23 درس هر کارآفرین موفق آموخته است

عکس توسط تیم گوا در Unsplash

موفقیت در کارآفرینی با دروس معینی همراه است که یک حق لازم برای عبور است - درس هایی برای دستیابی به موفقیت برای تبدیل شدن به شخصی که برای برنده شدن باید برای خود کسب کنید.

من پنج سال گذشته کارآفرین تمام وقت بوده ام و بسیاری از شرکت های همکارم را در اکوسیستم های نوپا در نیویورک و سان فرانسیسکو تماشا کرده ام.

من همه چیز را از تلاش موفقیت آمیز "سلام سلام مری" از یک شرکت تا آخرین دلار برای رسیدن به صعود در بازار خود دیده ام - به شرکت های مشهور که سری های بزرگ A A را با چشم خود به موفقیت نشان می دهند تا پایان یابد که بعد از تعطیل شدن جلسه هیئت مدیره بعدی

سفر استارتاپی یکی از فراز و نشیب ها است ، (درس شماره 1) ، و تا زمانی که پول در بانک (درس شماره 2) - از این که آیا شما یک بنیانگذار هستید که سعی در گرفتن پول از آن دارید ، هرگز از جنگل خارج نمی شوید. جدول در B یا C دور ، یا کسب کنید.
درس شماره 3 هرچند که هر روز درباره بودجه و تملک می خوانید ، این احساس غلط ایجاد می کند که ساده تر از آنچه در واقع است.

موفقیت حتی برای کارآفرینان فصلی بسیار دشوار است که بتوانند بودجه امروز را بسیار کمتر از قبل جمع کنند.

من دیروز با یک شریک در یک صندوق بزرگ صحبت کردم که گفت آنها تصمیم گرفتند یک شرکت را پس از دو سال اجرا و یک سری A. تعطیل کنند. این شریک زندگی یک شرکت را برای 8 رقم فروخته و

به همین دلیل تمام VC ها وقت خود را صرف تعقیب تیم های تکراری که لمس جادویی دارند ، می کنند.

اولین راه اندازی من یک ایده دیوانه کننده در NYC برای برقراری ارتباط و ایجاد شبکه بود ، ایده دوم من یک آزمایش در طی یک تمیز وجودی بود که الهام بخش ایده سوم و تیم بود ، که دو سال در سان فرانسیسکو در یک استودیوی برتر راه اندازی شد. .

اکنون برای نسخه 4.0 به NYC برگشته ام ، جایی که زمان آن است که "شروع به کار کنیم" و تغییر جهان بسیار واضح است و می توانم آن را چشیده ام. زمان پرواز موشک است.

هیچ وقت یک لحظه کسل کننده و پشیمان نیستم و این حسرت پشیمانی را در این پنج سال گذشته ندارم ، زیرا من سالانه 300ka دلار را از دست دادم و به او بدم می آمد که اکنون دو برابر می شود.

من عقل آنچه که مانند 5 سال 20 سال در 5 سال احساس می کند را بدست آورده ام - من خیلی تکامل یافته ام و احساس می کنم ثروت یک میلیاردر را در اختیار دارم.

چه اولین بار و چه چهارم شما باشد ، در اینجا درسهای دیگری وجود دارد که هر کارآفرین موفق در یک نقطه یا دیگری یاد می گیرد.

برای متن ، بنابراین همه واضح است ، ما معمولاً در مورد رشد سریع مبتکرانه نوآوری صحبت می کنیم که با سرمایه های خارجی رشد می کند ، نه مشاغل خدماتی (یکی بهتر از btw نیست).

4- شانس موفقیت شما در مورد محصول و چشم انداز آماری کم است

از لحظه آها تا زمانی که به بازار می آیید ، فکر می کنید که احتمالاً چندین بار پیش از موفقیت ، تکرار شود و تغییر کند.

شما یک شوت طولانی روی دروازه قرار می دهید ، از شنیدن اینکه 9 از 10 مورد آنها شکست می خورند تعجب نکنید.

اگر تلاش می کنید صنعت را مختل کنید ، احتمالاً کمی زود هنگام تلاش می کنید (عموماً 5-10 سال).

این "معضل مبتکران" کلیت کریستنسون کلاسیک است. چگونه می خواهید به دریاهای خشن سوار شوید؟

چگونه می خواهید قبل از آماده شدن بازار برای آنچه دارید ، دوام بیاورید؟

به نظر می رسد زمان همه چیز است. همانطور که بیل گروس کارآفرین و سرمایه گذار افسانه ای در مطالعه خود نتیجه گیری می کند ، زمان بندی مهمترین بخش موفقیت در شروع کار است.

بنابراین از خود بپرسید که قرار است دید شما اجرا شود ، زیرا این امر بر همه چیز تأثیر می گذارد.

اگر VR و ارز رمزپایه را انجام می دهید ، زود هنگام (نوعی رمزپایه) هستید. اگر SaaS را انجام می دهید ، باید در این امر مواظب باشید و مشتریان برای داشتن آنچه آرزو دارند آرزو می کنند.

5- دست کم گرفتن رقابت

ما فکر کردیم که یک دوجین یا دوجین شروع کار وجود دارد که به دنبال فضای یادگیری و آموزش می آیند ، به معنای واقعی کلمه صدها نفر بودند.

هر روز می خوانیم در مورد یکی دیگر از کارآفرینان مدرسه بازرگانی دانشگاه هاروارد شرکتی را شروع می کنیم که سرمایه گذاری بیشتری از ما داشته باشد. به معنای واقعی کلمه ، تقریباً هر روز دیگری راجع به یک مورد می خوانیم.

تصور نکنید که ایده شما رمان است و بنابراین خاص / منحصر به فرد یا در یک کلاس از آن است. استارتاپ های زیادی وجود دارد که باید دنبال بازار شما باشند و این یک نشانه خوب است.

6. دست کم گرفتن تغییر در روانشناسی لازم برای موفقیت

بزرگترین اشتباه من دست کم گرفتن تغییر در روانشناسی بود که مستلزم انتقال از کارگر دریافت چک ، دریافت انرژی شما در یک روز قابل پیش بینی ماه ، به 100٪ اعتماد به نفس - به تولید خودم بود.

محدودیت ها و رقبا را محکم به معادله اضافه کنید و دنیای من را تغییر داد.

· ضایعات برای برنده اینچ.

فراز و نشیب.

وزنه بر روی شانه های من به دلیل فشار برای انجام کار.

· مسئولیت بقای دیگران.

· خانواده و دوستان من همیشه شما را تماشا می کنند.

· محصول من کودک من است.

آیا زنان دیگر می خواهند با من قرار بگیرند؟ من در آخرین راه اندازی من به طور متوسط ​​سالانه 250 دلار دلار در مدت چهار سال درآمد کسب کردم و به یک سبک زندگی خاص که باید کاهش می یابد عادت کردم.

این چهار سال گذشته یک سازنده انسان بوده است اما من شروع به دیدن نور می کنم.

در نهايت ، فهميدم كه كليد موفقيت در كارآفريني براي ماندگاري كاهش مي يابد و به اندازه كافي انعطاف پذير است تا شادي را در اين فرآيند پيدا كنيد تا سرانجام با خودتان و از طريق آن شغل خود رونق ببخشيد.

  • شادی در فراز و نشیب ها.
  • شادی در بازی.

این زمانی است که شما قبل از جنگ اول برنده جنگ شدید و می توانید آن را اجرا کنید.

این زمانی است که شما در یک روزانه از آرامش جریان دارید که همه چیز را کنار می کشد و برای همه برنامه ای دارد.

این زمانی است که شما همیشه با افراط و تفریط چربی همه چیز را برطرف می کنید.

به همین دلیل مانترا که هر روز مرا هدایت می کند این است که "حضور باید مثل نفس کشیدن باشد." - جاش ویتزکین

در اینجا 27 درس و داستان شخصی از آنچه که من دست اول آموخته ام ، برای تبدیل شدن به آن فردی مقاوم و پرشور است که روز به روز فراز و نشیب های کارآفرینی را به وجود می آورد.

7. ایده شخصی است و باید برای شما معنادار باشد ، یا به پیروزی قوی احتیاج دارید

"کسی که دلیلی برای زندگی دارد می تواند تقریباً تحمل کند." - فردریش نیتچه

کارآفرینی مانند فشار دادن سنگ سنگین به بالای تپه است ، بنابراین در بعضی از مواقع ، همیشه از خود می پرسید که چرا کارهایی را که می کنید انجام می دهید. راه های زیادی برای کسب درآمد وجود دارد ، بنابراین چرا این روش خاص را انتخاب می کنم؟

اولین کار من یک بستر مردم بود که اشتباه "چرا" داشت. این "سکسی" بود ، اما انگیزه های من برای شروع آن درست نبود. با توجه به اینکه من از رسانه و کنفرانس پیش آمده ام ، فهمیدم که می خواهم وقایع را "راه خودم" انجام دهم. بنابراین من یک فضای زندگی / کار 6000 فوت در منهتن اجاره کردم ، و برخی از بهترین اجتماعات و رویدادهای سالن های زنده را که جهان دیده بود تولید کردم.

این اولین سفر من بود و من به هیجان رفتم. مستی "اشکال" کارآفرینی. من از انتقال به نیویورک مرعوب شدم ، بنابراین می خواستم چلپ چلوپ کنم - اما من آماده نبودم.

من آنقدر که لازم هستم یک سخنران عمومی خوب نبودم.

من چارچوب مناسبی برای تفکر از طریق تجارت نداشتم.

من بازارها ، ماهیت انسانی و رقابت را نمی فهمیدم.

من نفهمیدم که چرا مردم خرید می کنند

دلیل من چرا "او یک کارآفرین است" و "او کاری جالب انجام می دهد".

من راه سخت را یاد گرفتم و اشتباه کردم.

با این حال ، زیبایی و نفرین همه این است که این درس سخت و پر دردناک و گران قیمت طول کشید تا این دروس در من سوزانده شود.

8. فرض کنید این یک تعهد 10-15 ساله است زیرا موفقیت در موفقیت آن بسیار محتمل است

مطمئنا ، شما هر سال سهام خود را به خود اختصاص می دهید و می توانید چهار یا حتی کمتر از آن استفاده کنید ، اما اگر این نگرش در جریان باشد ، احتمالاً خیلی کوتاه بینا هستید و از ایده و دیدگاه خود هیجان زده نیستید. برای 10-15 سال برنامه ریزی کنید و عمیق شوید و سؤالاتی از قبیل:

· برای چه ایستاده ام؟

چه چیزی را می خواهم به خاطر بسپارم؟

· چگونه می توانم پول خود را بدست آورم و به یاد بسپارم؟

گزینه های من چیست؟

آیا در صورت دستیابی به هدف خود ، این تحقق مرا به ارمغان می آورد؟

· هدف من با شرکت چیست؟

· آیا حتی می خواهم کارآفرین شوم؟ چه چیزی مرا رانندگی می کند؟

همه این سؤالها اجتناب ناپذیر می شوند و قبل از شروع سوال باید از آنها پرسیده شوم.

به دلایل اشتباه اشتباه غواصی را اشتباه کردم. من دو بار به این نکته توجه کردم که خیلی ایده ای را پیدا نکنم که درست است ، اما من اصول را در درون خود دارم که به آن معنی بدهم و دلیل من برای پیروزی و موفقیت در کاری سخت است درست ، بنابراین من اکنون احساس اطمینان می کنم ما پیروز می شویم حتی اگر روزانه با موانع و سختی های خود روبرو هستیم.

9. آغوش گرفتن درد برای رشد شخصی و پیدا کردن شادی در سفر ، ذهنیت مورد نیاز شماست

برندگان گفتند: "برندگان قبلاً برنده شده اند و احساس می کنند که موفقیت شرکت خود را در دست دارند." - من

در اولین شرکت من ، به من این استرس را تحمیل می کردم که هرچه می توانم انجام دهم - و هرگز استراحت نکردم. تلاش دوم من کمی بهتر از این بود که اشتباهات اولی را مشاهده کنم ، اگرچه هنوز هم در حالت ناامید کننده ای می خواستم با پشتم در مقابل دیوار شوم. این نادرست کارآفرینان موفق است که همیشه شارژ آنها شدید و سخت است.

این درست نیست بهترین ها آرام هستند و با شدت پایدار آماده ماراتن هستند.

اکنون من هر کاری که می کنم انجام می دهم تا در وضعیت مداوم حضور داشته باشم. من می دانم که بازی طولانی است و من با داشتن حقوق و دستمزد ، برنده شدن به اندازه کافی شایسته از شرکت برای ایجاد ثروت در آینده و داشتن یک سبک زندگی و فرهنگ مثبت و مثمر در بین همکاران و روابط شخصی خودم هستم.

10. تجارت شما فقط می تواند به همان اندازه بزرگ باشد ، تا جایی که شما مقاومت می کنید

"تجارت شما فقط می تواند به اندازه شما بزرگ باشد." - تونی رابینز

این بدان معنی است که تأکید بر رشد شخصی مهم است. به همین دلیل است که کارآفرینان را بیش از هر کس دیگری می بینید و تمام تلاش خود را برای کسب یک اینچ انجام می دهند. این که آیا روزه متناوب برای لبه های ذهنی است یا خوابیدن در ساعت 8:30 بعد از ظهر چهار شب در هفته مانند من این است که روزهای آنها را در 4:30 صبح شروع کنید تا در بهترین حالت خود قرار بگیرند. به نظر می رسد از نظر جسمی هر چه فیزیکی بهتر باشد ، زیرا تمرکز و تصمیم گیری بسیار مهم هستند. من به دلیل تعهد خود برای موفقیت در کارآفرینی در طی چهار سال مشروبات الکلی نخورده ام.

11. یاد بگیرید که عاشق پیروزی و رقابت باشید

"هر دقیقه که کار نمی کنید ، کسی در آنجا تلاش می کند تا شما را مورد ضرب و شتم قرار دهد." مارک کوبایی

گرچه من از اعتراف این موضوع متنفرم ، شما باید بیشتر از آنچه می خواهید نفس بکشید پیروز شوید.

با این حال بهتر ، معنایی که به هر لحظه برای شما اختصاص می دهد باید یک لحظه برنده باشد - وضعیت مناسب ، عمدی و هدفمند.

خبر خوب این است که این می تواند ساخته شود ، به روشی که هنوز هم مثبت و با صداقت هماهنگ باشد.

به همین دلیل است که بسیاری از کارآفرینان گاه آن را خیلی دور می کنند و کارهایی را برای پیروزی انجام می دهند که اخلاقی نیست. چشم انداز آنقدر رقابتی است که پذیرش پیروزی در برابر شخص دیگر به "چرا" شما تبدیل می شود. شما برای پیروزی هر کاری می کنید. با در نظر گرفتن اینچ کوتاه مدت به برنامه ریزی های بلند مدت ، همه اینها را به نتیجه می رساند. نگرش وسواس پیروزی تقریباً به دلیل رقابت در بازارها ضروری است.

چگونگی تصمیم گیری برای آشکار ساختن ، بازتابی از شما کارآفرین است.

12. یاد بگیرید که همیشه به دنبال مزایای ناعادلانه باشید

"بهترین کارآفرینان این را می دانند: هر مشاغل بزرگ در رازهایی ساخته می شود که از خارج پنهان است. یک شرکت بزرگ توطئه ای برای تغییر جهان است. وقتی راز خود را به اشتراک می گذارید ، گیرنده به یک توطئه کننده همکار تبدیل می شود. " - پیتر تیل

شما می آموزید که بازارهای بی رحمانه چقدر کارآمد هستند و هر مزیتی برای بهره برداری باید روی آن پرش کرد. رقبا با مزایای ناعادلانه برنده می شوند.

  • یک رابطه کلیدی
  • IP که هیچ کس دیگری ندارد.
  • بینش ها و دیدگاهی که می بینید برای دنیای بهتری که دیگران از آن مراقبت نمی کنند (این یک مورد دست کم است) به اندازه کافی به آن توجه می کنند.

من به جاسوسی شرکت ها و بقیه موارد از فیلم ها اعتقاد نداشتم ، اما اکنون همانطور که می بینم اوضاع را دیده ام که دست اول افرادی که برای گرفتن یک اینچ اقدامات شدید انجام می دهند. خوشبختانه ، شما نیازی به فرار از این راه ندارید و فضیلت های خوب قدیمی کار سخت و صادقانه تمایل به پشت سر گذاشتن رقابت در طول زمان دارد.

به هر حال زمان بندی مناسب بازار و مناسب بودن بازار محصول ضروری است.

13. پرخاشگر باشید

"فقط کسانی که مایل به رفتن خیلی دور هستند ، می توانند کشف کنند که چقدر می توانند راه بروند." TS الیوت

این باید هم از نظر شخصیت و هم از نظر اشتها برای ریسک باشد. بهترین کارمندی که من تا به حال دیده ام ، که بعد از شش سال با سرعتی که از قبل می دیدم ، سریعتر از آن جایی که من تا به حال دیده ام که کسی در یک شرکت در حال ظهور باشد ، نیز به نظر می رسد که پرخاشگرترین فردی است که تا به حال با آن روبرو شده ام.

هنگامی که شک دارید ، او تلفن را انتخاب کرده و تماس می گیرد.

هنگامی که شک دارید ، او با مدیرعامل تماس گرفته و سفارش را درخواست می کند.

وقتی شک دارید ، او می گوید آنچه در ذهنش بود.

هنگامی که می خواهید به مکالمه بپردازید ، او به دورتر و دورتر ، عمیق تر و عمیق تر می رود. او مکالمات ناراحت کننده تر از هر کس دیگری در این شرکت داشت و به همین دلیل من معتقدم که او به سرعت از بین رده ها بالا رفت و داماد شد تا مدیرعامل شرکتی شود که سرانجام 50 میلیون دلار فروخته شد. او 28 ساله بود که این اتفاق افتاد و در حدود 22 سالگی با ما شروع شد.

14. به خاطر داشتن شخصی بسیار کنجکاو باشید

کنجکاوی بهترین مسئله ای است که در هنگام جستجوی استعداد و ایجاد فرهنگ خود داشته باشید. کنجکاوی پیش از پرسیدن سؤالات خوب است و سؤالات خوب به شما نشان می دهد که اهمیت می دهید و می خواهید در مورد شخصی بیاموزید.

افراد کنجکاو معمولاً از عمل حرف زدن در مورد هر چیزی لذت می برند. من می توانم درباره مد طراح ، استراتژی جمع آوری سرمایه یا هر چیز دیگری صحبت کنم. من هیجان زده می شوم درباره اینکه چطور روزانه 12 قطعه کتاب می خوانم و استراتژی من برای نحوه خواندن صحبت می کنم. من یک سؤال خوب برای سنجش حس کنجکاوی کسی پیدا کرده ام که از آنها می پرسم چه کتابهایی می خوانند. افراد کنجکاو می توانند در مورد آنچه می خوانند و چرا و چقدر از آن لذت می برند ، ادامه دهند.

15. برای تولید کارهای پرشور ، کاری را انجام دهید که برای آن ارزش مرگ را دارد

"چیزی را پیدا کنید که ارزش آن را داشته باشد و می خواهید برای آن زندگی کنید" - پیتر دیاماندیس

سخت است که هر روز با همه چیزهایی که دارید نشان دهید. در بعضی از مواقع ، شما درگیر خطرات جاده ای می شوید ، بنابراین انجام کارهایی که باعث می شوند ادامه دهنده هیچ فکری نباشند ، مستلزم آن است که چیزی کاملاً معنادار باشد ، یا شما را از بین ببرد یا شادی ، تسلط و یا اشتیاق زیادی را از درون شما به ارمغان آورد.

کاری که می خواهید به هر حال انجام دهید - اکنون پرداخت کنید.

با انجام کاری که وسواس دارید از خود بزرگتر کنید شانس خود را افزایش دهید. چیزی که در آن اگر واقعاً زندگی خود را بدهید تا ببینید این مشکل حل شده است.

این به اندازه کافی قوی است که "چرا" شما را از طریق "چگونگی" سوق می دهد.

16. به اشتباه "پیروی از اشتیاق خود" اشتباه نکنید

ترفند این است که با آغوش موانع رشد ، به فردی پرشور تبدیل شوید. فعالیت شور و شوق شما آن را از شما خارج نمی کند. " - من

این یک موضوع مبهم است بنابراین می توانم زمینه دیگری را ارائه دهم:

بسیاری از مردم اعتقاد دارند (و من یکی از آنها بودم) که اگر آنها به سادگی کار خود را به عنوان حرفه ای انجام دهند که آنها "دوست دارند" (در این زمینه ، از انجام کار لذت ببرند) ، یک مدت طولانی حل می شوند و درد و رنج کارآفرینی را تجربه می کنند. با این وجود موفقیت در کارآفرینی مبتنی بر چیزهای مختلفی است: بازار ، محصول ، بازاریابی ، زمان بندی ، تیم ، استخدام و لیست در واقع بسیار طولانی تر از حتی می شود.

بنابراین اگر دوست دارید غذا بپزید ، درک کنید که راه اندازی یک رستوران بسیار متفاوت از فعالیت درست کردن غذا است. این مدیریت مردم ، هزینه ها و بیشتر ، بازاریابی / روابط عمومی است. ریسک ، حاشیه و عدم اطمینان در پویایی بازار وجود دارد که تغییر می کند. بنابراین شما به یک برنامه ریزی مناسب و استراتژی سرمایه نیاز دارید. البته این چیزها هیچ ارتباطی با پخت و پز ندارد و به همان اندازه که می توانید دیگران را برای انجام آن کارها استخدام کنید. ایده آل نیست که مهمترین قطعات تعیین کننده موفقیت در خارج از کشور باشند. بعداً بعداً به عنوان سرآشپز شناخته شده ای تبدیل می شوید که می توانید با پشتیبانان بزرگ شریک شوید تا واقعاً روی کارهای هنری خود تمرکز کنید. حتی در این صورت بیشتر وقت خود را صرف PR می کنید (فقط به سرآشپزهای مشهور نگاه کنید).

به همین ترتیب ، هنرمند بودن به پایان می رسد که باید وقت خود را در شبکه صرف کنید تا افراد با نفوذی را برای خرید و نمایندگی کارهای شما بدست آورند.

فعالیت های کارآفرینی به مراتب از خود کار پرشور فاصله دارد که باعث می شود افراد پس از شروع پروژه اشتیاق یا راه اندازی آن ، نسبت به کار خود بیزار شوند.

17- مدیریت روانشناسی شما بنیادی است زیرا منجر به اعدام می شود

ایده ها ارزان هستند ایده ها آسان هستند ایده ها متداول هستند. همه ایده دارند. ایده ها بسیار ارزشمند هستند. اعدام همه چیز مهم است - کیسی نستات

اعدام همه چیز است

لیاقت و داشتن لیاقت کافی برای رسیدن به هدف خود یک اصل مهم برای درک و مهم رسیدن به هدف شماست.

به همین دلیل است که بسیاری از کارآفرینان موفق ، بهتر یا بدتر ، به استثنایی حق دارند و از صمیم قلب به خود اعتقاد دارند.

به همین دلیل است که 23٪ میلیونرهای ایالات متحده هزاران سال هستند. در حالی که آنها (من در انتهای هزاره هستم) اغلب حق با گروه محسوب می شوند ، این حق است که به آنها امکان می دهد برای رسیدن به اهداف بزرگ به خودشان اعتقاد داشته باشند.

درک چگونگی عملکرد بینایی و چگونگی جذب آن ، ایجاد یک واقعیت جدید برای جهان بسیار مهم است.

18. جمع آوری کمک های مالی

این مسئله ای دشوار است که من در کشف آن و پیچیدگی های آن تلاش کردم.

به نظر می رسد در سطح بازار باشد - در حالی که پول بیشتری در آنجا وجود دارد ، جمع آوری سرمایه سخت تر و سخت تر می شود.

من روند جمع آوری بودجه بذر را برای دو شرکت طی کرده ام که در کل حدود 1.5 میلیون دلار است. یک تن پول نیست ، اما من "نمایش جاده" سرمایه گذار را برای هر دو سرمایه گذار فرشته بذر انجام داده ام و VC تراشه آبی را در SF و فراتر از آن قرار داده ام.

به نظر می رسد جمع آوری دور کاملی از بودجه از افراد مناسب با سرمایه گذار اصلی شما شروع می شود.

چه کسی سرمایه گذار تأثیرگذار است که سایر سرمایه گذاران تأثیرگذار خود را برای سرمایه گذاری در شرکت شما سوق خواهد داد؟ این مهم برای بدست آوردن یک دور خوب از پول در دور بذر شما و جذب سرمایه گذاران مناسب برای شماست.

این بدیهی است سخت است ، اما همانطور که من چشم انداز را مشاهده کردم ، معمولاً یک شریک صنعت استراتژیک وجود دارد که در بالا بردن دور بذر بزرگی که در مورد آنها خوانده اید ، نقش داشته باشد مگر اینکه تیم یک تیم تکراری باشد.

نمونه های استثنایی این موارد عبارتند از: اسکار بهداشت ، قطب نما و کانوی. افراد خارج از خانه برای اطمینان از مطالعات موردی بسیار خوب هستند.

19. استراتژی جمع آوری سرمایه (جمع آوری کمک های مالی ادامه دارد)

مگر اینکه شما یک کارآفرین 2 یا 3 بار تکرار شونده باشید ، جایی که تمام معاملات سرمایه گذاران وقت خود را برای تعقیب سپری می کنند ، کنار زدن استراتژی جمع آوری سرمایه در شماره 12 فوق العاده دشوار خواهد بود. اما روش انجام این کار از طریق کشف و فروش کلاسیک است.

به سراغ سرمایه گذاران بروید و از آنها بپرسید که می خواهند چه کاری انجام دهند. آنها به چه بازارهایی علاقه دارند؟

سرمایه گذاران غالباً یک نقطه در نمونه کار خود دارند که می خواهند آن را پر کنند. غالباً آنها به دلیل داشتن یک شرکت مشابه در بازار شما ، از شما عبور خواهند کرد.

بنابراین دریابید که چه شرکتی را می خواهند نویسنده کنند و بخشی از شروع آن باشند. درک ایده از ابتدا با آنها یک روش عالی برای پیدا کردن سرمایه گذاران بذر سرب شماست. سپس مطمئن شوید که آنها متعهد به کمک به شما هستند. اگر به اندازه کافی به آنها واگذار شده باشد ، آنها خواهند کرد. این همه در مورد گرفتن و نگه داشتن آنها به عهده گرفته شده است. شما می خواهید آن سرمایه گذار ایمیل / تماس بگیرید و به سرمایه گذاران دیگر فشار بیاورید تا فعال شوند. هنگامی که به توده حیاتی رسیدید ، گله همانطور که همه سرمایه گذاران را دوست دارند دنبال می کنند. اولی سخت ترین است.

20. مسائل بازاریابی بسیار

"توزیع بزرگ می تواند به شما انحصار ترمینال بدهد ، حتی اگر محصول شما بی تفاوت باشد. برعکس این است که تمایز محصول خود شما را به جایی نمی رساند. نیکولا تسلا به جایی نرفت زیرا توزیع ناخن را نداشت. " - پیتر تیل

من می بینم که بسیاری از مبتدی ها این اشتباه را انجام می دهند و بازاریابی بسیار مهم است. من هم اکنون در حال فهمیدن این روش سخت هستم. میخکوب کردن مشخصات مشتری دقیق شما ، طولانی بودن استراتژی بخش شما و کشف راه مقرون به صرفه برای رسیدن به آن افراد می تواند دشوار باشد. اکنون با درد در حال رشد هستیم.

روزهای برداشتن تلفن و تماس با مخاطبین شما به پایان رسیده است. شما باید با ابزارهای صحیح وارد بازار شوید و مدام در تماس باشید.

ایمیل اینجا پادشاه است. ایمیل املاک و مستغلات جدید با ارزش امروز است ، بنابراین برنده شدن در صندوق ورودی مردم شما را بسیار دور خواهد کرد. پس مطمئناً هزینه های شما برای خرید مشتری و پیدا کردن نقطه شیرین پرداخت شده شما مشخص می شود.

آخرین تفکر من بهترین راه برای یافتن چشم انداز مناسب است.

21. تناسب بازار محصول - لحظه ای که می دانید چیزی دارید

محصولات بزرگ نیازی به فروش ندارند ، بلکه خودشان می فروشند. - هر کارآفرینی که چیزی را شروع کرده است

رسیدن به بازار مناسب بازار مهمترین بخش از هر راه اندازی است. هیچ چیز دیگری واقعاً مهم نیست و باید هر اقدامی انجام شود تا قبل از هر چیز به این مرحله برسیم.

تناسب بازار محصول در شرایطی است که نیاز به وضوح علامت تجاری برای محصول شما وجود داشته باشد و مردم از راه شما خارج شوند تا آن محصول را از شما خارج کنند.

با این عمل یک عمل متعادل بسیار خوب انجام می شود ، زیرا شما مبتکر می خواهید در حالی که بازخورد خود را دریافت می کنید "به مردم آنچه نمی دانند هنوز نمی خواهند" دهید. قدم زدن در آن خط دشوار است اما به یاد داشته باشید که سیگنال ها را کاملاً واضح و ساده نگه دارید.

در اولین شرکت من ، اولین بار بودیم که کارگرانی را شروع کردیم که به سختی و با صندلی شلوار به آن می روند. بیشتر ما در اوایل دهه 20 ما هستیم. مشتری ها از این که ما به اندازه کافی ساختار یافته نبودیم یا عدم تجربیات ما برای آنها دردناک بود ، بسیار شکایت می کنند. با این حال آنها هر سال خرید و تمدید می کردند. 5 ، 6 و 7 سال پشت سر هم. محصول ما بسیار خوب بود مهم نیست که تیم چقدر خوب یا بد بود. هر بار یک محصول عالی برنده می شود.

22. محصول و فروش مشکل

"شما همیشه می توانید احساس کنید که تناسب محصول / بازار اتفاق نمی افتد. مشتریان کاملاً از ارزش محصول خارج نمی شوند ، لفظ دهان گسترش نمی یابد ، استفاده از آن سریع نمی شود ، بررسی های مطبوعاتی نوعی "بلا" هستند ، چرخه فروش خیلی طولانی طول می کشد ، و بسیاری از معاملات هرگز بستن." - مارک آندرسون

هیچ کس به محصول شما اهمیتی نمی دهد ، آنها به مشکلات خود اهمیت می دهند.

به همین دلیل شرکتهای فروش بنگاه اقتصادی مانند اوراکل و دیگران می توانند میلیون ها و میلیون ها محصول را بدون نشان دادن هیچ نوع کالایی به فروش برسانند.

یادگیری چگونگی کشف مشکلات یا متقاعد کردن شرکتها مبنی بر وجود مشکل ، ارزشمندترین مهارت در فروش هر چیزی است. در حال حاضر ما در شرکت من با این چالش روبرو هستیم. تلاش می کنیم شرکتهای مشکل را به روشنی بیان کنیم و چگونه متخصص هستیم تا آن را با محصول خود حل کنیم.

هنگام بررسی محصول خود ، آن را ساده نگه دارید. به عنوان مثال ، مردم عاشق قهوه هستند. اگر یک مارک قهوه جدید را شروع کرده اید ، و ده نوشیدنی قهوه را وارد اتاق کرده اید ، یکی یا دو عدد از آنها باید بخواهند نوشیدنی یا لوبیای قهوه جدید خود را بخرند. ساده است. اگر این کار را نکنند ، محصول شما به اندازه کافی مناسب نیست. در اینجا سه ​​روش درخشان برای آزمایش ، ایجاد و بیان مسئله وجود دارد.

1. چارچوب راه اندازی برای اعتبار دادن به ایده شما قبل از هزینه کردن

2. یکی از بهترین عرشه های زمین

23. ذن باشید - خیلی انتظار نداشته باشید

"انتظار را با قدردانی جایگزین کنید و تماشای تغییر جهان خود را ببینید." - تونی رابینز

انتظارات ما را برآورده می کند تا با دستیابی به آنچه انتظار داریم احساس خوشبختی نکنیم. حتی اگر به هدفی که انتظار دارید ضربه بزنید ، احساس رضایت و رضایت می کنید.

این ممکن است ضد انعطاف پذیر باشد اما به طور روزانه انتظار نتایج را رها می کند. کار در تسلیم شدن اگر این کار را انجام دهید ، به خودتان فضایی می دهید تا تعجب کنید و لذت ببرید.

من فقط به یک گروه نویسندگی پیوسته ام و هیچ چیزی از جامعه انتظار ندارم. با خوشحالی تعجب کردم که دیدم چقدر شادی آنها را با شور و شوق و حمایت خود به ارمغان می آورد. اگر انتظار داشتم كه "جامعه" در گروه نوشتن هميشه "حمايت كننده" باشد ، به خودم اجازه نمي دادم كه اين فضاي لذت بخش باشد. این امر برای همه چیز صدق می کند چه تنظیم هدف باشد و چه روابط.

نگاه کنید به دیدن چیزهای خوب و آنچه می توانید از آنها سپاسگزار باشید و پیدا خواهید کرد که مردم شما را برای بهتر شدن شگفت زده می کنند. اگر "آنها" مسیر مخالف را طی می کنند ، دلسوز و بخشنده باشید و می توانید به آنها در نتیجه تغییر دهید.

من معتقدم که این بزرگترین راز کارآفرینی شاد است که برای من کارآفرینی موفق است.

برای عضویت کلیک کنید و آنچه را که من قول می دهم یک مقاله در حال تغییر بازی باشد ، می توانید هفته ای یک بار به طور مستقیم به صندوق ورودی خود پیدا کنید در هر جای دیگری در اینترنت پیدا کنید. شما همچنین می توانید راهنمای من در مورد چگونگی تسلط بر مردم و بهترین کار در جهان در هر کاری که انجام می دهید دریافت کنید. من قول می دهم که پشیمان نخواهی شد!

این داستان در The Startup ، بزرگترین انتشارات کارآفرینی Medium و به دنبال آن 277994+ نفر منتشر شده است.

برای دریافت داستانهای برتر در اینجا مشترک شوید.