https://unsplash.com/؟photo=3IEZsaXmzzs

35 حقیقت سخت که باید قبل از "موفق شدن" بدانید

1. هرگز به اندازه فکر نمی کنید که خوب باشد

دکتر توماس گیلوویچ ، استاد روانشناسی در دانشگاه کرنل ، که رابطه بین پول و خوشبختی را بیش از دو دهه مطالعه کرده است ، می گوید: "یکی از دشمنان شادی سازگاری است."

"ما چیزهایی را می خریم تا ما را خوشحال کنند و موفق شویم. اما فقط برای مدتی در ابتدا چیزهای جدید برای ما هیجان انگیز است ، اما پس از آن با آنها سازگار می شویم. "

در حقیقت ، بهره مندی از پیش بینی یا ایده نتیجه مطلوب به طور کلی رضایت بخش تر از خود نتیجه است. هنگامی که آنچه را که می خواهیم - به دست آورد ، چه ثروت ، سلامتی ، یا روابط عالی - بدست آوریم و سازگار شویم و هیجان محو شود. غالباً ، تجربیاتی که ما به دنبال آن هستیم ، درحال تحقق بخشیدن و حتی ناامیدکننده بودن است.

من عاشق تماشای این پدیده در بچه های پرورش دهنده خود هستم. آنها احساس می کنند که به یک اسباب بازی خاص نیاز دارند یا جهان منفجر خواهد شد. تمام دنیای آنها حول این موضوع یکسان است. با این حال ، وقتی اسباب بازی را برای آنها خریداری می کنیم ، مدت زیادی نگذشته که شادی محو می شود و آنها چیز دیگری می خواهند.

تا زمانی که از آنچه در حال حاضر دارید قدردانی نکنید ، بیشتر زندگی شما را بهتر نخواهد کرد.

2. هرگز آنقدر بد نیست که فکر کنید چنین خواهد بود

همانطور که خودمان را گول می زنیم که ایمان آوردن چیزی باعث خوشبختی تر از آنچه می شود شود ، ما خود را نیز گول می زنیم که باور کنیم چیزی سخت تر از آنچه خواهد بود ، نخواهد بود.

هرچه مدت طولانی شما را به تعویق بیندازید یا از انجام کاری خودداری کنید ، دردناکتر خواهد شد (در سر شما). با این حال ، پس از اقدام ، ناراحتی به مراتب شدیدتر از آنچه تصور می کردید. حتی با موارد بسیار دشوار ، انسان ها سازگار می شوند.

من به تازگی با یک خانم که 17 بچه دارد در هواپیما نشسته ام. بله ، شما آن را صحیح خوانده اید. بعد از داشتن هشت فرزند خود ، او و همسرش احساس الهام كردند تا چهار خواهر و برادر را كه بعداً آنها فرزند خوانده بودند پرورش دهند. چند سال بعد ، آنها پنج خواهر و برادر فرزند دیگری را گرفتند که آنها نیز فرزندشان را پذیرفتند.

البته شوک اولیه این سیستم کل خانواده وی را تحت تأثیر قرار داد. اما آنها این کار را انجام می دهند. و باور کنید یا نه ، اگر مجبور هستید می توانید از پس آن برآیید.

مشکل ترس و وحشت این است که مردم مانع از چالش های بزرگ می شود. آنچه پیدا خواهید کرد - مهم نیست که چالش چقدر بزرگ یا کوچک باشد - این است که با آن سازگار خواهید شد.

وقتی آگاهانه با استرس عظیم سازگار می شوید ، تکامل می یابید.

3. راهی برای شادی وجود ندارد

"راهی برای شادی وجود ندارد - خوشبختی راه است." - Thich Nhat Hanh

اکثر مردم معتقدند که باید:

  • ابتدا چیزی داشته باشید (مثلاً پول ، زمان یا عشق)
  • قبل از اینکه بتوانند کاری را که می خواهند انجام دهند انجام دهند (به عنوان مثال ، به جهان سفر کنید ، کتاب بنویسید ، یک کسب و کار را شروع کنید یا یک رابطه عاشقانه برقرار کنید)
  • که در نهایت باعث می شود که آنها چیزی باشند (مثلاً خوشحال ، صلح آمیز ، محتوا ، با انگیزه یا عاشق).

به طور متناقض ، این پارادایم باید انجام شود تا سعادت ، موفقیت یا هر چیز دیگری را که می خواهید تجربه کنید.

  • ابتدا شما هرچه هستید می خواهید باشد (مثلاً خوشحال ، دلسوز ، صلح آمیز ، خردمند یا دوست داشتنی)
  • سپس شروع به انجام کارهایی از این فضای هستی می کنید
  • تقریباً بلافاصله ، آنچه انجام می دهید چیزهایی را که می خواهید داشته باشید به ارمغان می آورد

ما آنچه را که هستیم در زندگی خود جذب می کنیم. این مفهوم توسط تحقیقات روانشناسی تأیید شده است. شاون اچور ، روانشناس هاروارد در گفتگوی محبوب TED ، توضیح داد که اکثر آنها خوشبختی به عقب هستند. آنها بر این باورند که ابتدا باید خوشبختی به چیزی دست یابند یا به دست آورند. علم نشان می دهد که شادی موفقیت را فراهم می کند.

به عنوان مثال ، اسکات آدامز ، خالق سریال های طنز معروف Dilbert ، موفقیت خود را به استفاده از تأییدات مثبت نسبت می دهد. هر روز 15 بار ، او این جمله را روی تکه ای از کاغذ نوشت ، "من اسکات آدامز ، کاریکاتوریست سندیکایی خواهم شد."

روند نوشتن این 15 بار در روز ، این ایده را عمیقاً در ناخودآگاهش به خاک سپرد - ذهن آگاهانه آدامز را در جستجوی گنجی برای جستجوی خود قرار داد. هرچه او بیشتر نوشت ، بیشتر می توانست فرصت ها را قبل از نامرئی بودن برای او ببیند. و اندکی پس از آن ، او کاریکاتوریست بسیار مشهور سندیکا بود. این نمی تواند اتفاق بیفتد.

من شخصاً یک اصل مشابه را اعمال می کنم اما هدفم را در زمان کنونی می نویسم. به عنوان مثال ، به جای گفتن ، "من یک کاریکاتوریست سندیکا خواهم شد" ، من می نویسم ، "من یک کاریکاتوریست سندیکا هستم." نوشتن آن در زمان کنونی ، این واقعیت را نشان می دهد که شما همان کسی هستید که می خواهید باشید ، که در این صورت به آنچه انجام می دهید و در نهایت چه کسی می شوید اطلاع می دهد.

4. شما در حال حاضر به اندازه کافی

در مصاحبه ای در رویداد سالانه شبکه Genius در سال 2013 ، از تیم فریس پرسیده شد: "با همه نقش های مختلف شما ، آیا استرس دارید؟ آیا تا به حال احساس می کنید بیش از حد به کار گرفته اید؟ "

فریس پاسخ داد:

مطمئناً استرس دارم. اگر کسی بگوید استرس نمی کند دروغ می گوید. اما نکته ای که هر روز صبح برای بیان و تمرکز روی این واقعیت که "من به اندازه کافی دارم" کاهش می یابد. به اندازه کافی دارم. نیازی نیست که هر روز نگران جواب دادن به هر ایمیل باشم. اگر آنها عصبانی شوند ، مشکل آنها است. "

بعداً در همان مصاحبه از فریس سؤال شد:

"پس از خواندن سفر 4 ساعته ، من این احساس را پیدا کردم که تیم فریس به پول اهمیت نمی دهد. شما در مورد نحوه سفر جهان بدون هزینه کردن پول صحبت کردید. در مورد تعادل و توانایی رهایی از مراقبت از پول درآوردن صحبت کنید. "

فریس پاسخ داد:

"خوب است که چیزهای خوب زیادی داشته باشیم. اگر اعتیاد به ثروت باشد ، مانند InFight Club ، "چیزهایی که شما در نهایت به شما تعلق دارند" ، و تبدیل به یک جادوگر چیزهایی مانند سلامتی و خوشبختی طولانی مدت - ارتباط - می شود. اما اگر می توانید چیزهای خوبی داشته باشید و از ترساندن آنها نترسید ، پس از آن چیز خوبی است. زیرا پول ابزاری با ارزش است. "

اگر قدردان آنچه که قبلاً داشتید باشد ، چیزهای دیگری در زندگی شما خواهد بود. اگر احساس می کنید که برای جبران چیزی که در زندگی تنگاتنگ است ، نیاز به پول بیشتری دارید ، همیشه آرزو خواهید شد - مهم نیست که چقدر بدست آورید یا به آن برسید.

5. شما هر مزیتی برای موفقیت دارید

صحبت کردن در مورد اینکه زندگی ما چقدر سخت است آسان است. صحبت در مورد چگونگی زندگی ناعادلانه آسان است. و اینکه ما به پایان کوتاه چوب رسیدیم.

اما آیا این نوع صحبت کردن واقعاً به کسی کمک می کند؟

وقتی وضعیت ما را بدتر از وضعیت دیگران ارزیابی می کنیم ، ناآگاهانه و نادرست می گوییم ، "شما این کار را آسان کردید. تو مثل من نیستی موفقیت باید برای شما آسان باشد زیرا شما مجبور نیستید با آنچه گذر کرده ام مقابله کنید. "

این الگوی رسماً به عنوان ذهنیت قربانی شناخته می شود و عموماً منجر به احساس حق می شود.

جهان به شما هیچ دینی ندارد. زندگی به معنای منصفانه نیست. با این وجود ، جهان نیز همه چیزهایی را که شما نیاز دارید به شما داده است. حقیقت این است که ، شما در دنیا هر مزیتی برای موفقیت دارید. و با اعتقاد به این امر به استخوان های خود ، مسئولیت سنگینی را در برابر خود و جهان احساس خواهید کرد.

شما در موقعیتی مناسب برای موفقیت قرار داده شده اید. همه چیز در جهان شما را به این مرحله رسانده است تا بتوانید اکنون درخشش و تغییر جهان دهید. دنیا صدف شماست. حالت طبیعی شما برای رونق گرفتن است. تنها کاری که باید انجام دهید این است که نشان دهید.

6. هر جنبه از زندگی شما بر هر جنبه از زندگی شما تأثیر می گذارد

انسان ها جامع گرایانه هستند - وقتی بخشی از هر سیستم را تغییر می دهید همزمان کل را تغییر می دهید. بدون تغییر اساسی همه چیز نمی توانید بخشی را تغییر دهید.

هر سنگریزه فکری - هر چقدر هم بی تأثیر باشد - موجبات بی پایان پیامدها را ایجاد می کند. این ایده ، اثر ادوارد لورنز ، پروانه ای را ایجاد کرد که از نمونهی استعاری از طوفان تحت تأثیر سیگنال های جزئی - مانند تکان دادن بالهای یک پروانه دور - چند هفته قبل بود. چیزهای کوچک تبدیل به چیزهای بزرگی می شوند.

هنگامی که یک منطقه از زندگی شما خارج از تراز است ، تمام مناطق زندگی شما رنج می برد. شما نمی توانید یک سیستم کاری را به صورت جزئی تقسیم کنید. اگرچه فشار دادن مناطق خاصی - مانند سلامتی و روابط شما - بسیار آسان است ، اما ناخواسته کل زندگی خود را آلوده می کنید. سرانجام و همیشه ، ملزومات مورد تأخیر یا جلوگیری از آن به ضرر شما خواهد بود.

برعکس ، هنگامی که شما یک بخش از زندگی خود را بهبود می بخشید ، تمام مناطق دیگر تحت تأثیر مثبت قرار می گیرند. همانطور که جیمز آلن در کتاب "به عنوان یک مرد فکر می کند" ، "وقتی انسان افکار خود را خالص می کند ، دیگر نمی خواهد غذای نجس بخورد."

ما سیستم های کل نگر هستیم.

بشریت به عنوان یک کل به همین شکل است. هر کاری که انجام می دهید در کل دنیا ، بهتر یا بدتر است. بنابراین من از شما دعوت می کنم تا بپرسید:

"آیا من بخشی از درمان هستم؟ یا من بخشی از بیماری هستم؟ " - Coldplay

7. رقابت دشمن است

"همه شرکت های شکست خورده یکسان هستند: آنها نتوانستند از رقابت فرار کنند." - پیتر تیل

رقابت برای حداکثر رسیدن محصول و ایجاد ثروت بسیار پرهزینه است. این جنگی می شود که چه کسی می تواند دیگری را برای ارزان تر و ارزان تر انجام دهد. این یک مسابقه به پایین برای همه طرف های درگیر است.

به جای تلاش برای رقابت با افراد یا مشاغل دیگر ، بهتر است کاری کاملاً رمان انجام دهید یا روی یک طاقچه کاملاً مشخص تمرکز کنید. هنگامی که خود را به عنوان یک اقتدار در مورد چیزی تثبیت کردید ، می توانید شرایط خود را تعیین کنید - نه اینکه به صورت واکنشی به رقابت پاسخ دهید. بنابراین ، شما می خواهید فضایی را که در آن ارزش ایجاد می کنید ، انحصار دهید.

رقابت با دیگران باعث می شود كه مردم هر روز از زندگی خود را صرف دنبال كردن اهدافی كنند كه در واقع خودشان نیستند - اما آنچه جامعه از آن مهم می داند است. شما می توانید تمام زندگی خود را صرف تلاش برای ادامه کار کنید ، اما احتمالاً زندگی کم عمق خود را خواهید دید. یا ، می توانید براساس ارزش های خود موفقیت را برای خود تعریف کنید و خود را از سر و صدا جدا کنید.

8. شما نمی توانید همه اینها را داشته باشید

هر تصمیمی هزینه فرصت دارد. وقتی یک چیز را انتخاب می کنید ، همزمان چند نفر دیگر را انتخاب نمی کنید. وقتی کسی می گوید شما می توانید همه اینها را داشته باشید ، آنها دروغ می گویند. آنها مطمئناً آنچه را كه موعظه می كنند تمرین نمی كنند و در تلاشند تا شما را به چیزی بفروشند.

حقیقت این است که ، همه آن را نمی خواهید. و حتی اگر این کار را کردید ، واقعیت به این ترتیب کار نمی کند. به عنوان مثال ، من با این واقعیت کنار آمدم که می خواهم خانواده ام مرکز زندگی من باشند. گذراندن وقت با همسرم و سه فرزند پرورش دهنده اولویت من است. در نتیجه ، من نمی توانم 12 یا 15 ساعت در روز را مانند بعضی از افراد صرف کنم. و اشکالی ندارد من انتخاب خودم را کردم

و این نکته است. همه ما باید آنچه را که برای ما مهمتر است انتخاب کنیم و آن را در اختیار داشته باشیم. اگر تلاش کنیم همه چیز باشیم ، در نهایت چیزی خواهیم بود. درگیری داخلی جهنم است.

اگرچه دیدگاه سنتی در مورد خلاقیت این است که بدون ساختار است و از قوانین پیروی نمی کند ، خلاقیت معمولاً با تفکر درون جعبه ضرب المثل اتفاق می افتد ، نه خارج از آن. افراد هنگام محدود کردن گزینه های خود به جای گسترده تر کردن آنها ، عضلات خلاق خود را خم می کنند. از این رو ، هرچه اهداف زندگی شما به وضوح مشخص تر و محدودتر باشد ، بهتر می شوید ، زیرا به شما امکان می دهد همه چیز را خارج از آن اهداف جدا کنید.

9. هرگز فراموش نکنید که از کجا آمده اید

آسان است وقتی به هر سطح از موفقیت دست پیدا کردید ، باور کنید که تنها مسئولیت آن موفقیت هستید. فراموش کردن از کجا آمده اید آسان است.

فراموش کردن همه فداکاری هایی که دیگران انجام داده اند ، آسان است تا شما را به آنجا برسانید.

به راحتی می توان خود را برتر از سایر افراد دانست.

تمام پل های خود را بسوزانید و هیچ ارتباطی از انسان باقی نماند. در آن غار داخلی انزوا ، شما ذهن و هویت خود را از دست می دهید ، و به فردی تبدیل می شوید که هرگز قصد آن نبودید.

تواضع ، قدردانی ، و شناخت نعمت های شما موفقیت شما را از منظر مناسب حفظ می کند. بدون کمک افراد بی شماری نمی توانستید آنچه را که می توانستید انجام دهید. شما بسیار خوش شانس هستید که می توانید در روشی که دارید مشارکت کنید.

10. اگر برای انجام کاری به مجوز نیاز دارید ، احتمالاً نباید این کار را انجام دهید

پدر و مادر من یک سرمایه گذار در املاک و مستغلات بسیار موفق است. در طول حرفه خود ، صدها نفر از او پرسیده اند که آیا "باید به املاک و مستغلات بروند". او به همه آنها همان چیز را می گوید: آنها نباید این کار را انجام دهند. در حقیقت ، او در واقع سعی می کند بیشتر آنها را از آن صحبت کند. و در بیشتر موارد ، او موفق می شود.

چرا او باید این کار را بکند؟

پدر و مادرم به من گفت: "كسانی كه می خواهند موفق شوند ، بدون در نظر گرفتن آنچه می گویند ، این كار را خواهند كرد."

من افراد زیادی را می شناسم که هر کاری را برای افراد دیگر انجام می دهند را تعقیب می کنند. آنها هرگز واقعاً تصمیم نمی گیرند که چه کاری می خواهند انجام دهند ، و سرانجام از یک چیز به چیز دیگر پرش می کنند - تلاش می کنند طلای سریع بزنند. و به طور مکرر ، آنها متوقف می شوند که تنها چند پا از طلا را پس از استعفا دادن نقطه بی ثمر کنند.

هیچ کس به شما اجازه زندگی رویاهای خود را نمی دهد. همانطور که رایان تعطیلات در راه مانع گفته است ، "به دنبال فرشتگان نباشید و به دنبال زوایای خود باشید." به جای اینکه به چیز خارجی امیدوار باشید تا شرایط شما را تغییر دهد ، از نظر ذهنی خود و اوضاع خود را تغییر دهید.

"وقتی نحوه مشاهده چیزها را تغییر می دهید ، چیزهایی که می بینید تغییر می کنند." - وین دایر

شما کافی هستید

شما می توانید هر کاری را که می خواهید انجام دهید انجام دهید.

تصمیم بگیرید و آنچه دیگران راجع به آن می گویند یا فراموش می کنند فراموش کنید.

11. شما به همان اندازه پول می خواهید که می خواهید کسب کنید

اکثر مردم "می گویند" می خواهند موفق باشند. اما اگر واقعاً می خواستند ، موفق می شدند.

من به مردم می گفتم ، "ای کاش پیانو بازی می کردم." سپس کسی گفت ، "نه شما نمی کنید. اگر این کار را کردید ، زمان تمرین را می کردید. " من از آنجایی که او درست گفته بود ، متوقف شدم.

زندگی مسئله ای در اولویت و تصمیم گیری است. و وقتی پول می آید - در یک اقتصاد بازار آزاد - می توانید به همان اندازه که بخواهید درآمد کسب کنید. سوال اینجاست که واقعاً چقدر می خواهید درآمد کسب کنید؟

به جای این که روز به روز و سال به سال در رسانه های اجتماعی مشغول کار باشید ، می توانید هر روز ساعت یا دو ساعت برای ساختن چیزی ارزشمند صرف کنید - مانند خودتان.

در کتاب Think and Grow Rich ، ناپلئون هیل از خوانندگان دعوت می کند که روی یک تکه کاغذ مبلغ پولی را که می خواهند بسازند بنویسند و جدول زمانی را روی آن بنویسند. این عمل تنها شما را به فکر می اندازد که به شیوه های جدید فکر کنید و برای ایجاد آینده خواسته خود عمل کنید.

برای مثال ، علی رغم بزرگ شدن چنان ضعیف که مدتی خانواده اش در ون فولکس واگن خود در چمن یک بستگان زندگی می کردند ، جیم کری به آینده خود اعتقاد داشت. هر شب در اواخر دهه 1980 ، کری در بالای تپه بزرگی قرار می گرفت که به لس آنجلس نگاه می کرد و کارگردانانی را که ارزش کارهای او را داشتند ارزیابی می کرد. در آن زمان ، او طنز جوان متلاشی و مبارز بود.

یک شب در سال 1990 ، در حالی که به لس آنجلس نگاه می کرد و رویای آینده اش را می خوابید ، کری خود را به مبلغ 10 میلیون دلار چک نوشت و در خط نشانه "خدمات ارائه شده برای خدمات ارائه شده" قرار داد. او چک را برای شکرگذاری 1995 قرار داد و آن را در کیف پول خود گرفت. به خودش پنج سال داد. و درست قبل از شکرگذاری سال 1995 ، او 10 میلیون دلار برای Dumb و Dumber پرداخت کرده است.

12. چشم انداز شما در مورد چه کسی می خواهید بزرگترین دارایی شما باشد

"بالاترین و عالی ترین دید ممکن برای زندگی خود ایجاد کنید ، زیرا شما به آن چیزی تبدیل می شوید که به آن اعتقاد دارید." - اپرا وینفری

مهم نیست که الان کجا هستید ، می توانید آینده ای را که می خواهید داشته باشید. اما یک چیز برای یقین است ، آنچه شما کاشت می کنید باید برداشت کنید. بنابراین ، لطفا با قصد کاشت کنید. خلقت ذهنی همیشه مقدم بر ایجاد جسمی است. طرحی که شما در ذهن خود طراحی می کنید ، به زندگی ای تبدیل می شود که می سازید.

نگذارید جامعه به شما بگوید خانه شما چگونه باید به نظر برسد. شما یک هنرمند و خالق هستید. زندگی شما می تواند دقیقاً همانطور باشد که شما می خواهید ، خواه از طرف دیگران "عمارت" در نظر گرفته شود. خانه جایی است که قلب شما قرار دارد.

13. چه کسی هستید آنچه را که می توانید تعیین کنید

مثالی از یک والد ثروتمند وجود دارد که از دادن وراثت به فرزندان بی خرد خود دریغ کرده است ، بدون شک دانستن اینکه این امر بی گناه خواهد بود. والدین به کودک گفتند:

"تمام آنچه که من می خواهم به شما بدهم - نه تنها ثروت من بلکه موقعیت و جایگاه من در بین مردان است. آنچه من دارم به راحتی می توانم به شما بدهم ، اما آنچه را که شما هستم باید برای خودتان بدست آورید. شما می توانید با آموختن آنچه آموخته ام و با زندگی همانطور که زندگی کرده ام به ارث خود واجد شرایط باشید. من قوانين و اصولي را كه به موجب آن خرد و قدم خود را به دست آورده ام به شما خواهم داد. به عنوان مثال پیروی کنید ، همانطور که من تسلط داشته ام ، و شما همانطور که هستم می شوید ، و تمام آنچه که دارم ، مال شما خواهد بود. "

عبور از حرکات کافی نیست. یک لیست چک از کارهایی که باید برای موفقیت داشته باشید وجود ندارد. شما باید اساساً افرادی را که قرار است در یک سطح بالاتر زندگی کنید ، تغییر دهید. شما باید از انجام به هستی بروید - به طوری که آنچه انجام می دهید بازتاب این است که شما چه کسی هستید و چه کسی می شوید. هنگامی که این تغییر را تجربه کردید ، موفقیت طبیعی خواهد بود.

وی گفت: "بعد از اینکه میلیونر شد ، می توانید تمام پول خود را پس بدهید چون مهم نیست میلیون دلار نیست. مهم این است که شخصی که شما در حال تبدیل شدن به میلیونر هستید. " - جیم روون

14. کسب درآمد اخلاقی است

"برای بهتر یا بدتر ، انسان ها كل نگر هستند. حتی بدن انسان در هنگام هماهنگی جنبه های روحی و جسمی خود بهترین کار را می کند ... بدن افراد وقتی بهترین عملکرد را دارند که مغز آنها با برنامه حرکت کند بهتر عمل می کند. انرژی و تلاش های خود را برانید. " - خاخام دانیل لاپین

من بسیاری از افراد را می شناسم که واقعاً اعتقاد دارند کسب درآمد غیراخلاقی است و افرادی که پول دارند شر هستند. آنها معتقدند کسانی که به دنبال سود هستند ، افراد ضعیف تر از آنها را مجبور به خرید محصولات خود می کنند.

پول شر نیست بلکه بی طرف است. این نمادی از ارزش درک شده است.

اگر من یک جفت کفش به قیمت 20 دلار بفروشم و کسی تصمیم بگیرد که آنها را بخرد ، آنها این کفش را که ارزش آن بیش از 20 دلار است ، می دانند و یا آنها را خریداری نمی کنند. من مجبور نیستم که کفش هایم را بخرم. این انتخاب آنهاست. بنابراین ، مبادله ارزش برنده و مبتنی بر ادراک است. ارزش ذهنی است! اگر به همین شخص 20 دلار برای کفشهایی که تازه خریداری کرده بودند پیشنهاد می دهید ، احتمالاً آنها را نمی فروشید. آنها می بینند که آنها بیش از 20 دلار ارزش دارند. اما اگر 30 دلار پیشنهاد دهید چه می کنید؟ آنها هنوز هم نمی توانند آنها را بفروشند.

هیچ قیمت "صحیحی" برای کالاها و خدمات وجود ندارد. قیمت صحیح ، ارزش درک شده از مشتری است. اگر قیمت خیلی بالا باشد ، مشتری پول خود را برای آن مبادله نمی کند.

ما بسیار خوش شانس هستیم که در یک جامعه با یک سیستم پول زندگی می کنیم. این امکان را به ما می دهد تا وام ، قرض و اهرم بگیریم. توانایی ما برای مقیاس دادن به کار ما در یک سیستم متوقف و تجارت بسیار محدود خواهد بود.

کسب درآمد یک پیگیری کاملاً اخلاقی است که با صداقت و صداقت انجام شود. در واقع ، اگر نسبت به کاری که انجام می دهید احساس اخلاقی نمی کنید ، احتمالاً باید شغل خود را تغییر دهید.

هنگامی که به ارزش ارزشی که به شما ارائه می دهید اعتقاد دارید که با ارائه نکردن خدمات خود به آنها ، دچار بی حوصلگی می شوید ، در پی ایجاد ارزش عظیم هستید. کار ما باید بازتابی از ما باشد. همیشه انتخاب آنها این است که آیا آنها ارزش آنچه را که ما ارائه می دهیم درک می کنند یا نه.

15. تقریباً همه چیز در زندگی یک حواس پرتی است

"شما نمی توانید بیش از حد اهمیت همه چیز را نادیده بگیرید." - گرگ مک کیون

تقریباً همه چیز حواس پرتی است از آنچه که واقعاً مهم است. شما واقعاً نمی توانید برچسب قیمت را در موارد خاص قرار دهید. آنها فراتر از یک ارزش خاص برای شما هستند. شما می خواهید همه چیز ، حتی زندگی خود را برای این چیزها تسلیم کنید.

روابط و ارزشهای شخصی شما دارای برچسب قیمت نیست. و شما هرگز نباید چیزی را برای قیمت قیمتی مبادله کنید.

نگه داشتن چیزها در منظر مناسب به شما امکان می دهد همه چیز غیر ضروری را از زندگی خود حذف کنید. این امکان را برای شما فراهم می کند که به سادگی و با تمرکز بر روی لیزر زندگی کنید و از جاده های بن بست که به هیچ کجا منتهی نمی شوند جلوگیری کنید.

16. Focus ضریب هوشی امروز است

ما در پریشان ترین دوره تاریخ بشر زندگی می کنیم. اینترنت شمشیر دو لبه است. مانند پول ، اینترنت خنثی است - و براساس چه کسی از آن استفاده می کند می تواند برای خوب یا بد استفاده شود.

متأسفانه ، اکثر ما به اندازه کافی مسئول اینترنت نیستیم. ما هر روز ساعت ها را خاموش می کنیم و خیره به صفحه می مانیم. هزاره ها به ویژه مستعد حواس پرتی ها در اینترنت هستند ، اما امروزه همه مستعد هستند.

محدوده توجه ما تقریباً به هیچ وجه کاهش نیافته است. قدرت اراده ما غفلت کرده است. ما عادات بسیار بدی ایجاد کرده ایم که اغلب به معکوس نیاز به اقدامات معکوس دارند.

شواهد علمی در حال رشد وجود دارد که نشان می دهد اینترنت - با حواس پرتی و وقفه های مداوم - ما را به متفکران پراکنده و سطحی تبدیل می کند. یكی از بزرگترین چالش های پریشانی مداوم این است كه به جای تفكر "عمیق" منجر به "كم عمق" می شود و تفكر كم عمق منجر به زندگی كم عمق می شود. سنکا فیلسوف رومی شاید 2000 سال پیش آن را به بهترین وجه معرفی کرده است: "بودن در همه جا بودن جایی نیست."

کال نیوپورت در کتاب خود با عنوان Deep Work: Rules for Focused Success در دنیای پریشانی ، "کار عمیق" را از "کار کم عمق" متمایز می کند. کار عمیق استفاده از مهارت های شما برای ایجاد چیزی با ارزش است. به فکر ، انرژی ، زمان و تمرکز نیاز دارد. کار کم عمق همه موارد اداری و لجستیکی است: ایمیل ، جلسات ، تماسها ، گزارش هزینه ها ، و غیره. اکثر مردم به دلیل اولویت کار کم عمق به سمت اهداف خود نمی روند.

وی گفت: "توانایی انجام کارهای عمیق به طور فزاینده ای نادر می شود در همان زمان که در اقتصاد ما بسیار فزاینده می شود. در نتیجه ، معدود افرادی که این مهارت را پرورش می دهند و سپس آن را به عنوان هسته اصلی کار خود قرار می دهند ، شکوفا می شوند. " - کال نیوپورت

17. اگر اهداف شما منطقی هستند ، از شانس انتظار نداشته باشید (یا موارد مشابه)

وی گفت: "شما باید فراتر از آنچه توانایی دارید هدف داشته باشید. شما باید نسبت به جایی که توانایی های شما به پایان می رسد ، بی توجهی کامل ایجاد کنید. اگر فکر می کنید قادر به کار برای بهترین شرکت در حوزه آن نیستید ، این هدف را انجام دهید. اگر فکر می کنید نمی توانید در جلد مجله تایم قرار داشته باشید ، تجارت خود را در آنجا قرار دهید. دیدگاه خود را در مورد مکان واقعیت بدست آورید. هیچ چیز غیر ممکن نیست." - پل آردن

اهداف بیشتر افراد کاملاً منطقی است. آنها به تخیل زیادی احتیاج ندارند. آنها مطمئناً به ایمان ، شانس ، جادو یا معجزه نیاز ندارند.

شخصاً ، من معتقدم که چقدر افراد شکاک و سکولار بدگمان می شوند ، ناراحت است. من از داشتن ایمان به معنوی لذت بسیار می بینم. این زمینه را برای زندگی و معنای رشد شخصی فراهم می کند. ایمان به من اجازه می دهد تا آنچه را دیگران غیرقانونی می نامم ، مانند راه رفتن بر روی آب و فراتر از مرگ ، دنبال کنم. راستی ، با خدا همه چیز ممکن است. هیچ چیزی برای ترس وجود ندارد.

18. به دنبال ستایش نباشید. نقد را جستجو کنید.

به عنوان یک فرهنگ ، ما آنقدر شکننده شده ایم که باید بازخورد صادقانه را با 20 تعارف ترکیب کنیم. و هنگامی که بازخورد می گیریم ، تمام تلاش خود را برای رد این کار می کنیم. روانشناسان این تعصب را تأیید می کنند - تمایل به جستجوی ، تفسیر ، نفع و به یاد آوردن اطلاعاتی که عقاید خودمان را تأیید می کند در حالی که توجه بیش از حد به گزینه های جایگزین می پردازد.

تحسین آسان است وقتی از خانواده و دوستان خود می خواهید که دقیقاً آنچه را که می خواهید بشنوید به شما بگویند. اگر به دنبال انتقاد باشید به جای جستجوی تمجید ، کار شما بهتر خواهد شد.

چگونه می تواند این بهتر باشد؟

شما می دانید که کار شما دارای شایستگی است وقتی کسی به اندازه کافی اهمیت می دهد تا یک انتقاد ناخواسته را ارائه دهد. اگر چیزی قابل توجه باشد ، نفرت انگیز وجود خواهد داشت. همانطور که رابین شارما ، نویسنده کتاب راهبی که فراری خود را فروخته است ، گفته است: "نفرت ها بزرگی را تأیید می کنند." وقتی واقعاً شروع به نمایش کنید ، نفرتها از طرف شما مرعوب می شوند. شما به جای اینکه انعکاس کارهایی را که می توانند انجام دهند ، به منعکس کننده کارهایی که انجام نمی دهند تبدیل می شوید.

19- جهانیان به اهداكنندگان می پردازند و از Takers می گیرند

از منظر کمبود ، کمک به دیگران به شما صدمه می زند زیرا دیگر این مزیت را ندارید. این چشم انداز جهان را به عنوان پای غول پیکر می بیند. هر قطعه پای شما این است که پای من نیست. بنابراین برای اینکه شما بتوانید پیروز شوید ، باید از دست بدهم.

از منظر فراوانی ، نه تنها یک پای ، بلکه تعداد بیکران پایها نیز وجود دارد. اگر شما می خواهید بیشتر ، شما بیشتر. بنابراین ، کمک به دیگران در واقع به شما کمک می کند زیرا این سیستم را در کل بهتر می کند. همچنین باعث ایجاد روابط و اعتماد و اطمینان می شود.

من یک دوست دارم ، نات ، که در شرکت سرمایه گذاری املاک و مستغلات که در آن کار می کند ، کارهای واقعی و خلاقانه ای را انجام می دهد. او از استراتژی هایی استفاده می کند که هیچ کس دیگری از آن استفاده نمی کند. و او آن را می کشد. او به من گفت كه نگه داشتن راهبردهای خود را راز است. زیرا اگر دیگران از آنها اطلاع داشته باشند ، از آنها استفاده می کردند و این بدان معنی است که تعداد کمتر منجر به او می شود.

اما پس از آن برعکس عمل کرد. او به همه افراد شرکت خود درمورد آنچه انجام می داد گفت. او حتی تنهایی از پیشروهای خود را نیز دور کرده است! این قبلاً در شرکت او دیده نشده است.

اما نیت می داند که وقتی این استراتژی دیگر عملی نشود ، می تواند راه دیگری را ارائه دهد. و این چیزی است که همه چیز در مورد رهبری و نوآوری است. و مردم آمده اند که به او اعتماد کنند. در واقع ، آنها برای توسعه بهترین استراتژی ها به او تکیه کرده اند.

Nate برای خودش و چند نفر دیگر کیک درست می کند. و بله ، او همچنین در شرکت خود پرفروش ترین و پر درآمد ترین شرکت است. دلیلش این است که او بیشترین بهره را می برد و از ایده ها ، منابع یا اطلاعات خود متناسب نیست.

20. چیزی را بخواهید که قبلاً وجود داشته باشد

بسیاری از کارآفرینان محصولات را برای "خارش خارش خود" طراحی می کنند. در واقع ، اینگونه حل می شود که مشکلات زیادی حل می شود. شما سختی را تجربه می کنید و یک راه حل ایجاد می کنید.

نوازندگان و هنرمندان به همان روش به کارشان نزدیک می شوند. آنها موسیقی ایجاد می کنند که می خواهند به آن گوش دهند ، نقاشی را که می خواهند ببینند ، بکشند و کتاب هایی را که می خواستند بنویسند ، بنویسند. اینگونه است که من شخصاً به کارم نزدیک می شوم. من خودم می خواهم مقالاتی بنویسم.

کار شما قبل از هر چیز باید با خود طنین انداز باشد. اگر از محصول کار خود لذت نمی برید ، چگونه می توانید افراد دیگری را انتظار داشته باشید؟

21. به دنبال فرصت بعدی نباشید

مشتری کامل ، فرصت عالی و شرایط عالی تقریباً هرگز اتفاق نمی افتد. به جای اینکه آرزوها چیزهای دیگری باشد ، چرا در مقابل خود چیزی پرورش ندهید؟

به جای انتظار برای فرصت بعدی ، فرصتی است که در دستان شماست. گفت: روش دیگر ، چمن سبزتر است که در آن آب می کنید.

من می بینم که بسیاری از افراد ازدواج می کنند زیرا آنها معتقدند که روابط بهتر در آنجا "خارج" است. در بیشتر موارد ، این افراد روابط جدیدی را شروع می کنند و به همان روشی که روابط قبلی به پایان رسید ، به آنها پایان می دهند. مشکل شرایط شما نیست. مشکل شما است. شما همسن خود را پیدا نمی کنید ، شما با همت و سخت کوشی روحانی خود را ایجاد می کنید.

همانطور که جیم روون گفت ، "آرزو نمی کنید که این آسان تر بود ، ای کاش بهتر می شد. آرزو نکنید برای مشکلات کمتری ، آرزو کنید برای مهارت های بیشتر. آرزوی چالش کمتری ندارید ، آرزوی خردمندی بیشتری دارید. "

22. منتظر بمانید

اگر هدف خود را هر روز وقت نگذارید تا پیشرفت و پیشرفت کنید - بدون تردید ، وقت شما در خلاء زندگی های شلوغ و پر ازدحام ما گم می شود. قبل از اینکه آن را بدانید ، پیر و پژمرده خواهید شد - نمی دانید که تمام آن زمان کجا رفته است.

همانطور که مریدیت ویلسون گفته است: "شما به اندازه کافی فردا جمع می کنید ، و می یابید که چیزی جز روزهای خالی بسیاری از روزهای گذشته باقی نمی ماند."

من چند سال صبر کردم تا فعالانه شروع به نوشتن کنم. منتظر لحظه ای مناسب بودم که وقت ، پول و هر چیز دیگری که فکر می کردم به آن نیاز دارم ، کافی داشته باشم. من منتظر بودم تا اینکه به نوعی واجد شرایط شوم یا مجوز انجام کارهایی را که می خواستم انجام دهم.

اما شما هرگز از پیش واجد شرایط نیستید. هیچ مدرکی برای "زندگی رویاهای خود" وجود ندارد. شما با نشان دادن و کار کردن ، خود را واجد شرایط می کنید. با تصمیم گیری مجوز دریافت می کنید.

زندگی کوتاه است.

برای کاری که امروز می توانستید انجام دهید صبر نکنید. خود آینده شما یا از شما تشکر خواهد کرد یا شرم آور از شما دفاع خواهد کرد.

23. خیلی زود انتشار ندهید

در سن 22 سالگی ، تونی هسیه (مدیرعامل Zappos.com) که فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد است. هنگامی که تونی 23 ساله بود ، شش ماه پس از شروع Linkexchange ، به او یک میلیون دلار برای این شرکت پیشنهاد شد. این برای تونی شگفت انگیز بود زیرا کمتر از یک سال قبل ، او را وادار کرد تا در اوراکل کار کند و 40K در سال کار کند.

وی پس از تفکر و بحث و گفتگو با شریک زندگی خود ، این پیشنهاد را رد کرد که معتقد است می تواند به ساخت Linkexchange به چیز بزرگتری ادامه دهد. عشق واقعی او در ساخت و آفرینش است. یک حرفه ای واقعی حقوق می گیرد اما برای پول کار نمی کند. یک حرفه ای واقعی برای عشق کار می کند.

پنج ماه بعد ، به جسی یانگ ، بنیانگذار یاهو 20 میلیون دلار به هسی پیشنهاد شد. این تونی را منفجر کرد. اولین فکر او این بود: "خوشحالم که پنج ماه پیش فروش نکردم!" با این حال ، او خونسردی خود را حفظ کرد و چند روز خواست تا این پیشنهاد را در نظر بگیرد. او این تصمیم را طبق شرایط خود می گرفت.

او در مورد همه کارهایی که انجام می داد اگر تمام این پول را داشته باشد ، فکر می کرد و می دانست که هرگز مجبور نیست روز دیگری در زندگی خود کار کند. پس از تأمل ، او فقط می تواند لیستی از موارد کوچک مورد نظر خود را تدوین کند:

  • یک ساندویچ
  • تلویزیون و سینمای خانگی داخلی
  • توانایی رفتن در تعطیلات آخر هفته هر زمان که او می خواست
  • یک رایانه جدید
  • برای راه اندازی یک شرکت دیگر زیرا او عاشق ایده ساخت و رشد چیزی است.

همین بود

اشتیاق و انگیزه او در داشتن چیزهایی نبود. او به این نتیجه رسید که از قبل می تواند یک تلویزیون ، یک کامپیوتر جدید را در اختیار داشته باشد و می تواند هر زمان که می خواست ، تعطیلات آخر هفته را پشت سر بگذارد. او تنها 23 سال سن داشت ، بنابراین وی تعیین کرد که می تواند منتظر بماند. چرا او فقط Linkexchange را برای ساخت و رشد یک شرکت دیگر به فروش می رساند؟

یک سال پس از آن که تونی پیشنهاد 20 میلیون دلاری را رد کرد ، Linkexchange منفجر شد. بیش از 100 کارمند وجود داشتند. تجارت رونق داشت. با این حال ، هسیه دیگر از بودن در آنجا لذت نمی برد. فرهنگ و سیاست در روند رشد سریع ظریف تغییر کرده بودند. Linkexchange دیگر Hsieh و گروهی از دوستان نزدیک نبودند تا چیزی را که دوست داشتند بسازند. آنها عده زیادی از افراد را با عجله استخدام کرده بودند که همان بینش و انگیزه های خود را نداشتند. بسیاری از کارمندان جدید به Linkexchange یا ساختن چیزی که دوست داشتند اهمیتی نمی دهند. در عوض ، آنها فقط می خواستند سریع ثروتمند شوند - کاملاً خود علاقه مند.

بنابراین وی تصمیم گرفت شرکت را به شرط فروش خود بفروشد. مایکروسافت هنگامی که هسیه 25 ساله بود ، Linkexchange را برای 265 میلیون دلار خریداری کرد.

مفهوم مشابهی در گفتگویی که من حدود یک سال پیش با جف گینز ، نویسنده پرفروش هنر هنر انجام دادم ، پدید آمد. من از راهنمایی های وی در مورد انتشار کتابی که می خواهم بنویسم پرسیدم و او گفت: "صبر کنید. اسلحه را روی این پرش نکنید. من خودم این اشتباه را کردم. اگر یک یا دو سال صبر کنید ، یک پیشرفت 10 برابر بزرگتر خواهید داشت که مسیر کل حرفه شما را تغییر خواهد داد. "

در اینجا نحوه عملکرد آن آمده است. با داشتن مشترکین ایمیل 20K ، یک نویسنده می تواند در حدود 20-40K دلار پیشبرد کتاب را دریافت کند. اما با مشترکین ایمیل 100-200K ، یک نویسنده می تواند در حدود 150 تا 500 دلار کتاب پیش فروش کند. یک یا دو سال صبر کنید و مسیر حرفه (و زندگی) خود را تغییر دهید.

این در مورد تعلل نیست. این در مورد استراتژی است. زمان بندی - حتی چند ثانیه - می تواند کل زندگی شما را تغییر دهد.

24. اگر نمی توانید یک مشکل را حل کنید ، به این دلیل است که شما طبق قوانین بازی می کنید

"هیچ چیز نشانه ای خاص از جنون نیست از انجام همان کارها بارها و بارها است و انتظار می رود نتایج متفاوت باشد." - آلبرت انیشتین

کنوانسیون جایی است که ما در آن هستیم. شکستن کنوانسیون همانگونه است که ما تکامل می یابیم که به شکست غم انگیز نیاز دارد.

اگر نتوانید 10،000 بار خراب کنید ، هرگز لامپ خود را اختراع نمی کنید. همانطور که ست گودین گفته است ، "اگر بیش از شما شکست بخورم ، برنده می شوم."

عدم موفقیت چیزی است که باید از آن تقدیر و ستایش شود. عدم موفقیت بازخورد است. شکست پیش می رود. این تلاش آگاهانه و به کار رفته در قبال کاری است که قبلاً انجام نداده اید. باورنکردنیه.

"کسی که اشتباه نکند بعید است که کاری انجام دهد." - پل آردن

25. نحوه تنظیم بازی مهمتر از خود بازی است

"مردم ممکن است تمام زندگی خود را صرف صعود از نردبان موفقیت کنند ، تنها پس از رسیدن به بالای صفحه ، این نردبان درحال امتداد دیوار صحیح است." - توماس مرتون

خیلی از افراد در حال بازی اشتباه هستند - یک بازی باخت از ابتدا - و مانند جهنم صدمه می بیند. اینگونه است که شما زندگی خود را خراب می کنید حتی بدون آنکه بدانید.

مهمتر از بازی کردن "بازی" نحوه تنظیم بازی است. نحوه تنظیم بازی ، نحوه بازی را تعیین می کند. و بهتر است ابتدا برنده شوید ، سپس بازی کنید.

این چطوری کار میکنه؟

از انتها شروع کنید و به عقب کار کنید. به جای فکر کردن در مورد آنچه قابل قبول است ، یا آنچه انتظار می رود ، یا چه چیزی معقول است - از آنچه می خواهید شروع کنید. یا همانطور که کووی آن را در 7 عادت بیان کرده است ، "از پایان به وضوح در ذهن بیاندازید." بعد از اینکه میخ آن رفت ، رفتارهای روزانه ، هفتگی ، ماهانه و سالانه را امتحان کنید که این امر را تسهیل می کند.

جیم کری خودش را چک 10 میلیون دلاری نوشت. سپس او تصمیم گرفت تا آن را بدست آورد. او ابتدا بازی را برد ، سپس بازی کرد. بنابراین می توانید

26. از موقعیت شما استفاده کنید

مهم نیست که برنده های شما در این راه چقدر اندک است ، اما موقعیت خود را اهرم کنید!

دیپلم دبیرستان داری؟ موقعیت خود را اهرم کنید!

شما یک پسر را می شناسید که یک پسر را می شناسد که یک پسر را می شناسد؟ موقعیت خود را اهرم کنید!

مقاله ای را در برخی از وبلاگ های ناشناخته دریافت می کنید؟ موقعیت خود را اهرم کنید!

شما 100 دلار دارید؟ موقعیت خود را اهرم کنید!

متأسفانه ، بسیاری از مردم نمی توانند جلوی طرف دیگر حصار را بگیرند. آنها نتوانستند امکانات درخشان را که در حال حاضر در دسترس است ، تحقق بخشند. این مباشرت بد است.

افرادی وجود دارند که شما می دانید اطلاعات مورد نیاز شما را دارند.

افرادی هستند که شما از قبل می شناسید که می توانید از آنها سرمایه استفاده کنید.

افرادی هستند که شما از قبل می شناسید و می توانند شما را با افرادی که باید آنها را بشناسید متصل کنید.

به جای این که بخواهید بیشتر بخواهید ، از آنچه در گذشته استفاده کرده اید ، چگونه استفاده می کنید؟ تا زمان انجام این کار ، بیشتر به شما کمک نمی کند. در واقع ، این فقط به شما صدمه می زند تا زمانی که یاد بگیرید که برای خودتان درآمد کسب کنید. آسان است که دیگران بخواهند این کار را برای شما انجام دهند. اما موفقیت واقعی وقتی حاصل می شود که شما مالکیت زندگی خود را به دست بگیرید. هیچ کس بیشتر از موفقیت شما (یا سلامتی ، یا روابط یا زمان) شما اهمیت نمی دهد.

موقعیت فعلی شما با فرصت فراوان رسیده است. از آن استفاده کنید هنگامی که یک اینچ موقعیت دیگر را بدست آورید ، آن را برای تمام ارزش خود به کار بگیرید. بیشتر آرزو نمی کنید. کاش بهتر بودی و به زودی ، خود را در موقعیت های باورنکردنی و همکاری با قهرمانان خود خواهید یافت.

موفقیت بر اساس انتخاب است.

موفقیت مبتنی بر داشتن و حفظ انگیزه ای است که برای آن تلاش می کنید. این به این باور است که دیگران ممکن است خیالی بنامند. این امر بر اساس اعمال موقعیت شما و حفظ حرکت در هر قدمی که برمی دارید ، بنا شده است.

27. کار شما باید یک اجرا باشد

نکته جالب در مورد شعر این است که برای بیشتر شاعران ، چگونگی اجرای اشعار آنها همانقدر مهم است - اگر مهم نیست - از آنچه در واقع گفته می شود.

به طور مشابه ، هنگامی که به یک رویداد می روید یا یک سخنرانی را می شنوید ، معمولاً قصد دارید بلندگو را ببینید ، نه آنچه آنها برای گفتن می شنوید را بشنوید. شما از قبل می دانید که آنها چه چیزی برای گفتن دارند.

مهم نیست که در کدام نوع کار هستید ، اگر آن را به عنوان یک فرم هنری ببینید ، بهتر دریافت می شود. شما برای یک مخاطب اجرا می کنید. آنها شما را به همان اندازه که می خواهند کار شما را می خواهند - اغلب بیشتر - می خواهند.

28. شما تصمیم می گیرید که چگونه کار کند

رایان تعطیلات ، نویسنده کتاب "The Obstacle the Way" ، آنچه را او "لحظه" می نامد ، توضیح می دهد که هر خلاق ماهر آن را تجربه کرده است. "لحظه" ، زمانی است که چشمان شما به مکانیک و پشت صحنه هنر و صنعت شما باز می شود.

تا زمانی که این لحظه را نداشته باشید ، همه چیز برای شما جادویی به نظر می رسد. شما تصوری ندارید که چگونه مردم آنچه را می آفریند ، ایجاد می کنند. بعد از این لحظه ، متوجه می شوید که همه چیز توسط شخصی انجام می شود که عمداً یک تجربه خاص را ایجاد می کند.

اخیراً من Lord of the Rings را تماشا می کردم و به من سپرده می شد که اگر آنها به کارگردانی پیتر جکسون ساخته نشوند ، آن فیلم ها کاملاً متفاوت خواهند بود. کاملا متفاوت!

هر شات ، هر مجموعه ، نورپردازی ، لباس ، نحوه کاراکترها و مناظر به نظر می رسد و کل فیلم چگونه احساس می شود و به تصویر کشیده می شود. براساس تجربه‌ای که یک کارگردان متفاوت در تلاش برای خلق آن بود ، همه چیز به نظر می رسید و احساس کاملاً متفاوت شده است.

بنابراین ، هیچ راه درست و نادرست وجود ندارد. در عوض ، درمورد انجام کارها به روش خود است. تا زمانی که این "لحظه" را تجربه نکنید ، به تلاش صحیح یا بهترین راه برای انجام کارها ادامه خواهید داد. کپی کردن کارهای دیگران را ادامه خواهید داد.

اما اگر پابرجا باشید ، برای کسانی که زمانی بتهای شما بودند ، ناامید می شوید. آنها افرادی درست مثل شما و من هستند. آنها به تازگی تصمیمی گرفته اند تا به روش خود ایجاد کنند.

ایده تقلید بدتر خواهد شد و شما را آزاد می کند تا آنگونه که مناسب می بینید ، ایجاد کنید. شما با صدای خود و کارهای اصلی ظهور می کنید. در مورد چگونگی دریافت کار خود مشکل کمتری خواهید داشت و بیشتر بر ایجاد مطلبی که به آن اعتقاد دارید تمرکز می کنید.

29. پنج دقیقه زمان زیادی است

وقتی پنج دقیقه از خرابی دارید ، چگونه آن زمان را سپری می کنید؟ بیشتر افراد از آن به عنوان بهانه ای برای استراحت یا لجن استفاده می کنند.

هر روز با 5 استراحت 5 دقیقه ای ، روزانه 25 دقیقه تلف می کنیم. این 9125 دقیقه در سال است (25 X 365). متأسفانه ، حدس من این است که ما خیلی بیشتر از این زمان هدر می دهیم.

من یک بار توسط معلم انگلیسی کلاس نهم به من گفته شد که اگر هر بار استراحت بخوانم - حتی اگر استراحت فقط برای یک یا دو دقیقه یا دقیقه باشد - خواندن خیلی بیشتری از آنچه انتظار می رفت داشته باشم. حق با او بود هر وقت کارم را زود تمام کردم یا یک اوقات فراغت داشته باشم ، یک کتاب را انتخاب می کردم و می خواندم.

چگونگی استراحت های دوره ای پنج دقیقه ای ما می گذرد ، یک عامل تعیین کننده برای آنچه در زندگی خود به دست می آوریم است. هر کمی اضافه می شود

چرا می توانیم اتلاف وقت زیادی را توجیه کنیم؟

30. یک دلار پول زیادی دارد

من به تازگی در مادر والدینم با مادر شوهرم خریدم چند کالای فروشی. در حالی که ما در ایست بازرسی بودیم ، من یک مورد را به او اشاره کردم که فکر کردم جالب است (صادقانه نمی توانم آن را فراموش کنم).

چیزی که برای من جذاب بود این است که او گفت ، "یک دلار. پول زیادیه!"

چرا این موضوع من را شگفت زده کرد که قوانین داخلی من کمبود پول ندارند. در حقیقت ، این اتفاق در حالی رخ داد که ما در یک سفر خانوادگی (30+ نفر) در دنیای دیزنی بودیم - کل هزینه توسط آنها پرداخت می شود.

فهمیدن ارزش یک دلار همان ارزش رسیدن به ارزش زمان است. خرج کردن یک دلار بدون فکر ممکن است خیلی به نظر نرسد ، اما در واقع اینگونه است. این هزینه بیهوده و متشکل در مدت زمان کافی می تواند میلیون ها دلار باشد. همچنین نشان دهنده عدم توجه به جزئیات است ، جایی که در آن هنر و ارزش واقعی نهفته است.

علاوه بر این ، بیشتر میلیونرها "خود ساخته" هستند ، 80 درصد آنها ثروتمند نسل اول و 75 درصد خود اشتغالی هستند. عدم پرداخت حقوق ساعتی باعث می شود مسئولیت هر دقیقه و هر دلار مسئولیت بیشتری را بر عهده بگیرید. در نتیجه ، اکثریت عظیمی از میلیونرها با پول خود بسیار ناخوشایند هستند - یا حداقل بسیار ذهن آگاه هستند.

31. بازنشستگی هرگز نباید هدف باشد

"بازنشستگی به معنای مردن است." - پابلو کاسال

قدرتمندترین راه برای سوراخ کردن فرد در صورت ، هدف قرار دادن پا در پشت صورت آنها است. به این ترتیب ، هنگام برقراری ارتباط ، شما از قدرت و قدرت کامل برخوردار هستید. اگر فقط به خودی خود چهره را هدف قرار دهید ، تا زمانی که به آن برسید ، کاهش سرعت را آغاز کرده اید. بنابراین ، پانچ شما به اندازه پیش بینی شده شما قدرتمند نخواهد بود.

بازنشستگی به همین روش است.

بیشتر افرادی که برای بازنشستگی برنامه ریزی می کنند ، از دهه 40 و 50 شروع به کندی می کنند. بخش غم انگیز این است که ، به عنوان موجودات مبتنی بر حرکت ، هنگامی که شروع به کند شدن می کنید ، فرآیند پوسیدگی سخت و معکوس را آغاز می کنید.

تحقیقات نشان داده است که بازنشستگی اغلب:

  • دشواری تحرک و فعالیتهای روزانه را افزایش می دهد
  • احتمال ابتلا به بیماری را افزایش می دهد
  • و سلامت روان را کاهش می دهد

اما بازنشستگی پدیده قرن بیستم است. و در واقع ، مبانی اساسی این مفهوم منسوخ ، در جامعه مدرن و آینده معنی چندانی ندارد.

به عنوان مثال ، به دلیل پیشرفت در مراقبت های بهداشتی ، 65 سال سن دیگر در نظر گرفته نمی شود. هنگامی که سیستم تأمین اجتماعی طراحی شد ، برنامه ریزان سن 65 را انتخاب کردند زیرا میانگین عمر آن زمان 63 سال بود. بنابراین ، این سیستم فقط برای کسانی که واقعاً نیازمند بودند ، طراحی شده است ، نه اینکه بتواند فرهنگی ایجاد کند که توسط کار دیگران پشتیبانی شود.

علاوه بر این ، درک اینکه افراد بالای 65 سال نمی توانند کار معناداری ارائه دهند ، دیگر معنی ندارد. بازنشستگی به چیزی تبدیل شد که بیشتر کارها کار دستی بود - اما کار امروز بیشتر دانش بنیان است. و اگر چیزی در جامعه امروز وجود ندارد ، خرد آن ، که مردم در سالهای بعد خود یک عمر پالایش را گذرانده اند.

بازنشستگی هرگز نباید هدف باشد.

ما کاملاً قادر به کار هستیم - تا حدودی - تا آخرین نفس.

پدربزرگ 92 ساله من ، رکس ، خلبان جنگنده ای در جنگ جهانی دوم بود. در پنج سال گذشته ، او سه كتاب نوشته است. او هر شب ساعت 8 شب به رختخواب می رود و هر روز صبح ساعت 4:30 از خواب بیدار می شود. او 2.5 ساعت اول روز خود را صرف تماشای مطالب الهام بخش و آموزشی در تلویزیون می کند. وی سپس ساعت 7 صبح صبحانه می خورد و روز خود را صرف خواندن ، نوشتن ، اتصال و خدمت به افراد می کند و حتی در اطراف خانه پسرش (پدرم) نیز کار بدنی می کند. او حتی با احترام به ایمان خود به اطراف محله خود می رود و از غریبه های تصادفی می پرسد که چگونه می تواند به آنها کمک کند.

من قصد متوقف کردن یا کند شدن ندارم. برخلاف تصور عامه ، انسان ها مانند شراب هستند و با افزایش سن بهتر می شوند.

32. دیروز از امروز مهمتر است

"بهترین زمان برای کاشت یک درخت 20 سال پیش بود. اکنون بهترین زمان دوم است. " - ضرب المثل چینی

شرایط فعلی ما بازتابی از تصمیمات گذشته ما است. اگرچه ما قدرت عظیمی برای تغییر مسیر زندگی ما در اینجا و اکنون داریم ، ما به دلیل گذشته خود در جایی هستیم که هستیم. اگرچه محبوب است که بگوییم گذشته اهمیتی ندارد ، اما این درست نیست.

امروز فردا دیروز است. کاری که امروز انجام می دهیم لحظه های آینده-آینده ما را تقویت یا کاهش می دهد. اما بیشتر مردم کار را تا فردا خاموش می کنند. ما بدون فکر به بدهی می رویم ، ورزش و آموزش را کنار می گذاریم و روابط منفی را توجیه می کنیم. اما در برخی مقطع ، همه چیز جلب توجه می کند. مانند هواپیمای خارج از کشور ، دیگر باید منتظر بمانیم تا طولانی تر و سخت تر اصلاح شود تا بتوانیم دوباره به مسیر خود برگردیم.

زمان کاملاً شگفت انگیز است. ما باید تجربیاتی را که می خواهیم داشته باشیم پیش بینی کنیم - که اغلب لذت بخش تر از خود تجربه ها است. ما باید به تجربیاتی که مدتهاست می خواهیم برسیم. و سپس ما باید این تجربه ها را برای همیشه به یاد بیاوریم و با خود حمل کنیم. گذشته ، حال و آینده منحصر به فرد مهم و لذت بخش هستند.

33. شما پشت "راه" نیستید

در ورزش و سایر اشکال رقابت ، افراد در بازی نزدیک هستند بهترین عملکرد را کسب می کنند. به همین دلیل جادوی بزرگی در پایان بازی هایی مانند لگد های یکپارچه بازیابی شده و درایوهای لمسی 30 ثانیه ای اتفاق می افتد. اما وقتی این مسابقه به طور قطعی به نفع یک حریف انجام می شود ، هیچ یک از طرفین با همان تلاش عمل نمی کنند.

هنگامی که برنده بزرگ می شوید ، راحت و ملایم بودن آن بسیار آسان است. وقتی بزرگ می شوید ، تسلیم می شوید.

متأسفانه ، شما احتمالاً كسانی را كه در صدر میدان خود قرار دارند "در یك لیگ متفاوت" كاملاً درک می كنید. اما اگر این کار را انجام می دهید ، اگر نزدیک تر به نظر می رسید "بازی" را با شدت کمتری انجام می دهید.

وقتی تفکر خود را بالا می برید - و خود را در همان سطح با افراد "بالا" می بینید - به سرعت از سرسری کسانی که قبلاً آنها را غیرقانونی می دانستید ناامید می شوید. آنها فقط مردم هستند از همه مهمتر ، شما شروع به بازی با یک فوریت می کنید که اغلب حتی از آنها پیشی می گیرد.

بازی نزدیک است. بازی نزدیک است.

34. موسیقی که گوش می دهید موفقیت شما در زندگی را تعیین می کند

"بدون موسیقی ، زندگی یک اشتباه خواهد بود" - فردریش نیچه

یک مطالعه نشان داد که نوع موسیقی که به آنها گوش می دهید در نحوه درک چهره های خنثی تأثیر می گذارد. اگر به موسیقی غم انگیز گوش فرا می دهید ، بیشتر احتمال دارد مردم غمگین را تفسیر کنید. با گوش دادن به موسیقی مثبت ، به احتمال زیاد چهره های شاد خواهید دید که بر نحوه تعامل شما با مردم تأثیر می گذارد.

گوش دادن به سطح نویز متوسط ​​، پردازش ذهنی ما را کمی دشوارتر می کند ، که باعث می شود ما از روشهای خلاقانه تر برای حل مسئله استفاده کنیم. هنگامی که آن موسیقی محیطی است ، می توانیم به عمق چاه خلاقیت عصبی عمیق تر شویم.

تحقیقات دیگر نشان داد که ترجیح موسیقی شما نشان دهنده نوع شخصیت شما است. به عنوان مثال ، آنها دریافتند که طرفداران موسیقی کلاسیک تمایل به عزت نفس بالایی دارند ، خلاق ، درونگرا و راحت هستند. و طرفداران نمودار پاپ تمایل به عزت نفس بالایی دارند ، زحمتکش ، برون گرا و ملایم هستند ، اما خلاق نیستند و راحت نیستند.

علم این واقعیت را برجسته می کند که در برخی موارد ، سکوت طلایی نیست. به عنوان مثال ، گوش دادن به موسیقی کلاسیک باعث افزایش توجه بصری بیماران سکته مغزی می شود در حالی که گوش دادن به هیچ وجه توجه را بدتر نکرد. تحقیقات دیگر نشان داد که دوچرخه سواران که به موسیقی گوش می دهند ، هفت درصد اکسیژن کمتری نسبت به کسانی که به هیچ چیزی گوش نمی دهند ، نیاز داشتند. در واقع ، موسیقی به معنای واقعی کلمه می تواند کل انرژی ، احساسات و انگیزه ما را در یک لحظه تغییر دهد. این یک ابزار قدرتمند و زیبا است.

همچنین می توانید از موسیقی به عنوان یک محرک برای عملکرد بهینه استفاده کنید. به عنوان مثال ، مایکل فلپس پیش از هر رویدادی که موسیقی را انجام می داد ، روال خود را انجام می داد. او تنها نیست. بسیاری از ورزشکاران قبل از وقایع از موسیقی برای ایجاد آرامش از فشار و حتی برای بالا رفتن روان خود استفاده می کنند.

فلپس وقتی از مجله تایم در مورد استفاده از موسیقی قبل از مسابقه سؤال شد ، گفت كه این كار او را متمركز نگه داشته و به او كمك كرده است تا "همه چیز را مرتب و مرتب یك قدم كند." وی در پاسخ به سؤال از نوع موسیقی که به او گوش می دهد ، پاسخ داد: "من به هیپ هاپ و رپ گوش می دهم."

جالب اینجاست که تحقیقات نشان داده است که موسیقی با سرعت بالا مانند هیپ هاپ می تواند برانگیختگی و آمادگی قوی ایجاد کند. شواهد دیگر نشان می دهد که مدت زمان طولانی از توقف موسیقی ، شدت واکنش هیجانی می تواند طولانی شود. بنابراین ، در حالی که فلپس در حال شنا در آب است ، او هنوز از هیپ هاپ خود دور می شود.

سرانجام ، تحقیقات نشان داده است كه انواع موسیقیهایی كه ما به آنها گوش می دهیم بر میزان معنویت ما تأثیر می گذارد. این نکته آخر برای من از اهمیت ویژه ای برخوردار است. معنویت هر آنچه را که من انجام می دهم ، از نحوه تعامل با خانواده ، تا چه و چگونه می نویسم ، تا چگونگی توسعه و پیگیری اهدافم ، به شدت تأثیر می گذارد.

آماده به روزرسانی هستید؟

من بلافاصله یک ورق تقلب برای قرار دادن خود در PEAK-STAT ایجاد کرده ام. شما این کار را هر روز دنبال می کنید ، زندگی شما خیلی سریع تغییر خواهد کرد.

ورق تقلب را اینجا بیاورید!