرینی که با فروش مشاوره درآمد خود را به دست می آورند ، من را یک کارآفرین واقعی نمی دانند.

من از اوایل یاد گرفتم که من یک فرد ریسک پذیر هستم.

بنابراین به جای دنبال کردن "خرد" معمولی و راه اندازی کورکورانه به مشاغل ، موقعیتی پایدار پیدا کردم که به من امکان ساخت مهارت هایی را که نیاز داشتم برای روزی که بتوانم سرمایه گذاری خودم را بکنم فراهم کنم.

این بدان معنا نیست که من بر روی برگهای من نشسته ام - کاملاً برعکس. من پنج سال از خواب بیدار شدم و دیر ماندم تا در پروژه های جانبی خود کار کنم.

من حتی شغل تمام وقت خود را برای ساختن آنچه که به JotForm تبدیل می شود ، ترک نکردم تا اینکه پروژه های جانبی من نتوانند از من حمایت کنند و همچنین حیرت انگیز تمام وقت من را داشت.

همانطور که اخیراً نوشتم:

ایده های خود را آزمایش کنید. کمی بازی کنید و ببینید که به کجا می روند. سعی کنید بیش از حد به خود یا خلاقیت خود فشار نیاورید ، اما به آن عکس خوب بدهید.
یک پروژه موفق می تواند تجارت شما را تأمین کند و راه اندازی کند. یک نتیجه کمتر از شگفت انگیز نیز یک معلم ارزشمند خواهد بود. این یک برد برنده است. "

به جای احساس اینکه در کار تمام وقت خود به دام افتاده اید ، می توانید آن را به عنوان آزادی تصور کنید.

آزادی برای ادامه یادگیری و آزادی از بدهی.

3. اسطوره بنیانگذار را از بین ببرید

برخی از کارآفرینان وقت زیادی را صرف جستجوی یک مسابقه عالی می کنند ، زیرا می شنوند که تنها راه برای جذب سرمایه گذاران و بدین ترتیب یک راه اندازی موفق ، داشتن یک مؤسس است.

در همان روزهای اولیه ، من تقریباً یکی از بنیانگذاران JotForm را آوردم. پس از ملاحظه جدی ، این مشارکت به نتیجه نرسید. و این خوب بود

من در حالی که برای آژانسها کار می کردم ، شاهد خاتمه فاجعه نیز هستم ، اما مردم به ندرت در مورد آن چیزها صحبت می کنند.

اخبار فناوری بر موفقیت متمرکز است - هر کاری با میلیون ها نفر و تعداد زیادی از آنها.

فضای کمتری برای درامها یا دلهره های دعواهای بنیانگذار وجود دارد - چیزی که واقعاً کاهش می یابد وقتی هیجان بودجه وارد فشار روزانه ای شود که باید سرمایه گذاران را پس انداز کنند.

مسلما داشتن یک مؤسسه برای به اشتراک گذاشتن کار در زندگی شما بسیار عالی خواهد بود و مزایای آن به همراه خواهد بود ، اما راه ایجاد یک تجارت موفق نیست.

چرا وقتی می توانید استخدام کنید و افراد باهوشی را برای کار برای شما فراهم کنند ، بخش بزرگی از شرکت خود را به آنها هدیه می دهید؟

بیشتر بوت استرپ ها شغل تمام وقت خود را حفظ می کنند و از حقوق خود برای استخدام افراد دیگر برای کار در استارتاپ خود استفاده می کنند - بنابراین جای تعجب نیست که بیشتر بوت استرپ ها مبتکر هستند.

وقتی اکثر سهام را در شرکت خود نگه می دارید ، می توانید همان آزادی را که در هنگام کارآفرینی مشتاقانه مشغول کشف حواشی جانبی هستید ، حفظ کنید.

و هنگامی که شما از این نوع آزادی برخوردار هستید ، می توانید سریع تصمیم بگیرید که چه چیزی برای شرکت شما سریع است. بدون اینکه نگران این باشید که انگشتان دست دوست سابق شما در این مرحله قدم برمی دارید.

4- منحنی چوب هاکی را پرستش نکنید

Harvard Business Review ابتدا اصطلاح "رشد زیاد" را در سال 2008 اختراع كرد ، و خاطرنشان كرد: بخش شیب دار آرزوی منحنی S جایی است كه برندگان از بازنده ها طبقه بندی می شوند.

Drift در ادامه با بیان این مطلب که بیشتر شرکت ها از بین می روند ، ادامه یافت.

از بین رفت زیرا بلوغ برنامه های داخلی آنها نمی تواند از رشد شرکت آنها همگام باشد. هیچ کس نمی خواهد بندهای دستی خود را کشف کند. کلاهبرداری بسیار کمتری

از بین رفته زیرا دستیابی به اهداف تعیین شده توسط سرمایه گذاران - که اکثر شرکت ها برای دستیابی به رشد بیش از حد باید از آن استفاده کنند - به یک کلمه ناپایدار است.

به عنوان مثال موردی که اکنون بدنام "Zenefits" است ، بگیرید.

"Zenefits شرکتی بود که از انتظارات غیرممکن استفاده می شد. در مقابل جمع آوری بودجه با ارزش استراتوسفر ، آقای کنراد قول ماه را به سرمایه گذاران داد.
سپس ، برای رسیدن به ماه ، او شروع به کار كوچكی را به یك موشك قدرتمند كرد - فقط برای تماشای آن كه از كنترل خارج شود ، همانطور كه ​​برای رسیدن به غیرممكن امتداد داشت ، از كنترل خارج می شود. رشد تنها ضرورت بود. "

سقوط فاجعه آمیز بنیانگذار و مدیرعامل سابق پارکر کنراد را می توان مستقیماً به روزی که او توافق کرد تجارت روح نوآوری خود را با پول نقد معامله کند ، ردیابی کرد.

رشد بیش از حد مخرب ، مسموم به وجود آمده است.

Headcount در طی دو سال بیش از 10،000 درصد رشد کرد. جای تعجب نیست که بسیاری از این استخدامها برای نقش هایشان آماده نبودند. تاکتیک های سوال برانگیز به میانبر رفتنشان کمک می کند. با این وجود ، هنوز شکایاتی در مورد اضافه کار و کمبود هزینه وجود داشته است. مدیران شانس جنگیدن را نداشتند.

فرهنگ استارتاپ از بین رفت.

این شرکت همچنین به دنبال مشتری های بزرگتر برای تغذیه هیولا درآمد بود. مشتریانی که نیازهایشان فراتر از آنچه که نرم افزارشان پشتیبانی می کنند ، نیاز دارند.

در نتیجه ، کد انطباق نظارتی که برای صنعت آنها کاملاً حیاتی بود ، مرتباً نقض می شد.

پارکر و هیئت مدیره او تحت فشار ، جنگیدند ، شکستند و سرانجام تقسیم شدند.

از خارج ، به نظر می رسد که Zenefits در جای پایداری قرار گرفته است. این تنها چندین تغییر رهبری ، میلیون ها جریمه ، ارزش نصف ، و بیش از نیمی از نیروی کار خود را بر عهده گرفت.

یک روش پایدارتر وجود دارد.

آن را رشد ارگانیک می نامند.

"اگر می خواهید یک شرکت فناوری موفق موفق شوید ، لازم نیست که مسیر" دره سیلیکون "را دنبال کنید.
شما به سادگی می توانید یک تجارت را راه اندازی کنید ، آن را اجرا کنید تا به مشتریان خود خدمت کنید و سرمایه گذاران خارجی و رشد را با هر هزینه ای فراموش کنید. "

MailChimp بیش از 700 کارمند دارد ، بیش از 15 میلیارد ایمیل در هر ماه ارسال می کند ، و درآمد سالانه آن بالغ بر 400 میلیون دلار است.

باید سرمایه گذاران بزرگی داشته باشد ، درست است؟

خوب ، آنها انجام می دهند. دو بنیانگذار اختصاصی که تقریباً 20 سال پیش شرکت را با یک جفت چک سخت شروع به کار کردند.

5- ارزش آزادی را دوباره ارزیابی کنید

جالب اینجاست که صحنه استارتاپ امروز بسیار شبیه فرهنگ 9 به 5 است که ادعا می کند مختل است.

دگرباشان های هیستل امروز کاری می کنند تا بتوانند فردا آزادی خود را بپردازند ، دقیقاً مانند یک جوکی میز که روز به روز برای به دست آوردن مستمری بازنشستگی خود ساعت می زند.

برای هر دو ، خوشبختانه همیشه بعد از آنکه بزرگتر از خانه خود خارج شدند ، مهم نیست که آسیب ببینند برای رسیدن به آنجا باید تحمل کنند.

وقتی شرکت خود را راه اندازی می کنید ، مجبور نیستید برای پول دیگران صبر کنید تا شما را آزاد کند. شما تصمیم می گیرید و ساعت خود را.

من کیفیت پایین را به عنوان معیار موفقیت می دانم.

وقتی هر سال آن را به زادگاه خود می کنم تا هر سال با خانواده ام زیتون جمع کنم ، مطمئنم که من نه تنها شرکتی بلکه روشی برای زندگی ساخته ام.

کار سختی نیست که کار نکند. برای ساختن مرزهای سالم و تمرین های زیادی برای حفظ آنها تمرینات زیادی لازم است. "

استارتاپ های بودجه با رشد وسواس دارند. Bootstrappers با ساختن یک ارزش مشتری محصول وسواس زیادی دارند. نه رقبا. هرگز سرمایه گذار نباشید.

به نظر می رسد ضد کارآیی نیست که بوت کردن یک کسب و کار با ارزش و محور آزادی باعث ایجاد آزادی می شود. اما فقط در مورد آن فکر کنید

همه شرکت های نوپا ، همه مشاغل برای زنده ماندن نیاز به سود دارند.

آنها می توانند به سختی کار کنند ، محصولی مناسب ایجاد کنند و مخاطبی را ایجاد کنند که با کیف پول خود به این محصول رای دهند یا بروند. بشویید و تکرار کنید. تجارت آنها پایدار است و آنها تصمیم می گیرند که در کجا می خواهند این کار را انجام دهند. این آزادی است.

یا آنها می توانند بخش هایی از روح استارتاپ خود را به بالاترین پیشنهاد دهنده بفروشند. اکنون این داوطلبان می توانند دقیقاً به آنها بگویند که چه کاری انجام دهند تا بیشترین درآمد را برای آنها ایجاد کنند ، حتی اگر محصول بمکد. حتی اگر مخاطب وجود نداشته باشد. رشد آنها ناپایدار است و هر حرکتی از پیش تعیین شده است. این جهنم است

هنوز هم به راحتی می توان فهمید که چرا خروج سریع جذاب است.

رشد یک استارتاپ می تواند فوق العاده استرس زا باشد. یکی از راه های رهایی از استرس ، گرفتن پول و دویدن به همان سرعتی است که به شما فرصت می دهد.

راه دیگر برای رفع این استرس ، تغییر تمرکز شما به مشتریان است. ارزش ارائه دهید. مخاطبی را ایجاد کنید که از طریق ضخیم و نازک با شما چسبیده باشد. یک فرهنگ شرکت پایدار ایجاد کنید که با هدیه ای از محیط سالم و متعادل ، به شما و کلیه کارمندانتان پاداش می دهد.

رشد با سرعت و ارگانیک پایدار به این معنی است که شما می توانید به محوری ، استخدام و تصمیم گیری بپردازید بدون اینکه نگرانی در مورد آتش سوزی یا لگد زدن داشته باشید.

ممکن است سرمایه گذاران بد اخلاق نباشند ، اما وام های آنها نشان دهنده پایان همه و یک تجارت موفق نیست.

برای برخی از ما ، روح ما به معنای برداشت میوه در زمینی است که اجداد ما در آن زندگی می کردند.

برای دیگران ، این آزادی است که بتوانیم خانواده های خود را در تعطیلات بگذرانیم یا فقط استراحت کنیم و بعد از یک هفته پاداش با شروع استارت ، شارژ کنیم.

Bootstrappers کارها را متفاوت انجام می دهد. آنها لزوماً به ایمان کور نمی پردازند ، و اشتیاق بر مشکلات ، مشارکت های دراماتیک و یا فشار زیاد رشد را دنبال نمی کنند.

آنچه را که آنها خریداری می کنند ، ارزش ارزیابی است ، از هر راه.