7 چیزهایی که آنها در مدرسه در مورد کارآفرین بودن به شما نمی گویند

نسلهای گذشته ممکن است دیدگاه امروز رویای آمریکایی را غیرقابل تشخیص جلوه دهند. در حالی که رویا آمریکایی زمانی از نرده های سفید و خانه ای راحت در حومه شهر تشکیل شده بود ، امروز "ساختن آن" کاملاً متفاوت به نظر می رسد.

بسیاری از افراد با خوشحالی می توانند سنگ شکن 9-5 را برای فرصتی برای تبدیل شدن به یک کارآفرین ، با این وعده تبدیل شدن به رئیس خود ، توسعه کسب و کار در خلقت خود ، و تماشای آن در حال رشد و شکوفایی قربانی کنند.

شروع WordStream و مشاهده آن از ابتدای راه اندازی به یک شرکت واقعاً موفق یک تجربه وحشی و پاداش دهنده بوده است ، اما قطعاً جنبه هایی در مورد کارآفرینی وجود دارد که هیچ کس به من هشدار نداد.

زندگی استارتاپی همه آفتاب و ساندویچ نیستند ، و ارزش آن را دارد که قبل از غوطه ور شدن در واقعیت ، سبک زندگی کارآفرین را بشنوید.

من اینجا هستم تا آن را به شما دوستان مستقیم تقدیم کنم: حقیقت وحشتناک در مورد کارآفرین بودن.

رها کردن شما شما را بعدی استیو جابز نمی کند

بسیاری از افراد نادرست بر این باورند که اگر فقط بتوانند قشرهای خسته کننده آموزش عالی را دور بیندازند ، می توانند اپل بعدی را نیز ایجاد کنند. رها کردن شما را به یک میلیونر تبدیل نمی کند.

واقعیت این است که نه استیو جابز و نه بیل گیتس از مدرسه خارج نشدند تا در تمام طول روز بازی کنند و به بازی League of Legends بپردازند. استیو جابز بیش از یک سال پس از رها شدن رسمی از کلاس های حسابرسی ، همچنان ادامه داد (وی کلاس خوشنویسی را به عنوان الهام بخش خود برای شخصیت های محبوب مک و فاصله فونت ها ذکر می کند) ، و گیتس قبل از عزیمت به دانشگاه هاروارد مدتی در حال برنامه ریزی برای شرکت نرم افزاری آینده خود بود.

آنها استثناء نادر بودند - احتمال دارد که قبل از شروع کارآفرینی کارآفرینی خود ، مدرسه را به پایان برسانید بسیار بهتر است.

و در حالی که ما در آن هستیم ، انیشتین ریاضیات را شکست داد - او یک دانش آموز عالی بود و در سن 15 سالگی تسویه حساب کرد. او همچنین با پسر عموی خود ازدواج کرد و هرگز (همیشه) جوراب نپوشید ، بنابراین شاید زمان آن رسیده است که از استفاده او به عنوان برای پایه گذاری زندگی ما در اطراف.

شما باید مجذوب خود انگیزه باشید

گفتن این نکته که برای تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق ، باید خود انگیزه باشید ، یک عدم رضایت است. شما باید فردی باشید که در ماه ژانویه مالیات خود را انجام می دهد و روزی دو بار نخود می کند.

شما همچنین نیاز دارید که به طور واقعی در مورد جهان کنجکاو باشید ، و عطش برای حل مشکلات دارید. وقتی برای اولین بار استارت آپ می کنید ، خودتان هستید. سرانجام ممکن است تیم خود را بزرگ کنید و افراد زیادی را برای کمک به آنها بیاورید ، اما برای مدتی به صورت انفرادی سوار می شوید. این بدان معناست که شما (و فقط شما) بازاریاب ، هماهنگ کننده امور مالی ، مدیر روابط عمومی ، رئیس خدمات مشتری و غیره هستید. هر کلاه زیر آفتاب خواهید پوشید.

همانطور که تصور می کنید ، این اساساً در حال ایجاد فروشگاهی در استرس سیتی ، ایالات متحده است. با این وجود ، اگر خود انگیز هستید ، این می تواند یک فرصت یادگیری سرگرم کننده و هیجان انگیز باشد. فقط بدانید که شما در حال اجرای هر ساز در گروه موسیقی جاز هستید ، بنابراین آماده شوید تا به چالش بکشید!

شما ثروتمند نخواهید شد - لااقل درست نیست

اگر تجارت شما شروع به رشد و موفقیت کند ، می تواند احساس خارق العاده ای کند! ناگهان می بینید که پول زیادی در حال چرخیدن است ، و ممکن است چشم به دلار بزنید. این که وسایل زیادی برای خرج کردن در اختیار داشته باشید وسوسه انگیز است (زیرا خرید یک تسلا شما را به یک ابرقهرمان تبدیل می کند) و برای همه سخت کوشی های خود پاداش دهید. واقعیت این است که شما باید با پولی که به دست می آورید ، شغل خود را تغذیه کرده و رشد دهید - نه مانند تجارت شخصی خود در بانک خوک رفتار نکنید.

بوت استرپینگ خوب باعث ایجاد یک تجارت سودآور در دراز مدت می شود ، بنابراین از خودسوزی دوری کنید و خود را با حقوق کم نگه دارید. علاوه بر این ، چکمه های فرسوده شما به نظر می رسد پرنعمت ، و شما می توانید تمام مواد مغذی روزانه خود را از Ramen دریافت کنید! (توجه: شما نمی توانید تمام مواد مغذی روزانه خود را از Ramen دریافت کنید - اما می توانید امتحان کنید!)

تعزیر یک مجازات مرگ است

در مدرسه ، تعلل یک عادت بد است و اگرچه می تواند در تمام شب های سخت با قطره ای از کافئین IV ایجاد شود ، تعویق کنندگان هنوز هم تمایل دارند همه کارها را به درستی انجام دهند.

وقتی رئیس خود شوید ، هیچ استاد و مدیری وجود ندارد که بر گردن شما تنفس کند. شما ساعت خود را تعیین می کنید و کت و شلوار و کراوات را برای شلوارهای ژاکت (جین اگر احساس درجه یک دارید) تعویض می کنید. فضای اداری شما از Starbucks در اطراف بلوک تا میز اتاق غذاخوری شما متغیر است. تمام این عدم ساختار برای افراد ناکارآمد بسیار خطرناک است ، که ممکن است قبل از بازگشت به محل کار ، فقط یک قسمت Game of Thrones را تماشا کنند. ناگهان ساعت 1 بعد از ظهر است ، شما در حال سفارش غذای چینی هستید ، و هنوز دندانهای خود را مسواک نکردید.

انجام این کار برای من یک تعهد محکم به طول انجامید تا شروع به کار با مشاغل خود مانند یک تجارت واقعی کنم - این یعنی نگه داشتن ساعات کاری واقعی ، ایجاد روال و چسبیدن به آنها. این همان چیزی است که به من اجازه می دهد کارمندان خود را گسترش دهم و کارها را نادیده بگیرم. هیچ کس نمی خواهد به تیم شما بپیوندد تا در آن بغل شود و Scrubsreruns را تماشا کند. خوب ، ممکن است برخی از افراد علاقه مند باشند که برای این کار به شما بپیوندند ، اما مطمئناً هزینه آنها را نمی پردازید.

پیدا کردن تیم رویایی شما دشوار است

تأسیس اولین استارتاپ شما بسیار هیجان انگیز است ، و با وجود آنکه ممکن است شما 100٪ از آن را احساس پرواز کنید ، اغلب به اشتراک گذاشتن اشتیاق دیگران دشوار است. وقتی دوستان و همکارانتان خیلی علاقه ندارند که در سفر جادویی خود به دنیای شگفت انگیز استارتاپ ها بپیوندند ، خیلی شوکه نشوید.

من در ابتدا احساس دلسردی کردم وقتی که نتوانستم دوستان و همکاران خود را برای ورود به سیستم با من و شرکت یکی از دوستان خود دوست دارم. آیا آنها نمی توانند ببینند که این یک فرصت هیجان انگیز چیست؟ من نفهمیدم که چرا هیچ کس حاضر نیست همه چیز را رها کند و به من بپیوندد.

مدتی طول کشید تا متوجه شدم که از مردم می خواستم جهش بزرگی از ایمان بگیرند. با توجه به حمایت خانواده ها و قبض های پرداختی ، بسیاری از مردم از ریسک چنین خطر بزرگی راحت نبودند. فهمیدم که باید ارزش شرکت خودم را به مردم نشان دهم تا آنها احساس اطمینان بیشتری کنند که سرمایه گذاری ما حداقل نیمه مطمئن باشد.

من در تنظیم و تحقق اهداف ، توسعه مهارتهای شغلی خود و بازگرداندن پول به تجارت خود کار کردم تا نتیجه واقعی داشته باشم تا اعضای بالقوه تیم را نشان دهم. هنگامی که شماره های خود را برای ادعای خود تهیه کردم ، توانستم تیم موردعلاقه خود را جمع کنم.

ممکن است غرور شما به شدت زخمی شود

واقعیت وحشتناک این است که حدود 80٪ مشاغل شکست می خورند ، و این باعث عدم احتمال زیاد نمی شود. بدتر این است که به عنوان یک کارآفرین ، موانع راه شما تبدیل به دانش عمومی می شوند ، به عنوان خانواده ، دوستان و آشنایان همچنان سؤال می کنند ، "پس این شرکت شما چگونه است؟" شما نمی توانید تصور کنید که شکرگذاری شاد است.

بپذیرید که ممکن است شکست بخورید ، اما به جای دیوارکشی ، از خطاهای خود بیاموزید. برخی از کارآفرینان قبل از پیدا کردن بلیط طلایی خود ، چندین استارتاپ ناموفق را تجربه می کنند. برای پذیرش آموزش و بینش از اشتباهات شما به درجه ای از فروتنی نیاز است ، بنابراین نفس خود را در درگاه بررسی کنید.

موفقیت هرگز خیلی خوب نبود

کارآفرین بودن می تواند سخت باشد ، اما جوایز فوق العاده است. مردم می توانند به شما بگویند احساس خوبی دارد که کسب و کار شما در حال پیروزی و شکوفایی است ، اما تا زمانی که نبینید چنین اتفاقی افتاده است ، درک واقعی از شادی و رضایت کامل دشوار است.

در اصل در ژورنال موتور جستجو منتشر شد

درباره نویسنده

لری کیم مدیر عامل شرکت میمون موبایل و بنیانگذار WordStream است. می توانید با وی در توییتر ، فیس بوک ، لینکدین و اینستاگرام ارتباط برقرار کنید.