5 معمول ترین خطای راه اندازی

از محصول تا استراتژی

هر لحظه برای یک تجارت فقط یک بار اتفاق می افتد.

در عصر "اخبار جدید" با تعداد زیادی از چشم های ما که از چشمان ما چشمک می زند ، چطور می بینیم چگونه یک بچه 22 ساله فقط 15 میلیون دلار سرمایه گذاری بسته است ، تمرکز کردن روی آنچه برای شما ضروری است دشوارتر می شود. شرکت. با توجه به این موضوع ، کپی کردن آن آسانتر می شود تا توسط کل جهان به رسمیت شناخته شود. یا می توانستید مسیر خود را بسازید و احتمالاً هیچ کس تا به حال در مورد شما نخواهد شنید.

با کار با استارتاپ ها و ساختن محصول خودم در کنار ، چندین مورد دوباره ظاهر می شوند. خطاهایی که هنوز هم مرتکب می شویم ، که به راحتی قابل مشاهده است اما اجتناب از آنها دشوار است. البته موارد بسیار دیگری نیز وجود دارد ، اما اینها فقط ناشی از تجربه و تمرین خود من است.

مختل نکنید

به نظر می رسد وقتی که خودتان را به عنوان دیوید در مقابل گلیات فکر می کنید عاشقانه به نظر می رسد. اما در واقع چه تعداد در این مسابقه پیروز شدند؟ تعداد انگشت شماری؟ از چند میلیون؟ وسوسه می شویم که بگوییم یکی از شرکت های Fortune 100 را مختل خواهیم کرد ، یا به دنبال بزرگترین بازیکن بازار و غیره خواهیم رفت. اما آنچه اکثر ما متوجه نیستیم این است که شما توجه ناخواسته ای به خود جلب می کنید. توجه که باعث دردسر بیشتر می شود. مگر اینکه پول بی نهایت داشته باشید ، با بودجه های بزرگ بازی را در برابر بازیکنان بزرگ برنده نخواهید شد.

با این حال ، کلمه "مختل" خود را به کلمه ای تبدیل کرد که ما به سمت چپ و راست می اندازیم تا نشان دهیم که چقدر باحال هستیم. برای شما ممکن است به نظر یک روند مرسوم باشد ، اما برای دیگران ، در همان بازار ، این یک تهدید محسوب می شود. Think of Napster ، شرکتی است که توسط شان پارکر و شاون فانینگ (1999) تأسیس شده است. آنها به دنبال بازیگران بزرگ صنعت موسیقی رفتند. یک سال بعد ، آنها آن را به جلوی مجله تایم ساختند. و یک سال پس از آن ، آنها را به دادگاه ورشکستگی ورشکستگی.

این وسوسه کننده است که اختلال ایجاد کند. مشهور می شوید و همه چشمان شماست. اما تمرکز خود را از دست می دهید. و تمرکز در یک بازی طولانی مدت بسیار مهم است.

رقابت سمی است

این می تواند فرصت های توهم را ایجاد کند. مردم تمایل دارند تا چیزهایی را جمع کنند که بوی مناسب ندارند اما ما این کار را می کنیم زیرا دیگران این کار را انجام می دهند. هنگامی که شما در ذهن خود هستید و به دیگران توجه نمی کنید ، می تواند شما را از گرفتاری در جمع هایی که برای جوایز آشکار رقابت می کنند ، نجات دهد.

در داخل یک شرکت ، مردم به آنچه دیگران انجام می دهند متمرکز می شوند و از اینکه چرا کارها را شروع کرده اند یا چرا آنها کاری را که انجام می دهند ، از بین می روند. شما با رقبای خود که چه کسی این کار را انجام می دهد ، بهتر یا بهتر می شوید. اما اگر اجازه ندهید که نفس شخصی شما به راه خود ادامه دهد ، همه تعارضات از گذشته نگر قابل اجتناب است. و فقط روی محصول خود تمرکز کنید.

به عنوان مثال ، در سال 2010 ، Square یک افزودنی کوچک مربع شکل را برای تلفن هوشمند شما منتشر کرد که می تواند به هر کسی امکان دهد کارت های اعتباری خود را از طریق آیفون بکشاند. سپس همه چیز شروع به رشد کرد. Intuit خواننده کارت خود را به شکل استوانه ای ساخته است. در سال 2012 ، پی پال خواننده خود را به شکل مثلث راه اندازی کرد. این پایان نخواهد یافت تا زمانی که اشکالمان تمام شود.

اگر نسبت به آنچه دیگران انجام می دهند و به چه فکر می کنند حساسیت کمتری دارید ، شانس بالاتری برای ایجاد چیزی منحصر به فرد و کمتر از آنچه دیگران انجام می دهند.

آخرین نفر اول خواهد بود

این یک امر بسیار غیرمعقول است وقتی ما در بازاری زندگی می کنیم که همه می خواهند با ایده های خود در بازار اول باشند. "هیچ کس قبلاً این کار را نکرده است! ما اول خواهیم بود! " مطمئنا ، اما چه تعداد شرکت را به خاطر می آورید که اولین بار بودند؟ تا آنجا که من می توانم ببینم ، شما از محصولاتی استفاده نمی کنید که برای اولین بار در بازار وجود داشته باشند ، بلکه کالاهایی هستند که نیازهای شما را بهتر از رقابت برآورده می کنند. محصولاتی که این کار را بهتر از سایرین انجام می دهند.

آنچه مهم است ، ایجاد جریان نقدی در آینده و نداشتن "اولین مزیت متحرک" است. خیلی بهتر است که در بازار آخر باشید و بعد از آنکه بخاطر اینکه در ابتدا برنامه ریزی های لازم را انجام نداده باشید ، از انحصار ده ها سال لذت ببرید.

تجارت مانند شطرنج است ، شما باید بازی آخر بازی را بخوانید و تصویری از این داشته باشید که چگونه می تواند به جای انجام اولین حرکت ، به پایان برسد.

از مردم بپرسید که چه چیزی نمی خواهند

هنگام ساختن یک محصول ، ما وسوسه می شویم که همیشه به لحاظ زیر فکر کنیم:

  • مردم چه می خواهند؟
  • به چه چیز دیگری نیاز دارند؟
  • چه ویژگی دیگری می توانیم برای بهبود تجربه کلی اضافه کنیم؟
  • چه چیزی این محصول را برای شما مفیدتر می کند؟

این همچنین در مورد جستجوی مجدد و نظرسنجی هایی که برای کاربران ارسال می کنیم صدق می کند. درعوض ، سعی کنید از دیدگاه دیگری فکر کنید. از کاربران یا مشتریان خود بپرسید:

  • چه چیز دیگری می توانیم برای بهبود کیفیت محصول خود استفاده کنیم؟
  • اگر می توانید یکی از ویژگی ها را حذف کنید ، چه می شود؟
  • از چه چیزی استفاده نمی کنی؟
  • چه چیزی در راه شما قرار می گیرد؟

بعضی اوقات ، ترک کردن چیزها بهترین مطلبی است که می توانید برای مشتریان خود داشته باشید. و من با شما موافقم ، انجام آن سخت است ، زیرا ذهن انسان تمایل دارد علاوه بر آن ، تفریق نکند. من این را از تجربه خودم هنگام ساخت محصولم می گویم. شما همیشه می خواهید به دلیل خنک بودن ، آن ویژگی اضافی را اضافه کنید ، یا کسی قبلاً آن را انجام نداده است. اما همه ما می دانیم که محصولات عالی به این دلیل مطرح می شوند که در انجام یک کار عالی هستند اما بهتر از سایرین.

جرم کمتری برای محصول و شرکت دارد

دلیل این که ما مانند "روزهای اولیه" فکر می کنیم و یا "نوآوری" را متوقف می کنیم بیشتر به این دلیل است که ما به شرکت یا محصول خود افزوده می شویم.

مواردی که جرم بیشتری را اضافه می کنند:

  • سیاست دفتر
  • نقشه راه طولانی مدت
  • کارکنان اضافی
  • تصمیمات دائمی
  • هارد یا نرم افزار قفل در
  • قراردادهای بلند مدت

چیزهایی که باعث کاهش توده می شوند:

  • جلسات کوتاه تر یا کمتر
  • تعهد به تحویل به موقع / بودجه
  • ویژگی های محصول کمتر
  • اندازه تیم کوچکتر است
  • محدودیت در آغوش گرفتن
  • اعتراف زود هنگام اشتباهات
  • اعضای تیم چند وظیفه ای (مهارت)

جرم کمتر حالت ذهنی است که به شما امکان می دهد مسیر را به راحتی و بدون انجام یک فرایند بوروکراتیک تغییر دهید. در صورت ظهور ایده خوب روز بعد ، می توانید آنچه را که کار نمی کند رها کنید و یک مسیر جدید را در آغوش بگیرید. اکنون می توانید رویکرد یا نرم افزار جدید را ادغام کنید. با جرم کمتری به جای کامیون به یک ماشین مسابقه تبدیل می شوید.