عکس دیوید مارکو در Unsplash

23 راه هوشمند برای افزایش اعتماد به نفس ، بهره وری و درآمد شما

"موفقیت" فقط داشتن پول زیادی نیست. بسیاری از افراد با پول زیادی زندگی وحشتناکی ناخوشایند و بی تعادل دارند.

موفقیت به طور مداوم بهبود می یابد که شما چه کسی هستید ، چگونه زندگی می کنید ، چگونه خدمت می کنید و چگونه ارتباط برقرار می کنید.

پس چرا اکثر مردم موفق نمی شوند؟

چرا اکثر مردم تکامل نمی یابند؟

هرچه تکامل بیشتری پیدا کنید ، باید به آن معدود مواردی که مهمترین آنهاست توجه کنید. با این حال ، همانطور که جیم ره گفته است ، "بسیاری از مردم به این دلیل که در امور جزئی جزئی هستند ، خوب عمل نمی کنند."

این مقاله به تفکیک 23 راه هوشمندانه برای تمرکز بر موارد اصلی زندگی شما می پردازد. نتیجه این است که اعتماد به نفس ، بهره وری و درآمد بیشتری خواهید داشت.

آن ها اینجا هستند:

1. هر روز با 5 دقیقه درد مقابله کنید (و سپس از چندین ساعت اوج بهره وری و تحقق لذت ببرید)

به گفته روانشناس ران فریدمن ، سه ساعت اول روز شما موفقیت شما در زندگی را رقم می زند یا باعث شکست آنها می شود. و او درست است.

او گفت:

"به طور معمول ، ما پنجره ای در حدود سه ساعت داریم که واقعاً واقعاً متمرکز هستیم."

چالش شما ، از همه جدی ، یادگیری نحوه مقابله با پنج دقیقه درد است.

زیرا وقتی زنگ خطر را تنظیم کرده و زود بیدار شوید ، مکیده خواهد شد. احساس زود هنگام بیدار شدن کاملاً وحشتناک است.

اما اگر بلافاصله از رختخواب برخیزید و کاری انجام دهید ، فقط پنج دقیقه احساس وحشتناک می کند.

در غیر این صورت ، درد را با ماندن در رختخواب یا خواباندن دوباره احساس پشیمانی کرده و احساس پشیمانی می کنید. و هر چه بیشتر در رختخواب بنشینید ، بدتر می شود. تحقیقات نشان می دهد که هر چه مدت بیشتر از انجام کاری دریغ کنید ، احتمال انجام این کار کمتر است.

بعد از خاموش شدن زنگ هشدار ، مدت زمان طولانی تر در رختخواب می نشینید ، احتمالاً از رختخواب خارج می شوید.

بعد از خاموش شدن زنگ هشدار ، سه مشکل اساسی در بستر وجود دارد:

  1. شما در حال دروغ گفتن به خود هستید. شب قبل ، هنگامی که زنگ را تنظیم کردید ، به خودتان گفتید که وقتی این زنگ خاموش شود ، می خواهید بالا بیایید. با دروغ گفتن به خود ، در شرایط درگیری داخلی زندگی می کنید. نقطه مقابل خود فریب ، اعتماد به نفس است که حرف دیگری برای اعتماد به نفس است. تحقیقات در روانشناسی نشان داده است که اعتماد به نفس یک علت نیست بلکه تأثیر آن است. شما با انجام کارهایی که می خواهید انجام دهید اعتماد به نفس خود را جلب می کنید.
  2. آیا در شرایطی که خسته و مبهم و ذهنی است ، تصمیم مهمی مانند یک سرمایه گذاری بزرگ مالی می گیرید؟ احتمالا نه. پس چرا تصمیم می گیرید چه موقع در چنین شرایطی قرار بگیرید؟ وضعیتی که در آن تصمیم می گیرید ، کیفیت آن تصمیمات را تعیین می کند. بنابراین ، شما باید تصمیم بگیرید که چه موقع از خواب بلند شوید ، نه در حالی که شما در آن تخت راحت خسته شدید و دراز کشیده اید ، بلکه شب قبل در حالی که پاک هستید (نگاه کنید به شماره 23). سپس ، لحظه خاموش شدن زنگ هشدار ، بلافاصله طبق تصمیمی که قبلاً گرفته اید عمل کنید. به این تصمیم اعتماد کنید. شما آن را به یک دلیل ساخته شده است. اگر اولین تصمیم روز خود را با روشی واکنش پذیر انجام دهید ، بقیه روز را برای چه لحنی تنظیم می کنید؟ به همین ترتیب ، چه لحنی را برای بقیه عمر خود تنظیم می کنید؟
  3. درد بیدار شدن از خواب فقط پنج دقیقه طول می کشد. معمولاً اگر استراتژی برای بیدار کردن خود داشته باشید ، معمولاً کمتر. وقتی زنگ هشدار خاموش شد ، به خودتان فرصت ندهید که با تختخواب خود مذاکره کنید. بلافاصله و فعالانه از خواب برخیزید تا خود را از خواب بیدار کنید. این می تواند بلافاصله در دوش گرفتن باشد. می تواند به اتاق دیگری برود. من خودم بلند می شوم ، کفش هایم را می پوشم ، مستقیم به سمت اتومبیل خود قدم می زنم و به یک پارکینگ خارج از محله خود می رانم تا کارهای خواندن و نوشتن مجله را انجام دهم. معمولاً در هنگام اتومبیل احساس خوبی دارم. ایده اصلی این است که شما می خواهید محیط زیست را در اسرع وقت تغییر دهید. اتاق خواب شما به طور ناخودآگاه باعث می شود ، به خصوص در آن زمان صبح میل به خواب. وقتی محیط را تغییر می دهید ، حتی فقط به حمام می روید و چراغ را می تابید ، هوشیارتر خواهید شد. تحقیقات در روانشناسی نشان می دهد که تغییر محیط شما ذهنیت شما را تقویت می کند.

این درد پنج دقیقه ای است که مانع از خواب بیدار شدن اکثر مردم می شود.

این پنج دقیقه درد کاملاً به معنای واقعی کلمه می تواند شما را - از نظر ذهنی ، معنوی ، اجتماعی اقتصادی و از هر راه دیگر - از اکثر مردم جدا کند.

پنج دقیقه احتمالاً عامل تمایز این است که شما یک روز عالی یا یک روز متوسط ​​داشته باشید. به طور مشابه ، 30 روز تفاوت بین داشتن عادت های بد و خوب است.

با این حال ، اکثر مردم از آن پنج دقیقه و آن 30 روز در WRONG Side باقی می مانند. اگر آنها فقط می توانند برخی از مشکلات کوتاه را تحمل کنند ، خود را به دنیایی از فرصت باز می کنند. با این حال ، آنها خود را تقلب می کنند و همچنان گیر می مانند ، همیشه می خواهند تغییر ایجاد کنند ، اما حاضر نیستند مدت کوتاهی از پاکسازی را تحمل کنند.

بیدار شدن زود هنگام و ایجاد روال استراتژیک می تواند شما را در یک دوره نسبتاً کوتاه (تقریباً 1-10 سال) شما را به فردی بسیار باهوش ، معنوی ، سازمان یافته و موفق تبدیل کند.

قانع نشده؟ این نقل قول ها را بررسی کنید:

"یک ساعت صبح صبح از دست بده و تمام روز شکار آن می شوی."

- ریچارد وتلی

"صبح زود طلا در دهانش است."

- بنجامین فرانکلین

"تفاوت بین ساعت پنج تا هفت صبح صبح ، چهل سال با فرض اینکه مرد در همان ساعت شب به رختخواب برود ، تقریباً معادل اضافه شدن ده سال به زندگی یک مرد است."

- فیلیپ دودریج

"خوب است که قبل از شکستن روز بیدار شوید ، زیرا چنین عادت هایی به سلامتی ، ثروت و خرد کمک می کنند."

- ارسطو

"خورشید پنجاه سال مرا در رختخواب ندید."

- توماس جفرسون

"یكی از مهمترین موفقیت ها ، ناهار بودن در هنگام روز است که بیشتر مردم صبحانه می خورند."

- رابرت برول

2. روز خود را با اولویت شماره 1 خود شروع کنید (مهم نیست که فوری)

آسان است که روز را با چیزی خوب شروع کنی اما در نهایت همه چیز مهم نیست.

جیم کالینز گفت ، "خوب است دشمن بزرگ."

کارهای بسیار بی شماری که شما می توانید انجام دهید وجود دارد.

اما اولین کاری که باید بکنید چیست؟

راه ایده آل برای شروع روز خود چیست؟

این به اولویت شماره یک زندگی شما بستگی دارد. اگر این ایمان شماست ، احتمالاً باید با خدا ارتباط برقرار کنید و ایمان خود را افزایش دهید. اگر این کار شماست ، احتمالاً باید به کار خود ادامه دهید.

برای چندین سال ، اولین کاری که صبح انجام دادم رفتن به سالن بدنسازی بود. و گرچه سلامتی و تناسب اندام برای من ضروری است ، اما اولویت اول شماره 1 من نیستند.

اگر وقت خود را برای اولویت شماره 1 خود اختصاص نمی دهید ، آیا واقعاً این اولویت است؟

استفان کاوی در کتاب "7 عادت افراد بسیار مؤثر" درباره اهمیت قرار دادن "چیزهای اول ، اول" توضیح می دهد. برای نشان دادن این مفهوم ، کاوی چندین سنگ را در یک سطل قرار می دهد. هنگامی که سنگ های کوچک را در ابتدا قرار می دهید ، نمی توانید همه سنگهای بزرگ را در آن جای دهید. اما وقتی با سنگهای بزرگ شروع می کنید ، سنگهای کوچک می توانند فضاهای خالی را به راحتی پر کنند.

نحوه شروع کاری ، مسیر شما را تعیین می کند.

زود بلند شدن کافی نیست. اول باید چیزهای اول را بگذارید. وقتی اولویت های اولویت خود را قرار می دهید ، اطمینان می دهید که آنها آن را به سطل روز شما تبدیل می کنند. پس از اتمام اولویت های اصلی شما ، بقیه شکاف ها را پر می کنند.

این برای تصمیم گیری با کیفیت ضروری است. بهترین تصمیم گیرندگان کارهایی را انجام می دهند که همزمان همه موارد زندگی خود را آسان می کنند.

شما یک تصمیم را می گیرید که چندین تصمیم دیگر را هم مهم یا آسان می کند. هنگامی که وقت خود را فقط با بهترین ها می گذرانید ، پس همه چیز از خود مراقبت می کند. حواس پرتی ها و اولویت های پایین یا به زمان اختصاص داده شده آنها اختصاص می یابد و یا از زندگی شما ناپدید می شوند. زیرا شما قبلاً زندگی خود را با چیزهایی با ارزش بسیار بالاتر پر کرده اید.

3. با مقاومت خود روبرو شوید و از آنچه می خواهید اجتناب کنید (آن چیزی که واقعاً مهم است و در 10 سال برای شما مهم خواهد بود ، که نمی خواهید انجام دهید)

"من می دانم که هرکدام از ما کارهای زیادی باید انجام دهیم. بعضی اوقات احساس می کنیم کارهایی که با آنها روبرو هستیم احساس غرق شدن می کنیم. اما اگر اولویت های خود را به ترتیب حفظ کنیم ، می توانیم تمام آنچه را باید انجام دهیم. "

- جوزف ویرتلین

اگر مدتی در برابر انجام کاری مقاومت کرده باشید ، همه چیز در زندگی شما رنج خواهد برد.

به عنوان مثال ، من به اتمام دوره دکترا خیلی نزدیک هستم. اما مواردی در رابطه با تکمیل دکتری من وجود دارد که من از اجتناب / تعویق خودداری کردم.

من به راحتی می توانم وقت خود را با بسیاری چیزهای واقعاً جالب ، مهم و جالب دیگر پر کنم.

اما همیشه در ذهن من است ، می دانم که از چیزی که برای رسیدن به اهداف شخصی ام بسیار مهم است ، غفلت می کنم. من چیزی را که برایم مهم است کنار می گذارم. بنابراین ، من در شرایط ناسازگاری زندگی می کنم.

جالب است که ، وقتی من در نهایت می توانم برای انجام پایان نامه خود ، حتی برای تنها چند ساعت کار کنم ، بلافاصله SURGE OF ENERGY را نسبت به سایر موارد مهم زندگی ام حس می کنم.

من امیدوارم که بتوانم موفق شوم.

من شروع به دیدن زیبایی های بیشتر در زندگی و در افراد اطرافم می کنم.

من برای موفقیت در سلامتی ، روابط و اهداف دیگرم احساس انگیزه می کنم.

4- سبکهای یادگیری چندگانه را در آغوش بگیرید (همه چیز هنگامی رخ می دهد که با مقاومت روبرو شوید و اولین چیزهایی را در اولویت قرار دهید)

"هرکسی که یادگیری را متوقف کند پیر است ، خواه بیست و هشتاد ساله باشد."

- هنری فورد

طبق 50 سال تحقیق در مورد تئوری یادگیری ، همه ما یک سبک یادگیری غالب داریم. همه ما چندین سبک یادگیری پشتیبان نیز داریم که وقتی در شرایط سختی قرار داریم به آنها اعتماد می کنیم. با این حال ، چندین سبک یادگیری دیگر نیز وجود دارد که هر یک از ما از آنها غفلت می کنیم و از آنها دوری می کنیم.

جالب است که ، اکثر مردم طرز یادگیری "رشد" در مورد سبک یادگیری که با آن راحت هستند ، دارند. به عنوان مثال ، اگر ریاضی را دوست دارید و به روش های تحلیلی یاد می گیرید ، احتمالاً معتقد هستید که می توانید در ریاضیات بهتر شوید. احتمالاً به عنوان فرصت هایی برای رشد به چالش ها و شکست ها نزدیک می شوید. شما احتمالاً به دنبال مشاوره ، آموزش و کمک هستید. شما احتمالاً کنجکاو هستید و به دنبال گسترش دانش و افق خود در مورد آن چیز هستید.

با این حال ، اکثر مردم طرز یادگیری "ثابت" در مورد سبکهای یادگیری که از آنها راحت نیستند ، دارند. به عنوان مثال ، اگر نوشتن را دوست ندارید ، احتمالاً معتقد هستید که نمی توانید در آن بهتر شوید. مواردی وجود دارد که شما به راحتی نمی توانید یاد بگیرید. آنها در DNA شما نیستند ، درست است؟

بخش عمده ای از کارهای مربوط به پایان نامه من خارج از سبک یادگیری غالب من است (مانند آمارهای سنگین). از این رو ، من از انجام این کار خودداری می کنم. من کارهایی را ترجیح می دهم که مطابق با سبکهای یادگیری غالب و توسعه یافته من باشد (مانند نوشتن و تدریس).

با این حال ، هنگامی که شما مشغول فعالیتی هستید که در برابر آن مقاومت می کنید ، مناطقی فعال از مغز و احساسات خود را سرکوب می کنید.

شما پیشرفت ملموس را به سمت اهدافی که در حال حاضر خارج از منطقه راحتی شما هستند ، می کنید.

شما خود را به دنیای جدیدی از یادگیری و تجربه باز می کنید.

شما اتصالات جدیدی در مغز خود ایجاد می کنید.

شما با تماشای خودتان کاری دشوار می کنید به خود اطمینان پیدا کنید.

شما با انجام کاری که فکر می کنید باید انجام دهید اعتماد به نفس بیشتری کسب می کنید و ذاتاً می خواهید انجام دهید اما این کار دشوار است.

به عنوان مثال ، افراد زیادی را می بینم که می خواهند هنرمند شوند - خواه این نویسنده باشد ، نوازنده باشد ، و غیره.

اما بسیاری از این افراد هرگز موفق نمی شوند زیرا شغل و بازاریابی یک هنرمند خارج از سبک یادگیری غالب آنها است. و آنها از یادگیری این مؤلفه های اساسی امتناع می ورزند.

آنها یک نگرش ثابت در مورد تجارت و بازاریابی دارند و بنابراین در نهایت برای زندگی خود که واقعاً نمیخواهند حل و فصل کنند.

با کمال تعجب ، اگر آنها فقط به تجارت خوب می شوند و برخی از احساسات دشوار و سبک های یادگیری توسعه نیافته خود را در آغوش می گیرند ، ART آنها باید اصلاح کنند.

این امر بهبود خواهد یافت زیرا آنها به خودشان نشان می دهند که چقدر واقعاً به رویاهای خود متعهد هستند. آنها به اندازه کافی متعهد به انجام کارهایی هستند که از دست می رود. آنها متعهد هستند که نه تنها یک فرد رؤیایی بلکه حرفه ای باشند.

5- چگونه هر کاری را انجام می دهید چگونه می توان همه کارها را انجام داد - این واقعیت است (وقتی که از تراز وسط قرار گرفتن ، تمام زندگی شما آشفته می شود)

وی گفت: "شما به طور همزمان نمی توانید هر روز یک کیک شکلاتی را جلوی تلویزیون بخورید و می خواهید لاغر شوید. شما نمی توانید مجرد و بی خیال باشید و می خواهید در یک رابطه عاشقانه و منحصر به فرد باشید. "

- مالتي بجوجان

هنگامی که یک منطقه از زندگی شما خارج از تراز است ، همه چیز رنج می برد.

شما ممکن است مدتی در یک حوزه زندگی جبران کنید. به عنوان مثال ، ممکن است در عین حال از اولویت های بالاتر خود در مورد کار یا سلامتی خود وسواس داشته باشید.

اما این بسیار ناپایدار است. سرانجام و همیشه ، به شما باز خواهد گشت.

مواردی که از آنها برتری دارید در نهایت به بزرگترین نقاط ضعف شما تبدیل می شوند ، مگر اینکه آنها را در تعادل مناسب حفظ کنید.

6. چرا و چرا خود را از نظر استراتژیک تعریف کنید (شما تصمیم می گیرید دلایل خود را تصمیم بگیرید)

"کسی که به همین دلیل زندگی کند می تواند تقریباً تحمل کند."

- فردریش نیچه

هدف از روشن شدن WHY شما دو برابر است.

  1. وضوح به انگیزه منجر می شود
  2. عملیاتی از عمیق ترین اعتقاد شما معتبر و بهینه را ایجاد می کند. کارایی

بنابراین چگونه می توانید به دلیل خود برسید؟

واقعاً کار سختی نیست.

من اخیراً یک استراتژی درخشان را برای رسیدن به دلیل شما از جو استامپف ، که نویسنده ، قهرمان کراس فیت و مربی مشهور تحول گرا است یاد گرفتم.

در اینجا چگونه کار می کند:

در مورد آنچه می خواهید فکر کنید و این سؤال ساده را از خود بپرسید:

در مورد ___________ برای من چه اهمیتی دارد؟

فقط به اولین چیزی که به ذهن می رسد پاسخ دهید.

بیش از آن را پیچیده نکنید.

اگر هدف شما کار از خانه است ، این سؤال را از خود بپرسید:

آنچه در مورد "کار از خانه" برای من مهم است؟

پاسخ شما ممکن است چیزی شبیه به "داشتن یک برنامه منعطف تر" باشد.

سپس این سؤال را وارد سؤال قبلی می کنید.

در مورد "داشتن یک برنامه منعطف تر" برای من چه اهمیتی دارد؟

احساس استرس و کنترل کمتری می کنید.

در مورد "احساس فشار کمتر و کنترل" برای من چه اهمیتی دارد؟

من بهتر کار می کنم و وقتی می توانم خودم را مدیریت کنم خوشحال تر هستم.

در مورد "بهتر کار کردن ، خوشحال بودن و مدیریت خودم" برای من چه اهمیتی دارد؟

خوب است حداقل در 7 تمرین به این تمرین بپردازید.

اگر واقعاً با خودتان صادقانه جواب می دهید ، این تمرین دو چیز را در معرض نمایش قرار می دهد:

  1. رویدادهای کلیدی که شما را شکل داده اند (اغلب از کودکی)
  2. باورها و ارزشهای اصلی شما در مورد جهان است

اگر بتوانید به هسته اصلی WHY در حال انجام کارهایی بپردازید ، می توانید درک کنید که این موضوع برای شما مهم است.

خیلی اوقات ، ما فقط به انگیزه های سطح پایه خود برای کاری که انجام می دهیم فکر می کنیم ، که از نظر شخصی کمتر معنی دارد. بنابراین ، عملکرد ما از هسته اصلی ما ناشی نمی شود.

به عنوان مثال ، من این شغل را شروع می کنم تا انعطاف پذیری بیشتری در برنامه خود داشته باشم.

مطمئناً ، این مهم است. اما این جالب نیست. چرا انعطاف پذیری بیشتری می خواهید؟

عمیق تر برو

خیلی عمیق تر

و به محض اینکه مشکل را بدست آورید ، روزانه آنچه را که دلیل آن را شروع می کنید ، برای شروع یک تجارت به یادآوری کنید.

هرچند عالی اینجاست. شما تصمیم می گیرید که چگونه "چرا" را قاب کنید ، شما باید تصمیم بگیرید که دلایل خود را برای آنچه انجام می دهید تصمیم بگیرید.

این دلایل از شما می آیند. نیازی نیست که آنها از یک منبع خارجی اختصاص داده شوند. به نقل از مشهور دایانا راس ، "شما فقط نمی توانید در آن جا بنشینید و منتظر باشید تا مردم آن رویای طلایی را به شما ارائه دهند ، شما باید از آنجا خارج شوید و خودتان آن را عملی کنید."

در گفتگوی حماسه TED ، روت چانگ ، فیلسوف ، چگونگی انتخاب واقعاً دشوار را توضیح می دهد. شما به WHY می آیید ، و در نهایت ، شما WHY را برای خود تعریف می کنید.

بله ، شما یک داستان دارید. اما شما می توانید آن داستان را شکل دهید. شما باید دلایل خود را شکل دهید. و وقتی این کار را کردید ، نه تنها می توانید از بالاترین ارزشهای خود عمل کنید ، بلکه می توانید تصمیم بگیرید که تصمیم بگیرید که این مقادیر را تعیین کنید و تعریف کنید.

7. یک اهدا کننده باشید ، نه یک تطابق دهنده یا یک تذکره دهنده ("زندگی به عوام می دهد و از دستگیرندگان می گیرد." - جو لهستانی)

"اهدا کننده برای یک تریبون 100 حیاط خوب نیست ، اما در ماراتن بسیار ارزشمند است."

- آدام گرانت

بسیاری از افراد TAKERS هستند ، به ویژه کسانی که ناامیدکننده موفقیت می خواهند.

آنها صرفاً برای آنچه می توانند از آن روابط خارج شوند ، در روابط درگیر می شوند. بی پرده بگوییم ، این افراد TRANSACTIONAL هستند.

همه چیز در زندگی آنها یک معامله یا مبادله است.

Takers خارج از SCARCITY عمل می کند.

آنها واقعاً نمی دهند. اعطای آنها فقط به یک نقطه معین می رود. علاوه بر این ، آنها فقط وقتی می توانند آنچه را می خواهند ، سپاسگزار باشند. آنها آنچه را که دیگران می دهند کم ارزش می کنند.

اگر رابطه به آنچه آنها می خواهند نیست ، قدردانی نمی کند. رابطه تمام می شود.

8. فقط در روابط تحول گرا شرکت کنید (زیرا همه موارد معاملاتی به زودی به پایان می رسد)

"من از تحولاتم لذت می برم. به نظر من ساکت و پایدار است ، اما کمتر کسی می داند که تعداد زنان در من وجود دارد. "

- آناس نین

وقتی دو فرد با هم جمع می شوند ، تغییر شکل می تواند رخ دهد - جایی که WHOLE جدید بی نهایت بیش از مجموع اجزای آن می شود.

هنگامی که یک فرد اهدا کننده تلاش می کند تا با یک مربی همکاری کند ، این رابطه دوام خواهد داشت تا زمانی که صاحبخانه آنچه را می خواهد داشته باشد. یا ، تا زمانی که فرد اهدا کننده متوجه نشود که واقعاً چه اتفاقی می افتد.

طبق تحقیقات استاد وارتون ، آدام گرانت ، هدیه دهندگان هر دو کمترین و موفق ترین نوع افراد هستند. برخی از مردم به یک تقصیر می پردازند. آنها هر آنچه را که به دست آورده اند می دهند و از همه مهمتر ، به WRONG TYPES OF PEOPLE می دهند.

هنگامی که به جمع کننده ها می دهید ، پای کوچکتر می شود و سرانجام خسته می شود.

وقتی به دهندگان می دهید ، پای پیوسته و بزرگتر می شود.

بنابراین ، اهدا کننده کافی نیست. اگر می خواهید موفقیت و روابط شما دوام داشته باشد باید به افراد مناسب هدیه دهید. واقعاً چه کسی با خودش محاصره می کند و با چه کسی همکاری می کنید.

من طی چند سال گذشته به روابط تجاری زیادی مشغول بوده ام - برخی از آنها با عوام و بعضی از آنها با خریداران.

در ابتدا قابل توجه بودن Takers است ، زیرا بسیار دستکاری و حیله گر هستند.

دن سالیوان ، بنیانگذار مربی استراتژیک ، می گوید که می تواند ظرف 10 دقیقه از حضور در کنار آنها ، صاحب نظر شود. Takers انگیزه حرص و آز و نه رشد است. شما باید واقعاً شهودی باشید تا نشانه های ظریف را متوجه شوید.

من تصمیم گرفته ام که تا آنجا که می توانم ، دیگر قصد ندارم درگیر روابط بلند مدت با دست اندرکاران شوم. من با روابط تراکنشی انجام شده ام. من روابطی را ترجیح می دهم که منجر به رشد و تحول شوند.

برای اینکه این نوع روابط وجود داشته باشد ، باید مایل باشید با حقایق وحشیانه روبرو شوید. روابط دگرگونی کثیف است. اگر به کسی اعتماد کنید ، می خواهید با آن شخص درگیر درگیری ایدئولوژیکی شوید. این درگیری در مورد شخص نیست بلکه بیشتر در مورد پیشرفت گذشته و به سمت وضوح است.

درگیری خشن است.

بیشتر افراد هنگام بروز درگیری روابط را ترک می کنند.

شما می دانید که کسی اهدا کننده است وقتی که آنها واقعاً به شما کمک می کنند بدون اینکه بخواهید چیزی بخواهید. و آنها واقعاً ، واقعاً خوشحال هستند برای موفقیتی که به شما کمک می کنند.

این دسته از افرادی هستند که می خواهید با آنها کار کنید.

هنگامی که شما در یک نقطه کم هستید ، بخشندگان نیز در کنار شما خواهند ماند. آنها با شما درگیر درگیری ها و چالش ها هستند.

9. آنچه را که در روابط خود به شما کمک می کنند در عین حال که از آنچه دیگران در آن سهیم هستند ، ارزیابی نکنید (این همان کاری است که اساساً همه انجام می دهند)

"از طریق غرور ما همیشه خود را گول می زنیم. اما در اعماق وجدان متوسط ​​پایین ، صدای کمی و آرام به ما می گوید ، چیزی از آن خسته نشده است. "

- کارل جونگ

به روابط خود بیندیشید.

در بیشتر این روابط ، شما بیش از حد یا UNDERVALUE را مشارکت می کنید؟

علاوه بر این ، آیا شما بیش از حد یا غیرقابل اعتماد به دیگران در این رابطه کمک می کنید؟

معمولاً ، مردم آنچه را كه در آن نقش دارند ، ارزیابی می كنند و آنچه را كه دیگران در آن نقش دارند ، كمتر ارزیابی می كنند.

اگر اهدا کننده هستید ، آنچه را که دیگران در آن سهیم هستند ، قدردانی و قدردانی می کنید. شما واقعاً سپاسگزار هستید شما دیگران را به خوبی نمی پذیرید.

شما در روابط خود نمره حفظ نمی کنید.

10. با افرادی که یک صنعتگر هستند ، نه فروشنده کار کنید (اما آنها که می دانند چگونه به بازار عرضه شوند)

"کیفیت یک عمل نیست ، یک عادت است."

- ارسطو

"معیار کیفیت باشید. بعضی از افراد به محیطی که تعالی انتظار می رود عادت ندارند. "

- استیو جابز

مشابه نکات بالا ، کیفیت زندگی شما (و کیفیت کارهایی که انجام می دهید) بر اساس این است که شما زندگی خود را با چه کسانی سپری کنید.

من از طریق همکاری های متعدد دیده ام که اکثر مردم برای خود و کارشان دارای استندارد های پایین هستند.

آنها به تعویق می افتند ، سپس تلاش می کنند تا در آخرین لحظه کارها را انجام دهند که منجر به عدم کیفیت در محصول نهایی می شود.

آنها گیرنده هستند - به این معنی که سعی می کنند به جای تلاش برای انجام هر چه بیشتر ممکن است هر چه بیشتر LITTLE را انجام دهند.

چگونگی انجام هر کاری انسان ، این است که چگونه آنها همه چیز را انجام می دهند. اگر در کار خود جزییات نداشته باشند ، در طراحی مناطق دیگر زندگی خود جزئیات مهمی ندارند.

اخیراً ، من تصمیم گرفتم با افرادی که یک صنعتگر و زن واقعی هستند ، کار کنم. بله ، روند ممکن است کمی کندتر باشد. اما نتیجه نهایی 10 برابر یا 100 برابر بهتر است.

چیزها کمتر عجله می کنند.

کیفیت زندگی بهتر است.

کیفیت برنامه ریزی دقیق تر است.

انتظارات از نتایج بسیار بیشتر است.

یادگیری بسیار عمیق تر است.

استرس و احساس کمتری مثل تحمیل وجود دارد.

وقتی می گویم کیفیت زندگی ، منظورم این است که به معنای واقعی کلمه. کار با افرادی که انتظار زیادی از خود در کار دارند ، بلکه در غذاهایی که می خورند ، چگونگی گذراندن وقت خود را ، چه کسانی وقت خود را با آنها می گذرانند ، کیفیت کالاهایی که می خرند و غیره.

توجه بیشتر به جزئیات.

اشتیاق به مراتب بیشتر برای زندگی.

برای بیشتر دادن به زندگی و تجربه لحظات.

تعداد زیادی از افراد که به شدت SALESMAN هستند ، در آنجا هستند. این افراد عموماً گیرنده هستند. آنها واقعاً در صحبت کردن خوب هستند ، اما زندگی آنها آشفتگی است.

شما می خواهید با افرادی که صنعتگر و متخصص هستند کار کنید. با این حال ، این هنرمندان همچنین دانشمند و بازاریاب هستند. اولویت اول آنها انجام کارهای درخشان است ، اما آنها هنرمندان گرسنه نیستند. آنها همچنین سمت و سوی تجارت و همچنین استراتژی و بازاریابی را مطالعه می کنند.

شما نمی توانید یک تسویه حساب یک ترفند باشید.

شما باید با افرادی کار کنید که به موفقیت و رسیدن به کار خود اهمیت می دهند. و چه کسی به شما کمک می کند انتظارات خود را برای خود ، کار خود و خدماتی که می توانید در جهان داشته باشید را بالا ببرید.

11. حس خود را برای آنچه شایسته زندگی خود هستید بلند کنید (زیرا آنچه که دریافت می کنید میزان مشارکت شما را بالا می برد)

هدیه می گوید: "هدیه دادن به شما ، جهان را بسیار فراوان تصدیق می کند. با استفاده از ابعاد معنوی که ما ، تفکر و نتایج ما را چند برابر می کند ، ضربه می خوریم. میلیونر روشنفکر این را می داند: اقیانوس فراوانی وجود دارد و می توان با یک قاشق چایخوری ، یک سطل یا یک تریلر تراکتور به درون آن ضربه زد. اقیانوس اهمیتی نمی دهد. "

- یک میلیونر یک دقیقه

همانطور که می خواهید بیشتر بخواهید - واقعاً هدیه دهنده باشید و در زندگی یک سرمایه گذار نباشید - احساس شما از آنچه می توانید گسترش دهید و تکثیر می شود.

شما می دانید که زندگی شما بازتاب چیزی است که فکر می کنید شایسته آن هستید.

احساس شما نسبت به آنچه شایسته شماست رشد می یابد زیرا تمایل بیشتری برای کمک به افراد دیگر دارید. شما در پایان نیاز به استفاده بهتر از وقت خود دارید زیرا کارهای مهمی برای انجام کار دارید. از آنجا که شما دیگر برای کمتر حل و فصل نمی کنید.

استانداردهای شما برای خود ، جهان و افراد اطراف شما افزایش می یابد.

انتظارات شما به مراتب مثبت تر و واضح تر می شود. و آنچه انتظار دارید عموماً همان چیزی است که می کنید. روانشناسان نظریه ای تمام عیار پیرامون این ایده تدوین کرده اند و این یکی از نظریه های غالب در روانشناسی انگیزش است: این امر به نام تئوری انتظار است.

این مبتنی بر سه چیز است:

  1. چقدر بد چیزی می خواهید
  2. چقدر اعتقاد دارید که در واقع می توانید آنچه را که می خواهید داشته باشید / انجام دهید
  3. اعتقاد شما به این معنی است که وسیله ای که به دنبال هدف خود هستید ، در واقع نتیجه مطلوب را به همراه خواهد داشت

آنچه را که انتظار دارید زندگی می کنید. به نقل از دن سالیوان ، "چشمان ما فقط می بینند و گوش های ما فقط می شنوند آنچه مغز ما به دنبال آن است."

هنگامی که توانایی و اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کنید ، آنچه انتظار دارید را بالا می برید.

هنگامی که مهارت ها و توانایی هایی را همراه با ایمان و حل و فصل ایجاد می کنید ، آینده شما قابل پیش بینی خواهد بود.

این چرخه به طور فزاینده ای رو به رشد می شود.

  • شما می دانید می توانید کارهای بیشتری انجام دهید
  • شما خود را مشاهده کرده اید که رشد می کنند و دگرگون می شوند
  • و برای خودتان استانداردهای بالاتر و بالاتری دارید.

شما به عنوان دنیای شما بهتر و بهتر می شود تماشا می کنید.

12. حس خود را برای آنچه می توانید کمک کنید افزایش دهید (زیرا اگر مایل به کار و یادگیری هستید ، می توانید کارهای استادانه انجام دهید)

"اگر مردم می دانستند که چقدر تلاش کردم تا تسلط خود را بگیرم ، اصلاً به نظر نمی رسد خیلی شگفت انگیز باشد."

- میکل آنژ

تنها کسی که با تمام قدرت و روح خود می خواهد یک هدف را وقف کند می تواند یک استاد واقعی باشد. به همین دلیل تسلط همه افراد را طلب می کند. "

- آلبرت انیشتین

"یک تسلط و سهولت وجود دارد که تسلط و تخصص واقعی همیشه خود را ابراز می کند ، خواه در نوشتن باشد ، خواه در اثبات ریاضی باشد ، خواه در رقصی باشد که شما روی صحنه می بینید ، واقعاً در هر حوزه ای."

- آنجلا دادورث

"من آرزو می کنم که از آن زمان می دانستم که تسلط بر فرایند منجر به یک محصول می شود. پس احتمالاً نمی توانستم آنرا ترسناک بنویسم. "

- الیزابت جورج

مردم به صورت خلاصه یاد نمی گیرند. آنها از طریق کار یاد می گیرند.

تجزیه و تحلیل فلج ، شما را از ایجاد حس تسلط واقعی متوقف می کند.

تسلط ناشی از در آغوش گرفتن احساسات دشوار است. شما با احساسات دشواری روبرو خواهید شد ، زیرا ، برای به دست آوردن تسلط واقعی ، باید همه طرفین چیزی را درک کنید.

شما فقط نمی توانید درک تک بعدی داشته باشید. شما باید یک درک چهار یا پنج بعدی داشته باشید.

شما باید بتوانید آنچه را که می دانید با هزاران اطلاعات جدید ادغام کنید و بتوانید به سرعت درک خود را با چیزهایی از حوزه های به ظاهر جدا قطع کنید.

این امر مستلزم پذیرش تمام سبکهای یادگیری ذکر شده در بالا است.

این نیاز به شکستن بلوک های عاطفی گذشته دارد.

این امر مستلزم گسترش احساس شما برای کاری است که می توانید انجام دهید و به آن دست یابید و کمک کنید.

با رشد توانایی های خود ، احساس شما نسبت به آنچه می توانید کمک کنید گسترش می یابد. به طور طبیعی ، شما مایل به کمک به افراد دیگر خواهید بود. منظره گسترده ای از جهان خواهید داشت.

همه چیز را با وضوح بیشتری مشاهده خواهید کرد.

چیزهایی متفاوت از توده ها خواهید دید.

در نتیجه ، شما قادر خواهید بود مشکلاتی را حل کنید که اکثر مردم قادر به حل آن نیستند ، زیرا نسبت به آنها کور هستند. همانطور که دکتر وین دایر گفته است ، "وقتی شیوه دیدن چیزها را تغییر می دهید ، چیزهایی که می بینید تغییر می کنند."

هرچه فرد آموزش بیشتری کسب کند ، همدل تر می شوند. هیچ قدرتی در جهل وجود ندارد.

13. تصمیم بگیرید که چه نوع زندگی را می خواهید ، سپس بفهمید چگونه می توانید آن را بدست آورید (هنگامی که "چرا" روشن است ، می دانید "چگونه")

"هرکسی که به وسیله خود زندگی می کند ، از کمبود تخیل رنج می برد."

- اسکار وایلد

تعداد بسیار کمی از افراد به معنی آنها زندگی می کنند.

بیشتر مردم ، به ویژه در فرهنگ غربی ، به شدت مصرف گرایی را خریده اند. آنها چک با چک را می پردازند.

برای اکثر مردم ، مفهوم "زندگی به معنای شما" بهترین توصیه ای است که می تواند شود.

و در واقع ، زندگی در وسایل شما باید پایه و اساس یک زندگی سالم مالی باشد.

اما اینجاست که بیشتر توصیه های مالی متوقف می شود.

به جای اینکه سبک زندگی خود را بر اساس آنچه در حال حاضر ایجاد می کنید ، پایه ریزی کنید ، یک رویکرد بسیار قدرتمندتر و مبتنی بر ایجاد این است که تصمیم بگیرید تصمیم گیری کنید که چه چیزی را می خواهید و سپس فهمید که چگونه می توانید آن را بدست آورید.

هنگامی که شما یک اهدا کننده هستید ، این فقط در مورد HAVING بیشتر به خاطر آن نیست. اگرچه داشتن بیشتر مطمئناً گناهی نیست.

مشکل جذب شدن در مواد ، تلاش برای ادامه کار و غیره است.

در مصاحبه ای در رویداد سالانه شبکه Genius در سال 2013 ، از تیم فریس پرسیده شد: "با همه نقش های مختلف شما ، آیا استرس دارید؟ آیا تا به حال احساس می کنید بیش از حد به کار گرفته اید؟ "

فریس پاسخ داد:

مطمئناً استرس دارم. اگر کسی بگوید استرس نمی کند دروغ می گوید. اما نکته ای که هر روز صبح برای بیان و تمرکز روی این واقعیت که "من به اندازه کافی دارم" کاهش می یابد. به اندازه کافی دارم. نیازی نیست که هر روز نگران جواب دادن به هر ایمیل باشم. اگر آنها عصبانی شوند ، مشکل آنها است. "

بعداً در همان مصاحبه از فریس سؤال شد:

"پس از خواندن سفر 4 ساعته ، من این احساس را پیدا کردم که تیم فریس به پول اهمیت نمی دهد. شما در مورد نحوه سفر جهان بدون هزینه کردن پول صحبت کردید. در مورد تعادل و توانایی رهایی از مراقبت از پول درآوردن صحبت کنید. "

فریس پاسخ داد:

"خوب است که چیزهای خوب زیادی داشته باشیم. اگر اعتیاد به ثروت باشد ، مانند InFight Club ، "چیزهایی که شما در نهایت به شما تعلق دارند" ، و تبدیل به یک جادوگر چیزهایی مانند سلامتی و خوشبختی طولانی مدت - ارتباط - می شود. اما اگر می توانید چیزهای خوبی داشته باشید و از ترساندن آنها نترسید ، پس از آن چیز خوبی است. زیرا پول ابزاری با ارزش است. "

پول ابزاری است. هرچه بیشتر درست کنید ، بهتر می توانید انجام دهید.

به جای اینکه رویاهایتان را متناسب با سبک زندگی فعلی خود قرار دهید ، سبک زندگی خود را در اطراف رویاهایتان متناسب کنید.

آنچه را می خواهید تصمیم بگیرید. یک چشم انداز جسورانه برای زندگی خود ایجاد کنید. تصمیم بگیرید که چگونه می خواهید مشارکت کنید ، چگونه می خواهید زندگی کنید. سپس ، ابزار ایجاد چنین چیزی را دریابید.

هنگامی که WHY شما واضح و قدرتمند است ، می توانید راه های تحقق آن را بدانید. اینگونه است که ایمان به عنوان یک اصل قدرت کار می کند.

14. خدمت و اهدا تا آنجا که می توانید (نه اینکه بخوابید و دیگران را کنار نگذارید ، بلکه یک آگاهی واضح داشته باشید)

"ما زندگی را با آنچه کسب میکنیم میسازیم. ما با بخششمان یک زندگی را احیا می کنیم."

- وینستون س. چرچیل

"بده ، اما بده تا صدمه ببیند."

- مادر ترزا

دو دلیل برای اهدا کننده وجود دارد (همه دلایل دیگر ناشی از این موارد است):

  1. زیرا شما واقعاً می خواهید به افراد دیگر کمک کنید
  2. برای داشتن یک آگاهی روشن

شما نمی دهید به فریب

شما نمی توانید دیگران را به شما بدهی کنید.

شما نمی دهید برای پیشبرد.

شما نمی دهید تا دیگران احساس فرومایه کنند.

شما می دهید زیرا شما باید. شما نمی توانید بدهید. شما به خودتان هدیه می دهید و زندگی خود را سازماندهی می کنید تا بتوانید آگاهی روشنی در مورد چگونگی زندگی خود داشته باشید.

شما می دهید زیرا قانون فراوانی را می فهمید.

شما می دهید زیرا به انسانیت ایمان دارید.

وقتی آگاهی واضحی دارید ، در همه زمینه های زندگی بهتر عمل می کنید. شما بهتر و عمیق تر می خوابید. شما در همه شرایط حضور بیشتری دارید. شما غذا را بهتر هضم می کنید. شما بیشتر به نیازهای دیگران حضور دارید. شما سریعتر یاد می گیرید شما بیشتر در دوره زندگی خود راهنمایی و الهام گرفته اید. شما در مورد تصمیمات و روابط تفاوت بیشتری دارید.

15. درآمد خود را هرچه سریعتر بصورت خودکار انجام دهید تا زمان آزاد شود (زیرا پول زیادی باید ساخته شود و می توانید به افراد زیادی کمک کنید)

"وقتی درآمد منفعلانه بیش از هزینه های شما باشد ، از نظر مالی آزاد می شوید."

- T. Harv Eker

"کلید آزادی مالی و ثروت بزرگ توانایی و مهارت یک شخص در تبدیل درآمد به درآمد منفعل و / یا درآمد پرتفوی است."

- رابرت کیوساکی

هرچه زودتر جریانهای درآمد منفعل ایجاد کنید ، بهتر می شوید.

در کتاب "میلیونر بعدی درب" ، دکتر توماس استانلی یافته های خود از یکی از بزرگترین مطالعات مربوط به ثروتمندان آمریکایی را که تاکنون انجام داده است ، ارائه می دهد.

این اصلی ترین چیزی است که کتاب می آموزد:

"شجاعت می تواند توسعه یابد. اما نمی توان در محیطی که خطرات ، همه سختی ها ، خطرات را از بین می برد ، پرورش داد. کار در محیطی که شخص مطابق با عملکرد فرد جبران شود ، شجاعت قابل توجهی می گیرد. بیشتر افراد مرفه شجاعت دارند. چه مدرکی این گفته را تأیید می کند؟ بیشتر افراد ثروتمند در آمریکا یا صاحبان مشاغل یا کارمندانی هستند که به صورت تشویقی به آنها پرداخت می شود. "
- دکتر توماس استنلی

16. ارزش 10 برابر آنچه را که می خواهید بدهید (ذهن مردم را باد کنید)

"قیمت چیزی است که شما پرداخت می کنید. ارزش، چیزی است که به دست می آورید."

- وارن بافت

"لحظه ای که در قیمت گذاری اشتباه کردید ، به شهرت یا سود خود می خورید."

- کاترین پین

چگونه می توانید به درآمد منفعل برسید؟

چگونه یک تجارت پایدار و باورنکردنی ایجاد می کنید؟

شما راه بیش از مردم پرداخت می کنید. شما روی ارزش تمرکز می کنید ، نه بر قیمت.

وقتی روی ارزش متمرکز می شوید ، در واقع می توانید مبلغ بسیار زیادی پول شارژ کنید ، زیرا می دانید که مردم حداقل 10 برابر ارزش آنچه را برای آنها پرداخت کرده اند دریافت می کنند.

هنگامی که شما یک اهدا کننده هستید ، باید بیشتر از آنچه مردم پرداخت می کنند ، ارزش بیشتری بدهید. شما این کار را می کنید زیرا در انجام بهترین کارهای خود شادی پیدا می کنید. شما این کار را می کنید زیرا شما از این واقعیت که مردم به سمت شما آمده اند ، قدردانی می کنید.

واقعاً در مورد قیمت نیست.

مردم به ارزش اهمیت می دهند.

این نقل قول را توسط موسیقیدان ، فرگی ، به عنوان مثال بگیرید:

"برای من ، این مربوط به قیمت نیست. این در مورد ضرورت ، کیفیت و سودمندی است. مانند ، من Wet N Wild 666 لب خود را دارم. این 99 سنت است و همیشه بوده است. من وقتی دبیرستان بودم از آن استفاده کردم و عالی است. "

اگر می توانید ذهن مردم را به کمتر از 50 دلار ضربه بزنید ، سخت نیست که آنها بتوانند مبلغ بیشتری را به شما پرداخت کنند. شما باید اعتماد مردم را جلب کنید.

شما باید واقعاً مواردی را ایجاد کنید که به آنها کمک کند.

چه اتفاقی می افتد تا زمانی که مردم نتایجی را که به آنها وعده داده اید دریافت نکنید ، سکه نکشید؟

چگونه می تواند کار شما را تغییر دهد؟

چگونه می تواند کیفیت شما را تغییر دهد؟

این باید معیار شما باشد. و بعد باید بیشتر به آنها کمک کنید.

17. بیشتر کار خود را به صورت رایگان هدیه دهید

"با بهای زندگی این روزها ، همه چیز را می توانید به طور رایگان دریافت کنید."

- کارل راجرز

ما در آنچه که بعضی ها آن را اقتصاد "متشکرم" خوانده اند ، زندگی می کنیم.

در اینجا نحوه کار با تشکر از شما اقتصادی آمده است:

  • مردم بیشتر به داشتن همه چیز در نوک انگشتان خود عادت می کنند
  • مردم عادت دارند که نیازهایشان به سرعت برطرف شود و ارزان باشند
  • جالب است که مردم نیز برای کیفیت خدمات مورد نظرشان (و اطلاعاتی که مصرف می کنند) استانداردهای خود را پایین می آورند ، زیرا بسیاری از کالاها اکنون به صورت رایگان در دسترس هستند

اگر می خواهید یک مشتری بزرگ ایجاد کنید ، باید LOTS را نیز به صورت رایگان هدیه دهید. اما مطالب رایگان شما باید به قدری با ارزش باشد که باعث می شود افراد بخواهند برای کسب اطلاعات بیشتر برگردند. و حتی بعد از اینکه مردم به مشتری پرداخت کردند ، باید به آنها رایگان بدهید.

شما اعتماد و اجتماع را از طریق سرویس دهی به مردم ایجاد می کنید.

روابط دگرگونی با دادن و نه معامله آغاز می شود. آیا روابط تحول گرا شامل معاملات است؟ کاملا! معمولاً روابط به مراتب بزرگتر از روابط معامله گر است.

اما این معاملات برای یک هدف کاملاً متفاوت انجام می شود.

آنها به عنوان برنده انجام می شوند. نه به عنوان برد-برد.

این معاملات معمولاً پس از یك یا هر دو طرف نیكوكار فراوانی صورت می گیرد. چرا دیگری سرمایه گذاری می کند؟

18. چیزهای بیشتری ایجاد کنید (اما فقط چیزهای خوبی هستند)

حمل بار اغلب. حمل و نقل چیزهای بی پروا ، اما کشتی. حمل بطور مداوم.
جلوی جلسات غالبا. آنها را با مصونیت از مجازات پرش کنید. کشتی.
اگر لازم است مارمولک را فریب دهید ، اما بدون در نظر گرفتن جنگ با آن اعلام کنید. درک کنید که تنها چیزی که بین شما و موفقیتی که در دنیای هرج و مرج به دنبالش هستید ، یک مارمولک است که می داند امن بودن خطرناک است و خطرناک بودن آن است. تناقض زمانه ما این است که غریزه هایی که ما را در روز دندان صابر و جنرال موتورز در امان نگه داشته اند ، دقیقاً غریزه هایی هستند که ما را در یک دوره سریعتر از اینترنت پر سرعت ، ما را به کشتن جاده تبدیل می کنند.
مقاومت در انتظار است. مبارزه با آن کشتی.
- ست گودین

رفتار شما همان چیزی است که هویت شما را تغییر می دهد.

بیشتر افرادی که در فرهنگ غربی مطرح شده اند این عقیده را دقیقاً عقب مانده اند. ما آنقدر خودمان وسواس کرده ایم که همه چیز شده است.

ما فکر می کنیم ذهن علت همه چیز است. اینطور نیست

کوههای تحقیق در روانشناسی اجتماعی تصور می کنند که خود ادراک محصول انتخاب ها و محیط هاست.

این خبر بسیار خوبی است.

این بدان معناست که می توانید با تغییر رفتار و محیط ، هویت خود را تغییر دهید.

اگر می خواهید خلاقیت بیشتری داشته باشید ، کافی است کارهای خلاقانه تری انجام دهید. شما با مقاومت می جنگید و به کار می آیید. سپس ، خلاقیت بدون توقف می شود.

اگر می خواهید یک فرد صبح باشید ، زود از خواب بلند شوید. قبل از شناختن این موضوع ، شما را به عنوان یک فرد صبح مشخص می کنید (هم برای خودتان و هم برای افراد دیگر).

کارهای بیشتری بسازید و خلاقیت شما افزایش یابد.

عشق بیشتری ببخشید و توانایی شما برای دوست داشتن و دریافت عشق بیشتر می شود.

موفق تر باشید و موفق تر شوید (لول!).

19- در کارهایی که انجام می دهید بهترین دنیا شوید (طاقچه خود را بشناسید ، مخاطبان خود را بشناسید و به آن مخاطبان بهتر از هر کس دیگری خدمت کنید)

شما واقعاً چکار می کنید؟

مهمتر از همه ، افرادی که به آنها کمک می کنید چه کسانی هستند؟

و حتی مهمتر از آن ، مسئله ای که می خواهید برای این افراد حل کنید چیست؟

مخاطبان یا مشتری ایده آل خود را با استفاده از مشخصات جمعیتی خود تعیین نکنید. درعوض ، مخاطبان خود را با توجه به مشکلاتی که دارند تعریف کنید.

آنها با چه چیزی به چالش کشیده اند؟

چرا این مهم است؟

چگونه میتوانی کمک کنی؟

چگونه می توانید بهتر از هر کس دیگری در جهان کمک کنید؟

چطور می توانید به آنها کمک کنید تا قهرمان شوید؟

چطور می توانید آنقدر به این افراد هدیه دهید که زندگی آنها را بهتر تغییر دهید؟

برای این که شما بتوانید این کار را انجام دهید ، نه تنها باید مخاطبان خود را بشناسید بلکه باید طاقچه خود را نیز بدانید.

شما باید مهارت ها ، فلسفه ها و خدماتی را توسعه دهید که مشکلات آنها را برطرف کند.

افرادی که به آنها خدمت می کنید حتی نمی دانند که این مشکل را دارند. اما شما این کار را می کنید و می خواهید آینده جدید و بهتری را برای آنها ایجاد کنید. زیرا شما هم یک صنعتگر هستید و هم یک اهدا کننده. یک حرفه ای واقعی

20- سرمایه خود را به شدت سرمایه گذاری کنید (هرچه بیشتر سرمایه گذاری کنید ، متعهد تر خواهید بود)

در طول تحقیقات دکترای من به عنوان یک روانشناس سازمانی ، مفهوم مفصلی که مطالعاتم را بر آن متمرکز کرده ام همان چیزی است که من به آن می گویم ، "نقطه بازگشت نیست". این لحظه ای است که حرکت به سمت اهداف خود آسان تر از اجتناب از آنهاست. در واقع ، این لحظه است که دنبال کردن بالاترین جاه طلبی شما تنها گزینه شما می شود.

این چطوری کار میکنه؟

در درجه اول ، این اتفاق در قالب یک سرمایه گذاری شدید اتفاق می افتد ، که شما را مجبور می کند تا از اجبار پیش بروید.

پس از سرمایه گذاری در جایی که باید به جلو بروید ، هویت و جهت گیری کامل خود را به سمت تغییر اهداف خود تغییر دهید.

از آنجا که باید جلو بروید ، دیگر در مورد کاری که باید انجام دهید گیج نیستید. شما دیگر نمی دانید اگر می خواهید عمل کنید. شما قبلاً عمل کرده اید ، و اکنون باید در مورد آن عملکرد خوب کنید. و دلایل روانشناختی متعددی وجود دارد که چرا باید در آن عمل خوب عمل کنید:

  • به نظر نمی رسد مانند یک احمق (اگرچه این بسیار قدرتمند نیست)
  • برای توجیه سرمایه گذاری خود
  • برای سازگاری با رفتارهایی که انجام داده اید (اشاره: هویت شما با وجود "خرد مشترک" رفتار شما را دنبال می کند ، لزوماً راه دیگر نیست)
  • زیرا شما واقعاً می خواهید به یک هدف خاص دست یابید و اکنون شرایط بیرونی را ایجاد کرده اید که در یک پیشگویی از تحقق خود تحقق می یابد

این روایت مورد علاقه من از پایان نامه کارشناسی ارشد من است که در آن با چند کارآفرین و کارآفرین wannabe مصاحبه کردم. تفاوت اصلی؟ کارآفرینان نوعی تجربه "نقطه بازگشت" را تجربه کرده اند ، در حالی که کارآفرینان wannabe چنین تجربیاتی را ایجاد نکرده اند.

یکی از افرادی که با آنها مصاحبه کردم یک کودک 17 ساله بود که می خواست کفش بفروشد. او و "شریک زندگی" وی - یکی از دوستان دبیرستانی خود - 10،000 دلار برای حمل کفش هزینه کردند. در اینجا چگونگی توصیف او "نقطه بازگشت" ارائه شده است:

بله ، زمانی که همه پول خود را در همان موجودی داشتیم ، این همه یا هیچ چیز نبود. این واقعاً مرا ترساند ، فقط دانستن اینکه مثل زندگی است یا می میرد. مجبور شدم کفش را بفروشم. شما نمی توانید به عقب برگردید ، فقط نمی توانید از شر آنها خلاص شوید و پول نقد را پس بگیرید ، باید به جلو بروید.

سوال بعدی من این بود که "آیا بعد از این لحظه آیا چیزی تغییر کرده است؟"

این همان چیزی است که وی گفت:

بعد از آن ، یک بار فهمیدم که واقعاً می رویم و همه چیز ، فکر می کنم واقعاً مرا به آنچه توانستم انجام دهم باز کردم. در آن زمان ، من مانند اوکی بودم ، در واقع شرکتی را راه اندازی کردم ، روی آن سرمایه گذاری کردم و اکنون باید این کار را انجام دهم. این زمانی است که فکر می کنم واقعاً دیدم که شرکت را اداره می کنم. فکر می کنم واقعاً نقش رهبری من را با شرکای خود تغییر داد.

هنگامی که نقطه بازگشت خود را پشت سر گذاشتید ، کاملاً به چشم خودتان خریدید. شما متعهد هستید نقش شما و در نتیجه هویت تغییر می کند. شما گزینه های دیگری را حذف کرده اید که به جز حواس پرتی نیست. شما دست خود را مجبور کرده اید و اکنون باید در مسیری که می خواهید بروید حرکت کنید. تو همه

تو چطور…

آیا سرمایه گذاری شده اید؟

سطح موفقیت شما تقریباً مستقیماً با میزان شخصی که سرمایه گذاری کرده اید قابل اندازه گیری است.

21. تبدیل به سخنران شوید و آنچه را که آموخته اید به دیگران یاد دهید (صحبت کردن پرسودترین و قدرتمندترین راه برای برقراری ارتباط است)

"اگر زبان شما پیام قلب شما را منتقل می کند ، می توانید خوب صحبت کنید."

- جان فورد

"بگذار سخنان شما بهتر از سکوت باشد ، یا ساکت باشید."

- دیونیسیوس هالیکارناسوس

"موفقیت در ارائه شما نه با دانش شما می فرستد بلکه با آنچه شنونده دریافت می کند مورد قضاوت قرار می گیرد."

- لیلی والترز

مهم نیست که در کدام شغل فعالیت کنید ، اگر یاد بگیرید چگونه به روشنی ، قدرتمند و ساده صحبت کنید ، موفقیت شما 10 برابر خواهد بود.

به طور جدی.

چرا شرکتهای ELON MUSK اینقدر موفق هستند؟

آیا آنها واقعاً خلاق ترین هستند؟

شاید.

اما الون همچنین اهمیت بیرون کشیدن پیام را درک می کند.

او قدرت تبلیغات را می فهمد.

او قدرت داستان را درک می کند.

و او به طور مرتب در جلوی جهان قرار می گیرد تا پیام را به اشتراک بگذارد.

اگر بتوانید به روشنی تدریس کنید و با قدرت صحبت کنید ، کل حرفه شما تغییر خواهد کرد. همانطور که سیمون سینک گفت:

وی گفت: "فقط دو راه برای تأثیرگذاری بر رفتار انسان وجود دارد: شما می توانید آن را دستکاری کنید یا می توانید از آن الهام بگیرید.
تعداد بسیار کمی از افراد یا شرکت ها می توانند واضحاً آنچه را که انجام می دهند بیان کنند. منظور من چرا ، هدف یا عقیده شما - چرا شرکت شما وجود دارد؟ چرا هر روز صبح از رختخواب خارج می شوید؟ و چرا کسی باید مراقبت کند؟
مردم آنچه را که شما انجام می دهند ، خریداری نمی کنند ، چرا آنها این کار را می کنید.
ما به سمت رهبران و سازمان هایی کشیده شده ایم که آنچه را که اعتقاد دارند کم ارزش است. توانایی آنها در ایجاد احساساتی که متعلق به ما هستند ، باعث می شوند احساس ویژه ، ایمنی داشته باشیم و تنها نباشیم بخشی از آن چیزی است که به آنها امکان الهام بخشیدن از ما را می دهد. "

22. یادگیری عمومی (حتی وقتی می ترسید)

"من در مورد تمرین صحبت نمی کنم. من در مورد انجام کاری که موسیقیدانان و بوکسورها و شیرهای شیرها انجام می دهند صحبت می کنم تا برای کار خود آماده شوند. برای تبدیل شدن به جذاب در صنایع دستی خود. آنها در ملاء عام تمرین می کنند. "

- جف گینز

"بدیهی است ، تفاوت زیادی بین دانش انتزاعی ، نظری و دانش تولید شده و مورد آزمایش قرار گرفته است"

- لورین کی هانسن

اگر می خواهید چیزی سریع یاد بگیرید ، در عمومی یاد بگیرید.

از طریق تجربه خام بیاموزید.

از طریق شکست یاد بگیرید.

اما خود را در موقعیتی قرار دهید که در حال مربیگری واقعی خود باشید. خود را با یک سیستم پشتیبانی از افرادی که عاشق شما هستند و در شما سرمایه گذاری احاطه کرده اند ، احاطه کنید.

شما این کار را هم با اهدا کننده بودن انجام می دهید و هم با دریافت کننده خوبی بودن.

وقتی مردم به شما کمک می کنند و به شما آموزش می دهند ، یک دانش آموز باورنکردنی باشید.

وقتی آنچه را که مردم تدریس می کنند و نتایج باورنکردنی کسب می کنید ، می گیرید ، مردم می خواهند بیشتر به شما کمک کنند. نتایج شما به انعکاس آنها تبدیل می شود.

برای یادگیری در عمومی شجاعت لازم است.

تمرین در عموم شجاعت طول می کشد.

اکثر مردم این کار را نمی کنند.

اما اگر این کار را انجام دهید ، شجاعت شما به 10 برابر پاداش می یابد. زیرا هر دو شما 10 برابر سریعتر یاد خواهید گرفت و احترام زیادی نیز کسب خواهید کرد.

23. هر شب چند دقیقه وقت بگذارید تا از نظر روحی خود را برای روز بعد آماده کنید (باید تصمیم بصیرتی را بگیرید که با خاموش شدن زنگ از خواب برخیزید)

"هرگز بدون درخواست ناخودآگاه خود به خواب نروید."

- توماس ادیسون

موفقیت صبح شما از شب قبل آغاز می شود.

تنها کاری که باید انجام دهید این است که چند دقیقه در تصمیم گیری های FIRM درمورد آنچه که هنگام بیدار شدن از خواب انجام می دهید ، صرف کنید. شما به یک لیست بزرگ برای انجام نیاز ندارید. شما فقط باید اولین کاری که می خواهید انجام دهید را بدانید.

درست قبل از خواب ، صحنه را برای همه اتفاقاتی که اتفاق می افتد ، هر چند که خواب می بینید ، تعیین می کنید.

فقط چند دقیقه مراقبه متفکرانه و تأیید آمیز ناخودآگاه شما را در مسیر رسیدن به اهداف خود قرار می دهد.

وقتی صبح روز بعد از خواب بیدار می شوید ، در اولویت موفقیت قرار خواهید گرفت. تنها کاری که باید انجام دهید این است که بلافاصله از رختخواب خارج شوید.

با بالش خود مجدداً حرف نزنید. شما در حالتی نیستید که تصمیم بگیرید.

شما قبلاً آن تصمیم را گرفته اید.

بنابراین فقط بلند شوید ، حرکت کنید و یک صبح باورنکردنی داشته باشید. سپس یک روز باورنکردنی داشته باشید. سپس یک سال باورنکردنی داشته باشید. و سپس یک زندگی شگفت انگیز بسازید.

صبح های موفق به طور اتفاقی اتفاق نمی افتد. آنها با انتخاب اتفاق می افتند. زندگی موفقیت آمیز هم ندارد.

چگونه من در کمتر از 6 ماه 25،000 دلار به 374،592 دلار تبدیل کردم

من یک آموزش رایگان ایجاد کرده ام که به شما می آموزد چگونه در هر موضوعی که می خواهید کلاس جهانی شوید و موفق شوید.

همین حالا به آموزش رایگان دسترسی پیدا کنید!