55 چیز به عنوان یک VC 19 ساله آموخته شده است

این امر ممکن است برای شما مفید باشد اگر می خواهید در مورد صنعت VC به عنوان بنیان گذار ، junior VC یا VC مشتاق اطلاعات کسب کنید.

این بخش به 3 بخش تقسیم می شود:

  1. مروری بر آنچه در مورد کل صنعت VC آموخته ام
  2. پیشنهاداتی برای بنیانگذاران
  3. پیشنهادات مربوط به VC های خردسال

چیزهایی که من درباره صنعت VC آموختم:

  1. کار فوق العاده بدون ساختار است. من می دانستم که VC بودن یک کار کاملاً بدون ساختار است ، اما نمی دانستم که این اتفاق بی ساختار خواهد بود. در اصل ، سینک یا شنا کنید.
  2. خط لوله VC = دسترسی / شبکه + داوری + برنده شدن. سرمایه گذاری در اصل 3 چیز است: 1) دسترسی به دورهای سرمایه گذاری - این شامل شنوایی در مورد شرکت ها است ، که شامل داشتن شبکه ای متنوع و قوی است ، و همچنین اگر رابطه ای قبلاً نداشته باشد می توانید در مقابل کارآفرین قرار بگیرید. ساخته شده است 2) ارزیابی سرمایه گذاری های احتمالی و ایجاد قضاوت خوب در انتخاب بهترین شرکت ها از دریای هزاران نفر. 3) مؤسسین را متقاعد كنید كه پول شما را بگیرند. به عنوان یک VC ، شما باید به عنوان کسی که می تواند ارزش واقعی بیافزاید ، شهرت ایجاد کند (برخی از مثال ها در استخدام ، روابط عمومی ، توسعه تجارت ، جامعه ، برندسازی ، محصول / طراحی / جنبه های فنی کمک می کند) و کسی را که می تواند به آن متوسل شود. شانه ای که در مواقع دشوار گریه می کند.
  3. یاد گرفتم که چگونه سؤالات بهتری بپرسم و قطعاً سؤال کردن درست و دشوار که پاسخهای مورد نظر را برای شما به دست می آورد ، کم ارزش ارزیابی کردم. این در حالی بود که با یک جاستین و جان در زمینهای استارتاپی قرار گرفتیم و در مورد سؤالاتی که برای توسعه این مهارت نرم از آنها پرسید یادداشت برداری کرد. نکته اصلی پرسیدن سؤالات خوب ، اعتراف به آنچه شما نمی دانید ، و قادر به بیان دقیق آنچه شما می دانید است. نکته مهم بعدی گوش دادن است.
  4. برای گسترش این موضوع ، همیشه بپرسید که چرا. حفرات عمیق تر ادامه دهید تا زمانی که دیگر نتوانید سؤال کنید. جاستین به طور واضح در سال گذشته این موضوع را به درون من حفر کرد و این طرز فکر بسیار ارزشمندی بود که بتواند آن را اتخاذ کند.
  5. شکاک باشید. هر آنچه را می شنوید باور نکنید! من نمی خواهم بدبین شوم اما متأسفانه این قانون در مورد زندگی نیز صدق می کند.
  6. نظرات محکم داشته باشید ، ضعیف برگزار کنید. پوست ضخیمی داشته باشید و بی ترس باشید. به مکالمات توییتر بپردازید جایی که احساس می کنید متعلق به آنها نیست ، حتی اگر فکر می کنید احمق هستند ، سخاوتمندانه کنید ، ایده های خود را به دیگران ببخشید ، دیدگاه های منحصر به فرد را در مورد موضوعات به اشتراک بگذارید ، اعتقاد به محکومیت داشته باشید و حتی اگر ممکن است فکر خود را بیان کنید. اشتباه. سرسخت ، بی ادب و آزار دهنده نباشید. اما از همه مهمتر ، مایل به آموختن از دیگران و پرورش ذهنیت رشد هستید.
  7. فناوری مصرف کننده در 2 طبقه قرار دارد: اجتماعی یا معامله ای (بازارچه ها ، تجارت الکترونیکی ، فناوری مالی ، فناوری بهداشت ، املاک و مستغلات و غیره).
  8. چارچوب سطح بالا برای ارزیابی محصولات اجتماعی مصرف کننده که من از جانب تصویب کردم: 1) آیا کاربردی دارد و در واقع یک مشکل واقعی را حل می کند؟ 2) آیا برای خودشیفتگی ذاتی افراد جذاب است؟ 3) آیا سرگرم کننده است؟ 4) آیا جامعه ای پرشور وجود دارد که بدون اجبار یا پرداخت هزینه از این طریق در مورد محصول شما صحبت کند (یک جستجوی سریع توییتر انجام دهید)؟ بیایید یک محصول اجتماعی محبوب مصرف کننده را در مراحل اولیه خود تقسیم کنیم - اینستاگرام. نرم افزار؟ فیلترهای عکس آنها باعث شده عکسهای شما بهتر به نظر برسند. خودشیفتگی؟ افراد می توانند زندگی خود را نشان دهند که زندگی آنها بسیار جالب است و یک نمونه کارها از تصاویر جالب از زندگی اوه و بسیار جذاب آنها ایجاد می کند. سرگرم کننده؟ من می توانم ساعت ها در صفحه فید اینستاگرام خود بگردم و تمام عکسهای زیبایی را که مردم به اشتراک می گذارند ، تماشا کنم و این باعث شود که بخواهم به یک کشور خاص سفر کنم یا در یک رستوران خاص غذا بخورم. انجمن؟ بدون سؤال
  9. محصولات اجتماعی مصرف کننده به طور معمول به این شکل تکامل می یابند: برنامه های کاربردی → اکوسیستم
  10. چارچوب سطح بالا شخصی برای ارزیابی بازارهای مصرف کننده: 1) اقتصاد واحد مثبت 2) برندسازی شگفت انگیز 3) جامعه قوی 4) SEO / ASO عالی (بهینه سازی موتور جستجو / بهینه سازی فروشگاه App)
  11. خوب باش. مشاوره ساده اما به نوعی ، در این جامعه به اندازه کافی بیان نشده است. باعث ناراحتی من می شود که خوب بودن یک مزیت رقابتی به عنوان VC در این روز و سن است.
  12. شفافیت + صداقت + همدلی + صداقت. با افرادی که این صفات را دارند ، همکاری کنید. و بدیهی است ، خود را مطابق با همان معیارها نگه دارید.
  13. علاوه بر آن خصوصیات اصلی ، می گویم کنجکاوی فکری ، اشتیاق ، سخت کوشی ، فشار و آگاهی از مهارت های هوش و تحلیلی فراتر است.
  14. هیچ کس نمی داند چه کاری انجام می دهند. به طور جدی. مهم نیست که چقدر آنها مانند دیگران تظاهر می کنند ؛) من با یک تن از شرکای موفق آشنا شده ام که انتظار دارید بتوانید آینده را بر اساس سابقه آهنگ خود پیش بینی کنید و قصد دارم اسکیت را در آن جا قرار بگیرم ، اما وقتی با آنها صحبت می کنم ، به نظر می رسد آنها به اندازه من سرنخ دارند ...
  15. کاملاً متفکر باشید. شما می توانید سعی کنید به همان اندازه که می خواهید بی طرفانه باشید اما ناگزیر خواهید بود هنوز هم باشید ، بنابراین تمام تلاش خود را بکنید که پیش از تصور شرکتی پیش شرط ها را حذف کنید. به خصوص محصولاتی را که در ابتدا شبیه اسباب بازی ها هستند ، دست کم نگیرید. برای دورهای سری A و به بعد ، مطمئناً داده ها برنده می شوند ، پس از اینکه به تیم فرضیه / بینایی + اعتقاد دارید.
  16. شما برای ارزیابی تحلیلی تر درباره ایده ها ، با طرز تفکر مبتدی خود تجارت می کنید. منظور من این است که در ابتدا ، شما اعتقاد دارید که هر چیزی ممکن است و ایده های بسیار خوبی هستند. بعد از گذراندن مدتی در فضا و یادگیری در مورد اینکه چه نوع شرکتهایی موفق می شوند ، شما متوقف می شوید به جهان از طریق رنگین کمان ، از دیدگاه همه چیز عالی نگاه کنید. شما شروع به سؤال بهتر و بیشتر می کنید. شما فقط چیزی را به ارزش چهره خود نمی گیرید. من از این موضوع خوشحال هستم ، اما این بدان معناست که هفته ها قبل از تصمیم گیری در مورد یک ایده فکر می کنم که آیا ارزش این را دارد که دنبال کنید نه اینکه فقط آن را در یک آخر هفته هک کرده و حمل کنید.
  17. VC یک تجارت خدماتی و اساساً فروش است. شما همیشه می فروشید شما خود و بنگاه خود را به عنوان شخصی که باید با آنها شریک شوید و از آن پول بگیرید ، به "کارآفرینان" می فروشید. شما در حال فروش شرکت های نمونه کارها خود به استخدام های احتمالی ، کاربران ، مشارکت ها و سرمایه گذاران هستید. شما در حال فروش به LP ها هستید تا بتوانید آنها را در صندوق خود سرمایه گذاری کنید. همیشه فروش باشید.
  18. راهنمایی برای کسانی که به دنبال سرمایه گذاری هستند: وقتی شرکت های VC سرمایه های جدیدی را می بندند ، آنها به احتمال زیاد استخدام می شوند.
  19. VC سرگرم کننده است اگر شما به طور طبیعی رقابتی هستید ، و اگر هم نباشید ، اینگونه نخواهد بود.
  20. افرادی که در 5 سال با آنها صحبت نکرده ام ، شروع به زدن من کردند. عجیب است اما حدس می زنم همه امروزه بنیانگذار نوعی برنامه است؟
  21. به نظر می رسد این امر آشکار است اما زمانی را اختصاص دهید که افرادی که می خواهید آنها را ملاقات کنید در آن معلق هستند. اگر می خواهید VCs → Twitter را ملاقات کنید. اگر می خواهید مهندسین یا طراحان را ملاقات کنید یا آن مهارت ها را بیاموزید ، هکاتون مکان خوبی برای شروع است. در یک فضای مناسب و متمرکز یک شبکه قوی بسازید. به افرادی که شغل دارند فکر می کنید علاقه مند به انجام این کار هستند.
  22. صرف نظر از کاری که می خواهید انجام دهید ، باید مارک شخصی خود را بسازید. با حضور فعال آنلاین شروع کنید ، زیرا ، می دانید که سال 2017 است و مردم باید بتوانند شما را در بین interwebs پیدا کنند. در واقع ، آنها لازم نیست که شما را پیدا کنند - آنها فقط باید شما را ببینند ، و سپس همه جا را ببینند. بسیاری از درها به روی من باز شد زیرا من در 3 سال گذشته زمان زیادی را صرف ساختن برند و شخصیت آنلاین خودم ، به ویژه در توییتر کردم. در حقیقت ، برای اولین سال که من از Twitter استفاده کردم ، مردم شروع به مراجعه به من به عنوان "تیفانی از توییتر" کردند.
  23. سرمایه گذاری دارای حلقه های بازخورد فوق العاده طولانی است. شما علاوه بر بازخورد کیفی شرکای خود ، شرکت های نمونه کارها و موسسانی که در صورت تمایل به بازخورد دادن به آنها می توانید تصور کنید عملکرد خوبی ندارید یا نمی دانید. این می تواند دلسرد کننده باشد که شما ساعت ها و هفته ها به جستجوی صدها شرکت بپردازید و در هیچ سرمایه گذاری دیگری تمام نشود. هیچ کس نمی تواند به شما بگوید که چگونه موفق شوید ، زیرا هیچ کس نمی داند.
  24. نفرت برای شکستن آن برای شما ، اما حالت پیش فرض FILURE است. هم به عنوان VC و هم به عنوان بنیانگذار.
  25. VC در مراحل اولیه 95٪ مبتنی بر تیم ، محصول و بازار و 5٪ در تعداد و داده ها است.
  26. "هرگز اجازه ندهید کسی پشیمان شود که وقت خود را با شما سپری کرده است." - جان تئو
  27. سعی کنید تا حد امکان از شایعات پرهیز کنید ، خواه VC باشید یا بنیانگذار. دنیای VC در SF و NYC مخصوصاً متراکم است و کلمات به سرعت گسترش خواهند یافت.
  28. دوبرابر انتخاب کردن همیشه
  29. هنگام درخواست intros ، آن را تا حد امکان برای کانکتور آسان کنید. به عنوان مثال ، ایمیلی را به کانکتور ارسال کنید که آنها بتوانند به راحتی به شخصی که مایل به معرفی آن هستید ، انتقال دهند.
  30. بعد از مدتی وارد شدن در دنیای VC ، در مورد روانشناسی انسانی ، ساختارهای اجتماعی ، درک پویایی قدرت و هنر ترغیب چیزهای زیادی می آموزید. برای دریافت پاسخ یا جلسه چگونه می توانید به کسی پیام دهید؟ چه کسی بهترین فرد برای دستیابی به مدیرعامل کیست؟ وابسته؟ تحلیلگر؟ تصمیم گیرندگان چه کسانی هستند؟
  31. من در یک سال گذشته ، احتمالاً در هزاران نفر ، با افراد زیادی ملاقات کردم. دوست خوب من سارا گوو وقتی بحث می کردیم درباره شخصیتی فوق العاده برون گرا که لازم است یک VC خوب باشد بحث می کنیم ، به خصوص به عنوان یک VC جوان که تازه کار را شروع کرده است.

32. و در آخر اینکه ، قبلاً این را شنیده اید ، اما هیچ چیز مهمتر از آن نیست که خودتان را با بهترینها محصور کنید - افرادی که نه تنها شما را باهوش تر و خوش منظره تر می کنند بلکه یک فرد بهتر نیز هستند.

شما کسی هستید که با آنها معلق هستید. خیلی عاقلانه انتخاب کنید

به موسسان:

33. حقیقت غم انگیز این است که بیشتر VC ها فوق العاده اضافی هستند و در 5 دقیقه اول پریشان و بی حوصله می شوند. منتظر نمانید تا وسط قدم خود را برای رونمایی از هرچه راه اندازی شما بهتر از سایرین باشد. بریم سر اصل مطلب.

34. چند نمونه مثال در اینجا وجود دارد که VC ها می خواهند برای شروع کار کلی حس کنند: در زمینه و تیم - چه چیزی باعث شده که بخواهید این شرکت را بسازید؟ چگونه بنیانگذاران ملاقات کردند؟ (اساساً آزمایش مناسب برای بنیانگذار بازار) در کشش و توانایی اجرای - برای محصولات اجتماعی مصرف کننده: کاربران فعال (DAU / WAU / MAU) ، حفظ ، تعامل. برای بازارهای مصرف کننده: قطعه بیل گورلی و راهنمای نسخه یک را بررسی کنید.

35. پاسخ به VC های خردسال. آنها قدرت بسیار بیشتری از آنچه فکر می کنید دارند ، و می توانند به شما کمک کنند تا شرکت شما را از طریق خط لوله شرکت خود سوق دهد.

36. حتی اگر در شرکت شما نیز شرکت کنند ، به VC ها پاسخ دهید. همچنین اگر این اتفاق بیفتد ، بی موردانه پرخاشگر نشوید - فقط آنها را اشتباه بگویید.

37. افراد جوان را در حلقه نگه دارید. این احتمالاً بیشتر برای ارتباط با بنگاههای کوچکتر VC مناسب است تا شرکتهای بزرگ. برای من ، در تیم سرمایه گذاری 4 نفره ، همیشه وقتی بنیانگذاران وقت پیدا کردن ایمیل من بعد از جلسه ، وقت خود را پیدا کردند و مرا به دنبال کردن ایمیل ها و به روزرسانی ها بردند ، احساس رضایت بیشتری می کنم. به من اعتماد کن ، متوجه شدیم. چیزهای کوچک مهم هستند

38. به خود و شغل خود اطمینان داشته باشید - اجازه ندهید که VC ها شما را تحت فشار قرار دهند.

39. درست مانند اینکه سرمایه گذار بالقوه چگونه می خواهد یک پیش زمینه چک را برای شما انجام دهد ، شما نیز باید همین کار را با او و بنگاه انجام دهید. با 1 تا 2 هرکدام صحبت کنید: 1) سرمایه گذاری های جاری 2) شرکت های پرتفوی مرده و حتی ممکن است 3) موسسانی که در آن گذشتند. جای تعجب است که بسیاری از مردم در مورد این موضوع صحبت نمی کنند ، اما این مهم است که بدانید آیا این VC در واقع مفید است ، به شما در ضخامت و نازک کمک می کند ، و به قول های خود عمل خواهید کرد.

40. این توییت زیر را بررسی کنید و در مورد چگونگی ارتباط آن با شرکت و هدف نهایی خود فکر کنید ، و اینکه آیا حتی به پول VC احتیاج دارید یا خیر. همه نیازی به بالا بردن ندارند و بعضی اوقات راه راه راه برای راه اندازی است.

به VC های خردسال:

41. از توییتر استفاده کنید. من بیشتر شبکه "بزرگسالان" خود را در توییتر ساختم. من نمی توانم به اندازه کافی استرس داشته باشم که اگر در زمینه فناوری کار می کنید استفاده از چقدر ارزشمند است - من بعضی اوقات در کنفرانس ها صحبت می کنم و بخش بزرگی از صحبتهای من مربوط به چگونگی تغییر "توییتر زندگی من است". دوست نزدیک من ، Blake Robbins یک VC در دیترویت است ، اما به دلیل شبکه ای که در توییتر ساخته شده ، هنوز جریان زیادی دارد - ما بدیهی است که در آنجا ملاقات کرده ایم و اکنون هر روز تقریباً زیاد صحبت می کنیم! در اینجا چند نکته توییتر از دوستان من رایان داوودجان آورده شده است.

42. اما از فناوری VC توییتر برای تهیه منابع استفاده نکنید - این امر منجر به مثبت کاذب می شود و به دنبال سرمایه گذاری در اعتیاد به مواد مخدره و FOMO می افتد. منظور من از این نظر این است که ، هنگامی که یک برنامه مصرف کننده شروع به انفجار کرد ، می بینید که دنیای VC شروع به صدای جیر جیر در مورد آن با یکدیگر کرده و آن را در توییتر تقلید می کند. 2 چیز در نتیجه اتفاق می افتد: 1. این امر باعث ایجاد مثبت کاذب از نظر میزان محبوبیت برنامه در بین کاربران عادی می شود زیرا این فقط VC ها است که در مورد آن در حباب خود صحبت می کنند. 2. این همچنین منجر به FOMO می شود زیرا VC ها شروع به تلاش می کنند تا به این معامله بپردازند زیرا آنها فکر می کنند که دیگر شرکت های اینترنتی در مورد شرکت صحبت می کنند و به طور بالقوه سرمایه گذاری می کنند ، بنابراین آنها نیز باید.

43. این منجر به نکته بعدی من می شود ... اعتقاد خود را در مورد شرکت ها توسعه دهید. فقط با همکاران ، شرکا یا VC هایی که سوابق دیدنی تماشایی دارند بدون اینکه سوالات خود را بپرسید ، کورکورانه موافقت نکنید. قبل از اینکه از یک مدیر ارشد ارشد سوال بپرسید ، درباره یک شرکت با ایده های خود صحبت کنید. و سپس مقایسه و یاد بگیرید. VC ارشد ممکن است همیشه درست نباشد ، اما هنوز هم می توانید چیزهای زیادی یاد بگیرید.

44- معامله نباشید. سقوط کردن در این مسیر بسیار واضح و همچنین آسان است زیرا به خاطر چقدر می خواهید برای موفقیت موفق شوید - "عالی برای دیدار با شما! 3 معامله در حال حاضر به دنبال چه مواردی هستید؟ " یا "سلام نوجوان! آیا برنامه هایی که در مدرسه شما منفجر می شوند یا در بین شما و دوستانتان هستند؟ " برای من همیشه اول دوست بوده است ، تجارت دوم. بستگی به شما دارد که چگونه می خواهید بازی کنید. فقط معتبر باشید بنیانگذاران می توانند بگویند چه کسی سرمایه گذار واقعاً علاقه مند است تا با تیم / بنیانگذاران صحبت کند ، در مقابل اینکه صرفاً سعی در "جریان معاملات" دارد. نکن.

45. نکات مربوط به مدیریت زمان که من می خواهم زودتر آن را اجرا کنم: بخش هایی از زمان را برای پروژه های مختلفی که در آن کار می کنید یا بخش های مختلف شغل خود ، ترجیحاً تکرار کنید ، مسدود کنید. هر روز صبح و شب مقداری از وقت خود را تنظیم کنید تا صندوق ورودی خود را پاک کنید و همچنین با افراد دارای اولویت در بنیانگذاران پیگیری کنید. به یاد دارم یکی از دوستانم به من گفت که او هر جمعه صبح جمعه مسدود می شود تا روی کارهایی که می خواهد در مورد بخش های عمیق کار کند ، تمرکز کند. اگر شما آن را به خوبی مدیریت نکنید ، به خصوص صندوق ورودی خود ، کنترل مارپیچ از همه چیز بسیار آسان است.

46. ​​مدیریت ایمیل: اینجا تنظیماتی است که من استفاده کردم. از Streak استفاده کنید. برای همه خبرنامه های خود یک فیلتر تنظیم کنید.

47. مدیریت ایمیل به عنوان پذیرنده اولیه: برای همه محصولات بتا یا برنامه های جدیدی که امتحان کرده اید و لیست های منتخب شما برای ورود به سیستم ، یک ایمیل جدید تهیه کنید. یا حتی ساده تر ، فیلتر Gmail را تنظیم کنید و یک علامت به اضافه یا یک دوره و یک کلمه در انتهای آدرس ایمیل خود اضافه کنید (به عنوان مثال با استفاده از [email protected] برای برنامه های بتا)

48. ابزارهایی که من استفاده می کنم: Clearbit Connect (ویجت Gmail: یافتن ایمیل + اطلاعات تماس هوشمند) ، Rapportive (ویجت Gmail: اطلاعات تماس هوشمند) ، Voila Norbert (یافتن ایمیل) ، Streak (CRM در صندوق ورودی خود) ، تقویم (برنامه تماسها / جلسات) ، تقویم Google (RIP Sunrise) ، Outlook iOS

49. خبرنامه های فنی را که می خوانم: Strictly VC، LAUNCH Ticker، Stratechery Ben Thompson، The Information، CB Insights، Mattermark Daily

50. پیشنهادات جلسه: ترجیح می دهم 15 میلیون تماس برای گفتگوهای سریع / افرادی که درخواست مشاوره می کنند ، 30 میلیون تماس ویدیویی برای ورودی های اولیه و سرمایه گذاری های احتمالی ، جلسات 1 ساعته در صورت تماس تلفنی محلی + بعد از معرفی داشته باشید. همانطور که قبلاً نیز گفتم ، پیشنهاد نمی کنم به تماس های برگشتی ، چه رسد به جلسات ، خودتان را برای تفکر و مکالمه قبلی اختصاص دهید. علاوه بر این ، هنگام تنظیم تماس ، مطمئن شوید که در منطقه زمانی گیرنده ، نه فقط خودتان (به عنوان مثال "آیا 12:00 EST / 9 PST کار می کند؟") اگر در ساحل غربی هستید و آنها در شرق هستید ، حتماً زمان هایی را در منطقه زمانی گیرنده پیشنهاد دهید. ساحل) این فقط یک کار خوب است و باعث می شود هر دو طرف آن را آسان تر کنند.

51. با بنیانگذاران با احترام مجنون رفتار کنید. در مورد این قدرت تازه پویا بسیار مراقب باشید و اجازه ندهید که شما را تغییر دهد - به ارزشها و فروتنی خود صادق باشید. ظرف چند روز به ایمیلها پاسخ دهید (متأسفانه در مدیریت ایمیل وحشتناک بودم و آرزو می کنم بهتر باشم). بنیانگذاران 5x را مجدداً تنظیم نکنید. در آخرین لحظه لغو نکنید. سعی کنید جلسات دیر نشوید (به جلسات عقب نمانید - دیر می کنید و از خود متنفر خواهید شد.). در طول جلسات بی ادب یا ناخواسته ساینده نباشید. شما به عنوان یک VC ، شما برای حمایت ، مشاوره و شانه کردن بنیانگذاران به گریه کردن (به صورت استعاری ، اما شاید به معنای واقعی کلمه) نیز در اینجا هستید. شما اینجا نیستید که کانون توجه را از بنیانگذاران بدزدید. و شما مطمئناً اینجا نیستید که شرکت را اداره کنید.

52. در عین حال ، صریح و صادق باشید ، اما با لحنی فروتنانه. با شواهد حکایتی بازخورد بدهید و توضیح دهید که چرا شما در واقع شرکت هستید ، نه اینکه به یک پاسخ عمومی بخرید. پست بن هوروویتس را بارها و بارها بخوانید تا اینکه درنهایت نتایج خوبی برای بنیانگذاران داشته باشید.

53. سوال مورد علاقه من برای پرسیدن از VC ها و بنیانگذاران به طور یکسان این است که "بزرگترین نگرانی شما چیست؟" بسیاری از VC ها یک شرکت سرمایه گذاری یا نمونه کارها را به صورت واضح تجربه می کنند (بدیهی است) ، بنابراین می خواهید عمیق تر حفر شوید و بفهمید بزرگترین ریسک سرمایه گذاری چیست. در مورد بنیانگذاران ، فکر می کنم اگر بتوانید به خوبی به آن سؤال پاسخ دهید ، خودآگاهی و تفکر را به وجود می آورد.

54. بعضی از بنیانگذاران در پاسخ به سؤالات معمولی سرمایه گذاران بسیار خوب هستند ، اما این بدان معنا نیست که آنها هوشمند هستند یا شرکتشان خوب عمل می کند. قادر به تشخیص تفاوت بین اینکه شخص واقعاً باهوش است یا فقط در پاسخ صحیح پاسخ دادن "عالی" است.

55. آخرین مورد ... داشتن یک VC به همان شکلی که فکر می کنید فریبنده نیست. همه جت ها و مهمانی های مخصوص قایق های مسافرتی نیستند (که هیچکدام از آنها نیز در آن حضور نداشته ام) ، اما مطمئناً نشستن زیاد در دفاتر و کافی شاپ ها و پاسخ دادن به ایمیل ها وجود دارد.

❤ اگر چیزی یاد گرفتید لطفاً توصیه کنید!

me مرا در توییتر دنبال کنید و در خبرنامه شخصی من مشترک شوید تا هنگام انتشار نسخه های بعدی از من مطلع شوید - "چگونه من در 18 سالگی به یک VC تبدیل شدم" و موارد دیگر.
با تشکر فراوان از لری ژونگ ، مایکل دمپسی ، لئو Polovets ، Khe Hy ، Yasyf Mohamedali ، نیکیل بودوما ، Abha Nath ، Blake Robbins ، سارا Guo و هر کس دیگری که با بازخورد کمک کرد!