7 مرحله از عملکرد کاربر در طراحی

یا چرا ما هنگام طراحی محصولات باید در مورد ذهن انسان بدانیم؟

هر آنچه را که امروزه طراحی می کنیم ، از صندلی گرفته تا برنامه های وب ، ما آن را برای افراد ساخته ایم. و درک ذهن انسان یک عنصر اساسی در فرایند طراحی است. در صورت عدم انجام این کار ، ما محصولاتی تولید می کنیم که استفاده از آنها دشوار ، کاملاً محکم و قابل درک است. اما به نوعی هنوز از ذهن انسان غافل می شویم. در غیر این صورت ، ما کالاهای بد زیادی را در بازار نخواهیم داشت. مگه نه؟

بیشتر ما فکر می کنیم که از قبل ذهن یا رفتار انسان را می شناسیم و انطباق با نیازهای آنها به راحتی امکان پذیر است. کمی تحقیق کنید ، آزمایش سریع آزمایش کنید و همه چیز را می دانیم. اما ما اینطور نیست

در واقعیت ، ما فقط ذهن آگاه را می شناسیم. و این همان کاری است که می بینیم فرد در حال انجام است. اما اتفاقات زیادی در ناخودآگاه رخ می دهد که اقدامات یک شخص را تعیین می کند. تجزیه و تحلیل این امر زمان و منابع زیادی را به ما خواهد داد. بنابراین برای درک آسان تر مسائل ، دون نورمن ، مدیر آزمایشگاه طراحی در دانشگاه کالیفرنیا ، هفت مرحله از اقدام را پیشنهاد کرد. این مراحل باید کار ما را در درک اقدامات و اهداف انسان هنگام تعامل با محصولات آسانتر کند.

بگذارید یک مثال از زندگی عادی بگیریم: خواندن کتاب

فرض کنید من روی تخت خودم دراز کشیده ام و یک کتاب می خوانم. دیر می شود و خورشید فرو می رود. نور کم نور می شود و احساس می کنم نور بیشتری دریافت کنم ، در غیر این صورت خواندن آن سخت می شود.

1. هدف

فعالیت فعلی من خواندن است ، اما هدف من تبدیل می شود: برای اینکه بتوانم ببینم به نور بیشتری احتیاج دارم.

2. برنامه ریزی

چطور این کار را انجام دهم؟ من گزینه های زیادی دارم: الف) می توانم پرده ها را برای نور بیشتر باز کنم؛ ب) چراغ نزدیک را روشن کنید. ج) یا کتاب را برای فردا صبح ترک کنید. در مرحله برنامه ریزی ، من تمام سناریوهای ممکن را که می توانم برای رسیدن به هدفم انجام دهم ، تحلیل می کنم. بیایید بگوییم من می توانم چراغ نزدیک را روشن کنم.

3. مشخص کنید

اما حتی در این صورت باید تصمیم بگیرم که چگونه این کار را می کنم. از کسی می پرسم؟ آیا خودم این کار را می کنم؟

4- انجام دهید

و بالاخره من باید اعدام کنم. یعنی خودم می روم و چراغ را روشن می کنم.

اگر قبلاً این نوع فعالیت را انجام می دادم ، بیشتر اقدامات من ناخودآگاه خواهد بود. اما اگر من به اندازه کافی ماهر نباشم ، باید یک منحنی یادگیری را پشت سر بگذارم و تمام اعمال من موج می زند.

بنابراین هفت مرحله عمل چیست؟ شما فقط چهار مورد از آنها را داده اید

هفت مرحله از عمل پل ارتباطی است بین آنچه می خواهیم انجام دهیم و تمام اقدامات ممکن برای رسیدن به هدفمان. همانطور که در بالا ذکر شد ، شما فقط چهار نفر را دیدید. زیرا بقیه ، سه مورد از آنها به بستر بستگی دارند. این کارها را به دو بخش آگاهانه و ناخودآگاه تقسیم می کند.

هدف اولین قدم در روند کار است. بعد از اینکه هدف خود را در ذهن خود تعیین کردیم ، باید این کار را انجام دهیم. سه مرحله اعدام وجود دارد:

  1. برنامه ریزی (عمل)
  2. مشخص کنید (یک دنباله عمل)
  3. انجام (دنباله عمل)

بعد از انجام اقدامات برای رسیدن به هدف خود ، ذهن ما وضعیت را ارزیابی می کند. و این 3 مرحله را دنبال می کند:

  1. درک آنچه اتفاق افتاده است
  2. تفسیر آنچه اتفاق افتاده است
  3. نتیجه را با هدف مقایسه کنید

این یک نسخه ساده از نحوه عملکرد ذهن ما است. اما این فریم ورک برای هر فرآیند طراحی ، دیجیتال تر و فیزیکی مفید است. این چارچوب به شما کمک می کند تا نحوه عملکرد انسان را بفهمید.

آیا این هفت مرحله برای همه رفتارها یا کارهاست؟

بله و خیر. این مدل ساده شده است ، زیرا بسیاری از اقدامات روزانه انجام می دهیم که هر لحظه ممکن است قطع شود.

به عنوان مثال ، شما در خیابان قدم می زنید و به سمت کتابفروشی می روید. شما می خواهید یک کتاب جدید بخرید. اما بعد دوستتان را از طریق پنجره کافی شاپ می بینید. و شما به طور ناخودآگاه هدف خود را تغییر می دهید و می خواهید به او خوش آمدگویی کنید و ببینید او اخیراً چه خبر بوده است.

ما ماشین هایی نیستیم که همیشه از یک روال دقیق پیروی می کنیم. حتی دقیق ترین برنامه ریزان در برنامه خود روزانه تغییرات ناگهانی دارند. بنابراین ما شروع به تنظیم اهداف روزانه خود در مورد فرصت های جدید یا تغییر برنامه ها می کنیم. ما همچنین هنگام طراحی باید این را در نظر بگیریم.

در مورد ایده های رادیکال که محصولات جدید را معرفی می کنند ، چطور؟

جنبه مهم دیگر این هفت عمل این است که باید محیط را تحلیل کنیم. این عمل کجاست؟ هنگامی که آن را تعریف کردید ، آن مکان فرصت هایی برای پیشرفت محصولات است. اما ترفند این است كه مهارتهای مشاهده ای را ایجاد كنید یا همانطور كه ​​افراد دیگر آنرا می نامند - همدلی.

همانطور که قبلاً به آن اشاره کردم ، با تغییر برنامه ها هنگام مراجعه به کتابفروشی ، باید سناریوهای مختلفی را که ممکن است اتفاق بیفتد ، در نظر داشته باشید.

دانستن اینکه مردم چگونه از یک محصول خاص استفاده می کنند بسیار مهم است اما مهمترین هدف آنها است. بنابراین هنگام معرفی محصولات جدید در بازار ، ابتدا باید بپرسید که هدف اصلی آنها چیست؟ آنها با این محصول چه می خواهند به دست آورند؟ به این روش تحلیل علت اصلی نیز گفته می شود.

تئودور لویت ، استاد دانشکده بازرگانی هاروارد ، اظهار داشت:

مردم نمی خواهند مته یک چهارم اینچ بخرند. آنها یک سوراخ ربع اینچی می خواهند!

نمونه لویت نشان می دهد که مردم به جای خرید خود شیء به دنبال انجام یک عمل خاص یا رسیدن به یک هدف هستند. اما اگر عمیقاً به سؤالاتی از قبیل:

چرا به آن سوراخ احتیاج دارید؟ خواهید فهمید که او می خواست قفسه ها را روی دیوار آویزان کند. قفسه ها برای چی؟ برای کتابها اما چرا وقتی کتاب الکترونیکی وجود دارد ، کتاب ها را روی دیوار آویزان کنید؟ به این ترتیب شما مستقیم به مشکل ریشه ای رفتید. و بعد از آن می توانید هفت مرحله عملی خود را در طراحی به کار بگیرید و راه حل های جدیدی ارائه دهید.