10 مرحله برای تبدیل شدن به یک میلیونر در 5 سال (یا کمتر)

درآمد ، شیوه زندگی و شادی خود را افزایش دهید

سیمی

فرقی نمی کند که در حال حاضر در وضعیت مالی خود قرار داشته باشید - چه پول جدیدی را شروع کنید و چه می توانید پول زیادی بدست آورید.

اکثر مردم ، فارغ از درآمدشان ، آب را ردیابی می کنند. با افزایش درآمد شخص ، هزینه های آنها نیز اتفاق می افتد.

کمتر کسی درک می کند که چگونه به طور مداوم می توانند درآمد ، سبک زندگی و شادی خود را همزمان افزایش دهند.

در این مقاله یاد خواهید گرفت:

  • چگونه ثروتمند شویم
  • نحوه ساختن یک زندگی که به طور مداوم سطح اطمینان و شادی شما را افزایش می دهد
  • چگونه به طور مداوم به عنوان یک فرد گسترش ، یاد بگیریم ، رشد کنیم و موفق شویم
  • چگونگی توسعه کارآموزی ، دوستی و مشارکت استراتژیک با تقریباً هر کسی که می خواهید

اگر این موارد برای شما جالب نیست ، پس این مقاله برای شما نوشته نشده است.

در اینجا نحوه عملکرد آن آمده است.

1. ایجاد یک چشم انداز ثروت

"وقتی ثروت ها شروع می شوند ، آنها به سرعت و با چنان وفور فراوان می آیند ، که کسی تعجب می کند که در طی آن سالهای لاغر پنهان شده اند." - ناپلئون هیل

اولین گام برای موفقیت مالی این است که در واقع یک چشم انداز مالی برای خود ایجاد کنید. انیشتین گفت که تخیل مهمتر از دانش است. آردن گفت خلاقیت مهمتر از تجربه است.

چقدر تخیل برای آینده خود دارید؟

آیا پتانسیل و امکان عظیمی برای زندگی خود مشاهده می کنید؟

یا ، شما یک زندگی متوسط ​​متوسط ​​را می بینید؟

ایجاد چشم انداز یک روند تکرار شونده است. شما فقط یکبار بینایی ایجاد نمی کنید و هرگز دوباره به آن نگاه نکنید.

شما به طور مداوم چشم انداز خود را ایجاد و می نویسید - هر روز.

به هر حیطه ای از زندگی خود که در آن خوب کار می کنید نگاه کنید ، و این امر را پیدا خواهید کرد زیرا می توانید چیزی فراتر از آنچه در حال حاضر دارید ببینید. با همین اشاره ، به هر حیطه ای از زندگی خود نگاه کنید که استثنایی نیست ، و می فهمید که چیزی فراتر از آنچه در حال حاضر دارید را نمی بینید.

بیشتر مردم در گذشته زندگی می کنند و تکرار می شوند.

داشتن یک دید متمرکز بر آینده است.

زندگی و رفتار شما بلافاصله تغییر می کند هنگامی که شروع به تصور آینده متفاوتی می کنید و به سختی در تلاش برای آن هستید.

برای انجام این کار ، شما باید نیاز خود را به قوام از بین ببرید. از دیدگاه روانشناختی ، مردم به طور کلی احساس می کنند که دیگران باید سازگار باشند. این نیاز باعث می شود تا افراد الگوهای رفتاری ، محیط ها و روابطی را حفظ کنند که در نهایت بسیار طولانی مخرب و رضایت بخش نیستند.

درعوض ، شما می توانید نیاز خود را از نظر دیگران سازگار كنید. با این واقعیت که کامل نیستید می توانید خوب باشید. می توانید با سر و صدا کردن خوب باشید. بدون توجه به آنچه در اطراف شما فکر می کنید ، می توانید با داشتن ارزشهایی که می خواهید و اهدافی را که می خواهید انجام دهید ، خوب باشید.

داشتن یک بینش برای زندگی شما بدان معنی است که دیگر به آنچه دیگران فکر می کنند درباره شما فکر نمی کنند. این بدان معنی است که شما آماده زندگی واقعی زندگی خود می خواهید. این بدان معناست که شما دیگر در جریان زندگی خود نخواهید بود ، همانطور که در بیشتر زندگی خود دارید. این بدان معناست که فارغ از آنچه والدین ، ​​همسالان و محیط اجتماعی شما تاکنون به شما ارائه داده اند ، قصد دارید زندگی مورد نظر خود را ایجاد کنید.

هرچه دید شما دقیق تر باشد ، بهتر می شود. هرچه بینایی شما قابل اندازه گیری باشد بهتر می شود.

مغز شما واقعاً عاشق اعداد و رویدادها است. اینها ملموس هستند. بنابراین ، دید شما باید در حدود اعداد خاص و رویدادهای کلیدی باشد.

مثلا:

  • "من تا 1 ژانویه 2022 مبلغ 1،000،000 دلار در سال درآمد خواهم داشت."
  • "من تا اکتبر سال 2020 بیش از 100،000 دلار چک دریافت خواهم کرد."
  • "من در شش ماه آینده یک تعطیلات شش هفته را در تایلند خواهم گذراند."

کمیتش کن

اندازه بگیرش.

از آن هیجان زده شوید.

هرچه چشم انداز در ذهن شما دقیق تر باشد ، برای شما باورپذیرتر خواهد بود.

اگر اکنون دقیقاً نمی خواهید چه چیزی را می خواهید خوب است. داشتن پول بیشتر ، ایجاد تجربیات قدرتمند و رشد مستمر به عنوان یک فرد ، همه اهدافی هستند که شما را در مسیر درست سوق خواهند داد.

با ایجاد اعتماد به نفس از طریق پیروزی های پی در پی و کوچک ، به مرور زمان ، بینش و تخیل شما گسترش می یابد.

بنابراین ، برای این که بینش شما با ارزش ها و خواسته های واقعی شما روشن و متناسب شود ، باید اعتماد به نفس خود را آغاز کنید.

اینجاست که مرحله بعدی وارد می شود.

2. ایجاد یک سیستم 90 روزه برای اندازه گیری پیشرفت / قدم زدن در آینده

در زیر چهار سؤال وجود دارد که دن سالیوان ، بنیانگذار مربی استراتژیک ، مشتریان خود را هر 90 روز یکبار پاسخ می دهد:

"دستاوردهای برنده؟ با نگاه به گذشته در سه ماهه گذشته ، مواردی که شما را به افتخار در مورد آنچه به دست آورده اید ، تبدیل می کند؟
"چه خبر؟ وقتی به همه آنچه امروز می گذرد نگاه می کنید ، کدام بخش های تمرکز و پیشرفت شما را به اطمینان بیشتری تبدیل می کند؟ "
"بزرگتر و بهتر؟ حال ، با نگاه به آینده در سه ماهه بعدی ، چه چیزهای جدید بیشترین احساس هیجان را به شما می دهد؟ "
"پنج" پرش "جدید که اکنون می توانید به دست آورید ، باعث می شود 90 روز آینده شما بدون توجه به آنچه اتفاق می افتد ، به یک چهارم عالی تبدیل شود؟"

هر 90 روز ، می خواهید 90 روز گذشته را مرور کنید و سپس برای 90 روز آینده اهداف قابل اندازه گیری و چالش برانگیز تعیین کنید.

جوش ویتزکین در کتاب "هنر یادگیری" گفت:

اهداف كوتاه مدت می توانند در صورت توازن در فلسفه بلند مدت پرورش ، ابزارهای توسعه ای مفیدی باشند. پناه بردن بیش از حد از نتایج می تواند خیره کننده باشد. "

اهداف کوتاه مدت نحوه پیشرفت شماست. کار به سمت یک جدول زمانی برای بهره وری بسیار مهم است. با تمرکز بر روی تنها چند نقطه عطف کلیدی در هر 90 روز اینگونه است که شما چگونه حرکت می کنید.

هر 90 روز ، وقتی به 90 روز گذشته نگاه می کنید ، می خواهید سیستمی برای پیگیری یادگیری و پیشرفت خود داشته باشید. شما می خواهید از محیط روتین خود خارج شوید و یک استراحت بهبودی را انجام دهید. تیم فریس این مینی بازنشستگی را می نامد.

هر 90 روز ، شما می خواهید چند روز مرخصی بگیرید. شما می خواهید از جایی دور شوید که می توانید تأمل کنید ، تأمل کنید ، فکر کنید ، تجسم کنید ، استراتژی بزنید و بازی کنید.

در طول این جلسه بهبودی ، می خواهید مجله خود را بیرون بیاورید و 90 روز قبل به تأمل بپردازید.

چه خوب شد؟

برنده های کلیدی شما چه بودند؟

چه یاد می گیرید؟

چه چیزی را بیشتر هیجان زده کرده اید؟

از کجا نیاز به محوری دارید؟

با توجه به آنچه انجام داده اید و آنچه آموخته اید ، در 90 روز آینده می خواهید چه کاری انجام دهید؟

چه دو تا پنج پرش یا برد بیشترین تفاوت را نسبت به دید ایده آل شما ایجاد می کند؟

هر 90 روز ، هنگامی که پیشرفت خود را مرور می کنید ، می توانید اعتماد به نفس خود را افزایش دهید ، زیرا اعتماد به نفس ناشی از تماشای خودتان در موفقیت است.

تعداد بسیار کمی از مردم واقعاً وقت می گذارند تا درباره آنچه در واقع انجام داده اند تأمل کنند. ما بسیار خوب هستیم که می بینیم به کجا می رسیم کوتاه است. ما کمتر تأمل می کنیم که در کجا موفق شده ایم.

احتمالاً ، شما حتی به یاد ندارید که سه روز پیش برای ناهار چه چیزی خوردید.

شانس این است که ، شما تمام کارهای خوبی را که در 90 روز گذشته انجام داده اید ، تشخیص نمی دهید. با این وجود ، می توانید مغز خود را به توجه ، پیشرفت و توجه به پیشرفت هایی که انجام می دهید ، آموزش دهید. وقتی شروع به پیشرفت می کنید ، احساس هیجان می کنید.

این احساسات بسیار مهم هستند.

احساس حرکت و حرکت باعث اطمینان می شود.

اعتماد به نفس بستر تخیل ، عمل و قدرت است.

اعتماد به نفس بیشتری می خواهید؟

شروع به تنظیم اهداف کوتاه مدت (هر 30-90 روز) کنید ، پیشرفت خود را ردیابی کنید ، برنده های خود را حساب کنید ، بازیابی ، تنظیم مجدد شوید و دوباره شروع کنید.

وقتی دید بزرگی دارید ، لازم نیست هر روز HUGE پیشرفت کنید. فقط باید روزانه یک یا دو قدم به جلو بردارید. شما آن پیشرفت را ردیابی می کنید و تماشای اثرات ترکیبی را مشاهده می کنید.

هر 90 روز ، مناطق کلیدی زندگی خود را پیگیری کنید.

پول خود را پیگیری کنید.

سلامتی خود را پیگیری کنید.

زمان خود را پیگیری کنید.

پیشرفت در مناطقی را که می خواهید موفق شوید ، دنبال کنید.

3. روزمره را برای زندگی در حالت جریان / اوج توسعه دهید

"فرض کنید که احساس آرزوی شما برآورده شده است." - نویل گودارد

خوب - بنابراین شما یک چشم انداز بزرگ تصویر ایجاد کرده اید که الهام بخش شماست.

شما همچنین اهداف کوتاه مدت 90 روزه برای تعیین اعتماد به نفس و پیشرفت در مسیر خود به شما کمک کرده اید.

اکنون ، شما به یک روال روزانه نیاز دارید تا بتوانید خود را در جریان قرار دهید.

اگر می توانید هر روز خود را وارد جریان کنید و از آن وضعیت زندگی کنید و کار کنید ، واقعاً احساس خوبی خواهید کرد.

این وظیفه شماست که زندگی خود را سازماندهی کنید تا بتوانید تا حد ممکن در جریان باشید. در روانشناسی مثبت ، یک جریان جریان ، همچنین به عنوان منطقه بودن شناخته می شود ، وضعیت روحی است که در آن کاملاً غرق در احساس تمرکز انرژی ، درگیری کامل و لذت بردن می شوید.

در اصل ، جریان با جذب کامل در کاری که انجام می دهد ، مشخص می شود و از دست رفتن در حس فضا و زمان فرد مشخص می شود.

این یک روش عالی برای زندگی است.

جریان کارایی بالایی را ایجاد می کند.

عملکرد بالا باعث ایجاد اعتماد به نفس می شود.

اعتماد به نفس باعث ایجاد تخیل و هیجان می شود.

تخیل و هیجان شما را به سمت فکر کردن در مورد خود و زندگی بزرگتر و متفاوت تر سوق می دهد.

با توجه به این نکته ، باید این نکته را بررسی کرد که چرا اکثر مردم بیشتر اوقات در جریان نیستند. جای تعجب نیست که اولین کاری را از صبح آغاز می کند. حرکت با اولین تصمیم روز شما فعال می شود. بیشتر مردم به جای اینکه خود را به صورت فعالی در معرض جریان قرار دهند ، خود را در وضعیت واکنشی ناخودآگاه قرار می دهند.

مردم محصول عادات نیستند بلکه محصول محیط ها هستند (به قسمت چهارم زیر مراجعه کنید). به گفته روانشناس و متخصص رفتار استنفورد ، BJ Fogg ، طراحی ضربان قدرت است. طراحی مربوط به نحوه تنظیم موارد است. بیشتر افراد محیط خود را برای جریان طراحی نکرده اند. درعوض ، بیشتر محیط و زندگی مردم برای حواس پرتی مداوم تنظیم شده است که این نقطه مقابل آن است.

جریان چیزی است که باید برای آن طراحی شود.

شما باید تصمیم بگیرید که در جریان زندگی کنید. شما باید به آن متعهد شوید. دلیل این امر در ورزش های شدید بسیار رایج است زیرا ورزش های شدید به تعهد ، ریسک و تمرکز زیادی نیاز دارند.

اگر یک موتور سوار موتور سوار هنگام تلاش برای چرخش پشتی روی یک پرش خاکی 100 پا تمرکز کند ، می تواند بمیرد. بنابراین ، اوضاع جریان عمیق را تداعی می کند.

جریان ناشی از آن نیست که بیش از حد به آن فکر کنید.

جریان می آید هنگامی که شما فقط اجازه این اتفاق می افتد.

به عنوان مثال ، هنگامی که من در حال نوشتن یک پست وبلاگ هستم ، بهترین نوشتن من زمانی است که من به طور کلی فکر نمی کنم. من فقط میگذارم پاره شود

اینگونه کارایی بالا دارد. شما آماده سازی را قرار می دهید ، سپس فقط اجازه می دهید بدن خود را به دست بگیرد.

وقتی صحبت از کارهای روزمره می شود ، هدف اصلی این است که خود را در حالت جریان یا اوج قرار دهید. فعالیتهای مفیدی برای جلب توجه خود وجود دارد.

ابتدا می خواهید محیط خود را تغییر دهید تا طرز فکر خود را تغییر دهید. شروع به تجسم و تصور آینده دلخواه خود کنید. با قدرت تأیید کنید که می خواهید به آن آینده برسید. فلورانس شین اظهار داشت ، "ایمان می داند که قبلاً دریافت کرده و به همین ترتیب عمل می کند."

این چیزی است که کارهای روزمره صبحگاهی درمورد آن اتفاق می افتد. شما ذهن خود را به حالت آینده خود قرار می دهید. شما از نظر عاطفی متعهد و با آن آینده ارتباط برقرار می کنید. شما آن فرد آینده هستید.

شما همانطور عمل می کنید که خود آینده عمل کند.

به همین دلیل است که نیاز به ثبات باید از زندگی شما دور شود.

به جای اینکه با کسی که بوده اید هماهنگ باشید ، می خواهید با کسی که می خواهید باشید سازگار باشید. اگر می خواهید میلیونر شوید ، اکنون باید مانند یک بازیگری را شروع کنید.

تحقیقات اخیر مغز بازیگران با دستگاه های MRI را مورد بررسی قرار داده است. آنچه پیدا کردند اینست که وقتی بازیگران شخصیت داشتند مغزهایشان تغییر چشمگیری نشان می داد.

به عبارت دیگر ، عمل کردن نقش متفاوت مغز شما را تغییر می دهد. و این در واقع کاری است که شما می خواهید هر روز در روال صبح خود انجام دهید.

به جای اینکه مغز خود و اعتیادهای قبلی خود را تحریک کنید ، می خواهید مغز خود یا شخصیت مورد نظر خود را تحریک کنید.

دوست دارید چکاره شوید؟

خود را تصور کنید.

خود را احساس کنید.

فرض کنید که احساس آرزوی شما برآورده شده است.

واقعیت آن خود را تأیید کنید.

بدانید که آنچه می خواهید ، می توانید داشته باشید.

متعهد بزرگ

خود را در آن واقعیت سرمایه گذاری کنید.

همین حالا شروع کنید ، مطابق با آن واقعیت عمل کنید.

از عجله جریان ناشی از حضور و همزبانی لذت ببرید.

4- محیط خود را برای وضوح ، بازیابی و خلاقیت طراحی کنید

"بسیاری از مردم فکر می کنند ما موجودات عادت هستیم اما نیستیم. ما موجودات محیطی هستیم. " - راجر همیلتون

به منظور به روزرسانی واقعی زندگی ، شما فقط نمی توانید اهدافی را تعیین کنید ، کارهای روزمره بسازید و به طور متفاوتی شروع به فعالیت کنید.

شما باید محیط خود را تغییر دهید.

شما به محیطی نیاز دارید که با آینده ای که قصد ایجاد آن را دارید مطابقت داشته باشد.

شما به محیطی نیاز دارید که نه تنها با ارزشها و دید شما طنین انداز باشد ، بلکه ارزشها و دید شما را نیز برانگیخته است.

محیط اکثر مردم مانند یک رودخانه سرعتی است که در جهت مخالف جایی که می خواهند به آنجا بروند ، می رود. برای پیمودن بالادست ، اراده زیادی لازم است. خسته کننده است درعوض ، می خواهید محیط شما شما را به مسیری که می خواهید بروید بکشید.

شما می خواهید با افرادی که از شما الهام می گیرند ، خودتان را محاصره کنید.

به طور مرتب با چند مدل نقش روبرو می شوید؟

به چه تعداد مدل کمک می کنید؟

محیط های مختلف اهداف مختلفی دارند. شما برای استراحت و جوان سازی محیط های جداگانه می خواهید ، برای تمرکز و کار ، مراقبه و شفافیت و برای هیجان و سرگرمی.

هرچه بیشتر به عنوان یک شخص هوشیار باشید ، بیشتر درک می کنید که شما و محیط زندگی شما دو بخش از یک کل هستند. شما نمی توانید خود را از محیط خود جدا کنید. بنابراین ، شما می خواهید به محیط اطراف خود توجه داشته باشید.

این بدان معناست که شما محیطهای بازیابی را با مواردی مانند تلفن همراه آلوده نمی کنید. اگر می خواهید برای استراحت به ساحل بروید ، با آوردن تلفن خود آن فرصت شگفت انگیز را خراب نکنید.

وقتی بخشی را تغییر می دهید ، کل سیستم را تغییر می دهید. کل بشکه را با یک سیب بد خراب نکنید.

5- بر نتایج متمرکز شوید ، نه روی عادتها یا فرآیندها

وی گفت: "در مکالمه مودبانه ، اکثر ما می گویم که افراد موفق را به خاطر سخت کوشی ، عادات مثبت و اصول آهنین خود تحسین می کنیم. این درست نیست. برای کشف یک ارتباط عمده بین آنچه که اکثر ما می گویم به آن احترام می گذاریم و اینکه اکثر نمادهای عصر ما در واقع چگونه رفتار می کنند ، حفر زیادی انجام نمی شود ... به خاطر داشته باشید که تنها چیزی که بیشتر مردم به آن اهمیت می دهند نمره در صفحه است. . همه چیز جالب است. " - فوربز

واقعاً کاملاً خنده دار است. امروزه ، شما می شنوید که مردم در مورد چگونگی اهمیت اهداف و نتایج صحبت نمی کنند.

این کاملاً مزخرف است.

این هم دروغ است.

این مربوط به عادات یا فرآیندها نیست. این در مورد نتایج است.

دلیل تحسین برخی افراد به دلیل نتایجی است که از آنها حاصل می شود. تعداد بیشماری از افراد دیگر عادتهایی دارند که به همان اندازه الهام بخش هستند. "اما آنها قادر به تولید نتایج قدرتمند نیستند.

تیم فریس در کتاب خود "بدن 4 ساعته" آنچه را او "حداقل دوز مناسب دوام" تعریف می کند. اصولاً ، این حداقل تلاش برای تولید نتیجه مطلوب است. 212 درجه چیزی است که برای جوشاندن تخم مرغ لازم است. هر چیزی فراتر از این تلاش هدر رفته است.

بنابراین ، چه نتیجه ای را می خواهید؟

موثرترین روش برای به دست آوردن این نتیجه چیست؟

به جای وسواس در مورد عادت ها و فرایندها ، می خواهید در نتیجه مورد نظر خود شفافیت کسب کنید ، و سپس مهندس معکوس چگونه به آن برسید.

این هدفی است که فرایند را تعیین می کند ، نه راه دیگر. علاوه بر این ، این نتایج است که فرآیند را نیز تعیین می کند. اگر به نتیجه مطلوب نرسیدید ، باید روند خود را تنظیم کنید. مجنون نشوید ، بارها و بارها همان کارها را انجام دهید و انتظار نتایج متفاوتی را دارید.

حتی هنوز ، ما در فرهنگی زندگی می کنیم که وسواس عادت ها ، هک ها و فرایندها را دارد. هیچ یک از این موارد به خودی خود معنایی ندارد. آنها فقط در چارچوب یک هدف خاص معنا می یابند.

روند من مانند روند شما نخواهد بود ، زیرا اهداف من مطابق اهداف شما نیستند. اهداف من همان چیزی هستند که روند من را تعیین می کنند.

عادات من مانند عادات شما نخواهد بود ، زیرا اهداف من با اهداف شما یکسان نیستند. اهداف من همان چیزی است که عادات من را تعیین می کند.

هنگامی که در مورد نتایج بزرگ جدی می شوید ، کاملاً وسواس می کنید. اهداف بزرگ و جسورانه به نبوغ نیاز دارند. آنها برای تلاش برای کارهایی که ممکن است مؤثر نباشد ، به شجاعت نیاز دارند. آنها نیاز به بالا و فراتر از هر کاری که تاکنون انجام داده اید ، هستند.

در واقعیت ، هدف شما فرایند است. شما هدفی را تعیین می کنید و آن هدف زندگی شما را سامان می دهد. پس از ضربه زدن ، هدفی جدید را تنظیم می کنید که زندگی شما را مجدداً سازماندهی می کند.

اهداف وسیله ای هستند ، نه پایان. آنها وسیله ای برای رشد و پیشرفت هستند. پس از رسیدن به یک هدف ، آنچه را که آموخته اید گرفته شده و گسترش خود را ادامه می دهید.

6. مربیان / شرکای ایده آل را شناسایی کنید

"همه می خواهند یودای کسی باشند." - امینا مای صفی

فقط به دنبال شغل نباشید. درعوض ، شغل ایجاد کنید.

چطور؟

شما با فراهم کردن فرصت هایی برای افراد ایده آل که می خواهید از آنها بیاموزید و با آنها کار کنید شغلی ایجاد می کنید.

اینگونه است که می توانید با مربیان ایده آل خود بسیار نزدیک همکاری کنید.

ثروتمندان برای یادگیری کار می کنند. افراد فقیر برای پول کار می کنند.

بنابراین ، چه کسی را تحسین می کنید؟

چه کسی برای شما الگویی است؟

چه کسی کار شما را کاملاً دوست دارد انجام می دهد؟

چه کسی زندگی ای دارد که می خواهید تقلید کنید؟

چگونه می توانید به آنها در رسیدن به اهداف خود کمک کنید؟

چگونه می توانید از مهارت ها و توانایی های خود برای بهبود و بهبود کارهایی که انجام می دهید استفاده کنید؟

نزدیک شدن به هر کسی خیلی راحت است. من این را بارها و بارها در زندگی خود مشاهده کرده ام. من توانسته ام با هرکسی که می خواستم روابط بسیار نزدیک برقرار کنم.

این کار با یک چشم انداز آغاز شد.

من نوشتم که قصد دارم با افراد خاصی یاد بگیرم و کار کنم.

کارشان را مطالعه کردم.

من مهارتهایی ایجاد کردم که برای آنها مفید باشد.

خودم را وارد محیط زیستشان کردم.

من مهارتهای خودم را به صورت فرصتی به آنها ارائه دادم ، فرصتی که در این زمینه به آنها در موفقیت بیشتر کمک می کند.

من وقت و تلاش خود را صرف کمک به آنها و یادگیری کار زیادی در این فرآیند کردم.

من بخشی از دایره داخلی شدم.

اکنون که در محاصره درونی هستم ، اکنون به دانش ، تجارب و فرصتهای کمیاب دسترسی دارم.

این چیزی است که خودت خواسته ای.

شما با مفید بودن می توانید دوره های آموزشی و مشارکت را توسعه دهید. شما افکار و تلاشهای خود را وقف کمک به آنها می کنید. با کمک به آنها ، خود را در مکانی بی نظیر قرار می دهید. در این موقعیت جدید و منحصر به فرد ، کسب درآمد زیاد آسان می شود.

7. تبدیل به یک شنونده و ناظر درخشان شوید

"گوش دادن یک عمل ساده است. این امر مستلزم حضور ما است و این تمرین می کند ، اما لازم نیست کار دیگری انجام دهیم. لازم نیست نصیحت کنیم ، یا مربی یا هوشمندانه عمل کنیم. ما فقط باید آماده نشستن و گوش دادن باشیم. " - مارگارت ویتلی
"ابتدا به دنبال درک و سپس درک شدن باشید." - استفان کووی

جالب است که ، من در کمک به مربیان ایده آل و الگوهای نقش ، بارها و بارها دیده ام که چگونه افراد بیش از حد به "خرد" خود ارزش می دهند.

اخیراً با یکی از مربیانم در تماس بودم. سه نفر از ما در تماس بودند. مربی ، خودم و یکی دیگر. همه ما در مورد اهداف و برنامه های مربی من برای گسترش شغل و ساده سازی زندگی آنها بحث می کردیم.

گفتگو حدود 90 دقیقه به طول انجامید.

60 دقیقه از این دقیقه ها شخص دیگری بود که افکار بی پایان را فاش می کرد بدون اینکه زمینه مشخصی داشته باشد. آنها خیلی تلاش می کردند که مفید یا باهوش باشند.

فایده ای نداشت

در عوض ، بهتر است سوالات متفکرانه بپرسید.

واقعاً چه چیزی در تلاش هستند؟

چالش های فعلی چیست؟

احساس می کنید چه اتفاقی می افتد؟

چرا می خواهید این تغییرات را ایجاد کنید؟

هنگامی که زمینه را درک کردید ، پس از آن و فقط سخنان شما مفید خواهند بود. وقتی صحبت از روابط و ارتباطات می شود ، گاهی اوقات سهام بسیار زیاد است. در این موارد ، شما می خواهید ده بار اندازه گیری کنید و یک بار برش دهید. به عبارت دیگر ، شما می خواهید که کلمات شما مرتبط و نکته ای باشند. شما می خواهید بدیهی است که برای آنها آنجا هستید ، و نه تقویت نفس خود.

اگر واقعاً در مورد آنهاست ، پس درباره آنها توضیح دهید. قبل از ارائه ایده سؤال کنید.

به آنها کمک کنید تا از طریق صحبت خودشان وضوح بیشتری کسب کنند.

با کمک به آنها در شفاف سازی ، اطمینان حاصل کنید که آنها واقعاً در ذهنشان اتفاق می افتد.

سپس ، هنگامی که احساس کردید می توانید بینش ببخشید ، این کار را در متن آنچه قبلاً گفته اید ، انجام دهید.

آنها می دانند که شما واقعاً به آنها گوش می دهید و واقعاً سعی می کنید به آنها کمک کنید. آنها شما را دوست خواهند داشت و به شما احترام می گذارند ، زیرا برخلاف بیشتر مردم ، شما اصیل هستید. شما شنونده هستید

8. به جای اینکه چگونه چگونه متمرکز شوید

"متوقف کردن" چگونه "و شروع به پرسیدن" چه کسی. "- دن سالیوان

بخشی از تبدیل شدن به یک میلیونر یا موفقیت مالی از هر روشی که شما آنرا تعریف کنید ، این است که فراتر از آنچه دن سالیوان آن را "فردگرایی ناهموار" می نامد ، فراتر بروید.

وقتی افراد بلندپرواز اهداف را تعیین می کنند ، اغلب از خود می پرسند ، "چگونه این کار را انجام دهم؟"

وقتی اولین بار شروع می کنید ، این یک سوال خوب است. اما وقتی دید شما گسترش می یابد و زمان شما با ارزش تر می شود ، شما شروع به پرسیدن یک سؤال متفاوت می کنید.

"چه کسی می تواند این کار را برای من انجام دهد یا به من کمک کند این کار را انجام دهم؟"

به جای تلاش برای انجام چگونگی خودتان ، شما را پیدا می کنید که از چگونگی مراقبت مراقبت کند.

استخدام افراد یا حتی استفاده از خدماتی مانند Upwork این روزها بسیار آسان است. در سراسر جهان افرادی وجود دارند که دارای وقت و مهارت هستند و آماده و منتظر هستند. از این افراد استفاده کنید.

شما بهترین افراد را در هر کجا که می خواهید با انتقال قدرتمند و واضح و مشخص و واضح و منطقی ، چه چیزی و چه دلیل هایی را بدست آورید دریافت می کنید.

شما برای دستیابی به چه کاری تلاش می کنید؟

چرا اینقدر مهم است؟

اینگونه مردم را هیجان زده و متعهد می کند. سیمون سینک ، یک متخصص فرهنگ کار توضیح می دهد که همه به کار بیشتری نیاز دارند تا فقط یک چک حقوق. همه ما می خواهیم احساس کنیم که جزئی از چیزهای مهم ، معنی دار و ارزشمند هستیم.

شما آن را از طریق چه و چرا به مردم ارائه می دهید.

شما ممکن است خود را به عنوان یک کارآفرین نبینید. و شما مطمئناً نباید یکی باشید. اما اگر می خواهید پول بیشتری بدست آورید ، باید همه کارها را خودتان متوقف کنید.

تبدیل شدن به یک میلیونر با یک نمایش یک نفره اتفاق نمی افتد.

شما باید شروع به ساختن یک تیم کنید. و مانند هر چیز دیگری ، شما می خواهید قبل از اینکه احساس آمادگی کنید این کار را انجام دهید. زیرا در حقیقت ، شما قبل از شروع هرگز آماده نیستید. شما هرگز واجد شرایط برای انجام کاری نیستید. همیشه این جهش است و سپس در طی فرایندی که صلاحیت شما را داشته باشد کار می کند.

9. مقادیر / تعریف موفقیت خود را مرتباً به روز کنید

"اگر شما 12 ماه پیش با شما متفاوت نیستید ، به اندازه کافی یاد نگرفتید." - آلن د بیتون

تجارب تحول آمیز می تواند زندگی شما را تغییر دهد. به همین ترتیب ، روابط تحول گرا می توانند زندگی شما را تغییر دهند.

شما می خواهید به طور مرتب تجربه داشته باشید و با افرادی درگیر شوید که رویکرد و دیدگاه فعلی زندگی شما را ارتقا می بخشند.

در حال حاضر ، شما جهان را می بینید روشی خاص که بر اساس محیط ، اهداف و آنچه به شما توجه کرده است تمرکز می شود.

فقط می توانید آنچه را که برای شما مرتبط و معنادار است ببینید. روانشناسان این توجه را انتخابی می نامند. آنچه شما روی آن تمرکز می کنید گسترش می یابد.

در حال حاضر ، آنچه شما روی آن تمرکز می کنید ممکن است متفاوت از آنچه که شما دو تا سه سال پیش روی آن تمرکز کرده اید ، باشد.

وقتی جوان بودید ، به این فکر می کردید که دوستانتان درباره شما چه فکر می کردند. با بزرگتر شدن ، تمرکزتان تغییر کرد.

تجربیات اوج نوعی تجربه است که چیزی را که از کانون توجه خارج شده است ، به خود معطوف می کند. وقتی این تجربیات را دارید که تمرکز و توجه شما را تغییر می دهد ، شروع می کنید جهان را به گونه ای دیگر مشاهده می کنید.

شما می خواهید به طور مداوم تمرکز توجه خود را به مواردی که برای شما معنادار و ارزشمند هستند ، بدرخشد.

چقدر از وقت و توجه شما به مواردی که واقعاً مهم نیستند ، اختصاص دارد؟

چقدر انرژی را برای استفاده در وسایل شما به ارمغان می آورد؟

شما می توانید روی چه چیزی متمرکز شوید ، این همان راهی است که ارزش وقت شما را دارد؟

من به تازگی با شخصی آشنا شده ام که به من کمک می کند تا مستقیم تر به رابطه خود با فرزندانم توجه کنم. او داستانی را به من گفت که واقعاً دیدگاه من را تغییر داد. من واقعاً گوش می کردم و پذیرای حرف های او بودم.

داستانی که او به من گفت ، به چیزهایی که قبلاً شنیده بودم ، ضربه زد ، اما این سیگنال ها به اندازه کافی قوی نبودند تا توجه مرا جلب کنند. اما داستان او و کل تجربه واقعاً آن را برای من واقعی ساخت ، آنقدر که ارزش ها و اهداف من را تغییر داد.

چیزهایی که قبلاً شنیده اید وجود دارد که در یک گوش و گوش دیگر قرار دارد. این چیزهایی است که شما می دانید ، اما انجام ندهید. استفن کاوی گفت: "دانستن و انجام ندادن واقعاً این نیست که بدانیم."

فقط به این دلیل که از چیزی آگاه هستید به این معنی نیست که به آن توجه کنید. اتصال عاطفی به چیزی این است که شما توجه بیشتری به آن می کنید. همانطور که شما با چیزی درگیر می شوید و با آن شروع به شناسایی می کنید ، این قسمت به بخش بزرگی از زندگی شما تبدیل می شود.

همین حالا ، به سلامتی خود نگاه کنید. چقدر به آن توجه می کنید؟ شما یک میلیون بار شنیده اید که سلامتی شما مهم است. شما می دانید ، اما توجه می کنید؟ یا ، توجه شما به موارد دیگر است؟

توجه شما را می توان با آنچه در محیط شما ایجاد می کند اندازه گیری کرد. از این رو ، افرادی که به الکل اعتیاد دارند ، در بسیاری از موارد در محیط خود تحریک می شوند تا درباره الکل فکر کنند.

چه چیزی شما را تحریک می کند؟

این چیزی است که شما روی آن متمرکز هستید. این همان چیزی است که شما با آن شناسایی می کنید. این همان چیزی است که برای شما معنی دارد. اینجاست که داستان شما از خود دروغ است.

شما می توانید تمرکز خود را به گونه ای طراحی کنید که محیط بیرونی شما باعث شود آنچه می خواهید ببینید.

مشابه توجه ، چیزهایی وجود دارد که می دانید با ارزش هستند ، اما شخصاً برای آنها ارزش قائل نیستید.

به عنوان مثال ، شما احتمالاً معتقد هستید كه سلامتی چیزی است كه ارزش آن را دارد ، اما رفتار شما نشانگر آنچه شما واقعاً برای آن ارزش دارید ، است. آنچه به آن توجه می کنید همان چیزی است که برای آن ارزش قائل هستید.

بنابراین ، شما می خواهید تجربیاتی داشته باشید که بتوانید آنچه را که می توانید برای آنچه ارزش قائل هستید ، تغییر دهید. شما می خواهید برای چیزهایی که بزرگترین تفاوت را در زندگی شما ایجاد می کنند ، واقعاً ارزش قائل شوید. شما می خواهید جلوی ارزش گذاری چیزهای خرابکارانه در موفقیت خود را بگیرید.

شما می خواهید اهداف خود را در حدود ارزش هایی که آرزوی داشتن دارید تعیین کنید. شما می خواهید روالهایی ایجاد کنید و محیطی را ایجاد کنید که آن ارزش ها را در اولویت توجه شما قرار دهد. ورودی شما چشم انداز شما را شکل می دهد. سپس می خواهید روزانه از این ارزشها زندگی کنید. سپس ، شما می خواهید به طور مرتب تجربه هایی داشته باشید که آن ارزش ها را ارتقا داده ، گسترش داده و پالایش می کنند.

اگر تعریف شما از "موفقیت" در 12 ماه گذشته تغییر نکرده است ، پس شما چیزهای زیادی را یاد نگرفته اید. اگر تعریف موفقیت شما تغییر نکرده است ، پس تجربه های قدرتمندی نداشته اید.

10. صبر نکنید که بدانید زمان تغییر است

"آنچه شما به اینجا رسیدید ، شما را به آنجا نمی رسانید." - دکتر مارشال گلداسمیت
"جنون بارها و بارها همان کارها را انجام می دهد و انتظار نتایج متفاوتی را دارد." - آلبرت انیشتین
وی گفت: "راه برای لذت بردن از زندگی بهتر این است که یک هدف را به پایان برسانید و درست از هدف بعدی شروع کنید. در جدول موفقیت بیش از حد طولانی نشوید ، تنها راه برای لذت بردن از غذای دیگر گرسنگی است. " - جیم روون

اهداف به معنی هستند و به پایان نمی رسند. وقتی به چیزی بزرگ رسیدید ، فقط به این دلیل گیر نکنید که قبلاً کار کرده باشد.

هر کاری که انجام داده اید شما را به این نقطه رسانده است.

ماجراجویی بزرگ بعدی چیست؟

چه چیزی خواستار این وضعیت است؟

تخیل شما از چه چیزی الهام می گیرد؟

کوه بزرگ بعدی چیست؟

یکی از مشکلات اساسی موفقیت این است که به دام می افتد. افرادی که موفق به موفقیت بزرگی شده اند در گذشته خود زندگی می کنند. آنها به جای آنچه انجام می دهند ، توضیح خود را بر اساس آنچه انجام داده اند ، ادامه می دهند.

الون مسک یک استثناء قدرتمند است. شما هرگز نشنیده اید که الون ماسک درباره روزهای پی پال صحبت کند. درعوض ، او را می شنوید در مورد مشکلاتی که در حال حاضر برطرف می کند و دیدگاهی که در حال حاضر دنبال می کند صحبت می کند.

او در گذشته گیر نکرده است. در عوض ، او از تمام تجربیات گذشته خود برای پیشبرد نتایج و اهداف بزرگتر و بزرگتر استفاده می کند.

او همیشه در حال رشد ، تحول ، تغییر ، تلاش است. این یک رویکرد بسیار سالم به زندگی است.

نتیجه

سخت نیست.

شما فقط باید بدانید که چه می خواهید و سپس فردی شوید که آن را بدست می آورد.

شما می توانید میلیونر شوید.

ممکن است پنج سال طول بکشد. اما پنج سال توجه متمرکز به چیزی می تواند یک راه واقعاً طولانی را طی کند.

حداقل دوز قابل دوام برای نتایج مورد نظر شما چیست؟

تبدیل شدن به یک میلیونر ، شما را به تغییر نیاز خواهد کرد. اما همانطور که آلبرت انیشتین گفت ، "اندازه گیری هوش توانایی تغییر است." جیم روون بهترین گفت: "نه به مبلغ میلیون دلار میلیونر شوید بلکه برای دستیابی به آن چه به دست می آورید."

واقعیت این است: شما در حال حاضر تثبیت شده و روی چیزی متمرکز شده اید. این یک واقعیت است. اگر می خواهید بفهمید که چه کسی هستید ، تمام کاری که باید انجام دهید این است که کشف کنید تمرکز و توجه فعلی شما در کجا قرار دارد.

بخش اساسی تکامل آگاهانه یادگیری کنترل و هدایت توجه شماست - تا بتوانید به جای آنچه که شرط خواسته شده بود ، آن نور را به آنچه می خواهید بدرخشد. اساسی برای آن به روز کردن محیط و ارزش های شما است ، زیرا این موارد توجه شما را به خود جلب می کند.

در حال حاضر روی چه مواردی تمرکز دارید؟

در حال حاضر برای شما چه معنی دارد؟

چه چیزی می تواند برای شما معنی دار باشد؟

برای چه چیزی ارزش قائل بودی؟

چه کسی می تواند باشد؟