عکس توسط بروس مریخ از Pexels

10 نکته ضد پیری که می توانید بلافاصله از آنها استفاده کنید تا مغز جوان و شفاف خود را حفظ کنید

دوباره اتفاق افتاد

شما وارد یک اتاق می شوید و فراموش می کنید که چرا حتی آنجا بودید. شما به جستجوی عینک خود می پردازید. شما به آشپزخانه ، میز کنار تختخواب ، حمام نگاه می کنید - هر جایی که فکرش را بکنید. شما شروع به عصبانیت می کنید زیرا برای قرار ملاقات بعدی خود دیر می روید. دستان شما چیز سختی را روی سر شما می چسباند - عینک های عجیب و غریب که شما به دنبالش بودید.

بعد ، ناگهان چیزی به شما برخورد می کند!

امروز یک پروژه وجود دارد ، لطفی که برای یکی از دوستان وعده داده اید و لایحه ای که باید پرداخت شود.

اضطراب شروع به خفه شدن می کند ، وقتی زمزمه می کنید ، "گوش ، چطور اینها را فراموش کردم؟"

و حالا شما در را بیرون می کشید تا سعی کنید روز را نجات دهید. همانطور که می خواهید به داخل اتومبیل خود بروید ، همسایه قدیمی خوب که هر روز صبح دویدن می کند در جاده شما متوقف می شود تا کمی چیتکت کند. شما به وضوح چهره او را به یاد می آورید. شما در بعضی از اجتماعات با هم بوده اید. اما برای زندگی شما ، شما نمی توانید نام او را به یاد بیاورید.

سه. چهار پنج دقیقه گذشت. هنوز هیچی.

این در نوک زبان شماست اما اصلاً نمی توانید نام او را به خاطر بسپارید.

شما احساس بدی می کنید زیرا این سناریو فقط یک مورد منزوی نیست. این تنها امروز اتفاق نیفتاد. تقریباً هر روز اتفاق می افتد.

چیزهای مهم ، رویدادهای مهم و حتی افراد مهم را فراموش کنید.

می دانید که نمی توانید به سادگی آن را کنار بزنید. شما به سادگی نمی توانید بپذیرید که فراموشی می کنید. شما نمی توانید به سادگی انکار کنید که چگونه این امر بر کیفیت زندگی شما تأثیر می گذارد.

اوه تله! احساس ناراحتی می کنید ، درست است؟

لازم نیست

سحر و جادو در حال تغییر در استفاده از مغز پلاستیک شما

سالها به ما گفته می شد که مغز سخت است - این بدان معنی است که پس از رسیدن به بلوغ ، اتصالات آن تقریباً دائمی است و دیگر قابل تغییر نیست.

خوب ، به لطف علاقه مستمر علوم اعصاب - متخصصان اکنون دریافته اند که مغز در واقع پلاستیک است.

اصطلاح نوروپلاستیسیته در حال حاضر به طور گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرد که می گوید مغز با وجود سن قادر به تغییر و بهبود است. مغز می تواند اتصالات عصبی جدید ایجاد کرده و مسیرهای ارتباطی را تقویت کند.

مغز شما علیرغم بسیاری از لحظات فراموش نشدنی که با آنها روبرو شدید ، می تواند به طرز چشمگیری بهبود یابد.

لازم نیست عملکرد زیر مغزی خود را تحمل کنید. لازم نیست برای توانایی های فعلی خود حل و فصل کنید. لازم نیست خودتان را برای ناامیدی سر بزنید.

درعوض ، با صبر و تمرین ، مغز شما می تواند دوباره جوان و تیز شود.

بهترین قسمت از همه؟

بدون مصرف یک قرص واحد ، انجام ویزیت درمانی یا هزینه کردن پول بسیار ممکن است.

10 ترفند ضد پیری که می توانید همین حالا اعمال کنید تا مغزتان بهتر شود

دقیقاً مانند هر قسمت از بدن ما ، مغز به اصل "استفاده-یا-از دست دادن آن" پایبند است. ممکن است بگویید ، "من هر روز فکر می کنم و از مغزم استفاده می کنم. چرا به نظر می رسد من هنوز آن را گم کرده ام؟ "

هنگامی که مغز به یک فعالیت خاص عادت می کند ، دیگر به چالش کشیده نمی شود. فعالیتهای روزمره که روزانه انجام می دهیم ما را در حالت خلبان خودکار تنظیم می کند و مغز تمرین مورد نیاز خود را دریافت نمی کند.

اما وقتی مغز خود را به چالش می کشید ، در واقع کارآمدتر می شود.

در حقیقت ، مطالعات متعددی اثبات کرده اند که تحقق تمرین مورد نیاز خود به مغز چقدر سودمند است. همانطور که دکتر رابرت گلدمن در کتاب خود به نام تناسب اندام ذکر کرده است ، مطالعات طولی و سیاتل و بالتیمور نشان می دهد که افرادی که تیزبین ذهنی هستند به طور مرتب فعالیت های متنوعی را انجام می دهند ، باز و قادر به درک ایده های جدید ، انعطاف پذیر و مایل به تغییر هستند. به دلیل این خصوصیات ، بسیاری از شرکت کنندگان از موفقیت های شخصی یا حرفه ای خود راضی هستند. کسانی که از وخامت روانی رنج می بردند به شدت به کارهای روزمره رعایت می کردند و نارضایتی در زندگی را تجربه می کردند.

خبر خوب:

آموزش مغز شما در واقع می تواند همزمان سرگرم کننده و پاداش دهنده باشد.

در اینجا چند نکته وجود دارد که:

1. ظرافت و شوخ طبعی خود را در معرض دید خود قرار دهید

روزهای شما تقریباً یکسان است. شما از خواب بیدار می شوید ، زمان را بررسی می کنید ، کارهای روزمره خود را انجام می دهید ، تمام کارهای خود را انجام می دهید و قبل از اینکه همه چیز را ببندید کار می کنید.

بسیار قابل پیش بینی است.

مغز شما می تواند آنچه را که بعداً انجام می دهید بگویید. مثل دانش آموزی است که با یک کلاس خالی به معلم می نشیند و با درس و فعالیت دچار چالش نمی شود.

مغز شما حوصله دارد!

برای بیدار شدن دلهره و شوخ طبعی درونی مغز ، به شما کمک می کند تا روزی کمی تکان بخورید. در عادات خود تغییراتی ایجاد کنید. تغییراتی که توانایی های فعلی شما را به چالش می کشد.

به جای مسواک زدن با دست غالب خود ، دست دیگر را امتحان کنید. به جای رانندگی در همان مسیر ، بدون اینکه سیری دستورالعمل ها را راهنمایی کند ، مسیر جدیدی پیدا کنید. به جای گوش دادن به همین سبک موسیقی ، به پاپ ، کلاسیک ، جاز یا هر آنچه که می خواهید گوش دهید.

اگر می خواهید در هنگام خوردن سالسا و چیپس از نخودچی استفاده کنید ، هک ، چرا نه؟

این زمان مناسب برای پیشبرد مقابل شما معمولی است و می بینید که مغز شما با این تغییرات کوچک چگونه دچار چالش می شود.

حتی برای مواردی که شما تسلط پیدا کرده اید ، هنوز هم می توانید روش هایی برای بهبود مغز خود بیابید. درست مانند آنچه جیمز پاک گفت:

"تسلط به تمرین نیاز دارد. اما هرچه کاری را بیشتر تمرین کنید ، کسل کننده تر و معمول تر می شود. بنابراین ، یک مؤلفه اساسی تسلط ، توانایی جستجوی جزئیات جدید در شیوه های قدیمی است. اصول را رها نکنید. چیز جدیدی را پیدا کنید که از آن ترس داشته باشید. "

2. لازم نیست به یکی بچسبید

"هرچه بیشتر بخوانید ، چیزهای بیشتری خواهید دانست. هرچه بیشتر یاد بگیرید ، مکانهای بیشتری نیز خواهید رفت. " - دکتر سوز

آیا سعی کرده اید چندین کتاب در همان موضوع یا ژانر بخوانید؟ به احتمال زیاد ، شما می توانید جریان یا چیزهایی را که نویسنده می گوید ، پیش بینی کنید.

خواندن مفید است اما می تواند در بعضی مواقع خسته کننده باشد ، خصوصاً وقتی علاقه مغز خسته نشود. هنگامی که شما در معرض تنها یک نوع ماده هستید ، مغز به هیچ وجه هیجان زده نمی شود.

همانطور که توسط دکتر ریچارد دیویدسون ذکر شد ، مغز به خوبی در مورد جدید بودن پاسخ می دهد.

برای اینکه مغز خود را هنگام خواندن به شدت درگیر کنید ، جهان خواندن خود را گسترش دهید. نویسندگان مختلف ، ژانرها را کاوش کرده و آنها را جایگزین کنید. منابع جایگزین یادگیری را امتحان کنید. اگر بیشتر به کتاب علاقه دارید ، فیلم ها و کتابهای صوتی را امتحان کنید.

لازم نیست هنگام خواندن به یکی بچسبید. دنیای خواندن برای کشف بسیار عظیم است. اجازه دهید مغز شما به تنهایی سفر کند.

۳- سلام نیست ، در واقع بنیجور است!

اگر با مردی به زبانی صحبت کنید که او می فهمد ، به ذهن او می رود. اگر با او به زبان خودش صحبت کنید ، این به قلب او می رود. " - نلسون ماندلا

شما آن مقصد رویایی را دارید ، درست است؟ شما احتمالاً برای آن صرفه جویی می کنید. شما نمی توانید صبر کنید تا پای شما به آنجا برسد.

ای خدا!

در واقع ، شما می توانید لباس خود را در حالی که در مکانهای دیدنی مشهور قرار دارید تصور کنید. در حال حاضر می توانید خود را در حال گرفتن سلفی نفس گیر خود ببینید. و شما در حال شروع به فکر کردن در مورد این هشتگ هستید.

آیا در پاریس است؟ رم؟ اسپانیا؟ فیلیپین؟

در حالی که پس انداز آن فرار عظیم را پس انداز می کنید ، چرا زبان آن مکان را یاد نمی گیرید؟ مطمئناً شما ممکن است تا زمانی که به اندازه کافی ذخیره کرده اید مسلط نباشید ، اما تصور کنید که از درایور Uber یا آن میزبان AirBnB به زبان مادری خود تبریک می گویم.

یکی از بهترین راهها برای به چالش کشیدن مغز شما یادگیری چیز جدید است.

وقتی مهارتهای جدیدی یاد می گیرید ، سلولهای عصبی شما برای دیدار با رفقای جدیدشان تلاش می کنند. آنها در هیجان می پرندند تا آتش را برافروخته و با نورون های دیگر دوباره بجنگند.

با یادگیری یک زبان جدید ، مغز خود را تیز کنید. شما لازم نیست به سلام! این می تواند Bonjour باشد! Ciao! هلا! کوموستا!

صبر کنید ، شما یک دزد مسافرتی نیستید؟

خوب ، وقت آن رسیده است که از آن پیانو یا گیتار که در اتاق نشیمن نشسته است غافل شوید. قطعات جدید موسیقی را بیاموزید.

و آن دسته از دستور العمل هایی که شما به آنها تسلط داشتید؟ زمان اضافه کردن انواع جدید. از این گذشته ، شما مخفیانه وسواس کرده اید که مانند مارتا استوارت یا گوردون رامسی باشید.

4- زمان آن است که آن دکمه را از روی نیمکت بلند کنید

خوب ، ما آن را دریافت کنید!

همه ما آن لحظات سیب زمینی نیمکت را داریم. وسوسه کردن این است که فقط بیشتر اوقات بنشینید ، دراز بکشید یا ثابت باشد. اما این عادت به بدن و مغز شما آسیب می رساند.

بارها و بارها این حرف را شنیده اید - EXERCISE.

در حالی که شما فواید بسیاری از ورزش را می دانید ، هنوز نمی توانید خود را به اندازه کافی انگیزه دهید تا به طور مداوم این کار را انجام دهید. اما اگر عاشق مغز خود هستید ، بلند کردن لب به لب از آن بالش نرم مفید است.

مغز حداقل 25 درصد از اکسیژن شما تنفس می کند. هنگامی که شریان ها توسط کلسترول مسدود می شوند ، اکسیژن و گلوکز به درستی نمی توانند جریان پیدا کنند. شریان ها نمی توانند سوخت مورد نیاز مغز را تحویل دهند.

حتی پیاده روی در اطراف بلوک یا دویدن هر 15 روز 15 دقیقه می توانید تأثیر شگرفی در مغز شما ایجاد کنید.

همانطور که توسط دکتر گلدمن ذکر شد ، محققان کالج اسکریپت در کالیفرنیا دریافتند که ورزش منظم تأثیر بیشتری در تفکر تیز نسبت به خوردن معقول دارد. حال این بدان معنا نیست که خوردن معقول بی فایده است. این مطالعات نشان می دهد که سیب زمینی نیمکت هایی که از نظر سلامتی غذا می خورند ، نمی توانند با کسانی که به طور منظم هنگام انجام تست های حافظه انجام می دهند ، مطابقت داشته باشند.

حتی محققان ژاپنی دانشکده پزشکی دانشگاه سنت ماریانا در کاوازاکی همین موضوع را فهمیدند. او گفت:

"محققان تست حافظه را به چهل و شش سالمند که روزانه قدم می زدند ، دریافتند که کسانی که دورترین راه را طی می کنند بهترین امتیاز را کسب کردند ، در حالی که کسانی که به سختی قدم می زدند علائم زوال عقل را نشان می داد."

دفعه بعد که به دنبال قرص حافظه می روید ، قدم زدن حافظه را برای روانکاری مغز و سوخت گیری قطعات آن امتحان کنید.

5. با عرض پوزش ، شما به راحتی نمی توانید همه اینها را داشته باشید!

این امر در بین ما بسیار رایج است که چیزهایی را که در اختیار ما قرار می گیرد تصویب کنیم. هنگامی که چیزی را گم می کنید ، مجبور می شوید تا به خلاقیت خود بپردازید تا با استفاده از آنچه در اختیار دارید کار کنید. مغز برای یافتن راههای جدید برای رفع کمبودها دچار چالش می شود.

تصور کنید که نمی توانید حواس پنجگانه خود را داشته باشید.

چگونه کارهای معمولی را که انجام می دهید مقابله می کنید؟

فیلمی را با صدای خاموش تماشا کنید و سعی کنید از طریق شخصیت های خود شخصیت های شخصیت ها را بفهمید.

دوش را با چشمان بسته و از حواس خود برای تعیین شامپو یا شستشوی بدن استفاده کنید.

به رستوران بروید و هنگام جویدن چشمان خود را ببندید. سعی کنید سبزیجات ، ادویه جات ترشی جات ، چاشنی ها و سایر مواد موجود در غذا را شناسایی کنید.

با استراحت از حواس معمولی که استفاده می کنید ، مسیرهای مغز به ندرت استفاده می کنید.

دکتر لارنس کاتز در کتاب خود "Keep Your Your Alive Alive" گفت:

"سیناپسهای بین سلولهای عصبی با فعالیتهای غیرمعمول و چالش برانگیزی تقویت شده اند که می توانند مولکولهای رشد مغزی بیشتری مانند نوروتروفینها تولید کنند."

با ضربه زدن به موارد غیرمعمول ، شما در حال پیشرفت در پیشرفت هستید.

6. وای ، واقعاً بی فایده نیست!

یادته وقتی جوان بودی؟

شما در لحظه نقاشی گم می شوید ، ساز موسیقی مورد علاقه خود را بازی می کنید ، یا فقط آنچه را که قلب شما می خواهد انجام دهید.

و حالا؟ شما به سختی این کار را می کنید.

آن لحظات فقط در خط حافظه شما زنده هستند. پس از همه ، شما خیلی شلوغ هستید. زندگی شما با چیزهایی که باید انجام دهید ، در حال پیرایش است. شما نمی توانید در فعالیت دیگری فشار بیاورید.

آن بافندگی ، ماهیگیری ، باغبانی ، خیاطی - آنرا پیچ کنید! این فقط یک سرگرمی بی فایده است که باید کنار بگذارید و فراموش خواهید کرد.

خوب ، این احتمالاً همان چیزی است که شما خواهید گفت. اما این چیزی نیست که مغز به شما خواهد گفت.

استرس زیاد به مغز شما آسیب می رساند. خلاقیت و بهره وری وقتی بیش از حد کار می کنید کم می شود.

پیگیری آنچه دیگران را "سرگرمی بی فایده" شما می دانند راهی عالی برای پاداش مغز شماست. سرگرمی در واقع یک داروی ضد افسردگی خوب است زیرا شما را در جریانی قرار می دهد که کارهایی را انجام می دهید که در واقع از آنها لذت می برید.

وقتی وارد منطقه خود می شوید ، مغز تمایل به آرامش دارد و به سمت چیزی با ارزش سرگردان می شود. آبهای خلاقانه شما جریان پیدا می کند و ایده های خود را تولید می کنند. ذهن شما در جایی صلح آمیز سرگردان است.

نویسنده دانیل گلمن گفت:

"سیستم های مغزی درگیر در سرگردان ذهن درست قبل از برخورد افراد به یک بینش خلاق فعال شده اند."

حتی افراد موفقی که می شناسیم سرگرمی خود را به طور جدی دنبال می کنند. در مقاله ای که در وبلاگ مایکل هیات به اشتراک گذاشته شد ، افرادی مانند بیل گیتس گفتند که اتحاد مجدد با تنیس به او تعادل در زندگی می بخشد.

اگر همیشه به خاطر دنبال کردن آن سرگرمی احساس گناه کردید ، بخاطر داشته باشید که هنگام باز کردن خود برای ایجاد خلاقیت خلاق ، به مغز شکسته مورد نیاز خود را می بخشید.

7. زمان آن است که از غار خود بیرون بروید

با افزایش سن ، زندگی اجتماعی ما کمتر فعال می شود. اگر بیشتر اوقات خود را منزوی کنید ، اگر درهای خود را برای معاشرت باز کنید به مغز شما کمک می کند.

معاشرت یا ارتباط با دیگران این فرصت را به شما می دهد که از آنها بیاموزید. تجربه ها معلمان بزرگی هستند. وقتی با افراد مختلف صحبت می کنید ، دیدگاه دیگران را می بینید و مغز شما قادر به تشخیص ایده های مختلف است.

هنگامی که با دیگران صحبت می کنید ، مغز شما را مجبور می کند که به موثرترین روش انتقال پیام خود فکر کند. حتی ارتباط با دوستان قدیمی خود از طریق تلفن برای فعال نگه داشتن مغز مفید است.

جک هیوز از TopCoder از جامعه پذیری سود می برد. او قادر است مغز خود را با گسترش منابع اطلاعاتی غنی سازد تا ایده های بهتری برای پروژه خود بدست آورد. همانطور که او گفت:

"تقریباً هر کاری که انجام می دهم در زمینه های دیگر وام گرفته شده و از دیگران بازپرداخت می شود."

8- به طور مداوم ذخایر و ذخایر شناختی خود را ایجاد کنید

مغز ممکن است اندام شگفت انگیزی باشد اما محدودیت های خاص خود را نیز دارد. این نمی تواند از هر ورودی که می دهیم استفاده کند.

برای استفاده موثر از ذخایر شناختی خود ، از ابزارهایی استفاده کنید که می توانند عملکردهای مغز شما را پشتیبانی کنند. به جای یادآوری از لیست کارهای خود ، آنها را بر روی یک کاغذ بنویسید. از برنامه ریزان و نشانه هایی برای سازماندهی روز خود استفاده کنید.

به جای اینکه هر روز از آن در چیزهای بی اهمیت استفاده کنید که با وسیله های دیگر می توانند از انرژی ذهنی خود استفاده کنند ، از انرژی ذهنی خود استفاده کنید.

در عین حال ، سپرده های شناختی مداوم را انجام دهید تا مطمئن شوید مغز فعال است.

یادداشت ها را هنگام خواندن بنویسید و نکاتی را که یاد گرفته اید خلاصه کنید.

دکتر گلدمن پیشنهاد می کند که خاطرات رویایی را در جایی که فکر می کنید در مورد عواطف و زیربناهای روانشناختی باشید که هر رویایی به شما تحریک می شود ، نگه دارید. شما همچنین می توانید وقتی چیز خاصی را سست می کنید بنویسید. این کار شما را وادار می کند تا به طور جدی و خلاقانه فکر کنید تا بتوانید قدرت شهود خود را آزمایش کنید.

نکته اصلی این است که مغز خود را وادار به انجام مهارت های تفکر مرتبه بالاتر کنید.

9. مغز خود را با رویکرد قدیمی مدرسه خود تحریک کنید

این فناوری آنقدر راحتی را به ارمغان آورده است که بیشتر ما بلافاصله به طور پیش فرض از آن استفاده می کنیم.

برای تیز نگه داشتن مغز ، سعی کنید روش قدیمی را انجام دهید. به جای تکیه بر ماشین حساب یا نرم افزار ، شماره ها را روی دفترچه های یادداشت بکشید و نبوغ درونی خود را فاش کنید. به جای تماشای تلویزیون در زمان خالی ، خود را در مورد بازی های کلمه ای یا معماهای جدول کلمات متقاطع به چالش بکشید. به جای اینکه بتوانید اشیاء تصادفی را هدر دهید ، ایده اصلی را تنظیم کنید و مواردی را که از آن پشتیبانی می کند ، ترسیم کنید.

برای به دست آوردن یک تمرین ذهنی عالی ، سعی کنید به خاطر سپردن آیات ، نقل قول ها یا شعرها بپردازید. نکته مهم این نیست که حفظ کردن حافظه انجام شود بلکه پیدا کردن انجمن ها و ارتباطات است.

همانطور که روزانه چند دقیقه درگیر این فعالیت ها می شوید ، متوجه می شوید که مغز شما شروع به بهبود می کند.

10. هر تعداد دوم را انجام دهید

شما کار خود را انجام می دهید و در منطقه هستید.

همه چیز در اطراف شما به جز آنچه در حال حاضر انجام می دهید ، مبهم است. ایده ها نمی توانند جلوی ریختن را بگیرند. احساس می کنید بسیار کارآمد و کارآمد هستید. کار که معمولاً روزها طول می کشد ، اکنون در مدت چند ساعت به پایان می رسد.

سپس ، زنگ هشدار می شود.

وقت استراحت پانزده دقیقه ای شماست.

شما در حالی که به کارهایی که تولید کرده اید ، آه عمیق می کشید. شما راضی هستید احساس موفقیت می کنید

و اکنون زمان پاداش مورد نیاز شما است.

شما تلفن خود را می گیرید ، برنامه رسانه های اجتماعی مورد علاقه خود را باز می کنید و برای آخرین شایعات به معنای به روزرسانی در دوستانتان ، از طریق خبرخوان حرکت می کنید.

وقتی در زمین رسانه های اجتماعی سرگردان هستید احساس گناه می کنید. پس از همه ، شما دو ساعت کار متمرکز انجام داده اید. تحریک 15 دقیقه ای به غلظت مغز شما صدمه نمی زند.

یا این همان چیزی است که شما فکر کرده اید.

هنگامی که به کار دیگری تغییر می دهید ، بازگشت مغز به وظیفه اصلی شما برای مغز دشوارتر می شود.

حتی رمزگذارهای مایکروسافت از این رنج رنج می برند.

در مصاحبه پادکست از جیم کوویک و استیون کوتلر ، آنها بحث کردند که چگونه فعالیت های تصادفی در هنگام انتقال می تواند به تمرکز مغز آسیب برساند. آنها پیشنهاد می كنند كه بدون وقفه ، خود را مستقیماً به گذرگاه آموزش دهید. استیون کوتلر به مدت 4 ساعت می نویسد و سپس سایر فعالیت ها را در بقیه روزهای کاری خود متناسب می کند. به این ترتیب ، مغز از استفاده کارآمد انرژی بهره می برد و قادر است به طور خلاقانه و درست فکر کند.

زمان تنفس یک زندگی جدید برای مغز قدیمی و کسل کننده شما

هنگامی که شما به طور عمدی مغز خود را درگیر می کنید ، این عشق به آن سزاوار می شود. فقط آنجا نیست که در جمجمه شما نشسته است. در واقع کارهایی را که قرار است انجام دهد انجام می دهد.

با شکستن روال معمول ، مدارهای توجه مغز را در دنده های بالا قرار می دهید.

تصور کنید که همیشه یادآوری موارد مهم چقدر کارآمد است.

نیازی به نگرانی نیست اگر مهلت یا رویداد مهمی را از دست بدهید. لازم نیست که به دنبال جفت عینک خود باشید. شما احساس گناه نمی کنید که نام آن همسایه فوق العاده را فراموش کنید.

در واقع ، شما از صحبت کردن با هر کسی لذت خواهید برد ، زیرا می دانید مغز شما همیشه چیز جدیدی را یاد می گیرد.

مغز شما می تواند بهتر از گذشته شود. شما دیگر از کاهش شناختی وحشتناک نیستید زیرا اکنون با نکاتی که بلافاصله می توانید مسلح شوید ، مسلح شده اید.

آیا این به نظر نمی رسد رویایی؟

خوب ، می تواند واقعیت شما باشد.

این داستان در The Startup ، بزرگترین انتشارات کارآفرینی Medium و به دنبال آن 340،876+ نفر منتشر شده است.

برای دریافت داستانهای برتر در اینجا مشترک شوید.