عکس توسط هنری باش در Unsplash

30 رفتارهایی که شما را در سال 2019 غیرقابل توقف می کند

به گفته فیلسوف انگلیسی ، آلن دو بوتون ، "هر کسی که از اینکه در سال گذشته خجالت نکشید احتمالاً به اندازه کافی یاد نمی گیرد."

زندگی شما چقدر متفاوت است ، در حال حاضر ، از جایی که شما 12 ماه پیش بودید؟

اگر کاملاً مشابه باشد ، شما خیلی یاد نگرفتید. یادگیری ، طبیعتاً ، تغییر و تحول است.

برای تغییر و تکامل ، باید مرتباً تجربیات اوج ایجاد کنید - آن لحظاتی که باعث ایجاد هیبت ، قدردانی و تغییر در چگونگی مشاهده خود و جهان می شوند.

آخرین تجربه اوج شما کی بود؟

آخرین باری که عضلات شجاعت خود را اصلاح کردید چه بود؟

آخرین باری که شما چیزی را امتحان کرده اید که ممکن است کار نکند؟

اگر در طول سال 2019 آماده پیشرفت وحشی هستید ، باید برخی از ترفندها را انجام دهید.

این چیزی نیست که از آن ناراحت ، ناراحت و ناامید بمانید. زندگی ذاتاً تجربه یادگیری است.

زندگی زیباست.

شما باید از آن لذت ببرید.

نکته ای که در مورد حرکت جدی در آینده شما بسیار زیباست این است که همزمان ، حافظه خود را نسبت به گذشته تغییر می دهید.

گذشته ، صرف نظر از آنچه در گذشته بوده است - عالی یا ناامیدکننده - هنگامی که در آینده تصمیم می گیرید ، معنای تغییر خواهد کرد.

آینده شما انعطاف پذیر است. گذشته شما نیز منعطف است. آنچه اکنون دارید.

شما باید تصمیم بگیرید که چه کاری انجام خواهید داد. شما تصمیم می گیرید که چگونه زندگی می کنید.

به اطراف نگاه کنید ... هیچ کس جلوی شما را نمی گیرد. آیا می خواهید تغییر ایجاد کنید؟

در اینجا 30 رفتار برای شروع کار آورده شده است:

1. زودتر از خواب بیدار شوید

"شما به احتمال زیاد خودتان را در احساس احساس عمل می کنید تا اینکه خود را در عمل احساس کنید." - دکتر جروم برونر

دکتر استفان کاوی زمانی رهبر صدها مبلغ خدمت را به عهده داشت. یکی از آنها در رابطه خود با دیگران به شدت تلاش کرد. كوى به جاي آنكه تمركز مبلغين را بر روابط خود داشته باشد ، به مبلغين گفت كه زودتر و بطور مداوم از خواب بيدار شوند.

کاوی به این مبلغ گفت: "پیروزی خصوصی همیشه پیروزی عمومی است."

اگر او می توانست کمی زودتر از خواب بیدار شود و اولین چیزهایی را در اولویت قرار دهد ، تعامل او با دیگران تغییر می کند.

اما مبلغ فاقد اعتماد به نفس بود كه می توانست 30 روز زود و بیدار بیدار شود. مانند اکثر مردم ، این مرد جوان در دروغ گفتن به خود خوب بود و شاهد نبوده است که خودش با اهداف و سخنان خودش زندگی کند.

کاوی به او گفت: "با هفت روز شروع کن "میتونی انجامش بدی؟"

"بله ، من می توانم هفت روز انجام دهم."

هفت روز بعد ، مبلغین مانند شخص دیگری به نظر می رسید.

اعتماد به نفس محصول جانبی عملکرد قبلی است. بازنشانی در مورد خودتان احساس نمی کنید.

کمی زودتر از خواب بیدار شوید.

سپس این کار را انجام دهید:

2. آب بیشتری بنوشید

به محض اینکه بیدار شوید صبح ، یک لیوان بزرگ آب بنوشید. نوشیدن آب اولین چیزی که در صبح است در واقع شما را هوشیارتر کرده و شما را از خواب بیدار می کند. بنابراین ، اگر بیدار شوید و سریعاً مانند 20+ اونس آب بنوشید ، خواب آلودگی صبح شما طولانی نخواهد بود.

داشتن آب روی معده خالی به پاکسازی روده بزرگ کمک می کند که به نوبه خود باعث افزایش کارآیی روده در جذب مواد مغذی می شود. همچنین به بیرون زدگی سموم از بدن کمک می کند.

از آنجا که ما مقادیر سالم آب می نوشیم ، خطوط کمر ، پوست سالم تر و مغزهایی با عملکرد بهتر داریم.

3. اهداف خود را پایین ، هر روز صبح بنویسید

"احساس آرزوی خود را برآورده کنید و مسیری را که توجه شما دنبال می شود ، رعایت کنید." - نویل گودارد
https://www.gapingvoid.com/

بعد از اینکه خود را از رختخواب بیرون کشید و یک لیوان بزرگ آب بنوشید ، محلی پیدا کنید تا مجله خود را باز کنید.

اهداف خود را یادداشت کنید.

این کار را هر روز انجام دهید.

این کار را ابتدا صبح ، هر روز انجام دهید و زندگی شما تغییر خواهد کرد.

چطور؟

جهت گیری شما به سمت روز شما نشانگر نحوه نزدیک شدن به روز شما است.

بیشتر افراد به اعتیادهای محیطی و جسمی خود اجازه می دهند تا خود را به سمت الگوهای ناخودآگاه ناسالم سوق دهند ، که هر روز یکبار پخش می شوند.

اولین چیزی که در صبح است ، آنها دوباره به تلفن هوشمند خود مکیده می شوند.

سپس آنها روز خود را طی می کنند ، و تفاوت چندانی با روز گذشته ندارد.

این نه خیلی خلاق است و نه تخیل.

اما هنگامی که روز خود را با نوشتن اهداف و رویاهای خود برای آینده شروع می کنید ، چه اتفاقی می افتد؟

به نظر شما چگونه این رفتار می تواند در تخیل و خلاقیت شما تأثیر بگذارد؟

رئیس جمهور پیشین ایالات متحده ، ابراهیم لینکلن ، یک بار گفت ، "بهترین راه برای پیش بینی آینده ایجاد آن است."

بهترین راه برای ایجاد روز شما شروع به حالت خلاقانه است. برای بیدار شدن در یک حالت خلاق ، باید به خود فضای تأمل کنید.

نوشتن اهداف در کاغذ لازم نیست بیش از 2 دقیقه طول بکشد. اگر در مورد آینده خود جدی هستید ، می توانست و باید بیشتر طول بکشد (مانند 10+).

همانطور که اهداف خود را یادداشت می کنید ، الگوهای ناخودآگاه خود را تغییر می دهید. شما مغز خود را آموزش می دهید تا شروع به جستجوی آنچه می خواهید کنید. همانطور که دن سالیوان گفته است ، "چشمان شما فقط می توانند مغز شما را جستجو کنند."

بیشتر مغز افراد آموزش دیده است که تنبل شوند. آنها فعالانه مغز خود را در جستجوی آنچه می خواهند قرار نداده اند. در نتیجه ، فرصتهای باورنکردنی هر روز غافل از آنها عبور می کند.

اما موارد بیشتری وجود دارد.

وقتی آینده خود را در قالب اهداف نوشتن تجسم می کنید ، به معنای واقعی کلمه مغز و حافظه خود را مجدداً سیم می کنید. در حالی که اهداف خود را می نویسید ، خود را در وضعیت عاطفی برانگیخته قرار دهید. تصور کنید و احساس کنید که دستیابی به این اهداف چیست.

هرچه نوشتن احساساتی تر باشد ، به طور ناخودآگاه تجربه تغییر می کند.

هرچه احساسات برانگیخته تر باشد ، مغز شما باعث ایجاد اتصالات عصبی جدید می شود.

وقتی مغز شما اتصالات عصبی جدید برقرار می کند ، خاطرات و دیدگاه شما در جهان تغییر می کند.

اینگونه است که شما هر روز یک "اوج حالت" ایجاد می کنید. اوج حالت به راحتی احساس خوبی در مورد مکان فعلی شما و داشتن اطمینان کامل و وضوح در جایی که می خواهید احساس می کنید.

اوج حالت شبیه به "تجربه اوج" است ، که در آن احساس ترس و سپاس فراوان از زندگی می کنید. ذهن و مغز شما روزانه گسترش و تغییر می یابد.

چه اتفاقی می افتد اگر روزانه ذهن و مغز شما تغییر کند تا منعکس کننده شخصی باشد که قصد تبدیل شدن به آن را دارید و آینده ای که قصد زندگی خود را دارید؟

این بسیار شگفت انگیز است ، درست است؟

خوب ، پس از آن هر روز صبح خود را به اوج حالتها و تجربیات برسید.

در مدت زمان کوتاهی ، جهان را از منظر اهداف خود خواهید دید. شما جهان را از منظر شرایط فعلی خود نمی بینید.

فقط اهداف و امکانات خود را خواهید دید. آنها نسبت به شرایط فعلی شما برای شما واقعی تر خواهند بود. مغز شما جهان را متفاوت خواهد دید.

رفتار شما متفاوت خواهد بود

طرز فکر و احساسات شما متفاوت خواهد بود.

از زندگی بسیار سپاسگزار و احساس ترحم خواهید کرد.

شما یک ارتباط عمیق تر با خود ، خدا و دیگران احساس خواهید کرد. شما افراد دیگر را بیشتر دوست خواهید داشت. خود را بیشتر دوست خواهید داشت. شما زندگی را بیشتر دوست خواهید داشت.

از آنجا که احساس ارتباط بیشتری دارید ، احساس امنیت بیشتری در مورد زندگی خواهید داشت. از آنجا که احساس امنیت بیشتری می کنید ، خیالی تر و خلاق تر خواهید بود - و به همین ترتیب مایل به ریسک کردن و پذیرایی از ماجراجویی هستید.

شما چیزهای خارج از منطقه راحتی خود را یاد خواهید گرفت.

شما می خواهید اهداف "غیرواقعی" را تعیین کنید.

هر روز صبح ، 15 تا 30 دقیقه سرگرمی کامل خلاقانه را در غار ژورنال خود خواهید داشت.

مجله صبح شما سپس درگاه دنیای جدیدی قرار می گیرد که هر چیزی ممکن است.

شما با شدت و شادی بیشتر و بیشتر خواهید نوشت. شما جلوی مهار خود را با ذهن آگاهانه خود می گیرید و به ذهن ناخودآگاه خود اجازه می دهید تا نوشتن اطلاعات را جابجا کند.

شما خودتان را ویرایش می کنید.

شما فقط می نویسید

و همینطور که می نویسید ، می بینید که کارهای دیوانه کننده و شگفت انگیز از دست شما به سمت قلم شما گرفته تا کاغذ به سمت سر شما ... همه از قلب شما.

"وای! آیا واقعاً همین را نوشتم؟ " ذهن آگاه شما می گوید

"کاملا" ، ناخودآگاه شما را به طور فزاینده ای تکرار می کند.

4. تلفن خود را بیشتر در حالت هواپیما قرار دهید

"اگر شما به طور همزمان ذهنتان را از وابستگی به حواس پرتی جدا نکنید ، تلاش هایی برای تعمیق تمرکزتان انجام می شود." - کال نیوپورت ، کار عمیق: قوانینی برای موفقیت متمرکز در دنیای پراکنده

زمان ، ارز نهایی در زندگی است.

اما در دنیای اتصال مداوم به صفحه نمایش ، یک ارز دقیق تر زمانی است که صرف دیدن صفحه ها نمی شود.

مقدار زمانی که شما صرف دیدن صفحه نمی کنید ، نشان دهنده کیفیت زندگی واقعی شما است.

شما می توانید برای سرگرمی و تولید کارهای شگفت انگیز از صفحه نمایش استفاده کنید. اما آن کار ، گرچه جالب و مهم است ، اما باید کیفیت زندگی بهتری در دنیای واقعی برای شما ایجاد کند.

روزانه چقدر وقت خود را از صفحه نمایش می گذرانید؟

شاید مهمتر از همه ، چه مدت وقت را صرف خیره شدن به صفحه نمایش در زمان نخستین وقت ، که در عصرها و صبح ها است می کنید؟

شما چقدر در دنیا و اطرافیان حضور دارید؟

چقدر وقت و توجه واقعی را به شما عزیزان می دهید؟

آنها عشق شما را چقدر احساس می کنند؟

من به عنوان کسی که والدین فرزندان از پس زمینه خشن است ، یاد گرفته ام که کودکان باید بدانند که شما آنها را دوست دارید. آنها مانند آنچه اهمیت دارند باید احساس امنیت کنند. تحقیقات نشان می دهد که عادت والدین در اطراف تلفن همراه به طور مستقیم بر بهزیستی عاطفی و عادات آینده فرزندانشان تأثیر می گذارد.

این بدان معناست که با توجه به عادات بیشتر مردم در مورد فناوری ، نسل در حال رشد اساساً محکوم به اعتیاد و حواس پرتی دیجیتال است.

نیازی به اینگونه نیست

باید به کودکان بیاموزیم که چگونه احساسات و تکانه های خود را کنترل کنند. آنها باید بدانند که مهم هستند. آنها باید عشق شما را حس کنند.

این فقط در مورد کودکان صادق نیست. در مورد همسران و ، در واقع ، تمام روابط صادق است.

رابطه شما با دیگران چقدر خوب است؟ پاسخ به این سؤال یک شاخص کاملاً دقیق از سطح شادی و هدف شما در زندگی است. توماس مونسون گفت: "هرگز اجازه ندهید که هدفی که حل می شود مهمتر از شخصی باشد که دوست داشته شود." متأسفانه ، در مورد دنیای امروز ، مردم نه تنها اهداف خود را بالاتر از عزیزان خود قرار می دهند ، بلکه وقت تلف کردن بی فکر و پیمایش صفحه را بالاتر از عزیزان خود قرار می دهند.

تلفن خود را در حالت هواپیما قرار داده و با پیشرفت زندگی تماشا کنید.

هرچه در زندگی حضور بیشتری داشته باشید ، خلاق تر خواهید بود ، ذهن شما بهتر خواهد شد ، تمرکز و تمرکز بیشتری خواهید داشت.

اگر شبانه از اعلان ها و حواس پرتی های خود به خود اختصاص دهید ، زندگی بسیار معنی دار تر ، عمیق و لذت بخش تری خواهید داشت. شما بیش از صفحه نمایش خود را تجربه خواهید کرد - بیشتر از جهان.

همانطور که صبح خود را به دور از اعلان ها و حواس پرتی های خود می کنید ، این امتیاز نادر اما در دسترس شما را دارد که هر روز صبح خود را به حالت اوج تبدیل کنید ، جایی که طرز فکر ، عواطف و مغز خود را به کار می گیرید تا از ایده آل خود استفاده کنید. آینده.

این آمادگی مغزی تجربیات اوج را ایجاد می کند ، که به شما این امکان را می دهد تا روزانه احساس عمیق ، تشکر و قدردانی کنید. این احساسات نحوه تغییر و عملکرد شما در جهان را تغییر می دهد.

شما با قوت بیشتری زندگی خواهید کرد

شما کمتر بی احساس خواهید بود.

شما شروع به چالش های بزرگتر خواهید کرد و بدین ترتیب زندگی شما نسبت به گذشته کمتر پیش بینی می شود. شما قادر خواهید بود ذهن خود را درگیر تفکر خلاق و تخیلی کنید - این امر باعث تغییر در نحوه مشاهده خود و آینده خواهد شد.

زندگی شما ممکن است اکنون به طور متوسط ​​به نظر برسد و احساس شود. اما در 365 روز ، شما ممکن است در حال حاضر فقط از اینکه چه کسی هستید خجالت بکشید.

ممکن است زندگی شما به دنبال خلاقیت ، تخیل و غیر متعارف باشد.

شما خودتان ممکن است به فردی منحصر به فرد و عجیب تبدیل شوید - فردی با مهارت و توانایی برای جذب مربیان شگفت انگیز ، شرکای تجاری و دوستان.

5. برو در راه رفتن AMAP (تا حد ممکن)

استیو جابز ، بنیانگذار فقید اپل به دلیل جلسات پیاده روی خود شناخته شد. مارک زاکربرگ فیس بوک همچنین جلسات پیاده روی را دیده است. یک مطالعه جدید توسط محققان استنفورد بیشتر توضیح می دهد که چرا راه رفتن باعث افزایش خلاقیت و بینش می شود.

این مطالعه نشان داد که پیاده روی در داخل خانه یا بیرون از منزل به طور مشابه الهام بخش خلاق را افزایش می دهد. در سراسر صفحه ، سطح خلاقیت برای کسانی که قدم می زنند در مقایسه با افراد نشسته ، به طور مداوم و معنادار بود.

بسیاری از افراد به طور غیرقانونی ادعا می کنند هنگام راه رفتن بهترین فکر خود را می کنند. بالاخره ممکن است ما یک یا دو قدم برداریم و بدانیم که چرا ، "دکتر Oppezzo و دکتر شوارتز در مطالبی که این هفته در مجله روانشناسی تجربی منتشر شد ، نوشتند: یادگیری ، حافظه و شناخت.

چه صبح ، چه بعد از ظهر و چه عصر پیاده روی کنید ، از بینش و شفافیت خلاقانه ای که به شما می دهد به شما می دهد تا فضای پیاده روی را به خود اختصاص دهید ، متحیر می شوید.

اخیراً ، هنگام گوش دادن به کتابهای صوتی ، صبحها بین 3 تا 6 مایل در روز قدم می زنم. وای! میزان الهام بخش و بینش هایی که در این پیاده روی ها بدست می آورم ، اغلب باعث می شود که من شروع به دویدن کنم ، بنابراین می توانم به ماشین خود برگردم و تمام الهام بخش کار را شروع کنم.

راه رفتن را شروع کنید. سلامتی شما زندگی شما تغییر خواهد کرد.

ترکیب قدرتمند نوشتن اهداف روزانه و دادن فضا به خودتان ، زندگی شما را تغییر می دهد. این کمک خواهد کرد که اهداف خود را روشن کنید. این بینش ها و ایده های لازم برای رسیدن به اهداف خود را به شما می دهد. این به شما کمک می کند تا بدانید چه کارهایی را باید انجام دهید ، همین حالا ، تنظیمات لازم را در روابط و کارهای روزانه خود برای پیشرفت به جلو انجام دهید.

پیاده روی نه تنها برای خلاقیت خوب است بلکه یکی از بهترین کارهایی است که می توانید برای طول عمر خود انجام دهید. در کتاب "مناطق آبی: درسهایی برای زندگی طولانی تر از افرادی که طولانی ترین عمر را تجربه کرده اند" ، دن بوتنر فرهنگ هایی را که سالم ترین افراد 100 ساله را تولید می کنند ، مورد مطالعه قرار داد. موضوعی رایج که وی در بین این جمعیت یافت این است که افرادی که به 100 سال و بالاتر می رسند ، معمولاً عادت روزانه برای پیاده روی دارند.

به پیاده روی های روزانه بروید و زندگی کنید تا 100 نفر باشید.

6. به وضوح زندگی خود را اولویت بندی کنید

"اگر بیش از سه اولویت در زندگی داشته باشید ، هیچ کدام ندارید." - جیم کالینز

اولویت های شما مهمتر از ارزش ها و اهداف شما هستند زیرا به معنای واقعی کلمه ، اولویت های شما جایی هستند که این چیزها واقعی شوند.

اولویت های شما منعکس کننده اولویت ها و اهداف شماست.

اگر مثلاً در حال انجام کاری نیستید ، مانند ورزش ، این بدان دلیل نیست که وقت ندارید. بلکه به این دلیل است که برای شما اولویت ندارد.

هر کاری که شما به طور مرتب انجام نمی دهید ، اولویت برای شما نیست.

اگر می گویید معنویت برای شما اولویت دارد ، اما بندرت درگیر آن می شوید ، پس به خود دروغ می گویید.

اگر می گویید سرمایه گذاری در آینده شما اولویت دارد ، اما بیشتر وقت خود را در اینترنت پرت می گذرانید ، پس خودتان دروغ می گویید.

رفتارهای روزانه شما آینه ای است - ارزیابی صادقانه از اولویت های زندگی شما.

اولویت های شما هم به خودتان و هم در جهان نشان می دهد که شما برای چه چیزی ارزش قائل هستید و به چه چیزی آرزو دارید.

اگر می توانید اولویت های خود را به درستی بدست آورید ، در نتیجه می توانید همه موارد دیگر را به درستی بدست آورید.

بنابراین ، اولویت های شما چیست؟

مواردی که بیش از هر چیز برای شما مهم است چیست؟

به چی اعتقاد داری؟

منتظر چی هستی؟

برای زندگی خود چه می خواهید؟

اگر نمی توانید به این سؤالات پاسخ دهید ، نمی توانید زمان و زندگی خود را اولویت بندی کنید. در نتیجه ، شما شفافیت ، اعتماد به نفس و انگیزه ای برای تمرکز زمان و توجه خود به ساختن آینده ای که می خواهید ندارید.

در مورد اولویت های خود روشن شوید و بهره وری آسان شود.

7. حذف همه موارد غیر اولویتی (زندگی شما محصول استانداردهای شماست)

هر روز نوشتن اهداف در ژورنال خود به مغز شما کمک می کند تا نتیجه ای را که می خواهید ایجاد کنید ایجاد کند. نوشتن اولویت های خود در ژورنال به طور منظم به اطمینان از دستیابی به اهداف مناسب کمک می کند.

همانطور که اولویت های خود را سنگین و روشن می کنید ، شهامت داشته باشید همه مواردی را که در زندگی شما با هم هماهنگ نیستند ، از بین ببرید.

هیچ کس در این امر کامل نیست. برای همه ما ، بین رفتارهای روزانه ما و آنچه که می خواهیم اولویت های ما باشد ، عدم تطابق وجود دارد.

این وظیفه شماست که بیشتر وقت خود را صرف اولویت های اصلی خود کنید. فقط در این صورت آنها در واقع اولویت خواهند بود.

اگر فکر نمی کنید می توانید این کار را انجام دهید ، ناخودآگاه شما هنوز به اندازه کافی گسترش نیافته است. هنگامی که ناخودآگاه خود را گسترش می دهید ، زندگی شما اولویت های شما را منعکس می کند (بیشتر در این مورد در زیر).

قدم اول شجاعانه از بین بردن همه چیزهایی است که شما به آن اعتقاد ندارید یا برای خودتان می خواهید. این عمل به خودی خود یک پیام عمیق به خود و دیگران است که شما نسبت به چیزی جدی هستید.

تمام وقت خود را صرف چیزهایی کنید که بیشتر از همه برای آنها ارزش قائل هستید - در مورد چیزهایی که به اعتقاد شما فراتر از اینجا و اکنون است. هرچه بیشتر وقت خود را صرف چیزهایی کنید که فکر می کنید از ارزش نامحدودی برخوردار هستند ، زندگی و رفتار روزمره شما قدرتمندتر خواهد بود.

به عنوان یک قاعده ، من فقط وقت خود را صرف چیزهایی می کنم که به تجربه فعلی و آینده ام می افزاید. بنابراین ، من در روابطی که قصد دارم تا ابد مانند خانواده و دوستانم سرمایه گذاری کنم ، سرمایه گذاری می کنم. من در آموزش و رشد خود سرمایه گذاری می کنم. من روی کارهایی که به آن اعتقاد دارم ، سرمایه گذاری می کنم. من روی تجربه هایی سرمایه گذاری می کنم که خاطرات عمیقی را ایجاد می کنند.

در چه زمانی سرمایه گذاری می کنید؟

آیا این سرمایه گذاری آینده شما را بهتر از گذشته می کند؟

8- بازیگر و خیالی تر شوید

"تخیل مهمتر از دانش است. زیرا دانش محدود به همه ما می دانیم و می فهمیم ، در حالی که تخیل کل جهان را در بر می گیرد ، و شناخت و درک همه چیز در آنجا خواهد بود. " - آلبرت انیشتین

زندگی به معنای شادی است ، نه آسیاب کردن.

شما باید در مورد نحوه طراحی و زندگی زندگی خود خلاق و بازیگوش باشید. در واقع ، شما یک خالق هستید. اگر انسان در "تصویر خدا" ساخته شود ، انسان به طور طبیعی ، خالق است.

حتی اگر به خدا اعتقاد ندارید ، تحقیقات به روشنی نشان می دهد که تخیل با یادگیری و بهزیستی عاطفی مرتبط است. علاوه بر این ، برعکس نیز صادق است: هرچه فرد از نظر عاطفی کمتر بالغ باشد ، احتمال تخیل و خلاقیت در مورد خود و زندگی شان کمتر است.

دکتر کارول دوک در 50 سال گذشته برخی از مهمترین تحقیقات روانشناسی را انجام داده است. ماهیت کار او این است که بسیاری از افراد در مورد خودشان یک ذهنیت "ثابت" دارند که در آن اعتقاد دارند که نمی توانند یاد بگیرند ، تغییر کنند و توسعه پیدا کنند. برخی دیگر یک طرز فکر "رشد" دارند که در آن اعتقاد دارند که می توانند تغییر کنند ، رشد کنند و تکامل یابند.

اگر یک طرز فکر ثابت دارید ، احتمالاً تخیل بخش بزرگی از زندگی شما نیست.

داشتن تخیل به معنای انعطاف پذیری ذهنی و عاطفی است. برای اینکه از نظر ذهنی و عاطفی انعطاف پذیر باشید ، باید در روابط خود - به ویژه با والدین ، ​​قدرت بالاتر خود در صورت داشتن یک فرد و سایر افراد کلیدی در زندگی خود ، احساس امنیت کنید.

برای اینکه خیالی باشید ، باید فراتر از آنچه در حال حاضر در مقابل شماست ، ببینید. شما باید مایل باشید چیزهایی را ببینید که ممکن است واقعی یا واقعی نباشند اما واقعی باشند.

تخیل در مورد بازی و ایجاد است - بدون توجه به نتیجه. خیال پردازی در مورد آینده شما به این معنی است که شما معتقدید می توانید انجام دهید و کارهایی هستید که دیگران نمی توانند ببینند.

شما علاقه ای به شانس و آمار ندارید. در عوض ، شما توسط کنجکاوی و بازی رانده می شوید. شما از WHY و آنچه ممکن است انگیزه دارید.

شما مهم نیست که دیگران نمی توانند آینده ای را که می بینید ، ببینند. شما یک خالق هستید می دانید که می توانید یاد بگیرید و تحول پیدا کنید. شما قبلاً این کار را کرده اید و دوباره آن را انجام خواهید داد.

شما مانند انیشتین ، بر تخیل بیش از دانش تأکید می کنید.

9. تجربه های اوج بیشتری ایجاد کنید

"تجربیات اوج به عنوان تجربیات نادر ، هیجان انگیز ، اقیانوسی ، عمیقاً متحرک ، هیجان انگیز و برانگیخته ، که شکل پیشرفته ای از درک واقعیت را ایجاد می کند ، و حتی در تأثیر آنها بر آزمایش کننده عرفانی و جادویی است." - ابراهیم مازلو

مازلو گفت: برای اینکه فرد به خودی خود واقعیت یابد ، باید تعداد زیادی از تجربه های اوج را داشته باشید.

تجربیات اوج لحظاتی است که روح شما به گونه ای کشیده می شود که نمی تواند به ابعاد قبلی خود بازگردد.

تجربیات اوج ، طبیعتاً جدید و جدید هستند. آنها شامل تجربه یا دیدن جهان به روشی جدید هستند.

برای اینکه بتوانید یک تجربه اوج داشته باشید ، باید در برابر تجربیات جدید باز باشید. شما باید فروتن باشید.

تجربیات اوج به احتمال زیاد در خارج از منطقه راحتی شما اتفاق می افتد. آنها به طور کلی شامل یادگیری "تجربی" هستند.

هفته گذشته ، همسرم دو دختر دوقلوی زیبا به دنیا آورد. آنها قلب من دارند. آنها زرق و برق دار هستند هفته گذشته یک تجربه اوج برای من بود. من الان شخص جدیدی هستم انگیزه من تغییر کرده است. اولویت های من افتخارآمیز و روشن شده است. چشم انداز من برای آینده من گسترش یافته است.

ایجاد تجربه های اوج این است که چگونه مسیر زندگی خود را تغییر می دهید. آنها آن لحظه های مهم و مهم هستند که به عنوان نقاط بازرسی - خاطرات اصلی - مسیر آینده شما را هدایت می کنند.

تجربیات اوج نیازی به نادر نیست. آنها فقط به همان اندازه نادر هستند که شجاعت شما اعمال می شود. اگر روزانه شجاعت خود را شروع کنید ، تجربه های اوج بیشتری را شروع خواهید کرد.

هرچه تجربه های اوج بیشتری داشته باشید ، بهزیستی عاطفی شما افزایش می یابد ، و به این ترتیب ، تخیل و توانایی شما برای هدایت و ایجاد آینده شما گسترش می یابد.

اما حتی بیشتر - با داشتن تجربه های اوج ، حافظه شما تغییر خواهد کرد.

یک حافظه سالم یک حافظه در حال تغییر است. همانطور که تجربیات جدید و قدرتمندی دارید ، با گذشته خود ارتباطات جدیدی ایجاد خواهید کرد و بدین ترتیب بافت خاطرات و هویت خود را تغییر می دهید.

به عبارت ساده ، می توانید و باید تجربیاتی ایجاد کنید که هویت شما را تغییر دهد. با تغییر هویت ، آینده شما تغییر خواهد کرد. انیشتین عاقلانه گفت ، "اندازه گیری هوش توانایی تغییر است." تغییر فقط با تصور دنیایی متفاوت ممکن است اتفاق بیفتد و سپس با شجاعت به دنبال تجربیات جدید و گسترده باشید. با یادگیری و گسترش دنیای خود ، تغییر اتفاق می افتد.

10. روابط خود را با والدین خود عمیق تر کنید

"ارتباط والدین و فرزند قدرتمندترین مداخله بهداشت روان است که برای بشر شناخته شده است." - بسل وان در کلک

در کتاب مهم ، بدن نگه می دارد نمره ، MD Bessel van der Kolk توضیح داد که احساسات سرکوب شده و تروما افراد را به چرخه ناسالم و اعتیاد سوق می دهد.

یکی از اساسی ترین مؤلفه های ایجاد یک تغییر مثبت در زندگی شما ، ایجاد یک رابطه سالم با والدین است - چه آنها زنده باشند یا نه.

رابطه شما با والدین خود نشانگر قدرتمندی است از بهزیستی عاطفی شما به عنوان یک فرد. فرقی نمی کند که در بیرون چقدر "موفق" ظاهر شوید ، اگر این رابطه مهم را برقرار نکنید ، احتمالاً یک خراب عاطفی هستید.

اغلب اوقات ، والدین "سمی" یا ناسالم دارند. این والدین را باید با عشق و بخشش نگاه کرد و با آنها برخورد کرد ، نه با وجود توهین و تحقیر. همانطور که زندگی خود را بهبود می بخشید و رابطه با والدین خود را عمیق تر می کنید ، غالباً به آنها اجازه می دهید تا خودشان را گسترش داده و تکامل دهند.

آنها به اندازه نیازشان به شما احتیاج دارند.

11. توسعه روابط "محافظت" دیگر

در مصاحبه اخیر ، کوبی برایانت داستان سال اول بازی خود در بسکتبال در 11 سالگی را اعلام کرد. او صفر امتیاز کسب کرد. او وحشتناک بود

پس از آن فصل ، پدرش او را در چشم نگاه كرد و گفت: "من اهمیتی نمی دهم كه شما 60 امتیاز یا 0 امتیاز داشته باشید. من بدون توجه به چه چیزی دوستت خواهم داشت. "

این دقیقاً همان چیزی بود که کوبه باید آن را بشنود. او می دانست که فارغ از رفتار خود - او بی خطر است. پدرش او را دوست داشت.

این حمایت به کوبه اجازه شکست داد. این اجازه را به او داد تا خطرات را بپذیرد. بافر عشق پدرش به کوبه این اجازه را داد تا از منطقه راحتی خود خارج شود - تا جایی که تنها عملکرد بالا می تواند وجود داشته باشد.

اگر در روابط خود احساس محافظت نمی کنید ، فشار آوردن به مرزهای خود دشوار است. آزاد بودن بسیار سخت است زیرا شما در واقع برده روابط هستید. این زندگی در یک وضعیت وابسته ناسالم است که هر کاری که انجام می دهید مبتنی بر تلاش برای خوشحال کردن افراد دیگر است.

اما هنگامی که احساس می کنید بدون توجه به نتایج ، عاشق و محافظت شده اید ، می توانید به استقلال بیایید و مواردی را امتحان کنید که اغلب ممکن است شکست بخورند.

فصل بعد ، کوبه به شدت ناکام شد و در نتیجه ، او شروع به یادگیری شدید کرد. او منطقه آسایش خود را پشت سر گذاشت و بازی را در حوزه های خلاقیت و تخیل شروع کرد - جایی که هیچ محدودیتی برای او وجود نداشت.

تنها کاری که او باید انجام داد این بود که قدمی فراتر از مرزهای شخصی که در گذشته بوده است ، و قدم گذاشتن به نقش و هویت جدیدی که در خیال خودش حک شده و تقویت شده توسط عشق پدرش است.

او بارها و بارها ناشناخته ها را در آغوش گرفت ، زیرا حاضر بود آزاد باشد - تا ببیند چه چیزی ممکن است ، شکست بخورد ، اکتشاف کند ، آفریده شود. آزاد برای تبدیل شدن به افسانه ای.

آیا در زندگی خود روابط محافظتی قدرتمند دارید؟

آیا احساس ثبات و امنیت می کنید؟

آیا بنیادی محکم دارید که به شما امکان انعطاف پذیری را می دهد تا به بیرون از منطقه راحتی خود بپردازید و در عین حال ایمن باشید؟

12. کمتر "رفتارهای اجتنابی"

در روانشناسی دو شکل اصلی رفتار وجود دارد - اجتناب یا رویکرد.

رفتارهای اجتناب از جاهایی است که شما می خواهید انرژی خود را برای جلوگیری از وقوع چیزی به کار گیرید. رفتارهای اجتنابی عموماً بر روی خطرات متمرکز است تا پتانسیل رشد.

اجتناب از رفتارها معمولاً هنگامی اتفاق می افتد که در زندگی از شما محافظت و از نظر عاطفی-ایمنی محافظت نمی شود. به عنوان مثال ، سال اول کوبه برایانت که در بسکتبال تابستانی بازی می کرد ، بازتاب بازی دوری بود. او احساس راحتی نمی کرد ، بنابراین از شکست جلوگیری کرد. او نگران عشق و نظر پدرش بود. بنابراین ، او آزاد نبود که تخیل و خلاق باشد.

او به دلیل محافظت از زندگی ، در دفاع عاطفی بازی می کرد.

هنگامی که از نظر عاطفی و روحی احساس امنیت و امنیت می کنید ، به شما این توانایی داده می شود که زندگی را با جرم و جنایت بازی کنید.

و گرایش به زندگی به معنای این نیست که شما یک ریسک پذیر بی پروا باشید. معنای شما این است که شما می خواهید برای رسیدن به اهداف معنادار و مهم ، با شهامت روبرو شوید.

وقتی WHY به اندازه کافی قوی است ، شما مایل به تحمل چگونگی تحمل آن هستید.

کمتر نگران خطرات یا مشکلاتی هستید زیرا تمرکز شما روی اهداف و رویاهایتان است. اولویت های شما مشخص است شما رو به جلو حرکت می کنید هیچ چیز جلوی شما را نمی گیرد.

13. رفتارها / تجارب "تقویت ناخودآگاه"

هر رفتار و تجربه ای که در زندگی خود دارید یا ذهن ناخودآگاه خود را بالا می برد و یا فرومایه می کند.

ذهن ناخودآگاه شما منعکس کننده آنچه شما درک می کنید و تجربه می کنید به عنوان "عادی" در جهان است.

همانطور که دکتر دیوید هاوکینز در کتاب خود ، Letting Go توضیح می دهد: "ناخودآگاه ما به ما این امکان را می دهد که فقط آنچه را که معتقدیم شایسته آن هستیم ، داشته باشیم. اگر نگاه کوچکی به خودمان داشته باشیم ، آنگاه آنچه شایسته آن هستیم فقر است. و ناخودآگاه ما متوجه خواهد شد که ما آن واقعیت را داریم. "

هر رفتاری به ناخودآگاه شما نشان می دهد که فکر می کنید شایسته آن هستید و به دنیا چه اعتقادی دارید.

هنگامی که بدون ذهن بنشینید و به تلفن همراه خود خیره شوید ، ناخودآگاه شما دنیای شما را در اطراف آن واقعیت ایجاد می کند. شما آن رفتار را "عادی" می بینید و زندگی شما در نتیجه کیفیت آن رفتار شکل می گیرد.

اما می توانید "تجربه های تقویت ناخودآگاه" ایجاد کنید.

شما می توانید تجاربی داشته باشید که درک ناخودآگاه خود را از حالت عادی گسترش دهد. شما می توانید مرتباً "تنظیم مجدد" کنید که زندگی عادی برای شما چیست.

می توانید به طور مرتب یک "حالت طبیعی جدید" ایجاد کنید.

شما این کار را با داشتن تجربیات قدرتمند و انجام رفتارهای قدرتمند انجام می دهید. شما می توانید به صورت روزمره تجربیاتی بسازید که درک شما را از حالت طبیعی تنظیم مجدد کند.

من به تازگی تصمیم گرفتم خودم را با یک تجربه "ناهار خوری خوب" به عنوان آزمایش تنظیم مجدد ناخودآگاه درمان کنم. من به یک رستوران واقعاً عالی در کشور دیگری رفتم و فقط خیس شدم و تجربه را جذب کردم.

احساس کردم این "طبیعی است".

احاطه شدن توسط افراد درخشان و جالب می تواند عادی شود.

درگیر شدن در رفتارهای قدرتمند و مهم روزمره می تواند عادی شود.

احساس الهام و زندگی در اوج زندگی می تواند طبیعی باشد.

نگرانی در مورد پول هر روز نمی تواند طبیعی باشد.

داشتن تجربه های تحول گری روزانه می تواند طبیعی باشد.

جالب اینجاست که با گذشت زمان ، زندگی شما واقعاً تغییر خواهد کرد. ممکن است غیرقابل توصیف و لطیف باشد. اما زندگی روزمره و تجربیات روزانه شما متفاوت از 2 تا 3 سال پیش متفاوت خواهد بود.

شما دنیای عادی خود را مجدداً تنظیم خواهید کرد. این باید مرتبا اتفاق بیفتد.

14. از نظر عاطفی انعطاف پذیر تر شوید

انعطاف پذیری عاطفی شما نشانگر توانایی شما در تنظیم احساسات در موقعیت های چالش برانگیز است.

چقدر انعطاف پذیر هستید؟

چقدر سازگار هستید؟

آیا احساسات خود را کنترل می کنید یا احساسات شما را کنترل می کند؟

هر آنچه را که می خواهید در زندگی خود داشته باشید از طرف دیگر ترس است. با این حال ، برای رسیدن به آنجا ، باید با شهامت از آن آستانه عبور کرده و سپس با موفقیت ناشناخته بودن در خارج از منطقه راحتی خود را حرکت دهید.

انعطاف پذیری عاطفی ، نشانگر توانایی شما در 1) قدم گذاشتن در خارج از منطقه آسایش و 2) موفقیت در حرکت شور و هیجان عاطفی ناشناخته است.

تنها راه انعطاف پذیری عاطفی ، تمرین است. به طور مرتب خود را مستقیماً در معرض آنچه می ترسید و از آن دوری می کنید قرار دهید. برای حرکت به جلو

شما باید شجاعت بیشتری داشته باشید.

شما باید مواردی را امتحان کنید که ممکن است کار نکند.

شما باید جسور تر باشید.

سپس ، هنگامی که شوک عاطفی ناشناخته را تجربه می کنید ، باید در مسیر پیشرفت به سمت اهداف خود بهتر شوید - صرف نظر از اینکه در لحظه چه احساسی دارید.

این بدان معنا نیست که احساسات خود را سرکوب می کنید. همچنین به این معنی نیست که آنها را نادیده بگیرید.

درعوض ، شما احساسات خود را به عنوان یک عامل واقعی در وضعیت خود درک و تصدیق می کنید. سپس می توانید آن احساسات را بخشی از تجربه خود قرار دهید و همچنان تمرکز خود را بر روی اهداف خود معطوف کنید ، نه خطرات یا تهدیدهای درک شده فکر می کنید ممکن است اتفاق بیفتد.

این رویکرد گرا است.

این شجاع است.

اینگونه است که الگوهای عاطفی ناسالم را خرد می کنید.

اینگونه است که بلوک های ناخودآگاه را خرد می کنید.

اینگونه است که شما خاطرات خود را مجدداً می نویسید و آسیبها و بلوک های گذشته خود را بهبود می بخشید با ایجاد پیشروانه آینده خود را ، شما همزمان گذشته خود را شفا می دهید.

شما باید سیستم خود را شوکه کنید. به نقل از ناپلئون هیل ، "یک شوک خوب اغلب به مغزی که عادت کرده است دچار اختلال می شود."

15. تمرکز خود را روی Sprints 90 روزه بجز وضوح سالهای جدید بگذارید

قطعنامه های سال های جدید کار نمی کنند. فکر کنید تا الان می دانیم

بنابراین روش بهتری چیست؟

روش بهتر تعیین اهداف حداکثر سرعت حداکثر 90 روزه است. هر 90 روز 90 روز گذشته را مرور می کنید ، سپس برای 90 روز آینده اهداف جدید تعیین می کنید.

هر 90 روز یکبار تنظیم مجدد و دوباره ارزیابی می کنید.

برخی از سؤالات حماسی که می توانید از خودتان بپرسید هر 90 روز از طرف Dan Sullivan ، که مربی تر از کارآفرینان موفق تر از همه در کره زمین است:

  • "دستاوردهای برنده؟ با نگاه به گذشته در سه ماهه گذشته ، مواردی که شما را به افتخار در مورد آنچه به دست آورده اید ، تبدیل می کند؟
  • "چه خبر؟ وقتی به همه آنچه امروز می گذرد نگاه می کنید ، کدام بخش های تمرکز و پیشرفت شما را به اطمینان بیشتری تبدیل می کند؟ "
  • "بزرگتر و بهتر؟ حال ، با نگاه به آینده در سه ماهه بعدی ، چه چیزهای جدید بیشترین احساس هیجان را به شما می دهد؟ "
  • "پنج" پرش "جدید که اکنون می توانید به دست آورید ، باعث می شود 90 روز آینده شما بدون توجه به آنچه اتفاق می افتد ، به یک چهارم عالی تبدیل شود؟"

هر 90 روز ، شما باید برای پیشرفت هایی که انجام داده اید ، جشن بگیرید. شما باید بر نتایج متمرکز باشید نه زمان صرف شده.

هر 90 روز ، شما باید پیشرفت روشنی و ملموس را در رسیدن به اهداف خود ببینید.

هر 90 روز ، باید بتوانید تغییراتی در محیط ، درآمد و زندگی خود مشاهده کنید.

هر 90 روز ، زندگی شما باید به طور فزاینده منعکس کننده بالاترین اولویت های شما باشد.

شما می توانید این کار را انجام دهید

قطعنامه های سال نو را فراموش کنید. اسپرینت های 90 روزه و سپس شکست های ریکاوری بسیار بهتر است. آنها پایدارتر هستند. آنها بیشتر عمل گرا هستند. آنها به شما بازخورد سریعتر و انرژی ، نتیجه و هیجان بیشتری می دهند.

16. بیشتر استراحت کنید

"بهبود هرگز متوقف نمی شود." - مایک مانسیاس ، مربی عملکرد LeBron James

بازیابی بهره وری است.

خواب برای نبوغ است.

استراحت فقط خواب نیست. استراحت می کند این تمرکز بر روی حواشی کوتاه فعالیت شدید و پس از آن استراحت های طولانی پر از تجربه های سرگرم کننده و جذاب است.

شما در مورد طراحی زندگی خود چقدر خیالی هستید؟

در گفتگوی TED که در بالا به آن اشاره شد ، استفان ساگمایستر داستان بی نظیری از نحوه تمرکز او بر "بهبود" را به اشتراک می گذارد.

او یک طراح مشهور در نیویورک است. هر سال هفتم ، او استودیوی خود را می بندد و یک سال کامل را صرف سفر به جهان می کند و "کار نمی کند".

با این حال ، در طی این دوره بهبود ، او بینش و الهام بخش خلاق تر برای پر کردن شش سال آینده است.

اگر این اصل را در زندگی روزمره خود اعمال کنید ، می توانید خلاقیت و الهام بخش بیشتری از زندگی خود داشته باشید. فعالانه به خودتان زمان با کیفیت را به دور از کار خود اختصاص دهید.

هرچه کیفیت زندگی بهتر از کار دور باشد ، در هنگام کار ، خلاقیت و اثربخش تری خواهید داشت. این مفهوم به عنوان "جدا شدن روانی از کار" شناخته می شود.

تحقیقات نشان داده است افرادی که از نظر روانی از تجربه کار جدا می شوند:

  • خستگی و تعلل در کار کمتر است
  • درگیری بسیار بیشتر در محل کار ، که به عنوان قدرت ، فداکاری و جذب تعریف شده است (یعنی "جریان")
  • تعادل کار و زندگی بزرگتر ، که مستقیماً به کیفیت زندگی مربوط می شود
  • رضایت بیشتر از ازدواج
  • سلامت روان بزرگتر

17. بیشتر فکر کنید

"من صحبت می کنم که عمداً وقت بدون حواس پرتی را در یک فضای بدون حواس پرتی کنار بگذارم تا مطلقاً کاری غیر از فکر کردن انجام ندهم." - گرگ مک کیون ، اصولگرایی: پیگیری منضبط کمتر

یکی از دلایلی که باید صبح و عصر به خود اختصاص دهید ، این است که به خودتان فرصت دهید تا فکر کنید.

چقدر وقت صرف روزانه فکر کردن می کنید؟

یکی دیگر از دلایل پیاده روی به طور منظم ، فراهم کردن زمان تفکر است.

هرچه بیشتر وقت خود را به فکر عمیق در مورد زندگی ، اهداف و اولویت های خود بیاندازید ، تصمیمات بهتری در مورد آن موارد اتخاذ خواهید کرد.

در حالی که من در حال پیاده روی هستم - حتی اگر به کتابهای صوتی گوش می کنم - به زندگی و اهداف خود نیز فکر می کنم. در حقیقت ، من اغلب ایده های زیادی را دریافت می کنم که برای گرفتن ایده ها نیاز به داشتن یک دفترچه یادداشت با خود دارم.

در ابعاد بزرگ ، کیفیت تفکر شما کیفیت زندگی شما را تعیین می کند.

بیشتر افراد ، هر روز تک تک اندیشه های تکرار شونده دارند. در حقیقت ، 95٪ افكار فرد هر روز همان افكار دیروز است. این یک استفاده وحشتناک ناکارآمد از مغز خلاق است.

اگر دائماً زندگی خود را به روز می کنید و چیزهای جدیدی یاد می گیرید ، افکار شما به طور مداوم در حال تغییر ، گسترش و پیوند خواهند بود.

شما یک نبوغ خلاق خواهید شد.

شما به طور کامل از زندگی لذت خواهید برد.

شما با سرعت بیشتری به اهداف خود خواهید رسید زیرا یاد خواهید گرفت که چگونه افکار خود را به واقعیت تبدیل کنید.

شما سالها در همان الگوهای تکرار فکری گیر نخواهید کرد.

به خودتان فرصت دهید تا فکر کنید.

افکار خود را ضبط کنید.

در آموزش باغ ذهن خود بهتر شوید.

آنچه شما کاشتید ، درو خواهید کرد.

18. بیشتر بدهید

"زندگی به صاحب دهنده می دهد و از گیرنده می گیرد." - جو لهستانی

یکی از قدرتمندترین انتقالهای ذهنی که یک شخص می تواند انجام دهد رفتن از فرد به فرد دهنده است.

به عنوان پدر و مادر پنج فرزند ، می توانم تصدیق كنم كه در درجه اول ، این كودكان متمایل به گرفتن هستند. بدون تردید ، آنها عشق زیادی می بخشند. اما بیشتر آنها به بقا و نیازهای خودشان علاقه دارند.

شخصی شدن خود به عنوان یک شخص به معنای این است که شما اعتماد به نفس درونی و بیرونی را برای برآورده کردن نیازهای خود ایجاد کرده اید. سپس می توانید بقیه عمر خود را به مشارکت در جهان در زندگی های بزرگ و متحول اختصاص دهید.

دارن هاردی ، نویسنده اثر کامپکت ، گفت: "زندگی یک شخص به طور کلی می تواند با توجه به اندازه مشکلاتی که در تلاش برای حل آنها است اندازه گیری شود."

چه اندازه از مشکلات را در جهان حل می کنید؟

واقعاً چقدر می خواهید مشارکت کنید؟

آیا شما هنوز هم در درجه اول بر آنچه می توانید از زندگی خارج شوید ، یا آنچه می توانید هدیه دهید متمرکز شده اید؟

وقتی صحبت از روابط قدرتمند می شود ، شما قادر نخواهید بود آنها را از رویکرد معامله ای توسعه دهید ، جایی که سعی می کنید از رابطه بتوانید هر آنچه را که می توانید بدست آورید.

جو لهستانی بنیانگذار GENIUS NETWORK است ، که از نظر بسیاری از افراد رده برتر کارشناسی ارشد کارآفرینی محسوب می شود. او لیستی از "قوانین" دارد که از کسانی که با آنها تعامل دارد انتظار دارد. او آن را "فرمول جادویی Rapport" می نامد. اصول فرمول وی به شرح زیر است:

  • روی چگونگی کمک به آنها در کاهش رنج آنها متمرکز شوید
  • زمان ، پول و انرژی را در روابط سرمایه گذاری کنید
  • نوع فردی باشید که همیشه به آنها تلفن پاسخ می دهد
  • مفید ، سپاسگزار و با ارزش باشید
  • با دیگران رفتار کنید که چگونه دوست دارید با شما رفتار شود
  • از تشریفات خودداری کنید ، سرگرم کننده و به یاد ماندنی باشید ، خسته کننده نباشید
  • قدردانی مردم
  • ارزش را در جای خود قرار دهید
  • تا آنجا که می توانید به صورت حضوری نزدیک شوید

شما باید فراتر از ذهنیت کوچک خود را به یک رویکرد روابط تحول گرا تبدیل کنید ، که در آن شما کاملاً در دادن ، قدردانی و رشد متمرکز هستید.

19. در خود سرمایه گذاری بیشتری کنید

اگرچه یک نمونه مذهبی است ، این داستان بعدی فوق العاده آموزنده و جذاب است.

جورج س. کانن مدتی پیش رهبر كلیسای مقدس مقدس روز بود. او به عنوان یک مرد جوان و فقیر ، به شیوه ای بی نظیر به تمرین دهم خود نزدیک شد. دهم ، در آن ایمان ، كتاب مقدس است و اعضا را ترغیب می كند تا 10٪ از درآمد خود را بپردازند.

اما جورج در نحوه پرداخت دهمین نامه خود بسیار خیالی بود. به جای پرداخت به صورت بازگشتی ، در آنجا که 10٪ از درآمد خود را پرداخت می کرد ، تصمیم گرفت 10٪ از آنچه را که قصد داشت در آینده خود کسب کند بپردازد.

در گفتگویی ، دکتر وندی واتسون در مورد این داستان بیشتر توضیح داد:

هنگامی که اسقفش درباره مقدار زیادی از احکام دهقانی که جورج پرداخت می کرد اظهار داشت ، جورج چیزی مثل این را گفت: "اوه اسقف ، من به آنچه می توانم پرداخت نمی کنم. من به آنچه می خواهم بسپارم می پردازم. و سال بعد جورج دقیقاً همان مبلغ پولی را که سال گذشته پرداخت کرده بود به دست آورد!

جورج س. کانن در رویکرد مذهبی خود به دهق معامله نبود. او تحول گرا بود. او دهم را به عنوان هزینه نمی بیند ، بلکه سرمایه گذاری در خودش و ارتباط او با ایمانش را رقم زده است.

خواه روحانی باشید یا نه ، پیامدهای این داستان از نظر روانشناختی آموزنده است.

چگونه او توانست سرمایه گذاری های مالی خود را به مهارت ها و ذهنیت به روز شده تبدیل کند؟

شما به جای اینکه از شرایط فعلی خود عمل کنید ، از شرایط آینده خود عمل می کنید.

به جای زندگی از گذشته یا گذشته ، می توانید "احساس آرزوی خود را برآورده کنید".

این یکی از دلایلی است که می توانید اهداف خود را روزانه بنویسید - این امکان را به شما می دهد تا زندگی کنید که انگار آینده دلخواه شما در حال حاضر یک واقعیت مشخص است.

اما این هم دلیل دیگری برای سرمایه گذاری در خود ، روابط ، اولویت ها و آینده شما است. وقتی در چیزی سرمایه گذاری می کنید ، ذهنیت ناخودآگاه خود را در مورد آن چیز ارتقا می دهید. در اصل ، شما به خودتان می گویید - من می توانم ، بیشتر از آنچه در حال حاضر هستم ، باشم ، انجام دهم و داشته باشم. به همین دلیل تخیل بسیار مهم است.

در پرونده جورج کانون ، او در رابطه خود با خدای خود سرمایه گذاری کرد که منجر به تحول 10 برابر شد. سرمایه گذاری همیشه یک طرز فکر قدرتمندتر از دیدن چیزها به عنوان هزینه است.

20. سرمایه گذاری بیشتر در دیگران

"هرگز باور نکنید که چند نفر دلسوز نمی توانند جهان را تغییر دهند. زیرا ، واقعاً ، این همان چیزی است که تا به حال داشته است. " - مارگارت مید

شما آنچه را که خودتان سرمایه گذاری می کنید دوست دارید. عاشق کسی هستید که خود را روی آن سرمایه گذاری کنید. ویلیام شکسپیر نوشت: "آنها دوست ندارند که عشق خود را نشان ندهند."

عشق پس از سرمایه گذاری - عاطفی ، زمانی ، مالی و غیره - هنگامی که رابطه به وجود می آید. عشق یک نیروی قدرتمند است ، اما به همان اندازه یک "فعل" احساس نمی کند.

عشق یک عمل است. احساساتی که بعد از آن اغلب "عشق" می نامیم واقعاً ارتباطی است - چیزی که این روزها بسیار نادر است.

هرچه بیشتر خود را در دیگران سرمایه گذاری کنید ، به آنها ارتباط بیشتری خواهید داشت. هرچه بیشتر خود را در بشریت سرمایه گذاری کنید ، به کل این سیاره اهمیت می دهید. و هرچه بیشتر بدانید که افراد مهم هستند ، تک تک افراد.

21. سرمایه گذاری بیشتر در سازمان ها / علل شما به آن اعتقاد دارید

"برای موفقیت ، مانند خوشبختی ، نمی توان دنبال کرد. باید به نتیجه برسد ، و این تنها به عنوان اثر ناخواسته ارادت شخصی شخص به یک امر بزرگتر از خود یا به عنوان محصول جانبی تسلیم شخص به شخصی غیر از خودش انجام می شود. " - ویکتور E. فرانکل ، جستجوی معنی انسان

به چه چیزی عمیقاً متعهد هستید؟

به چه چیزی اعتقاد دارید؟

آیا شما حتی می دانید؟

موفقیت و خوشبختی "عوارض جانبی" ناخواسته هستند که ناشی از اختصاص به چیزی است که شما واقعاً به آن اعتقاد دارید.

موفقیت و خوشبختی "عوارض جانبی" ناخواسته هستند که ناشی از سرمایه گذاری شدید در موفقیت و خوشبختی شخص دیگری است.

اگر هنوز سعی در یافتن خوشبختی برای خود دارید ، مدت طولانی است که احتمالاً در همه مکانهای مختلف جستجو می کنید.

از این رو ، برای اکثر مردم ، خوشبختی یک توهم گریزان است که آنها را تعقیب می کند. همانطور که راسکین باند نویسنده و آموزگار هندی گفت ، "خوشبختی حالت گریزان است که با تعقیب دست و پا چلفتی حاصل نمی شود. به كساني كه از آن شكايت نمي كنند داده مي شود: بي احترامي درمورد مطلوب مورد نظر ، احتمالاً تنها راه دريافت آن است. "

22. بر پیشرفت "زمان" متمرکز شوید

"هرچه سریعتر حرکت کنید ، زمان آهسته تر می شود ، زندگی شما طولانی تر خواهد شد." - پیتر اچ دیاماندیس

زمان ، همانطور که ما آن را درک می کنیم ، ساختاری دلخواه است.

در فیزیک ، زمان گذر دقایقی از ساعت نیست. درعوض ، سرعت و مسافتی است که توسط یک شی خاص طی می شود.

نور با سرعت تقریبی 186282 مایل در ثانیه حرکت می کند (299،792 کیلومتر در ثانیه). بنابراین ، یک سال نوری 5.88 تریلیون مایل (9.5 تریلیون کیلومتر) است.

  • زمین 238.900 مایل از ماه فاصله دارد. بنابراین ، ماه حدود 1.3 ثانیه از نور فاصله دارد.
  • زمین از خورشید 92.96 میلیون مایل فاصله دارد. بنابراین ، خورشید کمی بیش از 8 دقیقه نوری فاصله دارد.
  • زمین از مریخ 33.9 میلیون مایل (54.6 میلیون کیلومتر) فاصله دارد. بنابراین ، مریخ 187 ثانیه یا 3.11 دقیقه نوری فاصله دارد.

هر یک از اینها اندازه گیری "فاصله" است.

تحقیقات اخیر در مجله علمی "نجوم و اخترفیزیک" نشان می دهد کهکشان کهکشان راه شیری ممکن است بزرگتر از آنچه که قبلاً تصور می کردیم باشد. به طور خاص ، دیسک چرخش بزرگ کهکشان مارپیچی ما حداقل 170 هزار سال نوری و احتمالاً تا 200000 سال نوری دارد.

اگر می توانستید به طور متوسط ​​60 مایل در ساعت حرکت کنید ، بیش از 2 تریلیون سال طول می کشد - که حدود 150 برابر بیشتر از سن جهان است ، حدود 13.8 میلیارد سال تخمین زده می شود.

ناسا

نکته همه اینها این است که بگوییم ، "زمان" زمانی نیست که ما آن را درک کنیم. زمان در واقع اندازه گیری فاصله است. طبق تئوری نسبیت انیشتین ، هرچه یک شیء در فضا سریعتر حرکت کند ، زمان کندتر می رود. با سرعت نور ، زمان کاملاً متوقف می شود.

در فیلم کریستوفر نولان ، بین ستاره ای ، صحنه زیبایی وجود دارد که واقعیت "اتساع زمان" را به تصویر می کشد - کشش و تحمل زمان.

فضانوردان وارد یک سیاره در یک کهکشان متفاوت می شوند و بسیار سریعتر از مدار زمین ما حرکت می کنند. در حقیقت ، این سیاره چنان سریع حرکت می کند که به ازای هر ساعتی که در آن سیاره می گذرانند ، هفت سال از روی زمین می گذرد.

در نتیجه ، آنها باید به سرعت حرکت کنند ، زیرا اگر چند ساعت از دست بدهند ، هر کسی که آنها را به خانه برگرداند ، تاریخ خواهد بود.

"تجربه" زمان برای همه یکسان است - صرفنظر از اینکه شما به چه سرعت مسافرت می کنید. اما واقعیت زمان مبتنی بر مسافت طی شده است.

چرا در این باره صحبت می کنیم؟

زیرا شما نباید زندگی خود را بر اساس مدت زمان طولانی انجام دهید. درعوض ، شما باید زندگی خود را بر اساس میزان دور بودن خود بسنجید.

زمان فاصله است.

از این منظر ، شما می توانید در یک روز تنها مسافتی را طی کنید که بسیاری از افراد در کل زندگی خود سفر کنند.

و بدون تردید ، اکثر مردم به سادگی سعی در گذر زمان دارند. از آنجا که آنها پیشرفت ملموس را در رسیدن به اهداف معنی دار انجام نمی دهند ، زمان از آن عبور می کند. آنها به سادگی "برای آخر هفته کار می کنند" ، زیرا بقیه هفته آنها برای تحمل تقریباً دردناک است.

چرا تحمل آن خیلی دردناک است؟

از آنجا که آنها در واقع پیشرفت چشمگیری ندارند.

اما اگر با خود شجاعت داشته باشید و با قدرت صادق باشید ، می توانید در یک روز از شخصی که در سالها یا دهه های بالقوه قرار دارد ، دورتر به عنوان یک فرد حرکت کنید.

اگر با شجاعت اقدام به زندگی کنید ، می توانید آنقدر سریع سفر کنید که - با گذشت چند ساعت از نظر شما ، سال ها یا ده ها سال برای افراد اطراف خود رخ داده است.

هرچه سریعتر در جهت مورد نظر حرکت کنید ، زمان کندتر برای شما حرکت می کند.

23. بر روی هدف بیش از فرآیند تمرکز کنید

"وقتی یک معیار به هدف تبدیل شود ، متوقف می شود یک معیار خوب است." - مریلین استراترن

نسبیت زمان دلیلی برای تمرکز بر نتایج بر روی "فرآیند" است. بسیاری از مردم استدلال می کنند که شما باید فقط روی "فرآیند" متمرکز شوید و از نتایجی که در زندگی می گیرید چشم پوشی کنید.

اما ، جهان واقعاً از این طریق کار نمی کند.

جهان براساس نتایج و نتایج کار می کند.

در پایان ماه ، شما هنوز هم مجبورید اجاره خود را بپردازید - صرف نظر از این که "روند" شما چقدر مهربان است.

به گفته دن سالیوان ، دو نوع افراد وجود دارد: کسانی که نتیجه می گیرند و کسانی که دلایل عدم کسب نتیجه دارند. با شخصی دلایلی نداشته باشید. از قضا ، یکی از متداول ترین "دلایلی" که مردم می گویند نتیجه نمی گیرند ، به این دلیل است که به آنها اهمیتی نمی دهند ، بلکه در عوض ، فقط به "روند" اهمیت می دهند.

حتی اگر آلباما فوتبال می گوید تنها تمرکز آنها روی "روند" است ، شما بهتر است باور کنید که اگر برنده نشوند ، نیک سبان ناراحت است.

فرایند ابزاری برای رسیدن به هدف است - هدفی که می خواهید آن را انجام دهید. هدف فرآیند را تعیین می کند ، نه راه دیگر.

دکتر کال نیوپورت در کتاب "خوب ، آنها خوب نمی توانند شما را نادیده بگیرند: چرا شما توانایی اشتیاق ترامپ را در تلاش برای کاری که دوستش دارید ، توضیح می دهد که بسیاری از جوانان به اشتباه به دنبال یک زندگی" اشتیاق "هستند.

به گفته نیوپورت ، مردم به دنبال این هستند كه به دلیل خود جذب كنند ، شغلی به آن اشتیاق داشته باشند. آنها فقط به فکر خودشان هستند.

نیوپورت به جای جستجوی "اشتیاق" ، توصیه می کند تا با هدف کمک به افراد دیگر ، روند پر زحمت و پیشرفت مهارت ها و توانایی های کمیاب را طی کنید. به عبارت دیگر ، برای دیگران و جامعه در کل بسیار باورنکردنی باشید.

به جای جستجوی مستقیم اشتیاق ، اشتیاق یک محصول جانبی ناخواسته از انجام کار خوب است. وقتی خود را در کاری سرمایه گذاری کرده اید ، آن چیز را دوست دارید.

اما بیشتر مردم رضایت فوری می خواهند. آنها عشق ارزان می خواهند. آنها نمی خواهند چیزی بدست آورند.

وسواس و تمرکز بر روی "فرآیند" معادل وسواس و تمرکز بر "اشتیاق" است. این کاملاً روی خود متمرکز است.

درعوض ، شما باید چیزی مهم و معنی دار داشته باشید که در تلاش برای تحقق آن هستید. همانطور که گفته می شود ، "وقتی WHY به اندازه کافی قوی است ، شما چگونه می دانید."

فرایند باید روان باشد. همانطور که تونی رابینز گفت ، "به تصمیمات خود پایبند باشید اما در رویکرد خود انعطاف پذیر باشید."

پینترست

اگر واقعاً به کاری متعهد هستید ، پس هر کاری را برای رسیدن به آن کار انجام می دهید - صرف نظر از این که آیا شما از این روند "لذت می برید یا نه". برای شما کار خیلی مهم است که انجام نشود. شما به هیچ رویکرد خاصی متعهد نیستید - شما فقط متعهد به دستیابی به کاری هستید که فکر می کنید باید انجام شود.

به گفته آلبرت انیشتین ، "تعریف جنون بارها و بارها همین کار را انجام می دهد ، اما انتظار نتایج متفاوتی دارد." اگر در حال حاضر در کاری که انجام می دهید موفق نیستید ، احتمالاً مجبور خواهید بود روند خود را تغییر دهید. البته مطمئناً ، شما به نتایج مهم نیستید. سپس می توانید به آنچه انجام می دهید ادامه دهید. اما اگر همه چیز تغییر نکند ، عصبانی نشوید.

24. تمرکز خود را بر مهارت های شور

"شور و شوق بعد از اینکه تلاش کردید به چیزی ارزشمند تبدیل شوید ، قبل از این نیست. به عبارت دیگر ، آنچه برای زندگی می کنید بسیار مهمتر از نحوه انجام آن است. " - کال نیوپورت

به جای اینکه به دنبال اشتیاق خود باشید یا به دنبال آن "روند عالی" هستید ، تصمیم بگیرید که چه کاری می خواهید انجام دهید ، یا باور کنید که باید انجام دهید ، و سپس به دنبال دریافت آن کار باشید.

هرچه منحنی یادگیری تندتر باشد ، بهتر.

جوش ویتزکین در کتاب "هنر یادگیری: سفری در تعقیب و تعالی" داستان این را می گوید که چگونه او در تای چی قهرمان جهان شد.

ویزکین وقتی زمان تمرین بدون نظارت را به او اختصاص داد ، اظهار داشت که بیشتر افراد در کلاس تای چی خود به طور طبیعی با کسانی که در همان سطح مهارت خود هستند یا کمی بدتر عمل می کنند. این کار از بسیاری جهات خارج از نفس انجام شد ، زیرا چه کسی می خواهد از دست بدهد؟ ضرب و شتم تر کسی که فرصتی به دست بیاورد سرگرم کننده تر است

ویتزکین رویکرد مخالف را اتخاذ کرد و یک اصل را که او از آن یاد کرد ، "سرمایه گذاری در شکست" استفاده کرد. او به طور هدفمند با افرادی بسیار ماهرتر از آنچه که هست تمرین می کند. با انجام این کار ، او تبلت را از او بیرون می کشید ، بارها و بارها.

با این حال ، این روند - ریشه در تمایل او برای پیشرفت خود - پیشرفت مهارت ویتزکین را فشرده و سریع کرد. او می تواند مهارت های دست اول را که اغلب سالها پیش از او هستند تجربه کند. نورون های آینه در مغز او به او اجازه می داد که به سرعت تقلید ، مطابقت و مقابله با رقبای برتر خود را انجام دهد. بنابراین ، او خیلی سریعتر از سایرین در کلاس خود پیشرفت کرد.

منحنی یادگیری فعلی شما چقدر شیب دار است؟

چقدر سریع یاد می گیرید؟

چقدر ناکام هستید؟

آیا از شکست و ضرر دوری می کنید؟

اگر چنین است ، این تصور را در مورد تخیل خود برای خود چه می گوید؟

اگر از شکست و ضرر دوری می کنید ، درباره عمق چرا شما چه می گوید؟

گفته شده است که شما "به مناسبت اوج نمی روید" ، بلکه "به سطح آمادگی خود سقوط می کنید". اما چگونه خودتان را به طور مؤثر "آماده" می کنید؟

چگونه می توانم به درستی خود را "آماده کنم" که من و همسرم پدر و مادر متولد شویم ، بلافاصله از صفر به سه بچه بروم؟

من می توانستم سال ها را صرف خواندن کتاب ، رفتن به سمینارها و یادگیری همه چیز ممکن برای «آماده کردن» خودم برای فرزندپروری کنم. و من مطمئن هستم که بسیاری از این مطالب مفید بوده اند.

اما در عوض ، ما به سادگی خود را به آتش آموختیم.

آیا چندین بار صاف روی صورتمان قرار گرفتیم؟ کاملا! ما هنوز هم این کار را انجام می دهیم ، خصوصاً اکنون که پنج فرزند داریم!

اما یادگیری تجربی به مراتب قدرتمندتر از یادگیری انتزاعی است.

بهترین شکل "آماده سازی" با بالا آمدن به مناسبت است.

سریعترین روش برای یادگیری چیزی زمانی است که مخاطرات زیاد باشند. وقتی شرایط به گونه ای تنظیم شده است که از عملکرد خود بازخورد فوری دریافت می کنید. وقتی واقعاً مهم است که تنظیم کنید و چیزهای دیگری را کشف کنید.

مطابق "تأثیر پیگمالون" در روانشناسی ، انسان طبق خواسته ها و انتظارات اوضاع ، برخاست و یا سقوط می کند. بنابراین ، اگر واقعاً می خواهید مهارت ها و مهارت های خود را توسعه دهید ، منتظر نمانید تا آماده شوید.

کسانی که موفق می شوند همیشه قبل از اینکه احساس آمادگی کنند شروع می شوند.

آنها بیشتر از رویه اجتناب از رویکرد زندگی می کنند. آنها بجای تلاش برای جمع آوری اطلاعات عظیم قبل از اقدام ، ابتدا اقدام می کنند و سپس بر اساس شدت بازخوردی که دریافت می کنند ، در این صورت شفافیت کسب اطلاعات صحیح را برای صحیح حرکت به جلو دارند.

به عبارت ساده ، شما هیچ وقت از قبل واجد شرایط برای انجام کارهای عالی نیستید. این عمل انجام کارهایی است که شما را واجد شرایط کرده و دگرگون می کند.

25. تمرکز خود را بر روابط بیش از پول بگذارید

"این امر می تواند برای افرادی که در راه رسیدن به آنها ملاقات می کنید خوش باشد ، زیرا آنها همان افرادی هستند که در راه پایین ملاقات می کنید." - ویلسون مزنر

وقتی تصمیم می گیرید که واقعاً می خواهید موفق باشید ، پس می دانید که باید روابط معنادار و مهمی ایجاد کنید.

زندگی مربوط به "چه کسی" است که شما می دانید ، بیشتر از "آنچه" شما می دانید. به عبارت دیگر ، شما می توانستید تمام مهارت ها و توانایی های جهان را داشته باشید ، اما اگر نمی توانید با مردم خوب کار کنید ، شانس موفقیت شما به مراتب کاهش می یابد. با این حال ، اگر مهارت داشته باشید و یاد بگیرید که چگونه از آن مهارت ها برای کمک به افراد مناسب استفاده کنید ، موفقیت شما به موفقیت خواهد رسید.

26. بر خانواده بیش از دوستی در سطح متمرکز شوید

"شما به دنبال ثروت خود از خانه خارج می شوید و وقتی آن را بدست می آورید ، به خانه می روید و با خانواده خود به اشتراک می گذارید." - آنیتا بیکر
خانواده ها قطب نما هستند که ما را راهنمایی می کنند. آنها الهام بخش رسیدن به ارتفاعات عالی هستند ، و آسایش ما وقتی گهگاه ناامید می شویم. " - برد هنری
"هیچ موفقیت دیگری نمی تواند شکست در خانه را جبران کند." - JE McCulloch

تحقیقات وحشی در مورد چگونگی رشد بلوغ عاطفی کودکان و انعطاف پذیری در زندگی وجود دارد - و این بستگی به مراقبت از والدین آنها دارد.

در کتاب ، به فرزندان خود ادامه دهید: چرا والدین باید بیشتر از همسالان خود اهمیت داشته باشند ، دکتر گابور ماته پیامدهای روانی منفی را که هنگام اتصال کودکان از نظر عاطفی به جای والدین رخ می دهد ، توضیح می دهد.

وقتی کودکان و نوجوانان عمیق ترین دلبستگی های عاطفی خود را با همسالان خود برقرار می کنند ، آنگاه وسواس آن دلبستگی را پیدا می کنند. این دلبستگی می تواند باعث شود تا در زندگی خود کمتر خلاقیت ، تخیل و انعطاف پذیر شوند.

به عبارت ساده ، به پیوندهای عمیق و سالم با خانواده نیاز دارید. اگر خانواده ندارید ، پس از آن یکی بسازید. سعید نویسنده پرفروش ، تعطیلات رایان:

با توجه به تمام توصیه های مربوط به بهره وری و موفقیتی که در دهه گذشته برای ده ها نویسنده خوانده ام ، شکل داده ام و به بازار عرضه شده ام ، هرگز ندیده ام که کسی بیرون بیاید و بگوید: خودتان یک همسر پیدا کنید که شما را تکمیل و پشتیبانی کند و شما را بهتر کند. در عوض ، ما باید اعتقاد داشته باشیم که روابط افراد را به هم می زند ، و آنها برای مرگ و میر خلاقیت و جاه طلبی هستند. "

27. بر خلاقیت بیش از مصرف متمرکز شوید

"وقتی می توانید یک کار مشترک را به روش غیر معمول انجام دهید؛ شما توجه جهان را امر خواهید کرد. " - جورج واشنگتن کارور
"شما نمی توانید از خلاقیت استفاده کنید. هرچه بیشتر استفاده کنید ، بیشتر خواهید داشت. " - مایا آنجلو
"اگر فروش نباشد؛ خلاق نیست. " - دیوید اوگیلوی
"نشانه اصلی نبوغ ، کمال نیست بلکه اصالت ، باز شدن مرزهای جدید است." - آرتور کوستلر
"آسیب پذیری زادگاه نوآوری ، خلاقیت و تغییر است." - برنه براون

خلاقیت واقعی شجاعت می گیرد.

این شجاعت را به خود می گیرد ، زیرا خلاقیت در صادقانه ترین و خالص ترین شکل ، همان چیزی است که ست گودین می گوید ، "کار عاطفی".

خلاقیت تحول گرا است زیرا مستلزم تخیل و تلاش برای چیزی است که می تواند شکست بخورد. این شامل رونق بخشیدن بخشی از خودتان از دیگران در تلاش برای ایجاد ارتباط است.

خلاقیت زخمهای قبلی را بهبود می بخشد و دگرگون می کند و شما را به شخصیتی بسیار تواناتر و قدرتمند تبدیل می کند. جالب است ، اما تحقیقات نشان داده است که خلاقیت می تواند به مردم در غلبه بر اعتیاد کمک کند.

اعتیاد تلاشی ناسالم برای برطرف کردن تروما و درد سرکوب شده است. تنها راه برون رفت از احساسات سرکوب شده ، حرکت با شجاعت به جلو در زندگی است.

وقتی چیزی را خلق می کنید ، در اعماق مکان عاطفی قرار می گیرید و آن را به شکل جدید رها می کنید. این عمل خلاق می تواند خاطرات و احساسات شما را جابجا کند و به آنها امکان سلامتی و تغییر پیدا می کند.

خلاقیت نه تنها زندگی عاطفی شما را دگرگون می کند بلکه می تواند زندگی مالی شما را نیز متحول کند. افراد حرفه ای ایجاد می کنند ، در حالی که توده ها مصرف می کنند.

هر آنچه که تاکنون خریداری کرده اید یا استفاده کرده اید توسط شخص دیگری ایجاد شده است.

چه چیزی را ایجاد می کنید؟

28. روی رشد بیش از وضعیت متمرکز شوید

بیشتر افراد اگر با خود صادق باشند ، به دلیل نوعی وضعیتی که به آنها می دهد ، "موفقیت" می خواهند. آنها این مسئله را به شما اعتراف نمی کنند ، اما در اعماق وضعیت ، مسئله مهم است.

به همین دلیل است که موفقیت برای اکثر افراد کوتاه مدت است. به محض رسیدن به درجه خاصی از وضعیت ، انگیزه آنها برای انجام کار از بین می رود.

وقتی تمرکز شما روی وضعیت است ، شغل شما برای ایجاد و حفظ آن وضعیت می شود. این امر به ویژه در دنیای رسانه های اجتماعی امروزی رایج است که همه در تلاشند به یک چیز یا چیز دیگری مشهور شوند.

رشد اغلب به قیمت وضعیت می آید.

برای ادامه رشد ، باید وضعیت و موفقیت گذشته خود را برای اتفاق جدید و بهتر ریسک کنید.

دلیل موفقیت بیشتر نویسندگان هرگز این است که در نهایت ، آنچه واقعاً می خواهند وضعیت باشد. با این حال ، عمیق ، آنها همچنین این باور عجیب را احساس می کنند که باید هنر خود را "خالص" بدانند ، بنابراین آنها نمی خواهند این کار را برای پول انجام دهند.

افرادی که در کاری موفق می شوند ، از موفقیت نمی ترسند. آنها از پول درآوردن نمی ترسند. اما پول ذاتاً برای آنها جالب نیست. آنها مجذوب رشد هستند و مرزهای خود را تحت فشار قرار می دهند. آنها هرگز نمی توانند "موفقیت" را تعیین کنند ، زیرا ، برای آنها ، این ایده به طور مداوم در حال تغییر است.

آنها هرگز نرسیده اند و هرگز قصد ورود ندارند.

آنها به دستاوردهای قبلی خود اهمیت نمی دهند. آنها به وضعیتشان اهمیتی نمی دهند.

آیا آنها وضعیتی دارند؟ البته! وقتی رشد تمرکز شماست ، وضعیت به طور کلی فرا می رسد. اما این وضعیت مهم نیست. هیچ وابستگی به آن وجود ندارد. و مطمئناً هیچ ترسی در از دست دادن آن وضعیت وجود ندارد.

افرادی که به دنبال رشد هستند ، مایل به پذیرش ناشناخته ها هستند. آنها حاضر به شکست هستند. آنها مایل به تلاش برای مواردی هستند که ممکن است کارایی نداشته باشند. در واقع ، هنگامی که رشد واقعی - می بینید که واقعاً تا چه اندازه می توانید پیش بروید - تنها معیار واقعی موفقیت شما است ، پس شما می خواهید همه چیزهایی را که قبلاً ساخته اید برای ریسک کردن آنچه می خواهید ریسک کنید یا باور دارید که باید انجام دهید

29. روی یادگیری در مورد سرگرمی تمرکز کنید

"تغییر نتیجه نهایی تمام یادگیری واقعی است." - لئو Buscaglia
"در حالی که من فکر می کردم که می آموزم چگونه زندگی کنم ، یاد گرفته ام که چگونه بمیرم." - لئوناردو داوینچی
اگر اشتباه می کنید ، چیزهای جدید را ایجاد می کنید ، چیزهای جدید را امتحان می کنید ، یاد می گیرید ، زندگی می کنید ، خود را تحت فشار قرار می دهید ، خود را تغییر می دهید ، دنیای خود را تغییر می دهید. شما کارهایی را انجام می دهید که قبلاً هرگز انجام نداده اید و مهمتر از آن ، کاری را انجام می دهید. " - نیل گیمان
"شما یاد نمی گیرید که طبق قوانین قدم بردارید. شما می توانید با انجام کار و با سقوط یاد بگیرید. " - ریچارد برانسون

من این مقاله را با گفتن اینکه شما می توانید کل زندگی خود را در یک سال تغییر دهید ، شروع کردم.

سال 2019 می تواند سال شما برای تغییر زندگی شما باشد.

اما شما نمی توانید زندگی خود را بدون یادگیری چیز جدید تغییر دهید. زیرا روند تغییر شما را وادار به سازگاری می کند.

اگر می خواهید جهش های بزرگی را در زندگی خود رقم بزنید ، مجبور خواهید شد از پوسته آسایش خود بیرون بیایید. به دلیل ماهیت خارج بودن از آن پوسته ، استرس زیادی را تجربه خواهید کرد. اگر با اداره صحیح آن احساسات ، انعطاف پذیری عاطفی به دست آورید ، پس خود را تغییر دهید

شما رابطه خود را با احساسات خود تغییر خواهید داد.

خاطرات و گذشته خود را تغییر می دهید.

شما همچنین مغز و زیست شناسی خود را دگرگون خواهید کرد.

اگر شما از شخصی که 12 ماه پیش بودید خجالت نمی کشید ، پس چیز زیادی یاد نگرفتید.

به جای اینکه از خود بپرسید "این مدت چه مدت می تواند طول بکشد؟" یک سؤال جالب تر این است که "تا کجا می توانست برود؟"

در یک سال تنها چقدر می توانید بروید؟

هر چه سریعتر حرکت کنید ، زمان کندتر می گذرد.

در 12 ماه آینده ، می توانستید بیش از بسیاری از افراد در کل زندگی خود بیاموزید و انجام دهید. به گفته ژان ژاک روسو ، "کسی که بیشترین زندگی را کرده است ، کسی نیست که بیشترین سالها را داشته باشد بلکه فردی است که دارای ثروتمندترین تجربه ها است."

تجربیات تحول گرا آن "تجربه های اوج" هستند که زندگی شما را تغییر می دهد.

در 12 ماه گذشته چند تجربه اوج داشتید؟

در 12 ماه آینده چند تجربه اوج خواهید داشت؟

چند صبح می خواهید بیدار شوید و بلافاصله خود را در حالت اوج قرار دهید؟

30. روی سرمایه گذاری روی هزینه تمرکز کنید

"بدبین قیمت همه چیز و ارزش هیچ چیز را نمی داند." - اسکار وایلد

هیچ چیز هزینه ای نیست.

همه چیز یک سرمایه گذاری است.

و هرچه بیشتر به زندگی به عنوان یک سرمایه گذاری نگاه کنید ، بیشتر بر آنچه می توانید به جای آنچه می توانید بدست آورید تمرکز می کنید.

این همان چیزی است که ذهن من را در مورد بیشتر مردم منفجر می کند: آنها مایل به سرمایه گذاری در خود نیستند. آنها چیزهایی مانند آموزش ، مربیگری ، گروههای متفکر و سایر موارد مشابه را "هزینه" می دانند.

به عبارت دیگر ، آنها باور ندارند که ارزش آن را دارند.

با این حال ، هنگامی که طرز فکر شما از "هزینه" به "سرمایه گذاری" تغییر می یابد ، پس از آن شما سرمایه گذاری زیادی را در خود ، مهارت های خود ، روابط ، روابط ، محیط و سایر موارد مهم برای شما سرمایه گذاری می کنید.

وقتی از منظر سرمایه گذاری می آیید ، کاملاً باز هستید. وقتی از منظر هزینه می آیید ، تعطیل می شوید.

سرمایه گذاری به این صورت است که جورج کی. کان ، دهمین نسخه خود را دید. شاید بیشتر مردم آن را به عنوان هزینه می دانند.

سرمایه گذاری تبدیل می شود. هزینه نمی کند

آیا خود را هزینه یا سرمایه گذاری می دانید؟

آیا روابط خود را هزینه یا سرمایه گذاری می دانید؟

آیا کارهای خود را هزینه یا سرمایه گذاری می دانید؟

هنگامی که به سمت سرمایه گذاری روی می دهید ، فکر 10X را تجربه می کنید. شما شروع به تقویت ذهنیت ناخودآگاه خود در مورد آنچه می توانید داشته باشید و هستید و انجام می دهید.

متوجه می شوید که شما به عنوان یک فرد بسیار انعطاف پذیر و روان هستید. به عبارت دیگر ، می توانید تغییر و تحول دهید. سرمایه گذاری در خودتان الگوهای ناخودآگاه ناسالم را خراب می کند و با شجاعت خود را در یک هواپیمای بالاتر و مرتفع تر قرار می دهد ، که در آن می توانید به مناسبت های جدید بالا بروید.

آیا قصد دارید در سال 2019 سرمایه های بزرگی را در خود سرمایه گذاری کنید؟

آیا قرار است روی دادن ، قدردانی و رشد تمرکز کنید؟

آیا می خواهید تحول گرا باشید؟

آیا می خواهید 10X در سال 2019 بروید؟

آیا قبلاً 10X رفته اید؟

شما می توانید این کار را هنگامی که شروع به سرمایه گذاری در خود می کنید انجام دهید. وقتی جلوی خود را می گیرید به عنوان هزینه.

آماده به روزرسانی هستید؟

من بلافاصله یک ورق تقلب برای قرار دادن خود در PEAK-STAT ایجاد کرده ام. شما این کار را هر روز دنبال می کنید ، زندگی شما خیلی سریع تغییر خواهد کرد.

ورق تقلب را اینجا بیاورید!