23 سال پیش عموی خود را به دلیل خودکشی از دست دادم.

امروز ، 18 ژانویه 1994 احساس می کند مانند یک عمر گذشته است.

23 سال پیش عموی خود را به دلیل خودکشی از دست دادم.
او از مهاجرت والدین من حمایت مالی کرد.
او دلیل من شهروند ایالات متحده است. او به همین دلیل من یک نیویورکر هستم. او دلیل من چیزی است که من دارم.
دلیل اینکه من در 5 سال نه 1 ، نه 2 بلکه 3 درجه ، 4 کار کار کردم.
او وقتی 4 ساله بودم درگذشت. من فقط دو خاطره از او دارم. من او را به آب پرتقال آوردم ، او لبخند زد ، و او سر من را لکه دار کرد.
سپس خودش را آویزان کرد. از میله دوش در حمام. آنها مرا به عزاداری بردند تا او را ببینم. هرگز چهره اش را فراموش نمی کنم.
پس از درگذشت ، آنها گفتند که بخشیده نمی شود. که او به بهشت ​​نخواهد رفت. که او بخاطر گرفتن جان خودش در جهنم می سوزاند. این که دیدن بدن سرد و مرده او ، آویزان کردن میله دوش حمام ، چیزی برای آنها نبود و بنابراین برای من مهم نیست. آنها او را دزد و جنایتکار خواندند. سخنان اقوام.
آنها به مادرش ، مادربزرگ فرشته عزیزم ، بخاطر اندوه از دست دادن او خندیدند. خندید. تا به امروز ، هیچ کس نمی تواند به من بگوید ، پس چرا قبر او در پای قبر او قرار دارد؟
آیا اسلام نمی گوید ، "بهشت در پای مادر شما قرار دارد"؟ (حدیث). بله ، اسلام چنین می کند.
غم و اندوه اندوه معتبر است. اندوه موقتی نیست اندوه دائمی است. اندوه یک حبس ابد است. اندوه همچنین می تواند حکم اعدام باشد. میدانم.
مردم از من می پرسند ، چگونه افسرده شدم. وقتی حملات وحشت و اضطراب شروع شد. این. اینگونه است من هیچ وقت کودکی نداشتم. در تاریخ 11 سپتامبر به پایان نرسید. به پایان رسید 01/18/1994.
به همین دلیل من دلقک کلاس بودم. به همین دلیل است که می نویسم ، چرا بیشتر اوقات شما را می خندیدم ، و بعضی اوقات گریه می کنم. اینگونه است که اکنون کنار می آیم.
(من ایمن هستم. من خودکشی نیستم. کاملاً خوب هستم. شما یاد می گیرید که اندوه خود را مجبور کنید که کارآمد شود. در هر کجای راه ، شما سازگار می شوید ، حتی اگر خدا ، جهان ، دوستان و خانواده این کار را نکنند. )
ریپ شمس مامو. دلم برات خیلی تنگ شده.
مرگ اصلاً چیزی نیست. حساب نمی شود. من فقط به اتاق بعدی سقوط کرده ام. هیچ اتفاقی نیافتاده. همه چیز دقیقاً مثل گذشته باقی مانده است. من من هستم و تو هستی ، و زندگی قدیمی که ما آنقدر دوست داشتنی با هم زندگی کردیم دست نخورده ، بدون تغییر است. هر چه با هم بودیم ، که هنوز هستیم. با نام آشنای قدیمی با من تماس بگیرید با من به روشی آسان که همیشه از آن استفاده کرده ای صحبت کن. هیچ تفاوتی در لحن خود ایجاد نکنید. هیچ هوای اجباری از افتخار و اندوه را نپوشید. می خندیدیم که همیشه از شوخی های کوچکی که باهم لذت می بردیم می خندیدیم. بازی کنید ، لبخند بزنید ، به من فکر کنید ، برای من دعا کنید. بگذارید نام من همیشه کلمه خانگی باشد که همیشه بوده است. بگذارید بدون هیچ تلاشی صحبت شود ، بدون اینکه یک سایه سایه روی آن باشد. زندگی یعنی تمام آنچه در آن معنی بوده است. این مانند گذشته است. استمرار مطلق و ناگسستنی وجود دارد. این مرگ اما یک تصادف ناچیز است؟ چرا باید از ذهنم غافل باشم زیرا دور از ذهن هستم؟ من منتظر شما هستم ، برای یک فاصله زمانی ، جایی بسیار نزدیک ، فقط در گوشه و کنار. همه چیز خوب است. هیچ چیز صدمه دیده نیست. هیچ چیز گم نشده است یک لحظه کوتاه و همه مانند گذشته خواهد بود. وقتی دوباره ملاقات کنیم از درد فراق می خندیم!
- هنری اسکات هلند (1910)
یک پروانه در کنار ما مانند تابش آفتاب می تابد و برای لحظه ای کوتاه جلال و زیبایی آن متعلق به جهان است ، اما پس از آن بار دیگر پرواز می کند و گرچه آرزو می کرد که می توانست بماند ، ما احساس خوشبختی می کردیم که آن را دیده ایم. - ناشناس / ناشناخته
در قبر من نایست و گریه کن من آنجا نیستم. من نمی خوابم. من هزار بادی هستم که می وزد. من براق الماس برف هستم. من درخشش خورشید بر دانه های رسیده هستم. من باران پاییزی ملایم هستم. هنگامی که شما در هوای صبح بیدار می شوید ، من سریع قله بلند پرواز پرندگان آرام در پرواز مدور هستم. من ستاره های نرمی هستم که شب می درخشد. در قبر من نایست و گریه کن. من اونجا نیستم. من نمردم. - مری الیزابت فرای (1932)

اسکریپت ارسال شده از AUTOROR

با سلام ، خانواده متوسط. این داستان یکی از مداحی های بسیاری است که در کتاب اول من وجود دارد ، خاطره ای با عنوان Brown Grass. به همین دلیل و به دلایل بسیاری دیگر که هنوز بیان نشده است و شاید حتی فکر نشده از آن نباشد ، من هنوز هم برای یافتن کلمات مناسب برای بیان مقدار این ضرر تلاش می کنم. در کار و زندگی گذشته من به عنوان دانشجوی کارشناسی ارشد بهداشت عمومی و حرفه ای (MPH) ، مدافع سلامت روان ، فعال پیشگیری از خودکشی ، اپراتور داوطلب پاسخ سریع بحران ، داوطلبانه ، خشونت شریک زندگی صمیمی (IPV) محقق پزشکی فوریت های پزشکی ، واعظ و سخنران عمومی انگیزشی ، چندین حقیقت برجسته ، سخت ، ناخوشایند ، زشت ، مودار ، هیولا را بارها و بارها آموختم. یکی از آنها ، آنچه من دقیقاً 23 سال با آن زندگی کردم ، این است:

اندوه معتبر است. اندوه موقتی نیست اندوه دائمی است. اندوه یک حبس ابد است. اندوه می تواند حکم اعدام باشد.

به همین دلیل این ایستاده ، دشوارترین کار برای تایپ کردن من بوده است. از دست دادن عموی من به خودکشی در ژانویه سال 1994 ، و مرگ چندین ساله مادر بزرگم به غم و اندوه ، زوال عقل پیشرفته ، و آنچه که به قبرم می روم با استدلال در حقیقت یک قلب شکسته و از دست دادن میل او برای زندگی بود ، پس از مرگ ناگهانی پدربزرگ من ، پنج سال بعد ، سه گانه از جهنم را تشکیل می دهد. اینها وقایع منحصر به فرد هستند که بیشترین تأثیر را در زندگی من دارند.

"صبر کن. نه یازده سپتامبر "؟ 9/11 № و 15 سال پس از تجاوز ، غیرقانونی شدن ، غیرقانونی بودن ، مانند یک تروریست داخلی ، با او رفتار می شود ، مشکوک فقط برای تنفس در نظر گرفته می شوید ، دشمن شماره یک دشمن یا رزمنده دشمن ، انتخاب شما را انجام می دهد ، مشمول اعمال میکرو تجاوزات میهن پرستانه ، مجبور شدن به نقش اصلی قربانی ناخواسته بسیاری از جنایات نفرت انگیز ، آشنایی صمیمی با سرویس Feel-You-Up TSA و سپس انتظار می رود از اینکه به دلیل نقض وی دیده می شود ، سپاسگزاریم ، با دیدن دوستان دوران کودکی و چهره های آشنا به دام افتاده ، بازداشت ، شکنجه ، تبعید شد. ، و ساده ناپدید شد ... فقط برای اینکه در کابوسی که 10 هفته پیش از امروز آغاز شد ، گیر بیفتید ، برتری سفید آدرس جدیدی دارد و آن را 1600 خیابان پنسیلوانیا بنامید - یا خیابان 721 پنجم ، بسته به اینکه شما از چه کسی می پرسید - احساس می کند مانند یک شوک ایستا لعنتی است. ضرر - زیان. از هر کسی که والدین خود را از دست داده است ، یا بهترین دوستشان بخواهید ، یا در مورد کودکی که از دست داده است ، غمگین است. فقط یکسان نیست

اینجا یک سؤال ساده دارم من می خواهم داستان خود را به اشتراک بگذارم ، زیرا اساس کتاب اولین کتاب من ، خاطره ای با عنوان Brown Grass است. من نمی خواهم به خاطر شهرت و ثروت ، رنج و رنج کسی را ، به ویژه شخصاً شخصی خودم ، جبران کنم.

از این رو ، من مدتها پیش تصمیم گرفتم و در آینده نیز متعهد خواهم شد که ابتدا Brown Grass را در اینجا به طور کامل در Medium منتشر کنم. از آنجا که من جزو آخرین نژادهای در حال مرگ از کمال گرایان بی پیمان هستم ، هنوز آماده نشده است. این داستان را به اشتراک بگذارید ، تنها اگر معتقدید که ارزش انتشار دارد. من خودم فکر می کنم

من شما را با کلمات عاقلانه ای که سعی در اجرای آنها دارم رها می کنم. در 3 ، 2 به رنگ سیاه محو می شود ...:

من ترجیح میدهم خاکستر بشوم تا خاک! من ترجیح می دهم که جرقه من در یک درخشش درخشان از آنچه که باید توسط پوسیدگی خشک شود خاموش شود. من ترجیح می دهم یک شهاب سنگ عالی باشم ، هر اتم من درخشش باشکوه ، از یک سیاره خواب آلود و دائمی. کارکرد انسان زندگی کردن است ، نه وجود داشتن. روزهایم را برای تلاش برای تمدید آنها تلف نمی کنم. من باید از زمانم استفاده کنم. - کرودو جک لندن
سلفی جدید ، همان SF علی

تماس با عمل

1. این داستان را توصیه کنید. این به دیگران کمک می کند تا داستان را ببینند ، به من این امکان را می دهد که کار من ارزش نوشتن ، خواندن و توصیه کردن را داشته باشم و باعث شود که احساس اعتبار و فازی داشته باشم ، زیرا صادقانه بگویم که قلب سرد و مرده او فوراً توسط دوپامین سرفه کننده اعلان ها ذوب و احیا می شود؟ مانند ، به اشتراک گذاشتن ، بازتوییت ، چربی ، آبکشی ، تکرار کنید. همچنین ، پزشکان می گویند اگر احساس فازی نکنم ، به دلیل کمبود نادر در ارز اجتماعی که هر وقت نمره Klout من پایین تر از 70 باشد ، می میرد ، فوت خواهم کرد. نگاه خوبی نیست. آیا می خواهید من بمیرم ؟! فکر نمی کردم
2. این داستان را به اشتراک بگذارید: فیس بوک ، توییتر ، لینکدین ، ​​ایمیل و غیره.
3. با من ارتباط برقرار کنید: Medium ، Facebook، Twitter، LinkedIn، Instagram، Snapchat، Product Hunt، AngelList، Quora و Quibb. (فکر کنم همه اینها باشه!) برای من از طریق ایمیل هم بنویسید! در صورت تمایل با تلفن یا متن تماس بگیرید. (917) 982-3849. من همیشه دوست دارم دوستان جدیدی بشنوم ، گوش بدهم ، پشتیبانی کنم و به هر شکلی که می توانم مفید باشم. به همین دلیل من متقاضی مقیم متوسط ​​هستم ، نه! :)
4. نوشتن من را بخوانید. به لیست پستی من بپیوندید. قهرمان کار آینده را با در نظر گرفتن جبران خسارت کار فکری من.