5 خطای ذهنی رایج که شما را از تصمیم گیری خوب باز می دارد

من دوست دارم خودم را به عنوان یک فرد منطقی فکر کنم ، اما من یکی نیستم. خبر خوب این است که فقط من نیستم - یا شما. همه ما غیر منطقی هستیم.

مدتها محققان و اقتصاددانان معتقد بودند كه انسانها تصمیمات منطقی و خوبی اتخاذ می كنند. با این حال ، در دهه های اخیر ، محققان طیف گسترده ای از خطاهای ذهنی را کشف کرده اند که باعث تفکر ما می شود. بعضی مواقع تصمیمات منطقی می گیریم ، اما بارها و بارها تصمیمات عاطفی ، غیر منطقی و گیج کننده می گیریم.

روانشناسان و محققان رفتاری دوست دارند درباره این اشتباهات ذهنی متفاوت صحبت کنند. ده ها نفر از آنها وجود دارد و همه آنها نام های فانتزی مانند "اثر قرار گرفتن در معرض صرف" یا "مغالطه روایی" دارند. اما من نمی خواهم امروز در ژاربون علمی دچار حباب شوم. در عوض ، اجازه دهید در مورد خطاهای ذهنی که بیشتر از همه در زندگی ما بروز می دهد صحبت کنیم و آنها را با زبانی آسان درک کنیم.

در اینجا پنج خطای ذهنی رایج وجود دارد که شما را از تصمیم گیری خوب باز می دارد.

1. تعصب Survivorship.

تقریباً هر رسانه اینترنتی آنلاین این روزها پر از تعصب زنده ماندن است. در هر کجا مقاله هایی با عناوینی مانند "8 چیزهایی که افراد موفق هر روز انجام می دهند" را مشاهده می کنید یا "بهترین مشاوره ای که ریچارد برانسون همیشه دریافت کرده است" یا "چگونه لابرن جیمز در خارج از فصل آموزش می دهد" را می بینید که تعصب بقا را در عمل مشاهده می کنید.

تعصب Survivorship به گرایش ما برای تمرکز بر برندگان در یک منطقه خاص اشاره دارد و سعی می کنیم از آنها بیاموزیم ضمن اینکه کاملاً فراموش نشود بازنده هایی که از همان استراتژی استفاده می کنند.

ممکن است هزاران ورزشکار وجود داشته باشند که به روشی بسیار شبیه به لابرن جیمز تمرین کنند ، اما هرگز آن را به NBA نرساندند. مشکل این نیست که کسی در مورد هزاران ورزشکار که هرگز آن را صعود نکرده است ، بشنود. ما فقط از افراد زنده مانده می شنویم. ما به اشتباه استراتژی ها ، تاکتیک ها و توصیه های یک بازمانده را غافل می کنیم ضمن اینکه این واقعیت را نادیده می گیریم که همان استراتژی ها ، تاکتیک ها و توصیه ها برای اکثر مردم کار نمی کند.

مثال دیگر: "ریچارد برانسون ، بیل گیتس و مارک زاکربرگ همه از مدرسه کنار رفتند و میلیاردر شدند! برای موفقیت نیازی به مدرسه ندارید. کارآفرینان فقط باید هدر دادن وقت در کلاس را متوقف کرده و شروع به کار کنند. "

کاملاً ممکن است که ریچارد برانسون علی رغم مسیر خود موفق شود و نه به دلیل آن. برای هر برانسون ، گیتس و زاکربرگ هزاران کارآفرین دیگر با پروژه های شکست خورده ، حساب های بانکی با بدهی و درجه های نیمه تمام وجود دارد. تعصبات Survivorship صرفاً گفتن این نیست که یک استراتژی ممکن است برای شما مناسب نباشد ، بلکه این را می گوید که ما واقعاً نمی دانیم که آیا این استراتژی به خوبی کار می کند یا خیر.

هنگامی که برندگان به یاد می آورند و بازنده ها فراموش می شوند ، می توان گفت اگر یک استراتژی خاص منجر به موفقیت شود ، دشوار می شود.

2. گم شدن ضرر.

بی اعتمادی ضرر اشاره به تمایل ما به ترجیحا جلوگیری از ضرر در دستیابی به سود دارد. تحقیقات نشان داده است که اگر شخصی 10 دلار به شما بدهد ، افزایش رضایت بخشی را تجربه خواهید کرد ، اما اگر 10 دلار از دست بدهید ، یک رضایت به طرز چشمگیری بالاتر خواهید داشت. بله ، پاسخ ها برعکس است ، اما از نظر بزرگی برابر نیستند. [1]

تمایل ما برای جلوگیری از ضرر باعث می شود تا تصمیماتی احمقانه بگیریم و رفتار خود را به سادگی برای حفظ چیزهایی که از قبل متعلق به خود هستیم تغییر دهیم. ما از سیم استفاده می کنیم تا از چیزهایی که در اختیار داریم محافظت کنیم و می تواند ما را در مقایسه با گزینه های مختلف باعث افزایش ارزش این موارد کند.

به عنوان مثال ، اگر یک جفت کفش جدید خریداری می کنید ، ممکن است باعث افزایش کمی لذت شود. با این حال ، حتی اگر شما هرگز کفش نمی پوشید ، دادن آنها به چند ماه بعد ممکن است بسیار دردناک باشد. شما هرگز از آنها استفاده نمی کنید ، اما به دلایلی فقط نمی توانید با آنها مشارکت کنید. بیزاری از دست دادن.

به همین ترتیب ، ممکن است هنگام راه رفتن از طریق چراغهای سبز ، از احساس شادی کمی احساس کنید ، اما وقتی ماشین در مقابل شما در یک چراغ سبز می نشیند ، عصبانی خواهید شد و از دست می دهید. تقاطع. از دست دادن فرصتی برای ایجاد نور به مراتب دردناکتر از آن است که از ابتدای برخورد به چراغ سبز احساس لذت کنید.

3. اکتشاف پذیری در دسترس.

The Availability Heuristic به یک اشتباه رایج اشاره می کند که مغز ما با این فرض که نمونه هایی که به راحتی به ذهن متبادر می شوند نیز مهمترین یا رایج ترین چیزها هستند ، اشاره می کند.

به عنوان مثال ، تحقیقات استیون پینکر در دانشگاه هاروارد نشان داده است که ما در حال حاضر در کمترین زمان خشن تاریخ زندگی می کنیم. اکنون تعداد بیشتری از مردم در صلح زندگی می کنند. میزان قتل ، تجاوز جنسی ، تجاوز جنسی و کودک آزاری در حال کاهش است. [2]

بیشتر افراد وقتی این آمار را می شنوند شوکه می شوند. برخی هنوز هم از باور آنها امتناع ورزند. اگر این صلح آمیزترین زمان تاریخ است ، چرا جنگ های زیادی در حال حاضر ادامه دارد؟ چرا هر روز در مورد تجاوز و قتل و جنایت می شنوم؟ چرا همه در مورد بسیاری از اقدامات تروریستی و تخریب صحبت می کنند؟

به قابلیت اکتشافی موجود خوش آمدید.

پاسخ این است که ما نه تنها در صلح آمیزترین زمان تاریخ زندگی می کنیم بلکه بهترین زمان گزارش شده در تاریخ هستیم. اطلاعات مربوط به هرگونه فاجعه یا جرمی گسترده تر از گذشته است. جستجوی سریع در اینترنت اطلاعات بیشتری را درباره جدیدترین حمله تروریستی از هر روزنامه ای که ممکن است تاکنون 100 سال پیش تحویل داده باشد ، به دست خواهد آورد.

درصد کلی حوادث خطرناک رو به کاهش است ، اما احتمال اینکه در مورد یکی از آنها (یا بسیاری از آنها) بشنوید رو به افزایش است. و از آنجا که این وقایع به راحتی در ذهن ما در دسترس هستند ، مغز ما فرض می کند که آنها با فرکانس بیشتری اتفاق می افتند از آنچه در واقع اتفاق می افتد.

ما تأثیر چیزهایی را که می توانیم به خاطر بسپاریم ، غافل می کنیم و آنها را بیش از حد ارزیابی می کنیم و رواج حوادثی را می شنویم که درمورد چیزی از آنها نمی شنویم ، کم کم ارزیابی می کنیم. [3]

4- لنگر انداختن.

یک همبرگر همبرگر نزدیک به زادگاه من وجود دارد که به همبرگرهای لذیذ و پنیرها معروف است. در منو ، آنها بسیار جسورانه می گویند ، "LIMIT 6 TYPES OF CHEESE PUR BURGER."

اولین فکر من: این پوچ است. چه کسی شش نوع پنیر را روی همبرگر می گیرد؟

فکر دوم من: کدام شش نفر قصد دارم بگیرم؟

متوجه نشدم که صاحبان رستوران چقدر درخشان بودند تا اینکه در مورد لنگر انداختن یاد گرفتم. می بینید که معمولاً من فقط یک نوع پنیر را روی همبرگر خود انتخاب می کنم ، اما وقتی منوی "LIMIT 6 TYPES CHEESE" را در منو می خواندم ، ذهنم به تعداد بسیار بالاتر از معمول لنگر می خورد.

اکثر مردم شش نوع پنیر سفارش نمی دهند ، اما این لنگر کافی است تا میانگین آن را از یک برش به دو یا سه قطعه پنیر منتقل کرده و یک عدد زن اضافی به هر برگر اضافه کنید. شما در برنامه ریزی برای گرفتن یک وعده غذایی معمولی قدم می زنید. شما نمی دانید که چگونه 14 دلار برای یک همبرگر پرداخت کرده اید و آیا تاریخ شما به شما اجازه می دهد تا پنجره ها را در راه خانه بچرخید.

این اثر در طیف گسترده ای از مطالعات تحقیقاتی و محیط های بازتولید شده است. به عنوان مثال ، صاحبان مشاغل دریافته اند که اگر بگویید "برای هر مشتری 12 عدد محدود کنید" ، مردم در مقایسه با گفتن "هیچ محدودیتی" دو برابر محصول خریداری نمی کنند.

در یک مطالعه تحقیقاتی ، از داوطلبان خواسته شد درصد ملل آفریقایی را در سازمان ملل حدس بزنند. قبل از آنكه حدس بزنند ، آنها مجبور بودند چرخ خود را بچرخانند كه به عدد 10 یا شماره 65 برسد. وقتی داوطلبان روی 65 می رسند ، حدس متوسط ​​حدود 45 درصد بود. وقتی داوطلبان در 10 فرود آمدند ، متوسط ​​تخمین حدود 25 درصد بود. این چرخش 20 رقمی به سادگی نتیجه لنگر انداختن حدس با عدد بالاتر یا پایین بلافاصله قبل از آن بود. [4]

شاید شایع ترین جایی که در مورد لنگر انداختن می شنوید با قیمت گذاری. اگر برچسب قیمت ساعت جدید 500 دلار است ، ممکن است آن را برای بودجه خود بسیار در نظر بگیرید. با این حال ، اگر به فروشگاه بروید و ابتدا یک ساعت با قیمت 5000 دلار در جلوی صفحه مشاهده کنید ، ناگهان ساعت 500 دلاری در گوشه و کنار بسیار مناسب به نظر می رسد. بسیاری از کالاهای برتر که مشاغل به فروش می رسند هرگز پیش بینی نمی شود که خود واحدهای زیادی بفروشند ، اما آنها نقش بسیار مهمی در لنگر انداختن طرز فکر شما و ساخت محصولات میان رده بسیار ارزان تر از آنچه که به خودی خود دارند به نظر می رسند.

5. تعصب تأیید.

مادربزرگ همه آنها. تعصب تأیید به گرایش ما به جستجوی و حمایت از اطلاعاتی که تأیید کننده عقاید ما هستند در ضمن همزمان نادیده گرفتن یا کاهش ارزش اطلاعاتی که مغایر با عقاید ما باشد ، اشاره دارد.

به عنوان مثال ، شخص A معتقد است که تغییرات آب و هوایی یک مسئله جدی است و آنها فقط داستانهایی در مورد حفاظت از محیط زیست ، تغییرات آب و هوایی و انرژی های تجدیدپذیر جستجو می کنند و می خوانند. در نتیجه ، شخص A به تأیید و حمایت از باورهای فعلی خود ادامه می دهد.

در همین حال ، شخص B معتقد نیست که تغییرات آب و هوایی یک مسئله جدی است و آنها فقط داستانهایی را جستجو می کنند و می خوانند که بحث می کنند چگونه تغییرات آب و هوایی اسطوره است ، چرا دانشمندان نادرست هستند و چگونه همه ما فریب خورده ایم. در نتیجه ، شخص B همچنان اعتقادات فعلی خود را تأیید و پشتیبانی می کند.

تغییر ذهن شما سخت تر از چیزی است که به نظر می رسد. هرچه بیشتر اعتقاد داشته باشید که چیزی را می شناسید ، تمام اطلاعات را برعکس فیلتر و نادیده می گیرید.

شما می توانید این الگوی فکر را تقریباً در هر موضوع گسترش دهید. اگر شما اخیراً یک هوندا آکورد خریداری کرده اید و معتقدید که بهترین خودرو در بازار است ، پس به طور طبیعی هر مقاله ای را که تحسین می کند ، می خوانید. در همین حال ، اگر یک مجله دیگر یک ماشین متفاوت را به عنوان بهترین انتخاب سال ذکر کرده است ، شما به سادگی آن را رد می کنید و فرض می کنید که ویراستاران آن مجله خاص اشتباه کرده اند یا به دنبال چیزی متفاوت از آنچه در جستجوی یک اتومبیل بودید. [5]

برای ما طبیعی نیست که یک فرضیه تدوین کنیم و سپس روش های مختلفی را برای اثبات آن نادرست آزمایش کنیم. درعوض ، خیلی بیشتر محتمل است که ما یک فرضیه را تشکیل دهیم ، فرض کنید که این درست است و فقط اطلاعاتی را که از آن پشتیبانی می کند ، جستجو و باور کنید. اکثر مردم اطلاعات جدید را نمی خواهند ، آنها می خواهند اعتبار سنجی کنند.

از اینجا به کجا برویم

هنگامی که برخی از این خطاهای ذهنی رایج را فهمیدید ، اولین پاسخ شما ممکن است چیزی در این زمینه باشد ، "می خواهم جلوی این کار را بگیرم! چگونه می توانم مغزم از انجام این کارها جلوگیری کنم؟ "

این یک سوال منصفانه است ، اما کاملاً ساده نیست. به جای فکر کردن به این محاسبات اشتباه به عنوان سیگنال مغز شکسته ، بهتر است آنها را به عنوان مدرک در نظر بگیرید که میانبرهایی که مغز شما در همه موارد مفید نیست. بسیاری از زمینه های زندگی روزمره وجود دارد که فرایندهای ذهنی ذکر شده در فوق العاده مفید هستند. شما نمی خواهید این مکانیسم های تفکر را از بین ببرید.

مشکل این است که مغزهای ما در انجام این کارکردها بسیار خوب هستند - آنها به سرعت و بدون دردسر به این الگوهای می روند - که ما در موقعیت هایی که به ما خدمات ندهند در نهایت از آنها استفاده می کنیم.

در مواردی از این دست ، خودآگاهی اغلب یکی از بهترین گزینه های ماست. امیدوارم این مقاله به شما کمک کند دفعه بعد که آنها را مرتکب این خطاها شوید. [6]

جیمز پاک در JamesClear.com می نویسد ، جایی که وی بر اساس تحقیقات علمی اثبات شده نکات مربوط به خود را در مورد خود به اشتراک می گذارد. شما می توانید بهترین مقالات وی را بخوانید یا به خبرنامه رایگان وی بپیوندید تا یاد بگیرید چگونه عادات خود را ایجاد کنید.

این مقاله در ابتدا در JamesClear.com منتشر شده است.

بعدی را بخوانید

  • ارزش زمان: واقعاً وقت شما چقدر ارزش دارد؟

پانویسها و منابع

  1. "بیزاری در انتخاب بدون خطر: یک مدل وابسته به مرجع." توسط Amos Tversky و Daniel Kahneman. فصلنامه اقتصاد.
  2. "جهان در حال فروپاشی نیست" توسط استیون پینر.
  3. "در دسترس بودن: اکتشافی برای قضاوت در مورد فرکانس و احتمال." توسط Amos Tversky و Daniel Kahneman.
  4. "داوری تحت عدم اطمینان: اکتشاف پذیری و تعصب." توسط Amos Tversky و Daniel Kahneman.
  5. "تعصب تأیید: یک پدیده همه جا در بسیاری از حدس." توسط Raymond S. Nickerson
  6. با تشکر از سام ساگر به خاطر کمک شما در تحقیق در این پست.