10 حقیقت دردناک هیچ رهبری نمی خواهد بشنود

اعتبار تصویر: تصاویر جهانی

چیز زیادی به عنوان یک رهبر وجود دارد که ما تصمیم به نادیده گرفتن آن داریم. دلیل این امر این است که روزهای ما مملو از جلسات ، مشکلات ، مشکلات با مردم و مشکلات بیشتر است.

نادیده گرفتن حقایق دردناک که بارها و بارها می شنویم آسان است.

زندگی در دنیای جاهلیت که ما رهبر قادر متعال هستیم زندگی می کند و همه افراد باید از دستورات ما پیروی کنند. من آموخته ام که نادیده گرفتن این حقایق دردناک شانس شما برای رهبر شدن در درازمدت را جدی می بخشد.

من هرگز نخواستم هیچ یک از اینها را بشنوم ، اما بسیار خوشحالم که این کار را کردم - و من گوش کردم.

در اینجا 10 حقیقت دردناک وجود دارد که هیچ یک از رهبران نمی خواهد بشنود:

1. این مربوط به اعدادی نیست که شما فرد فقیر هستید

"به کسی بدهید که همه شماره ها متمرکز باشد و من به شما نشان خواهم داد که به دنبال راه حل هایی است که وجود ندارد"

پاسخ در EBITDA نیست. جواب در شکاف درآمد نیست. پاسخ در تمرکز بر حفظ درآمد های مکرر نیست.

همه اینها در یک صفحه گسترده سکسی به نظر می رسد ، اما هرگز یک انسان را به بیرون آمدن و انجام کارهایی که دوست دارند ، با افرادی که به آنها اهمیت می دهند ، انگیزه نمی دهد.

اعتبار تصویر: CSA Images / iStock
"اعداد به شما می گویند که آیا شما رویکرد انسانی به تجارت را دنبال می کنید یا رویکرد کارگران کارخانه صنعتی.
رویکرد انسان روی اعداد تأثیر می گذارد ، اما شما می توانید آن را با یک لنز انسانی مشاهده کنید. "

2. برای رهبری ، باید خود را به یک استاندارد بالاتر نگاه دارید

در هیچ دفترچه رهبری نوشته نشده است.

موقعیت قدرت می تواند باعث شود شما فکر کنید که برنده شدید. شما تصمیم می گیرید ، بنابراین ، همه چیز خوب است. اینطور نیست

بالا بردن استانداردهای شخصی شما این است که چگونه استانداردهای افرادی را که برای شما کار می کنند بالا می برید. شما نمی توانید از تیم خود بیشتر بخواهید ، مگر اینکه شما نیز با تعیین یک استاندارد جدید حاضر به دریافت امتیاز بیشتری شوید.

تیم شما از معیارهای شما پیروی می کند ، بنابراین بهتر است امیدوار باشید که در تلاش برای بالا بردن آنها هستید. این به معنای کمال گرایی هم نیست. این یک حقیقت حتی دردناک تر است که ما برای افراد امروز وقت نداریم.

3. رهبری الگوی نقش است

شما با ارائه نمونه ای از موفقیت به نظر می رسد.

بگذارید برای شما مثالی بزنم. هفته گذشته تیم من در دفتر مشروبات الکلی می خوردند. من یک سرماخوردگی و خونسرد نخوردم. یکی از تیمم از من پرسید که چرا مشروب نمی خورم. من به آنها گفتم: "فرهنگ نوشیدن به ما در رسیدن به اهدافمان کمک نمی کند."

با نوشیدن نکردن ، به تیمم نشان می دادم که استاندارد جدید چیست و من از چه چیزی استقبال می کنم.

4- همه شماست

رفتن به محل کار بدون اینکه کسی به شما گزارش دهد ، زیباست.

می توانید همه دیگران را مقصر بدانید و همیشه راهی برای خروج از هر موقعیتی پیدا کنید.

"این محصول ناموفق بود." "جو آمار را اشتباه گرفت." "مشتریان ما به ما گفته اند که ما باید بهبود پیدا کنیم و چنین نکرده ایم."

همیشه شخصی غیر از شما وجود دارد که می توانید سرزنش کنید. برخی از مردم این زندگی را بسیار دوست دارند و به همین دلیل هرگز رهبر نمی شوند. انتخاب رهبر بودن بدان معنی است که هر مشکلی بر عهده شماست. هر جمله در مورد یک مشکل اکنون با "شروع می کنم ..." شروع می شود

شما از سرزنش دیگران به داشتن هر مشکلی سر می زنید.

5. شما نمی توانید شور و شوق دروغین

رهبران جعلی غرق در گلزار خود هستند. این خصوصاً در مورد اشتیاق صادق است.

اگر مردم فکر نکنند که شما نسبت به آنچه انجام می دهید و دلیل منجر به آن اشتیاق دارید ، آنها قطع خواهند شد.
قطع ارتباط به صورت اهداف گمشده ، نگاه کردن به تلفن آنها ، نادیده گرفتن نظرات شما ، دیر رسیدن به جلسات و عدم نگرانی در هنگام اشتباه اتفاق می افتد.

شور و اشتیاق به عنوان رهبر ناشی از تراز کردن خود با مشکلی است که شما برای حل آن دوست دارید. من عاشق حل مسئله بازاریابی دیجیتال هستم زیرا می خواهم ایده هایی را گسترش دهم که از طریق کارآفرینی و توسعه شخصی به جهانی الهام می گیرند.

اشتیاق من به بازاریابی دیجیتال ناشی از تمایل به انتشار این ایده ها است و افرادی که برای من کار می کنند این را می دانند - این در سراسر صورت من نوشته شده است و در هر مکالمه ای ابراز می شود.

سعی نکنید و اشتیاق خود را جعل کنید. خیلی ساده است که یک فاکر را تشخیص دهی.

6. انرژی تیم با انرژی شما شروع می شود

انرژی به عنوان یک رهبر مسری است.

این مانند ویروس است که از یک انسان به بدن دیگر سرایت می کند. این هم برای انرژی خوب و هم برای انرژی بد کاربرد دارد. وقتی به تیم قبلی خود که با آنها کار کردم نگاه کردم ، فهمیدم که آنها اکثر روزها عصبانی شده اند. آنها هیچ انرژی ای نداشتند و بیشتر انرژی را از اتاق بیرون می کشیدند.

بسیاری از این مشکلات در مورد انرژی به من مربوط می شود.

من ناخوشایند سوخته شدم و بدین ترتیب انرژی بد ناخواسته در حال گسترش بود. تنها زمانی که یک قدم عقب برداشته و حرکت کردم ، این مسئله را با انرژی تیم و سهم خود در ایجاد آن دیدم.

7. مکانهای بالاتر مبتنی بر خود بالاتر است

دردناک است که به عنوان یک رهبر بشنویم که یک نفس بالاتر وجود دارد.

دلیلش این است که همه "قانون جذب" و "ستایش جهان" به نظر می رسد. بسیاری از ما افراد عادی نمی خواهیم آن را بشنویم.

پیدا کردن خود بالاتر شنیدن آن بسیار دردناک است زیرا به نوع کارهایی نیاز دارد که بیشترین انرژی را مصرف می کند. این در مورد تمرکز روی روانشناسی خود ، تقلب در مدیتیشن ، استفاده از ورزش برای تغییر حالت و انجام یادگیری زیادی از طریق کتاب است. هیچ یک از این شیوه ها دو دقیقه طول ندارند و می توان در لیستی از این دست خلاصه کرد.

رسیدن به خود بالاتر به تمرکز ، انرژی و زمان نیاز دارد. اینها مواردی است که رهبران به دلیل ماهیت آنچه رهبری از شما می خواهد فاقد آن هستند.

8- KPI هرگز کافی نخواهد بود

KPI ابزاری زیبا است که قرار است تجارت را به جلو سوق دهد. بدون اهداف شخصی که به آنها متصل شده باشد ، آنها بی فایده هستند. "

خالی بودن KPI در اوایل کار من زمانی آشکار شد که بهترین شخص فروش من تا به حال با برقراری یک ساعت مکالمه تلفنی در روز ، از کل تیم فروش فراتر رفته بودم. هر کس دیگری سه ساعت اضافه کرد.

این درس را دوباره آموختم که وقتی سعی کردم کار خودم را براساس KPI انجام دهم و سریع خسته شدم. سپس سعی کردم همان کار را با هدایت تیم انجام دهم. من به همین نتیجه رسیدم.

مردم فقط به سمت KPI گرایش پیدا نمی کنند - آنها یک راه حل انسانی نیستند.

پیدا کردن اهداف شخصی تیم شما دشوار است ، زیرا این امر مستلزم آن است که به آنها مراقبت کنید و آسیب پذیر باشید. اهداف شخصی توسط بسیاری از افراد محکم نگه داشته می شود و تنها راهی که می توانید با کسب احترام هر شخص نسبت به آنچه در آن ها است کشف کنید.

با احترام ، می توانید شخصی اهداف شخصی را کشف کنید. سپس ، آن اهداف شخصی را به KPI اضافه کنید و شما یک روش انسانی برای کمک به تیم خود برای یافتن معنا در کار خود دارید.

9. قلب را پیدا کنید و افرادی را پیدا خواهید کرد که می خواهند هدایت شوند

این بدان معنی است که بخشش ، دلسوزی ، قدردانی و تمام چیزهای ذرت را که فکر می کنید مهم نیستند. من اثبات زندگی می کنم مهم است.

با آمرزش ، استعدادی پنهان را در افرادی کشف کردم که خاموش بود. با سپاسگزار بودن ، من در موقعیت هایی که دیگران نکردند ، مثبت را دیدم. با دلسوزی ، راهی پیدا کردم تا با هر کس که با آنها روبرو شدم ارتباط برقرار کنم.

این صفات انسانی ذاتی قلب شما را نشان می دهد و همه ما می توانیم با داشتن قلب کمی بیشتر با آنها هدایت شویم.

اعتبار تصویر: Banksy

10. همه ما با وجود عنوان خود رهبر هستیم

هیچ کس نمی خواهد این نکته آخر را بشنود.

من تا به حال تا حدی فریب خورده بودم چون دوست دارید یا نه ، شما در حال حاضر یک رهبر هستید حتی اگر کسی برای شما کار نکند.

هر روز شما در مردم تأثیر می گذارید ، الگوی نقش مثبت یا منفی بودن هستید و اقداماتی را انجام می دهید که دیگران از آن دیدن می کنند.

دردناکترین حقیقت همه این است که همه رهبر هستیم.

رهبر بودن به معنای مسئولیت پذیری است.

این داستان در The Startup ، بزرگترین انتشارات کارآفرینی Medium و به دنبال آن +393،714 نفر منتشر شده است.

برای دریافت داستانهای برتر در اینجا مشترک شوید.