دره سیلیکون مکانی جادویی با برخی از هنجارهای عجیب است - شاید به این دلیل که شرکت ها ، مشاغل و ثروت ها با چنین سرعت حیرت انگیزی بالا می روند و سقوط می کنند. در اینجا تعدادی از درس های عجیب ، وحشیانه و امیدوارم مفید است که من در طول 11 سال زندگی خود و کار در مرکز صنعت فناوری یاد گرفته ام.

1. در آنچه دیگران از ارزش خود کم می کنند ، فرصتی وجود دارد

یک سلسله مراتب سفت و سخت از توابع در دره سیلیکون وجود دارد. در بالای هرم ، کارآفرینان ، مهندسان ، سرمایه گذاران سرمایه گذار نشسته اند. هرچه به ساختمان یا بودجه نزدیکتر باشید ، احترام بیشتری به شما می رسد - که احتمالاً معقول است. اما وقتی کار خودم را با فناوری شروع کردم ، آماده نبودم که احترام کمی برای کارکردهای دیگر باقی بماند: استخدام ، منابع انسانی ، بازاریابی ، ارتباطات ، و غیره. این فرض وجود دارد که محصولات عالی واقعاً خودشان را به بازار عرضه می کنند یا شرکتهای واقعاً خوبی هستند. آهن ربا برای استعداد برتر. کار در این زمینه های اضافی یا نشانه این است که شرکت شما باید کمبود عظمت خود را جبران کند یا اینکه شما جز واسطه برای اجتناب ناپذیر هستید.

البته همه اینطور فکر نمی کنند. و این جایی است که وارونه به این منظره پیچیده وارد می شود. در سطح شرکت ، کاملاً واضح است که باید با ساخت یک محصول بهتر ، رقبا را از نوآوری خود خارج کنید. اما در مورد بردارهای کمتر واضح برای رقابت چطور؟ با بهره مندی از نگرش آسان ، می توان دریافت که سرمایه گذاری در فرهنگ بسیار عالی پرداخت شده است (و جایی که عدم وجود این شرکت ها در غیر این صورت شرکت های غیر قابل توقف را متوقف کرده است). در صنایع نوپا - خصوصاً آنهایی که بسیار تنظیم شده هستند - آموزش مشتریان و ذینفعان در مورد محصول و بازار شما ممکن است به همان اندازه محصول اصلی برای بقا باشد.

این فرصت برای تمایز در سطح فردی نیز وجود دارد. این مسئله باعث ناراحتی من می شد که افراد بر اساس حرفه من فرضیات خاصی راجع به من انجام می دادند. من از تأیید همسایگان هوس کردم و نسبت به کلیشه هایی که همراه با روابط عمومی بود ، ناراحت شدم. اما هر چه بیشتر در این زمینه حضور داشته باشم ، احترام بیشتری برای اینکه چقدر کارهایمان ظریف ، تأثیرگذار و اساسی است ، احترام می گذارم و به تبع آن ، کمتر به خاطر پیش بینی دیگران زحمت می کشم. یک نتیجه ناگوار از سلسله مراتب توابع این است که جذب استعداد برتر به لایه هایی که ما از آنها کم می کنیم ، سخت تر است و این به کل صنعت آسیب می رساند. اما ، به عنوان یک فرد ، به این معنی است که احتمالاً تمایز بیشتر به عنوان یک مهندس برتر در بازاریابی یا بازاریابی نسبت به اینکه بتوانید به عنوان یک مهندس برتر در دنیایی که این جایزه نهایی است ، متمایز کنید.

2. هیچ چیز خطرناک دیگری در ابتدای کار وجود ندارد تا موفقیت

یکی از گفته های مکرر و مکرر صنعت ما این است که: "اگر در یک کشتی موشکی به شما صندلی پیشنهاد شده است ، نمی پرسید چه کرسی است. شما تازه وارد می شوید. " این همان چیزی است که اریک اشمیت مدیرعامل آن زمان گوگل به شرل سندبرگ گفته بود که وی را متقاعد کند که در سال 2001 به زمین بیاید ، و من همیشه از فروتنی جاسازی شده در این چشم انداز (برای صندلی نگهدار ، یعنی) قدردانی کرده ام. اما ما اغلب نمی توانیم به سؤال پیگیری اجتناب ناپذیر بپردازیم: اگر در آن کشتی موشکی کرسی کردید ، و واقعاً یک کشتی موشکی بود ، چگونه می دانید که آیا شما تأثیر معنی داری بر سرعت یا مسیر آن داشته اید؟

موفقیت یکی از خطرناک ترین مواردی است که می تواند در ابتدای کار برای شما اتفاق بیفتد. هنگامی که شما در یک کشتی به اصطلاح موشکی هستید ، به احتمال زیاد روزانه از شلنگ آتش نشانی می نوشید و با طی کردن اوضاع ، این کار را می کنید. اگر مسئولیتهایی بیش از تجربه شما به شما داده شود ، احتمالاً دچار تردید در خود هستید. سپس ، در برخی از مواقع ، اگر خوش شانس باشید ، شرکتی که به ساخت آن کمک کرده اید ، موفقیت اعلام شد. و آن بسیاری از برجستگی ها در طول مسیر ، به روایتی کامل منتقل شده اند. شاید شما حتی وسوسه شوید که آن را باور کنید.

برخی از اعتبارات بسیار کمتر از آنچه تصور می کنید ساخته شده اند.

در دره سیلیکون ، اسطوره ها در مورد افراد و شرکت ها تمایل دارد که مطالعات موردی را با دقت مورد توجه قرار دهد. شاید به این دلیل باشد که وقتی شرکتها هنوز خصوصی هستند و بنابراین کمتر قابل مشاهده هستند ایجاد چنین اتفاقی می افتد. شاید به این دلیل باشد که نیروهای جدید و نامرئی زیادی در محل کار (روندهای نوظهور فناوری ، تغییرات فرهنگی و رفتاری) در ظهور شهاب سنگی یک شرکت وجود دارند که اساطیر تنها راهی است که می توانیم از آن دریابیم. شاید به این دلیل باشد که ما یک داستان خوب را دوست داریم و بیش از همه یک داستان آفرینش خوب است.

این یک عمل متعادل کننده است که به خود اجازه دهد در آنچه که به شما کمک کرده اید بدون اینکه در اسطوره شخصی خود گرفتار شوید ، افتخار کنید. از اوقات سخت سپاسگزار باشید: آنها شما را در طی چرخه های سربرگ مسحور می کنند. اگر به طور مرتب با ناامنی و اضطراب می جنگید (دست را بالا می برد) ، در این واقعیت که شما احتمالاً سخت تر از آنچه کار می کردید تلاش کنید اگر می توانستید باور کنید که صندلی شما این همه تفاوت را ایجاد می کند ، آرامش پیدا کنید.

3. برخی از اعتبارها براساس شگفت آور اندکی ساخته شده اند

این به نظر می رسد تصادفی است ، اما با من همراه باشد: در رام کام هرگز فراموش نشود در سال 1999 ، شخصیت درو بریم ، جوی ، یک گزارشگر است که به عنوان یک دانش آموز دبیرستانی مخفی می شود و درمورد جمعیت دبیرستان "جالب" می نویسد. اما فقط یک مشکل وجود دارد: او فوق العاده خلوت است ، بنابراین نمی تواند به جایی نزدیک آنها برسد. سپس برادر کوچکتر او که به طور طبیعی خونسرد است تصمیم می گیرد روزهای شکوه دبیرستان خود را دوباره زنده نگه دارد و با متقاعد کردن بچه های خونسرد که جوی در واقع بسیار باحال است ، وظیفه خود را نجات می دهد. او به او می گوید: "تنها چیزی که شما نیاز دارید این است که یک نفر فکر کند شما خونسرد هستید." "و شما داخل هستید."

دره سیلیکون از بسیاری جهات می تواند کمی شبیه دبیرستان باشد ، اما خصوصاً وقتی صحبت از شهرت مردم باشد. من به طور مرتب از اینكه فقط كسی كه به عنوان "ستاره سنگی" به کسی اعلام می كند می تواند درها را باز كند و حتی مسیرهای حرفه ای را تغییر می دهد ، شوك می شوم. و اگر شخصی که اظهارنامه را تأثیر می گذارد ، تأثیرگذار باشد ، افراد دیگر تلفظ خود را به صورت داده شده تکرار می کنند. سرعت و مات بودن مسیرهای راه اندازی باعث نمی شود که واقعاً کسی چقدر تأثیرگذار باشد (چگونه صندلی را از کشتی موشکی جدا کنیم) ، بنابراین تاییدهای شخصی وزن زیادی دارند. این بدان معناست که برخی از شهرتها بر مبنای آنچه تصور می کنید ساخته شده اند.

این نگران کننده است ، به ویژه به این دلیل که افراد با نفوذ تمایل دارند به همان اندازه شبکه های خود را که سفید پوست و مرد هستند ، کمرنگ کنند و این فقط ساختارهای قدرت موجود را تقویت می کند. اما همچنین فرصتی باورنکردنی برای بالا بردن افراد شایسته اما کم ارزش و کم ارزش است - به خصوص اگر خودتان تأثیرگذار باشید. من شک دارم که بسیاری از مردم می دانند کلمات آنها چقدر وزن دارند.

البته ، اگر به استفاده از این قدرت عادت ندارید - یا خواهان به کار بردن آن از طرف خود هستید - می تواند بسیار ناراحت کننده باشد. به طور خاص زنان زمان سخت تری برای گذر از شخصی و عاطفی به معامله در روابط خود دارند. من و دوستان زن من این موضوع را به طور گسترده مورد بحث قرار داده ایم و حتی با یک واقعه "favor swap" آزمایش کرده ایم که هدف اصلی این است که معامله کنیم. شاید این همان چیزی باشد که Lean In Circles باید همیشه در کنار هم باشد - نه با احساسات ، نه با احساسات.

4- همکاران سابق شما صخره های شما هستند ، بنابراین آنها را نزدیک نگه دارید

این یکی ساده ، اما مهم است. همه ما می دانیم که ایجاد روابط محکم در یک شرکت چقدر حیاتی است ، اما تا این که من از اولین شغل شروع کار خودم حرکت نکردم که متوجه شدم که روابط همکار فوق العاده با ارزش پس از ترک شما چگونه می شود. بعد از گذشت سالها کنار هم در سنگرها ، همکاران سابق نقاط قوت شما را می شناسند و می توانند شما را به زورگویی خود صدا کنند. و هنگامی که شما دیگر همکار نیستید ، تمام این عوارض و مزاحمت های مرتبط با کار ناپدید می شوند.

دوستان غیر همکار شما مطمئناً شما را تشویق می کنند ، اما اگر به طور حرفه ای در یک فرسایش هستید یا سعی می کنید بفهمید آیا فردی در یک رابطه کاری ناکارآمد هستید مشکل دارید ، هیچ کس نمی تواند به شما در رفع مشکل مثل خود کمک کند همکاران سابق اگر به تقویت نفس اساسی نیاز دارید ، همان است. و از آنجا که رابطه شما در یک زمینه کاری آغاز شده است ، انجام معامله نیز بسیار ساده تر خواهد بود ، خواه به معنای درخواست کارنامه ، منابع ، منابع مالی یا بازخورد باشد.

من نخستین بار در ماه نوامبر این درسها را به صورت متناسب با دلتنگی پیش از حرکت به نیویورک امین کردم. اکنون تقریباً سه ماه از زندگی جدیدم در اینجا می گذرد و هنوز هم در دنیای پرتحرک استارتاپ ها کار می کنم ، اما در یک ساحل متفاوت و در یک گروه دیگر: زیبایی. جالب است که ببینید کدام یک از این درس ها ترجمه می شوند ، کدام ها نیستند و چه درس های جدیدی پدیدار می شوند. شاید حتی در مورد نحوه مقایسه خانه جدید من با سیلیکون ولی بنویسم ... فقط 11 سال دیگر به من می دهد.